راسخون

لطیفه هاو جوک ها

aftab210 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 423
|
تاریخ عضویت : مرداد 1391 

باحال بود کلی خندیدم

prompet کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 4609
|
تاریخ عضویت : بهمن 1389 




 

prompet کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 4609
|
تاریخ عضویت : بهمن 1389 




prompet کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 4609
|
تاریخ عضویت : بهمن 1389 

 




 

prompet کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 4609
|
تاریخ عضویت : بهمن 1389 

نانوایی ها بعد از هدفمند شدن:

با سلام.

به سیستم گویای نانوایی شاطر اکبر خوش آمدید؛

جهت اطلاع از قیمت نان عدد 1،

ثبت نام خرید نان به صورت قسطی عدد 2،

طرحهای تشویقی رنگی عدد 3

و شرکت در قرعه کشی پنج نان رایگان در هفته عدد 4

را فشار دهید....!!!

طرح خشخاشی فقط برای مشترکین دائمی می باشد .
با تشکر (نان نانان نانان به سبک آهنگ روزی روزگاری )

prompet کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 4609
|
تاریخ عضویت : بهمن 1389 

دلنوشته دختران مجرد :
از کلاس اول خواندیم آن مرد آمد ! آن مرد با اسب آمد !
ما که ترشیدیم ، مردک با خر هم نیامد و باز هم بابا نان داد !


ن در حالی که در آینه نگاه میکنه به شوهرش میگه:

من جدیدا خیلی وحشتناک، چاق و زشت به نظر میرسم.. لطفا یه چیز خوب بگو یه کم حالم بهتر بشه

شوهر: عزیز دلم بیناییت فوق العادست !


هرچی‌ وایسادیم زندگیمون بیفته رو غلطک خبری نشد خوب لامصب یه بار غلطک بیفته رو خودمون راحت شیم :/


دوره ای شــده که حاضــرم جــای "پــــت"باشــم اما یــه دوســت واقعــی مثــل "مــــت"داشتــه باشــم !!!


چند شب پيش سالگرد ازدواج مامان و بابام بود. اومدم تيريپ نمك بردارم، به بابام گفتم: بابا اگه زمان برگرده به عقب، باز با مامان ازدواج مي‌كني؟
گفت: آره، ولي تو رو به دنيا نمياورديم

prompet کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 4609
|
تاریخ عضویت : بهمن 1389 

بابام زنگ زده غذا سفارش بده می گه 2 تا پیتزا مخصوص با یه همبرگر ساده .
وقتی قطع کرد بهش گفتم چرا نگفتی سه تا پیتزا؟
گفت پیتزا گرون می شد برا تو همبرگر گرفتم ! ................:|


همسایه دیوار به دیوارمون ۲ شب اومده زنگمونو زده میگه :
احیانا این سوناتا مال شما نیست دمه در ما گذاشته !؟
میگم : نه مال ما نیست !
میگه : آررررره حدس می زدم شما از این فک و فامیلا نداری

 

PROMPET کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 4609
|
تاریخ عضویت : بهمن 1389 

آقا ما 7 سالمون بود
اون موقع ویدیو خدایی بود واسه خودش
یه شب ما به اتفاق خانواده نشستیم فیلم (( سوپر من )) و نگاه کردیم
بعد از تماشای فیلم حال عجیب غریبی داشتم هم سنو سالای من درک میکنن حالمو !!!
احساس قدرت میکردم احساس می کردم که منتخب بودم و خبر نداشتم ...
خلاصه رفتیم تو حیاط تاب سواری تاب و روندیم و روندیم تا سرعت رسید به 140 بلند شدم ایستادم
و مدل سوپرمن که دستاشو مشت می کرد و پرواز میکرد شدم و چشمام و بستم و رفتم ........
چشمام و که باز کردم خودم و رو تخت بیمارستان دیدم و خانواده محترم به همراه بچه های محل و تعداد کثیری از هوادارا همه دورم حلقه زده بودن ....
سرتون و درد نیارم واسه اینکه به زندگی عادی برگردم 1 ماه تحت مراقبت های ویژه بودم و بعد از اون تا سالها تو محل و در و همسایه و فامیل ملقب به (( امیر سوپر من )) بودم


پدر بزرگم خیاطه یه روز تعریف میکرد که یه گدا اومد مغازه منم گفتم پول ندارم اونم گفت پس شلوار بده
:ندارم
:پس کت بده
:ندارم
میگه یه نگاهی بهم کرد گفت پس مغازه رو ببند با هم بریم گدایی
من:
اون:

prompet کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 4609
|
تاریخ عضویت : بهمن 1389 






 

prompet کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 4609
|
تاریخ عضویت : بهمن 1389 




prompet کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 4609
|
تاریخ عضویت : بهمن 1389 




 

prompet کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 4609
|
تاریخ عضویت : بهمن 1389 

prompet کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 4609
|
تاریخ عضویت : بهمن 1389 




 

prompet کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 4609
|
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
چیزی که توی مملکت اصیل و با فرهنگ ما زیاده، چیزی نیست جز عشق و عاشقی.
هرکسی با یه نگاه، یا صدا عاشق می‌شه و یا بلعکس متنفر می‌شه!
اصولا گیرنده‌های رمانتیک قلب ما ایرونیا خیلی آنتن دهیش قویه و اتومات و فوری جواب می‌ده.
اونچیزی که اینروزا ما اسمشو گذاشتیم عشق چیزی جز یه ویروس نیست.
ویروسی که از طریق چشم ها، آهنگ صدا، نوشته ها و تصاویر، اصطکاکات و... منتقل میشه و فوق‌العاده خطرناکه....
وقتی این ویروس خوشگله وارد تن آدم میشه یه سری اتفاقاتی به شرح زیر صورت می‌گیره:
 
بالا رفتن دمای بدن (یه چیزی تو مایه‌های تب)
افزایش ضربان قلب و اضطراب و هیجان.
کم اشتهایی و یا بلعکس.
بی تفاوتی نسبت به همه چیز غیر از عامل انتقال دهنده ویروس.
بی‌خوابی و آبریزش از چشم و گاهی بینی و بعضی موارد از دهان.
سردرد، گلو درد، دل درد، درد مواضع ماهیچه‌ای گردن و ستون فقرات و کمر و اجزای وابسته.
فلج موضعی مغز و عدم قدرت تصمیم‌گیری عقلانی.
تمایل شدید به شماره‌گیری تلفنی.
تزلزل شخصیتی و افت قدرت اعتماد به نفس و تمایل به مرگ.
تمایل به خندیدن یا گریه شدید.
افزایش شدید میل خودکشی.
ضعف شدید و کلی دستگاه عمومی بدن.
تمایل شدید به خواندن شعر، شنیدن ترانه و دراز کشیدن روی تخت.
فوران آه‌های متمادی از ته دل.
گیجی، منگی، قاط زدن و میل زیاد به پیاده روی.
فعالیت فوق‌العاده سلول‌های تصویر سازی و تخیل مغز.
قاطی کردن شب و روز و ماه و سال و پارکینسون موضعی مخ.
نیاز شدید به محبت و آب یخ و چای و آب قند.
توجه بیشتر به آیینه و وسواس شدید صورتی.
تمایل بی‌اندازه به تکیه کردن به یک شخص یا پشتی محکم.
خواب روزانه و تغییر هویت شخصی از آدم به جغد و گاهی شغال.
مبتلا شدن به بیماریهایی از قبیل مازوخیسم، قانقاریا، کم‌حرفیسم، ورمیسم چشمی، کوتاهی قد و وبا!
افسردگی و ... مرگ.
 
همونطور که مشاهده كردید، این ویروس شهرام پهرام حالیش نیست. بی‌رحم و نامرده و توی تن هرکی بیفته فیتیله پیچش میکنه.
این ویروس هیچ جوری هم درمون نمیشه مگه اینکه یه جورای خاصی دوباره به تن کسی که این ویروس رو منتقل كرده، برگردانده شود!!
القصه... بد دردیه این عشق. شاعر میگه:
زدست دیده و دل هر دو فریاد / که این عشق است که ما را داده بر باد
و یا : عشق من منو صدا کن / این ویروسو از تنم جدا کن(شاعر معاصر گم نام: م. و)
خلاصه... این از جریان عشق آلوده امروزی که ترکیبیه از ش ه وت، ، ذره هایی از عشق اصیل فراموش شده، تنها گریزی، پولداری، بیکاری، اینترنت، چشم و هم چشمی و....
و اما در این بیماری هیچوقت انتقال دهنده اولیه ویروس مقصر نیست بلکه اون گیرنده است که یه جورایی خودشو میندازه توی بدبختی و بیماری عشق.
به نظرتون این ویروس آنتی ویروسی واسش پیدا می شه ؟
prompet کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 4609
|
تاریخ عضویت : بهمن 1389 

 روابط دیپلماتیکم با بابام قطع شده،خدا کنه رو روابط اقتصادی بی تاثیر باشه