موفقیت: اعتماد به نفس
|
پیروزی بوسیله «عقده حقارت»!
|
ولی این عدم تعادل گاه رسیدن به موفقیت های بزرگ را سبب می شود.» در واقع بعضی پیروزی ها را ممکن است نتوان بدون محرک قوی «احساس حقارت» بدست آورد. تفاوت بین شخصی که از احساس طبیعی حقارت استفاده مثبت می برد و از آن برای کسب موفقیت بیشتر بهره می برد، با کسی که تسلیم آن می شود، فراوان است. اما از نقطه نظر علمی هم آن پیروزی خارق العاده و هم آن شکست و حالت منفی هر دو، دو درجه مختلف از «عقده حقارت» است. هنگام مواجهه یا پیشامدهای تازه، کوشش دارد با آنها برخورد نکند یا وضع دفاعی بخود بگیرد و یا به نحوی موقعیت خود را عوض کند. حتی ممکن است در این راه مبالغه نموده و دفع تهاجمی به خود بگیرد و این وضع تهاجمی گاه بصورت مبالغه آمیز درآمده و به احساس برتری مبدل می شود. تفاوت بین یک شخص معمولی و کسی که مبتلا به عقده روانی حقارت یا برتری می باشد، در کوشش برای کسب قدرت است. اولی برای انجام بهتر کار و وظیفه اش و دومی قدرت را برای نمایش دادن شخصیت خود به مردم. ● «احساس حقارت» و فعالیت مضاعف در احساس حقارت، شخص را می توان به سهولت به طرف پیشرفت ها و پیروزی ها راهنمایی کرد. ولی وقتی «احساس حقارت» به «عقده حقارت» تبدیل شد، امکان هدایت و بهره برداری از آن از بین می رود. «آدلر» می گوید: «احساس حقارت ممکن است هم اشخاص سالم و هم آنهایی که دچار عقده حقارت هستند را وادار به فعالیت کند، برای اشخاص سالم رسیدن به هدف، احساس برتری بوجود می آورد. ولی کسی که دچار عقده حقارت است، هرگز موفق نمی گردد و حتی با رسیدن به هدف هایش نمی تواند بر احساس ناتوانی و بی کفایتی خود مسلط شود.» ● تبدیل «احساس حقارت» به عقده وقتی «احساس حقارت» تبدیل به عقده گردید، علاوه بر اینکه امکان اصلاح و تبدیل آن به یک قدرت سازنده مشکل خواهد بود. بلکه به قدرت مخربی تبدیل خواهد شد که احتمال دارد شخص را به طرف جنایت، خیانت و خودکشی نیز سوق دهد. «پیاژه» معتقد است:«اشخاصی که از عقده حقارت رنج می برند، ممکن است کوشش کنند جنبه هایی را که موجب ایجاد احساس حقارت در آنها می شود، از دیگران پنهان دارند و این احساس را از ذهن خود محو کنند و اصولا سعی داشته باشند وانمود کنند که بالاتر از هر کس دیگر قرار دارند و بسیار متکی به خود و متعهد به نفس می باشند. اما از آنجاکه واقعا و باطنا به خودشان اعتماد ندارند، در این تظاهر مبالغه می کنند و برای شخصی که دچار عقده حقارت است، دنیا جای ستیز و دشمنی است.» حال اگر عقده حقارت باعث غرور یا وحشت، لاف زدن یا اتکای شدید به دیگران گردد، این فرد هرگز از روابط خود با دیگران راضی نخواهد بود و هر وقت که می خواهد به دیگران نزدیک شود به اندازه کافی نسبت به وی همدردی و تفاهم نشان نمی دهند. ● علل و انگیزه های «احساس حقارت» ▪ پرخاش و سخت گیری والدین: از جمله عواملی که گاه باعث «احساس حقارت» و یا به اصطلاح دیگر «خود کم بینی» می شود، پرخاش و سخت گیری والدین می باشد. وقتی کودک در مقابل دیگران، مخصوصا در مقابل همسالان و همبازی های خود مورد پرخاش و اهانت قرار می گیرد و این کار تا جایی پیش می رود که اطرافیان هم کم کم همین رفتار را با او در پیش می گیرند، «احساس حقارت» در او شروع به جوانه زدن می کند. در واقع بسیاری از زخم های روانی و نابسامانی های روحی از دوران طفولیت در کودک ایجاد می شود، بنابراین باید مراقب کودک بود تا عوامل این ناراحتی ها برای او فراهم نشود. از سوی دیگر کودک یا هر شخص دیگری که به خود تکیه داشته باشد و این اعتماد را در خود احساس نماید که در مقابل خوشی ها و ظواهر فریبنده زندگی فریب نخورده و در مقابل مشکلات نیز استوار و پابرجا باشد، هرگز احساس حقارت نمی کند. اما گاه والدین با رفتار نامناسب خود این اعتمادبه نفس را از کودک خود می گیرند. گاهی «احساس حقارت» با حسادت توام است، که این احساس حسادت جز خود آزاری و احساس حقارت نتیجه دیگری ندارد و کودک کم کم احساس حقارت و خودکم بینی می نماید. اما می توان با رفتاری صحیح کودک را از این احساس دور کرد. ▪ نقص عضو یا محروم بودن از نعمت والدین: بعضی از کودکان دارای نقایص جسمی هستند و همین نقیصه سبب می شود که در مقابل دیگران احساس حقارت کنند و بعضی دیگر به دلیل فقدان یکی از والدین یا هر دو احساس کمبود و حقارت می کنند. و گاهی کودک با داشتن پدر و مادر اما نداشتن روابط صحیح عاطفی در خانواده احساس حقارت می کند. اما به هر حال، هیچکس را از این احساس راه گریزی نیست و تنها وقتی می توان ریشه اش را از بیخ کند که بتوان آن را بصورت محرکی مثبت برای انجام کارهای مفید درآورد. والدین باید توجه داشته باشند کودکی که با بروز اعمال و رفتارهای گوناگون می خواهد برتری هایی از خود نشان دهد، کودکی است که احتمالا احساس حقارت دارد. لذا نباید به ذوق چنین کودکانی زد، زیرا قبلا در خیلی موارد به ذوقشان زده شده که به اینصورت درآمده اند. باید بطور صحیح به آنها توجه کرد و به آنها فهماند که واقعا آنها هم برتری هایی دارند و کارهایشان مورد توجه و علاقه والدین است تا در آنها اعتمادبه نفس بوجود آورند و ریشه احساس حقارتی را که از این راه نصیبشان شده، خشک بشود. هرگز نباید برتری های کودکان دیگر را وسیله ای برای انگیزه دادن برای پیشرفت کودک قرار داد، زیرا کاملا برعکس تاثیر می گذارد. ▪ مقایسه با دیگران: والدین نباید به هر نحو که شده از کودک بخواهند که مانند فرد دیگری باشد، یا حتی مثل کسی که خود آنها روزی دوست داشته اند آنگونه باشند، اما به آن نرسیده اند. چراکه این ها کودک را از خود ناامید می کند و کودک، خود را حقیر و ناتوان از آنچه که از او خواسته شده می بیند و در نتیجه دچار خودکم بینی و عدم اعتمادبه نفس می شود. ● نتیجه: والدین باید با رفتاری کاملا محترمانه به کودکان خود شخصیت بدهند تا کودکان احساس کنند که به راستی دارای شخصیتی قابل قبول و مورد احترام هستند، آنگاه برای حفظ شخصیت مورد احترام خودشان هم که شده سعی خواهند کرد همان چیزی باشند که شما می خواهید. چراکه پذیرش کودک از سوی خانواده، مخصوصا پدر و مادر بسیار حائز اهمیت است و این پذیرش از سوی پدر و مادر گامی بسیار بلند در جهت اعتمادبه نفس بخشیدن به کودک و دوری او از «احساس حقارت» و «خودکم بینی» می باشد. |
|
تاثیر دیگران بر اعتماد به نفس شما... آری؟
|
| یکی از عقاید متداول بین اکثر مردم این است که، اگر بقیه آدم ها تاییدتان نکنند، شما فردی بی ارزش هستید. یکی از بزرگترین موانع برای افرادی که می خواهند اعتماد به نفسشان را بالا ببرند، نیاز مبرم آنها به تایید و تصدیق دیگران است. آنها احساس می کنند اگر کسی به آنها نگوید که چه کار محشری انجام داده اند یا چقدر عالی بوده اند، حتماً به اندازه ی کافی خوب نبوده اند. آنها به خودشان ایمان ندارند و نیاز دارند که کسی را پیدا کنند که آنها را باور داشته و تاییدشان کند. مشکل اینجاست که وقتی به خودتان اعتماد داشته باشید، دیگر مهم نخواهد بود که بقیه در مورد شما چه نظری دارند و چه می گویند، چون مهمترین فرد خودتان هستید. شما دائماً دنبال افراد بیشتر و بیشتری هستید که بگویند با ارزشید. این جستجو آنقدر ادامه پیدا می کند تا کسی را پیدا می کنید که دقیقاً نظر خودتان را در مورد شما داشته باشد؛ یعنی اعتقاد داشته باشد که شما فردی کاملاً شکست خورده و ناتوان هستید. بعد از این حتی اگر یک میلیون انسان هم شما را تایید کرده باشند، دیگر برایتان مهم نخواهد بود و فقط آن اظهار نظر منفی در ذهنتان خواهد ماند. ● همه چیز در خودتان است تاییدی که به آن نیاز دارید باید از جانب خودتان باشد و این فقط زمانی میسر خواهد شد که دست از جستجوی تایید دیگران بردارید و برای خوب کردن خودتان زمان بگذارید. گاهی فقط هوشیاری از اعمال خودتان بهترین درمان برای شما خواهد بود. پس برای خودتان زمان گذاشته و و به بررسی احساساتتان بپردازید و ببینید که چرا و از کجا آمده اند. وقتی اینکار را انجام دادید، دیگر برای آن احساس خاص، نیازی به تایید دیگران نخواهید داشت. ● آزادی آن لحظه ای که ناگهان متوجه می شوید که دیگر نیازی به تایید دیگران ندارید برایتان غیرقابل باور خواهد بود. آرامشی غیرمنتظره در وجودتان ایجاد می شود که آن را سراسر لذت می کند. مثل این می ماند که ناگهان از یک کابوس بیدار شده اید و الان آزادید که فقط خودتان باشید. کل زندگیتان یکباره تغییر خواهد کرد. و می بینید که برای اولین بار در زندگیتان حس "راضی" و "خوشحال" بودن را درک می کنید. اما چطور باید به جایی برسید که دیگر نیاز به تایید یا خوشامد دیگران نداشته باشید؟ شاید خودتان هم خبر نداشته باشید که کل زندگیتان تلاشتان بر این بوده است. چطور تایید دیگران را جلب می کنید؟ خوب، اول باید بفهمید که چطور تایید دیگران را جلب می کنید. مثلاً: آیا تا وقتیکه نفهمیده اید احساس دیگران درمورد نظراتتان چیست، درمورد چیزی نظر نمی دهید؟ آیا معمولاً بهانه هایتان برای بهتر نشان دادن خودتان است؟ آیا قبل از اینکه هر تصمیمی بگیرید، نظر همه را می پرسید؟ آیا خیلی نگران وضعیت لباس پوشیدن خود هستید؟ آیا فکر می کنید خیلی خجالتی هستید و نمی دانید که در جمع چه باید بگویید؟ آیا به کسی جواب منفی نمی دهید چون می ترسید که درمورد شما چه فکری بکنند؟ آیا دائماً در حال خوشنود کردن و راضی نگهداشتن دیگرانید؟ آیا خرید میکنید که بقیه فکر خوبی درمورد شما داشته باشند؟ آیا همه ی کارهایتان را فقط برای تحت تاثیر قرار دادن بقیه انجام می دهید؟ اینها چند راه متداولی است که احتمالاً برای جلب تایید دیگران از آن استفاده می کنید. ▪ یک علامت مهم علامت مهمی که نشان می دهد شما در جلب تایید دیگران هستید این است که دفعه بعدی که با کسی برخورد دارید ببینید آیا احساس پریشانی و اضطراب به شما دست می دهد و در عذابید؟ از خودتان بپرسید آیا این احساس برای جلب تایید و خوشامد دیگران است؟ لازم نیست این آدم حتماً کسی باشد که بشناسید، می تواند یک فرد کاملاً غریبه باشد. وقتی کاری انجام می دهید یا حرفی می زنید که دیگران را خوشنود کنید یا آنها را تحت تاثیر قرار دهید یا بخواهید کنترشان کنید، احساسی توام با ترس، و درد خواهید داشت. پس اگر شما هم در برخورد با دیگران چنین احساسی را تجربه کردید، میتواند نشانه ی این باشد که خودتان را برای جلب آن تایید و تصدیقی که در خودتان نمیتوانید پیدا کنید، آزار می دهید. وقتی فهمیدید که برای تحت تاثیر قرار دادن و راضی کردن دیگران چه می کرده اید، میتوانید بفهمید که کدام جنبه از شما نیاز به درمان و بهبودی دارد. حتی متوجه می شوید که چقدر از آدم های اطراف شما هم برای جلب رضایت و خوشنودی دیگران خودشان را در چنین مخمسه هایی می اندازند. و شگفت زده خواهید شد که تنها نیستید. |
|
ترس یا اعتماد به نفس؟
|
| ترس میتواند بزرگترین محرك ما باشد گرچه دلیل اصلی اضطراب كه به تلاش و كوشش، رنج، تصادفات، درد و بیماری منجر میشود، نیز هست. ترس چهرههای گوناگونی دارد كه از آنها میتوان به چند مورد اشاره كرد: ترس از پذیرفته نشدن، ترس از شكست، ترس از دست دادن، ترس از موفقیت، ترس از به اندازه كافی لایق نبودن، ترس از آینده، ترس از كنترل خود را از دست دادن، ترس از كنترل شدن، ترس از اشتباه، ترس از تغییر، ترس از ایدههای نو، ترس از محبوب نبودن. اعتماد بهنفس در جایی كه در آن ترس وجود نداشته باشد پرورش مییابد و اگر از هر آنچه در زندگی ما اتفاق میافتد، صرف نظر از مسایل ظاهری و سطحی، برداشت مثبت داشته باشیم میتوانیم آن را تقویت كنیم. شرایط و محیطی كه در آن زندگی میكنیم هیچ ربطی به احساس ترس یا اعتماد بهنفس ما ندارند. تنها برداشت ما از این دو و درك ما از موقعیت است كه میتواند هریك از این دو حس را در ما برانگیزد. در هر موقعیتی كه با آن مواجه میشوید، این شما هستید كه حق انتخاب دارید كه آن را از زاویه ترس ببینید یا از زاویه اعتماد بهنفس. برای مثال: ▪ میتوانید تقصیر را به گردن دیگران بیندازید و یا اینكه مسوولیت زندگی خود را بهدست گیرید. ▪ میتوانید به زمان گذشته بچسبید یا اینكه هر لحظه را در زمان حال تجربه كنید. ▪ میتوانید از دیگران ایراد بگیرید یا اینكه ازوجود آنها لذت ببرید. ▪ میتوانید به تواناییهای خود شك كنید یا اینكه به آنها افتخار كنید. ▪ میتوانید از شكست خوردن واهمه داشته باشید یا اینكه موفقیتهای خود را بشناسید. ▪ میتوانید حالت دفاعی بهخودتان بگیرید یا اینكه ذهنتان را آزاد كنید. ▪ میتوانید كینه به دل بگیرید یا اینكه ببخشید. ▪ میتوانید در مورد دیگران قضاوت كنید یا اینكه سعی كنید خود را در جای آنها بگذارید. ▪ میتوانید به دیگران عذاب وجدان دهید یا اینكه مسوولیت تجربههای خود را بهدست گیرید. ▪ میتوانید طبق قوانینی كه دیگران طرح كردهاند زندگی كنید یا اینكه خود آنها را طرح كنید. ▪ میتوانید با چیزهایی كه نمیخواهید مقابله كنید یا اینكه چیزهایی را كه میخواهید خود خلق كنید. ▪ میتوانید با تغییرات مبارزه كنید یا اینكه بر موج تغییرات سوار شوید. ▪ میتوانید نگران كارهایی باشید كه دیگران انجام میدهند یا اینكه هواستان را جمع كارهای خود كنید. ▪ میتوانید در مورد آینده نگران باشید یا اینكه از زمان حال لذت ببرید. ▪ میتوانید با مسایل ناخوشایند گذشته، خود را مضطرب كنید یا اینكه با موفقیتهایی كه كسب كردهاید آرامش خاطر یابید. ▪ میتوانید از برداشت احتمالی آدمها نگران شوید یا اینكه به آنچه میدانید اعتماد كنید.. شما از كدام زاویه به موقعیت زندگی خود نگاه میكنید، ترس یا اعتماد بهنفس؟ |
|
تقویت «عزت نفس» و «خودباوری» در کودکان و نوجوانان
|
در واقع هرچه فرد از خودباوری و عزت نفس بالاتری برخوردار باشد از موقعیت و كارآمدی بالاتری برخوردار بوده و از آسیب های روانی- اجتماعی نیز مصون خواهد ماند. گوته در اهمیت«عزت نفس» می گوید: ـ اگر ثروتمند نیستی مهم نیست، بسیاری از مردم ثروتمند نیستند. ـ اگر سالم نیستی، هستند افرادی كه با معلولیت و بیماری نیز خوب زندگی می كنند. ـ اگر زیبا نیستی، هستند افرادی كه زیبایی ظاهری ندارند ولی خیلی خوب زندگی می كنند. ـ اگر تحصیلات عالی نداری، با كمی سواد هم می توان زندگی كرد. « اما اگر قدرت نفس نداری، متاسف باش چون هیچ نداری. ● معنای «عزت نفس و خودباوری» عزت نفس یعنی: احساس ارزشمند بودن كه از طریق مجموعه افكار، عواطف، احساس ها، تجربه ها به دست می آید به گونه ای كه فرد خود را توانمند، با كفایت و موفق می داند. ● «عزت نفس و خودباوری» چگونه ایجاد می شود عزت نفس و خودباوری از كودكی، توسط والدین و اطرافیان شكل می گیرد و ایجاد می شود. مثلاً«اگر كودكی در محیط پر از ترس بزرگ شود یاد می گیرد كه بترسد» و یا «اگر در محیط پر از تشویق بزرگ شود می آموزد كه اعتماد كند» عزت نفس كودكان از نوع، نگرش و رفتاری كه دیگران نسبت به او دارند، می تواند شكل بگیرد. رفتارهایی چون طرد، عدم محبت، عدم توجه، غفلت، جدی نگرفتن، توجه به نكات منفی، گوش ندادن، عدم احترام، تحقیر، تمسخر، سرزنش، تهدید، مقایسه، انتظار بیش از حد و بد رفتاری سبب كاهش عزت نفس در كودك می شود. از طرف دیگر رفتارهایی چون پذیرش، احترام، محبت، توجه، جدی گرفتن، احساس تعلق، تشویق، حمایت، تحسین، احساس ایمنی و انتظارات مناسب موجب افزایش عزت نفس در كودك می شود. برای ایجاد «عزت نفس» در فرزندان بهتر است به آن ها كمك كنیم تا بیاموزند كه: ۱) هیچ انسانی شبیه دیگری نیست: هیچ كدام از انسان ها در طول تاریخ شبیه هم نبوده و نخواهند بود و به خود بگوید«هیچ كس شبیه من نیست، من آن چه را كه هستم دوست دارم و احساس خوبی نسبت به خودم دارم.» ۲) محدودیت ها و توانمندی های خود را بپذیرید: نقاط ضعف خود را بدون نگرانی و ناراحتی بپذیرید و از آن ها احساس گناه و شرمساری نكنید. چون هیچ فردی نمی تواند انسانی كامل و به همه چیز دانا و به همه كاری توانا باشد و با آگاهی و پذیرش نقاط مثبت و ضعف خود احساس رضایت و خشنودی می كند. راه های افزایش عزت نفس در كودكان: برای افزایش عزت نفس باید «احساس كفایت»، «احساس مسوولیت»، «احساس پذیرش و محبت» و «احساس رضایت از وضع جسمانی خود» را در فرزندانمان ایجاد كنیم و برای ایجاد هر یك از احساس ها موارد زیر توصیه می شود: انتظارات بیش از حد از آن ها نداشته باشیم. توانایی های آن ها را تشویق و تحسین كنیم. كارها، فعالیت ها وعواطفشان را حمایت كنیم، كمك كنیم كه عملكردشان را بهبود بخشیده و موفقیت را هر چند كوچك تجربه نمایید. تشویق و حمایت نماییم كه راه های مختلفی را برای حل مساله تجربه كنید. ▪ برای ایجاد احساس مسوولیت باید: ـ تشویق كنیم تا ارتباط سالم اجتماعی با دوستان و طرافیان برقرار كنند. ـ فرصت هایی را فراهم كنیم تا تجارب، توانایی ها و موفقیت هایشان را با هم در میان بگذارند. ▪ برای ایجاد احساس پذیرش و محبت باید: ـ از مقایسه او با دیگران بپرهیزیم و او را به عنوان یك فرد بی نظیر و منحصر به فرد نگاه كنیم. ـ بدون قید و شرط او را بپذیریم تا احساس پذیرش درونی را در او تقویت كنیم. ـ كمك كنیم تا خود را قبول داشته باشند و به خود اعتقاد پیدا كنند و احساس ایمنی را در آن ها پرورش دهیم. ـ آن ها را به عنوان هدیه و نعمت الهی تلقی كرده و به آن ها احترام بگذاریم. ـ كمك كنیم تا عواطف و محبت خودشان را به راحتی بروز دهند. ● نشانه های افراد با خودباوری زیاد فرد مستقل عمل می كند و مسوولیت پذیر است. نسبت به پیشرفت هایش افتخار می كند و دامنه وسیعی از هیجان ها و احساس ها را نشان می دهد. ناكامی را به راحتی تحمل می كند و دیگران را به راحتی تحت تاثیر قرار می دهد. ● نشانه های افراد با خودباوری كم توانمندی های خود را دست كم می گیرد و احساس درماندگی می كند. به آسانی تحت تاثیر دیگران قرار می گیرد. دامنه محدودی از احساسات و عواطف را نشان می دهد. از موقعیت های جدید و تازه دوری می كند و بلافاصله بهانه جویی می كند و ناامید می شود و در ضعف های خود، دیگران را سرزنش می كند. ● عوامل كاهش دهنده، عزت نفس و خودباوری ▪ بیش از «اندازه » بر «بایدهای خودمان» تاكید داشته باشیم. ▪ احساسات و عواطف خودمان را همواره واقعی تصور نموده و از پذیرش انتقاد بیم داشته باشیم. ▪ زمینه های منفی خودمان را بزرگ دانسته و در عوض جنبه های مثبتمان را كم اهمیت تلقی نماییم. ▪ به خاطر هر عملكردی به خودمان برچسب بزنیم. بر چسب زدن فرایندی است كه با سرزنش و ملامت خود همراه است. ▪ داشتن اندیشه «همه یا هیچ» یعنی وقتی نمی توانیم فعالیتی را به درستی و كامل به نتیجه برسانیم، خود را شكست خورده بدانیم. |
|
تقویت عزت نفس
|
عزت نفس به این معنی است که فرد احساس خوبی در مورد خودش دارد؛ اگر عزت نفس اشخاص به خصوص نوجوانان بالا باشد موجب پیشرفت آنان میشود. زمانی که نوجوانان احساس میکنند که دیگران به حرف آنان گوش میدهند و مورد توجه هستند و جدی گرفته میشوند؛ این امر سبب تقویت روحیهی آنان میشود. اگر نوجوانان در محیطی بزرگ شوند که والدین یا افراد دیگر، پیوسته از آنان انتقاد کنند و اشتباههای آنان را به رخشان بکشند، آنان عزت نفس خود را از دست میدهند و ممکن است به تواناییهای خود شک کنند. در نتیجه این فکر در نوجوانان به وجود بیاید که هرگز و در هیچ کاری موفق نخواهند شد. بنابراین به آینده خود بدبین شده و برنامهریزی نکرده و در تصمیمگیریها با مشکل رو به رو میشوند و ممکن است به سوی افراد بد کشیده و یا به کارهای بد وادار شوند؛ بنابراین والدین وظیفه سنگینی در این باره دارند. باید به نوجوانان کمک کنند تا آنان نسبت به توانایی خود احساس مثبت داشته و خودشان را فردی با ارزش و مفید بدانند. دادن کار و مسئولیت به نوجوانان سبب تقویت عزت نفس آنان میشود. شناخت خود و داشتن احساس خوب نسبت به خود موجب پیشرفت و ترقی جوان میشود. بنابراین باید آنان را هدایت کرد تا خودشان را کشف کنند. به نوجوان باید کمک کرد تا خودش را بشناسد. فرصتهایی برای آنان فراهم آوریم تا بتوانند ویژگیهای مثبت خود را کشف کنند. پدرها و مادران با نوجوانان خود رابطه دوستانه برقرار کنند و آنان را تشویق کنند تا نوجوانان اعتقادات و نظرات خود را به صراحت بیان کنند. خودشان را دست کم نگیرند، مسئولیت خود را به عهده بگیرند. به خودشان اعتماد و اطمینان داشته باشند. |
|
تقویت نیروی اراده و تادیب نفس
|
| مردم همواره افراد توانمندی راکه در زندگی به موفقیتهای بزرگی نایل گشته اند و نیروی اراده و تادیب نفس از خــود بنمایش گذارده اند را مورد ستایش و احترام قرار میدهند. افرادی که در تمام عرصه های زندگی تنها با نـیـروی اراده، تادیب نفس و بلند همتی زندگی خود رابهبودبـخشیـد، مهارتهای جدیدی را فراگرفته و بر مشکلات فایق آمـده اند. واقـعـیت آن است که این نیروهـای باطـنـی مـافـراد بخصوصی نبوده و هرفردی قادر میباشد توسط آموزشهای عملی بـدرجات رفیعی از نیروی اراده و دست یـابـد. نـیروی اراده و تـادیب نفس مهمترین و سـودمندترین عناصر برای دستیابی به موفقیت میباشند. ● نیروی اراده چیست؟ نیروی باطنی برای اتخاذ تصمیمات، اقدام به کار، اداره و انجام اهداف و وظـایـف تـا زمـان تحقق یافتن آنها علیرغم تمام موانع، دشواریها، مشکلات و رنجهای درونی و خـارجـی. نیروی ارده توانایی غلبه بر تنبلی، وسوسه ها و عادات منفی و دستیابی به اهداف ولو آنکه آن اهداف دشوار، خسته کننده و مغایر عادات و خلق و خوی شما باشند. ● تادیب نفس چیست؟ صرف نظر کردن از یک لذت و خوشی زود گذر و آنی به نفع یک هدف والاتر و بهتر. تـادیـب نفس توانایی تداوم عمل، افکار و رفتاری می باشد که به موفقیـت و پـیـشرفت مـنـتهی میگردند. تادیب نفس نوعی کنترل نفس میباشد که سبب نظم بخشیدن به جنبه های روحـی-روانـی، احـساسی، فیزیکی و معنوی شخص می گردد.هـدف از آن داشـتـن یـک زندگی محدود و معین نبوده و مقصود ما نیز زندگی درویش گونه نمیباشد. تـادیب نفس تنها یکی از ستونهای موفقیت و قدرت است. بـه شما قدرتی عطا میکند که تمام انرژی خودتان را بروی یک هدف متمرکز کرده و با پـشتکار و سخت کوشی تا محقق گشتن آن از پای نایستید. ● راهکارها یکی از شیوه های کارآمد برای پرورش نیـروی اراده و تـادیب نفس امتناع از ارضاء و اقناع آرزوهای بی اهمیت و غیرضـروری میباشد. هر فردی در زندگی دائما با آرزوها و وسوسه های بی حدی مواجه است که اغلب آنها به واقع بی اهمیت میباشند.شما با خودداری ورزیدن از ارضاء تک تک آنها خودتان را قدرتمند خواهید ساخت. با امـتـناع از آرزوهای بی ثمر، مضر و غیر ضروری بر خلاف عاداتتان رفتار کرده و نیروی درونی خود را تقویت کنید. ۱) برای ۱ یا ۲ روز روزنامه مطالعه نکنید. ۲) هنگامیکه احساس تشنگی کردید آب بنوشید، برغم میلتان برای نوشیدن نوشابه. ۳) بجای استفاده از آسانسور از راه پله بالا و پایین بروید. ۴) از اتوبوس یک ایستگاه بعد ویا قبل از مقصد اصلی خود پیاده گردید و باقیمانده مسیر را پیاده طی کنید. ۵) برای یک هفته یک ساعت زودتر از موعد معمول به رختخواب روید. ۶) هنگامی که وسوسه شدید که بستنی بخورید مقابـل میـل خـود مقاومت کنیـد. اینها تنها نمونه های معدودی از راهکارهایی میـباشند که به تقویت نیروی اراده و تادیب نفس شما کمک می کنند. با نیروی اراده و تادیب نفس قادر خواهید بود تا کنترل زندگی خود را بدست گرفته، به اهدافتان دست یافته،زندگی خود را بهبود بخشیده و به آرامش خاطر برسید. |
|
تکنیکهای اعتمادبهنفس
|
| ▪ تکنیک اول: من آرمانی خود را روی کاغذ بیاورید. ▪ تکنیک دوم: لیستی از توانائیها و دستاوردهای خود را از بدو تولد تا امروز بنویسید. ▪ تکنیک سوم: بهطور مداوم معیارهایتان را بالا ببرید. ▪ تکنیک چهارم: آگاهی و توانائیهای خود را بالا ببرید. ▪ تکنیک پنجم: تکنیک گرد بودن را یاد بگیرید. ▪ تکنیک ششم: اصل متضاد دکتر فرانکل. ▪ تکنیک هفتم: تیپ بزنید. ▪ تکنیک هشتم: حرف زدن خود را اصلاح کنید. ▪ تکنیک نهم: شکستهنفسی نکنید. ▪ تکنیک دهم: به خودتان پاداش بدهید (در صورت انجام کارهای ثبت و خوب). ▪ تکنیک یازدهم: نقش تغذیه در اعتمادبهنفس. ▪ تکنیک دوازدهم: موسیقی و نقش آن در عزت نفس. ▪ تکنیک سیزدهم: خودتان را از شر برچسبهایتان خلاص کنید. ▪ تکنیک چهاردهم: مسئولیت اعمال خود را بپذیرید. ▪ تکنیک پانزدهم: برای خود مدل موفقی پیدا کنید و سعی کنید به آن نزدیکتر شوید و حتی از آن جلو بزنید. ▪ تکنیک شانزدهم: با قامتی راست راه بروید و سعی کنید مدلتان بهطور مداوم تغییر کند. ▪ تکنیک هفدهم: تمرین نه گفتن و نه شنیدن را انجام دهید. ▪ تکنیک هجدهم: مقایسه با هر کس به شدت ممنوع. ▪ تکنیک نوزدهم: قدرت شگفتانگیز ایمان. |
|
چقدر اعتماد به نفس دارید؟
|
پس از خواندن هر جمله ، موردی را که نشان دهنده این است که مساله مورد سوال تا چه حد ذهن شما را اشغال می کند علامت بزنید . فوراً و بدون درنگ جواب دهید و تا حد امکان اجازه دهید احساساتتان راهنمای شما باشد . در نظر داشته باشید که این تست را فقط به خاطر خودتان انجام می دهید و خود نیز تنها کسی هستید که نتیجه را خواهید دانست . بنابراین سوالات را با صداقت تمام جواب دهید . زیرا شما که نمی خواهید به خودتان دروغ بگویید ؟ مثال زیر چگونگی پاسخ دادن به سوالات را نشان می دهد . مثال : من خیلی کارایی ندارم . به این مطلب هرگز – صفر به ندرت – یک گاهی – دو غالبا – سه خیلی زیاد – چهار فکر می کنم اگر شما گاهی فکر می کنید که کارآیی زیادی ندارید باید عدد ۲ را علامت بزنید . ۱- دلم می خواهد دیگران مرا بیشتر تشویق کنند . به این مطلب ............... فکر می کنم هرگز به ندرت گاهی غالباض خیلی زیاد ۲-حس می کنم شغل من بیش از حد سخت است . ۳- درباره آینده احساس نگرانی می کنم . ۴- بسیاری از مردم از من خیلی خوششان می آید . ۵- انرژی و ابتکار کمتری از دیگران دارم . ۶-نمی دانم آیا تمام افکار من نرمال و طبیعی است ؟ ۷- از این که مورد تمسخر قرار بگیرم ، می ترسم . ۸- دیگران از من زیباترند . ۹ از سخنرانی در مقابل دیگران می ترسم ۱۰- بسیاری از کارهایی که به آن ها می پردازم غالباً اشتباه از آب در می آیند . ۱۱- کاش می توانستم یاد بگیرم چگونه با دیگران به طور دلپذیر صحبت کنم ۱۲- ای کاش اعتماد به نفس بیشتری داشتم . ۱۳- نمی دانم چگونه می توانم تایید بیشتری از ناحیه دیگرن به دست آورم ؟ ۱۴- بیش از حد فروتن هستم . ۱۵- مغرور هستم . ۱۶- بیشتر مردم نظر و عقیده درستی در مورد من ندارند . ۱۷- کسی را ندارم که بتوانم مسایل ودرد دل های شخصی ام را با او درمیان گذارم . ۱۸- مردم بیش از حد از من انتظار دارند . ۱۹- مردم علاقه و توجه کافی به دستاوردهای من نشان نمی دهند . ۲۰- به سادگی شرمنده می شوم . ۲۱- احساس می کنم بیشتر مردم مرا درک نمی کنند . ۲۲- در محیط اطراف خود احساس امنیت نمی کنم . ۲۳- غالباً بدون دلیل احساس نگرانی می کنم . ۲۴- وقتی وارد اتاقی می شوم که چند نفر در آن هستند احساس ناراحتی می کنم . ۲۵- این احساس در من وجود دارد که مردم پشت سر من حرف می زنند . ۲۶- روی هم رفته احساس آرامش و راحتی نمی کنم . ۲۷- فکر می کنم که دیگران قادرند هر چیزی را بهتر و آسانتر از من دریابند . ۲۸- می ترسم چیزی ناگوار برای من اتفاق افتد . ۲۹- در مورد نحوه رفتار دیگران نسبت به خودم فکر می کنم . ۳۰ – ای کاش اجتماعی تر و با دیگران صمیمی بودم . ۳۱- در بحث ها فقط زمانی صحبت می کنم که از صحت گفته خودم اطمینان داشته باشم . ۳۲- درباره آن چه که جامعه از من انتظار دارد فکر می کنم . ارزیابی تست جهت پیدا کردن امتیاز خود ، ارقامی را که به عنوان پاسخ علامت زده اید با هم جمع کنید . حال با استفاده از جدول و مطابق با گروه سنی تان درجه اعتماد به نفس خودتان را معلوم کنید . درجه اعتماد به نفس – ۱۶-۱۴ سال (امتیاز) - ۲۱-۱۷ سال ( امتیاز) - ۳۰-۲۲ سال ( امتیاز) – ۳۰-۲۲ سال ( امتیاز ) – ۳۰ به بالا ( امتیاز) خیلی قوی ۸- ۰- ۲۰- ۰-۱۲ ۰- ۱۵- ۰ قوی ۱۷-۹-۳۶-۲۱-۲۵-۱۳-۲۹-۱۶ متوسط تا قوی ۳۳-۱۷-۴۴-۳۷-۴۰-۳۶-۴۶-۳۰ متوسط تاضعیف ۵۴-۳۴-۶۹-۴۵-۵۹-۴۱-۶۶-۴۷ ●تحلیل نتیجه تست ▪خیلی قوی : اعتماد به نفس مساله ای برای شما نیست . شما تقریباً هیچ وقت در مورد این که آیا تاثیر مطلوبی روی دیگران گذاشته اید یا نه ، نگرانی ندارید شمانه به خودتان شک دارید و نه احساس حقارت می کنید . ▪قوی : درجه اعتماد به نفس شما در مقایسه با دیگران افراد گروه سنی تان خوب است . شما تقریباً هیچ وقت در مورد این که آیا تاثیر مطلوبی روی دیگران گذاشته اید ، احساس نگرانی نمی کنید . شما به ندرت به خود شک کرده و یا احساس حقارت می کنید . ▪متوسط تا قوی : درجه اعتماد به نفس شما در حد معمولی و متمایل به این است که نسبتاً با قدرت بیشتری رشد کند . ▪متوسط تا ضعیف : درجه اعتماد به نفس شما در محدوده معمولی و متمایل به این است که نسبتاً با قوت کمتری رشد کند شما احتمالاً از شک به خود رنج می برید و در مورد اثراتی که روی افراد دیگر می گذارید و نسبت به طرز تفکر آنان در مورد خودتان نگران هستید شما همچنین درباره وجود احساسی حقارت در خودتان زیاد فکر می کنید . ▪ضعیف : عدم اعتماد به نفس مشکل بزرگ شما است . غالباً فکر اثراتی که روی دیگران می گذارید و طرز فکر آنان نسبت به خودتان ذهن شما را مشغول می کند . بدتان نمی آید که بتوانید با مشکلات زندگی با اعتماد به نفس بیشتر و غیر احساساتی برخورد کنید . |
|
توسعه عزت نفس درکودکان
|
| زمانی که فرد کودک است چیزهایی که از مکان میگیرد به آغاز جریان عزتنفس خوب در دریافتهای کودکانه او کمک میکند. زمانی که والدین به نیازهای یک کودک پاسخ میدهند از اینرو کودک برای توسعه احساس دوستی از والدینش یا دوستداشتن آنها را آغاز میکند. این احساس کمکم به نمای عزتنفس آنها اضافه میکند. این کودکان بعدا در زندگی یک خویشتنبینی واقعی و مثبت از خودشان دارند. عادت دادن به یادگیری چگونگی کنشها و واکنشها در یک گروه میتواند عزتنفس آنها را افزایش دهد. ● هفت نکته در تقویت عزتنفس کودکان ۱) ایفاکردن یک نقش مقتدرانه در زندگی و بناکردن روابط سالم با همسالان میتواند توسط شما یا معلمانشان صورت گیرد. ۲) روابط بچهها را با همسالان در مدرسه و محله توسعه دهید. ۳) کودکان عزتنفس خودش را در یک دوره زمانی بدست میآورند و ممکن است احساس بدی در وضعیتهای مختلف داشته باشند. یک کودک ممکن است در بعضی جاها و موقعیتها احساس اعتماد به نفس کند از قبیل خانه اما نه در مدرسه و پیش اهالی محل. ۴) زمانی که سرپرست کودک برای تلاشها و علایقاش ارزش قائل شوند کودکان بیشتر متمایل به داشتن احساسات از ارزش خود هستند. بعضی وقتها آفرین گفتن میتواند در به وجود آوردن عزت نفس منفی عمل کند. اگر یک کودک علایقش را به بعضی چیزها مانند یک پرنده نشان دهد به او در یافتن اطلاعات در مورد پرندگان کمک کنید. ۵) یک فرد جوان ممکن است بیشتر با موفقیت در کار و وظیفه و کارهای روزمره که به او محول میشود عرض اندام کند. در عوض دروغگویی پیرامون آنچه در خانه انجام میدهد یا بازیهای گیم ویدئو دادن کارها و وظایف روزمره به کودکان به سطح مسوولیتپذیری او کمک میکند. ۶) زمانی که بزرگترها برای کودک ارزش قائل شوند معمولا اعتماد به نفس افزایش مییابد چیزهایی شبیه صحبت کردن با کودک درباره اینکه چه چیزهایی برای آنها مهم است یا صحبتکردن جدی با آنها در مورد برخی موقعیتهای خاص به افزایش سطوح عزتنفس بیانجامد. ۷) بیشتر کودکان به مشکلات ایجاد شده در آینده بهتر پاسخ خواهند داد اگر والدینشان در به انجام رساندن کارهایی که در آن شکست خوردهاند کمک کنند. موفقیت این کودکان بیشتر از کودکانی است که والدینشان آنها را دائما تحتفشار قرار میدهند تا موفق و پیروز باشند. هنگامی که در زندگی ضربات آسیب زننده وجود دارد خردمندانه نیست که مانند زمانی که این آسیبها وجود ندارد با آنها رفتار کنیم. بعد از توفان مشکلات باید کمی یارانه به آنها داده شود یا با آنها در مورد چیزهایی در اتفاقات بعدی ممکن است اتفاق بیفتد، صحبت کنید. در یک دوره طولانی کودک شما دارای اعتماد به نفس بهتری خواهد بود. ● راهنمایی برای پرورش عزتنفس ▪ توجه کنید که هر کودک یک شخصیت بیهمتاست. ▪ هرگز کودکتان را با خواهر و برادر یا فامیل یا دوستان مقایسه نکنید. این امر باعث میشود کودک شما احساس کند که باید از یک نوع و شبیه آنها باشد. ▪ از توقعات تحققگرا جلوگیری کنید. ▪ سعی کنید خارج از توان کودکانتان انتظار چیزی را نداشته باشید و اهداف قابل حصولی را برای ▪ آنها در نظر بگیرید که قابل انجامدادن باشد و پیروزی و موفقیتشان را افزایش دهد. ▪ آنها را آزاد بگذارید تا خطا کنند ▪ برای کودکان شرح دهید که هیچکس کامل و تمامعیار نیست و هر کسی که ممکن است کاری را انجام دهد و اشتباه کند و آنچیز مهم اینست که از اشتباهاتشان درس بگیرند. ▪ خودتان را برای برخی اشتباهات ساده مضطرب نکنید و مطمئن باشید کودکتان به خاطر این اشتباهات کوچک دچار سختی زیاد نمیشوند. ▪ موفقیتسازی بازسازی موقعیتهای ناکام گذشته تقریبا غیرممکن است وظایفشان را به گامهایی ساده که بتوانند به آسانی برای برنامهریزی کنند، تقسیم کنید. ▪ تشویقکردن فقط به دادن شناخت در ارتباط با وظایفی که دارند، اکتفا نکنید. به کودک خود ارزش والایی برای پیشرفتها در طول مسیر انجام وظایف بدهید. به پیشرفتهای آنها صمیمانه دقت کنید. نظرات عواطف و احساسات و آنها را جدی بگیرید و نسبت به آنها از خودتان عکسالعمل نشان دهید که روشن شود بین رفتار و شخصیت آنها تفاوت وجود دارد. ▪ اجازه انتخاب به کودکتان اجازه بدهید که درمورد تعدادی از چیزهایی که دارند دست به انتخاب بزنند و به آن انتخابی که آنها کردند توجه کنید. آنها باید به نوعی احساس مسوولیت کنند قبل از اینکه آنها بخواهند احترام به خود را به دست آورند باید تا حدودی احساس مسئولیت کنند. انتخابهای حقیقی مناسب با سن کودکان به آنان اجازه میدهد تا آزمایش کنند، اشتباه کنند و در موقعیتهای غیرآموزشی یادگیریهایی داشته باشند. ● مسوولیت بدهید و منتظر همکاری آنها باشید مطمئن باشید که کودکتان قسمتهای بیاهمیت زندگی را همانند بخشهای دیگر میبیند واقعا سعی کنید که بیشتر در حضور آنها همدیگر را مسخره نکنید و به هم نخندید. ▪ شرایط چهارگانه عزت نفس ۱ ) احساس مرتبطبودن ۲ ) احساس منحصربهفردبودن ۳ ) احساس قدرت ۴ ) احساس الگوبودن ● توسعه حس منحصربهفردبودن ۱ ) بدانید چیز خاصی درباره آنها وجود دارد ۲ ) بدانید کارهایی را که هیچکس دیگر نمیتواند انجام دهد انجام دهید ۳) دیگران فکر میکنند آنها ویژه هستند ۴) آنها مسائل خود را به روش خودشان بیان ببخشند ۵ ) کمک کنید و تصورات و خلاقیتشان را وسعت ببخشند ۶ ) به کودکان احترام بگذارید ۷ ) از متفاوتبودن آنها شاد باشید ● راههای ایجاد حس منحصربهفردبودن ▪ پذیرفتنیبودن کودکان را برای آنها بیان کنید به کودکان اجازه دهید که احساسات، نگرشها، نظرات و اعمالشان را بیان کنند، آن چیزهایی را که در ارتباط با کودک شما متفاوت و ویژه است آنها را مشخص کنید، فرصتهایی را برای اظهار خلاقیت کودکانتان افزایش دهید، به کودکانتان در حد امکان برای انجامدادن فکرهایی که دارند اجازه دهید، کودکانتان را مسخره نکنید یا خجالت ندهید، به کودکانتان جهت پیداکردن راههای پیروزی برای ابراز وجودشان کمک کنید، از کودکانی که احساس منحصربهفردی کمتری دارند تعریف و تمجید کنید، با هر کودک با توجه به شخصیت خودش رفتار و برخورد کنید. ● یازده قاعده برای عزتنفس کودکان ▪ پرورش خودتان بعضی مواقع به تنهایی با همسرتان، با یک کار ذوقی یا یک برنامه ورزشی برای آنها سرگرمی ایجاد کنید. - کودکانتان را خوب نشان دهید - برای کودکانی که میآیند و انتظاراتتان را برآورده میکنند پاداش بدهید. - از تنبیهات به طور مجزا استفاده کنید و هیچوقت بچهها را تنبیه بدنی نکنید. - احساس مسوولیتپذیری و احساس کاملبودن کودک را توسعه دهید. ▪ شناسایی نقاط قوت و ضعف کودکان انتظارات واقعی از کودک را توسعه دهید. با ایجاد فرصتهایی برای موفقیت در محیط نقاط قوت کودک خودتان را مورد آزمایش قرار دهید. به یاد داشته باشید شما باید با دقت موقعیتهایی را بسازید تا موفقیت را برای کودکان قابل دسترس قرار دهید. ▪ کارهای ویژهای را به عهده آنها بگذارید مثل حرکتدادن میز و صندلی، تغییر دکوراسیون خانه در روزهای تعطیل،علاقهمندیکودکان را تقویت کنید یا بشناسید مثل کمککردن در جمعآوری کلکسیونی خاص - کارت یا عکس یا چیزهای دیگر که دوست دارند یا برایشان برنامه بازدید از موزه بگذارید. ▪ ثبتنام کودکان در فعالیتهای فوق برنامه مانند ورزش - برنامههای هنری ▪ بهترین مناسبت برای کودکان فعالیتها بهترین گزینه آزمایشی برای کودک شما هستند که نیازمند آزمایش و خطا باشند تا بتوان با آن زمینههای خلاقیت در کودکان را شناسایی کرده و توسعه داد. کودکان را تشویق کنید ▪ با کودکان خودتان بازی کنید. بنابراین فرمول برای کمک به کودک در ساختن عزت نفس اینست که: ۱ ) به رفتارهای خوب توجه کنید. ۲ ) به ویژگی آن رفتار فکر کنید. ۳) و سپس تلاش کنید که آن ویژگی خوب را به کودک نسبت دهید. شما این کار را میتوانید هنگامی که رفتارها به صورت طبیعی اتفاق میافتد انجام دهید یا میتوانید به طور منظم و سیستماتیک عزت نفس را در کودک خود ایجاد کنید. با رفتارهای متفکرانه که آنها به طور منظم انجام میدهند با آماده کردن خودتان برای زمانی که آن رفتارها تکرار میشوند. در حالتهای زیر شما میتوانید این کار را انجام دهید: ۱) بیشتر چیزهایی که آنها بهخوبی انجام میدهند و احتمالا انجام خواهند داد. این کمک را خواهد کرد که اگر آنها از آن خشنود شوند آن را بهتر انجام دهند. ۲) از خودتان بپرسید که چه خصوصیت یا خواص مثبتی در این صورت اثبات میشوند؟ یا چه نوع شخصیتی میتواند توسط این رفتار مورد رضایت قرار گیرد. ۳) هنگامی که رفتار (کودک) رخ میدهد شما بحثی را با او باز کنید مثل: <اجازه بده که من بدانم تو یک شخصیت خیلی ]عنوان صفت[ هستی> یا اینکه بگوییم <تو نوعی از شخصیت را داری که دارای صفت... است>. بهعنوان مثال فرض کنید کودک شما خیلی حساس است. نسبت به حیوان خانگی که تیغی در پنجه او فرو رفته تحت تاثیر ناراحتی این حیوان قرار گرفته و سعی میکند که این حیوان ا آرام کند شما میتوانید این اظهار نظر را داشته باشد: <فکر میکنم خیلی آدم حساس و دلسوزی هستی> یا <این کارها کارهای یک آدم عاشق است.> همچنین میتوانید رفتارهای منفی مهم یا روزمرهای که آنها انجام نمیدهند شناسایی کرده و در مورد شخصیتی که این نوع رفتارهای منفی را انجام نمیدهند، صحبت کنید. ▪ تدبیر برای ایجاد عزت نفس بحران عزت نفس بحثی از تجربه انسانی است. وقتی شما احساس ناراحتی به علت عزت نفس پایین دارید به بحثهای گذشته بازگشته و آنهایی را انتخاب کنید که نشاندهنده موقعیت شما و کار شما روی آن انتخابها هستند نسبت به خود صبور باشید: ۱) خودتان را از بایدها آزاد کنید: زندگی خود را بر پایه آنچه که برای شما امکان دارد و احساس میکنید برای شما صحیح است پایهریزی کنید به جای آنچه که دیگران یا شما فکر میکنید که باید انجام دهید. بایدها از شناسایی و کامل کردن نیازهایمان دور میکند. نیازها، تواناییها، علایق و اهداف شخصیمان دور میکند. آنچه که شما میخواهید و آنچه که شما در آن خوب هستید آنها را ارزشمند بدانید و کارهایی را برنامهریزی کنید تا استعدادهای شما را کامل کند. ۲) به نیازهای خود احترام بگذارید: ابتدا خواستهها و نیازهای خود را شناسایی کرده و مورد توجه قرار دهید. بدانید که آنچه که حقیقتا شما را تحقق میبخشد و خشنود میسازد فقط خشنودیهای فوری و آنی شما نیست. نیازهای عمیقتر خود را محترم شمرده تا احساس ارزشمندی و خوب بودن در شما افزایش یابد. ۳) اهداف قابل دسترس خود را ردیف کنید: با ایجاد اهداف پایه آنچه که شما میتوانید را بهدست آورید و سپس گام به گام به توسعه استعدادهای خود عمل کنید. ۴) با خود مطمئن و مثبت صحبت کنید. ۵) حقیقت خود را بیازمایید. عکسالعملهای عاطفی را خود را بیازمایید، احساسهای منفی و ترس خود را از واقعیات جدا کنید. از واقعیت موقعیت جاری و فعل خود را جدا کنید. ۶) تجربه موفقیت. خودتان را در موقعیتهایی قرار دهید که در آنها احتمال موفقیت بیشتر است. ۷) فرصتهایی که برایتان اتفاق میافتد از دست ندهید. تجربههای آموزش جدید میتوانند اعتماد به نفس شما را بسازند. ۸) مشکلات را حل کنید. از مشکلات فرار نکنید و در آنها غرق نشوید بلکه با آنها مواجه شوید و راههایی را شناسایی کنید که به حل آنها خواهد انجامید. ۹) تصمیمگیری کنید و تمرین کنید که تصمیمات مثبت و کاربردی بگیرید. تصمیمات قابل انعطاف اما محکم و قاطعانه و به خودتان در ارتباط با اجرای آن تصمیمات اعتماد داشته باشید. ۱۰) مهارتهای خود را توسعه دهید. آنچه را که میتوانید انجام دهید و آنچه را که نمیتوانید انجام دهید شناسایی کرده و مهارتهای مورد نیاز برای انجام کارهایتان را یاد گرفته و با تمرین آنها را کامل کنید. ۱۱) بر نیروهای خود تاکید کنید یا بر تواناییهای خود تاکید کنید. بر آنچه که میتوانید انجام دهید بیشتر از آنچه که میتوانید انجام دهید تمرکز کنید. ۱۲) بر دیدگاه ارتباط با خویشتن اعتماد کنید. بازخوردهای رفتاریتان را از دیگران دریافت کنید اما به دیدگاههای آنها در ارتباط با خودتان اعتماد نکنید بر ارزشهای شخصیتان در تصمیمگیری وابسته بوده و تصمیم بگیرید چگونه در ارتباط با خودتان چه احساسی دارید و چه چیز را برای خود خوب میدانید. ▪ در اینجا به نظرات دیگری در ارتباط با ایجاد عزت نفس کودکان اشاره میکنیم. ۱) بر تلاش، همکاری، شادی و ایجاد مهارت تمرکز کنید نه بر پیروزی. ۲) در مورد یک مهارت خاص به کودکتان یاری رسانید. ۳) اظهارنظرهای مثبت داشته باشید به تفسیر بیان کردن بهتر است. کار کودکان خود را با همکلاسیها یا دوستانش مقایسه نکنید. سعی کنید بر کار کودکان خود و تلاششان برای بهتر کردن مهارتهایشان تمرکز کنید. ۵) مطمئن باشید کودکتان در سطح خوبی از عملکرد قرار دارد. ۶) ورزشهای صحیح و مناسبی را برای کودکتان انتخاب کنید. از آنها سوال کنید که به چه ورزشی علاقه دارند و مجبور نکنید او را در هر ورزشی شرکت کند. ۷) علایق دیگر کودکتان را مانند علایق هنری و... تقویت کنید. ۸) به یادگاریهای آنها احترام بگذارید. به چشمان کودکان و درخشش آن نگاه کنید. هنگامی که مربیشان به آنها جایزه فردیشان را میدهد چیزهای دیگر مورد توجه هستند. |
|
چقدر اعتماد به نفس داریم؟
|
سالها می گذرد تا نهال شود. گاهی باران های سیل آسا خاک روی ریشه هایش را می شویند، آفتاب تند برگ های نازکش را می سوزاند و توفان ها تن نحیفش را وادار به تعظیم می کنند، ولی رویای صنوبر شدن را نمی توان از سرش بیرون کرد تا روزی که درختی تنومند می شود، درختی که شانه هایش پناه توفان زدگان است. بسیاری از ما با اولین توفان های زندگی ، خیال صنوبر شدن را از خاطر می بریم و آرزو می کنیم به دل خاک برگردیم. فرق آدم ها و بذرها در همین است. بذرها از حقیقت وجود خود اطمینان دارند، در حالی که آدم ها هیچ اعتمادی به خود ندارند. با آن که واژه اعتماد به نفس کلمه ای نیست که احتیاج به شرح و تجزیه و تحلیل داشته باشد، اما تقریبا تمام محققانی که درباره این بخش از شخصیت بشر نوشته اند، چند سطر اول را به معنی آن اختصاص داده اند. بعضی ها می گویند اعتماد به نفس یعنی انتظاری منطقی و معقول برای پیروزی ؛ البته پیروزی ای که با مهارت های فردی شخص در ارتباط است. برخی نوشته اند اعتماد به نفس نیرویی است برای جذب ، ترغیب ، تاثیر گذاشتن بر دیگران و توفیق در مناسبت های اجتماعی و فردی. کسانی هم هستند که معتقدند اعتماد به نفس یعنی این که بتوانی به مکانی پر جمعیت پا بگذاری ، حتی اگر لباس هایت معمولی باشد، گپ بزنی ، در شادی دیگران سهیم شوی و باور کنی با یک لبخند و رفتار دوستانه می توان دیگران را جذب کرد و تعاریفی از این قبیل که در اعتماد به نفس جزو مشترک شخصیت تاجران موفق ، قهرمانان ورزشی ، دانشمندان و همه کسانی است که خوش درخشیده اند و... تمام کسانی که به نوعی از این ویژگی نوشته اند، باور دارند اعتماد به نفس همیشه با آدم ها متولد نمی شود و گاه باید آن را آموخت. سطوح اعتماد به نفس به طور کلی ، کتابی که می خوانید، مردمی که با آنها معاشرت می کنید، موسیقی ای که به آن گوش می دهید و خلاصه دنیای اطراف ، همگی در چگونگی تعریف شما از خود تاثیرگذار است. بدینگونه مردم از نظر میزان اعتماد به نفس به ۳ گروه تقسیم می شوند. گروه اول از اعتماد به نفس نسبی برخوردارند و گروه دیگر که زیر سطح اعتماد به نفس قرار دارند هرگز خطر نمی کنند، از شکست خوردن می ترسند و دودلی ، افکار منفی ، ناتوانی در تمرکز بر امور گوناگون از ویژگی های بارز آنهاست. آنها خود را حتی درباره مشکلات و مسائلی که به دیگران مربوط است ، مقصر می دانند و به همین دلیل ، توانمندی لذت بردن از امور زندگی را ندارند. قرار گرفتن در سطوح بالای اعتماد به نفس هم خطرناک است ، فرد را به مخاطره می اندازد و شکست در چنین موقعیتی او را ناگهان تخریب می کند. در این سطح اتکا به توانمندی های واقعی کمتر است. معمولا پدر و مادرهایی که فرزندانشان را بیش از آنچه هستند نشان می دهند یا والدینی که کودکانشان را به زور در فعالیت های گوناگون شرکت دهند، مسبب چنین وضعیتی هستند. پروفسور نیکلاس املر می گوید نه تنها اغلب بیماری های اجتماعی به دلیل کمبود اعتماد به نفس نیستند، بلکه اعتماد به نفس زیاد مشکل سازتر است. بسیاری از مجرمان و جنایتکاران از مشکل باورهای نادرست و بسیار بزرگ تر از شخصیت خود رنج می برند؛ چرا که یک باور مبالغه آمیز از خود، مسلما انتظار موقعیت های بالاتر اجتماعی را نیز ایجاد می کند، که در صورت عدم دستیابی به چنین موقعیت هایی خشونت ، پرخاشگری ، ناامیدی ، سرکوب شدگی ، شخصیت های ضداجتماعی و رفتارهای مجرمانه شکل می گیرند. اغلب کسانی که اعتماد به نفس اندک دارند، در یک بدبینی همیشگی به سر می برند و تابع تفکر هیچ یا همه اند. خوبی ها را کوچک می پندارند و بدی ها را بزرگ می کنند و اگر برخلاف پیش بینی شان در کاری موفق شوند، آن را به دیگران یا شانس نسبت می دهند. انتقادات را بلافاصله می پذیرند و سعی می کنند بی هیچ پرسش یا علت جویی خود را به شکل مطلوب دیگران درآورند. چنین افرادی معمولا به موفقیت های بزرگ دست پیدا نمی کنند و اگر هم موفق شوند، معمولا احساس نارضایتی می کنند. هزار و یک راه ، برای تقویت اعتماد به نفس آیا همه کسانی که به خودشان اطمینان دارند، در همه چیز بهترین هستند؟ مسلما نه! به یاد داشته باشید دیگران در صورتی به شما خوشبین خواهند بود، که شما نسبت به خود خوشبین باشید. شاید بهترین و آسان ترین راه برای تقویت اعتماد به نفس این باشد که تظاهر کنید اعتماد به نفس دارید. در این صورت ، هر چقدر تظاهر کنید، از آن بهره مند خواهید بود. علاوه بر این ، هزار و یک روش دیگر هم برای تقویت اعتماد به نفس وجود دارد؛ مثلا: - به موجودی که از ما بزرگتر و برتر است ، وصل شوید. روزگاری ، کسی را می شناختم که وقت دلتنگی هایش ، به خدا نامه می نوشت. نامه های او نشانی گیرنده نداشت ، اما هیچکدام برگشت نمی خورد. - خطر کنید. به تجربه های تازه نزدیک شوید و به خود اجازه برد و باخت دهید. - یاد بگیرید اشتباه کنید. با اشتباهاتتان مثل هدیه های روزگار رفتار کنید. - هر اشتباهی نشان از تلاش شما برای پیشرفت دارد. آدمهای با عزت نفس اندک در مواجهه با اشتباهات ، یا خود را سرزنش می کنند، یا دیگران را مقصر می دانند، یا اشتباهاتشان را انکار می کنند یا از خود به دلیل این که صد در صد کامل نیستند، انتقاد می کنند؛ اما آدمهای با اعتماد به نفس بالا هر روز گفتن «من نمی دانم» را تمرین می کنند. - مقایسه نکنید. خیلی از آدمها با هر شکست یقین می یابند که از بقیه پایین ترند و با هر پیروزی به شایسته تر بودن خود از دیگران ایمان می آورند.اگر باور کنیم هر آدمی بی همتاست و هیچ دو نفری مثل هم آفریده نشده اند، تا باهم مقایسه شوند شاید از خودمان بیشتر مطمئن شویم. - با خودتان حرف بزنید. افکار منفی را در گفتگوهای درونی ،از انگیزه های مثبت جدا کنید. نه گفتن را یاد بگیرید. چیزی برای ترسیدن وجود ندارد. فقط توی چشمهای دیگران نگاه کنید و بگویید نه. - آیا اجازه می دهید حرفها و کلمات دیگران روی شما اثر بگذارند؟ آیا واقعا اهمیت دارد دیگران چطور فکر می کنند؟ به یاد داشته باشید، هیچ کس نمی تواند اهداف و احساسات شما را بدون رضایتتان تغییر دهد. آنچه مشکل می سازد، این نیست که دیگران به شما چه می گویند، اما آنچه شما به خودتان بعد از شنیدن حرفهای آنها می گویید، مهم است. - پایان هر روز فهرستی از موفقیت های خود تهیه کنید. موفقیت ها لازم نیست به اندازه گرفتن جایزه نوبل مهم باشند. گاهی موفقیت یعنی تعریف کردن لطیفه ای که همه به آن بخندند. - پیش از انجام یک کار مهم درباره آشنایی که می دانید اعتماد به نفس خوبی دارد فکر کنید. او را در نظرتان مجسم کنید و مثل او رفتار کنید. - حالت و چارچوب بدن در احساس اطمینان نسبت به خودتان مهم است. صاف بایستید و سرتان را بالا نگه دارید. پیش از صحبت کردن یک نفس عمیق بکشید و راجع به چیزی که می خواهید بگویید، عمیقا فکر کنید. - در برخورد با آدم های جدید تماس چشمی و لبخند را فراموش نکنید. - بیشتر از پیش لبخند بزنید، وقتی از خیابان می گذرید، یا با مردم ملاقات می کنید، حتی اگر قلبا معتقد نیستید. - زمانی که احساس می کنید اعتماد به نفستان را در انجام کاری از دست داده اید، به زمانی برگردید که فعالیت تازه ای را برای اولین بار تجربه می کردید. یاد گرفتن هر چیز تازه ای با نگرانی ، باور نداشتن خویش و تنش توام است. همه این مسائل اجزای لازم فرآیند یادگیری اند. به این ترتیب ، هر وقت از خود ناامید می شوید، به یاد بیاورید که طبیعی است و شما فقط در حال یادگیری یک تجربه اجتماعی تازه اید. -گاه در شرایطی که خودتان را باخته اید، انجام یک کار عقب افتاده مفید است. - نامه ای به یک دوست بنویسید یا تلفن بزنید. قبض ها را مرتب کنید. یک غذای تازه بپزید و خلاصه هر کاری که شما را وادار کند تصمیمی بگیرید و آن را دنبال کنید، انجام دهید. -کاری را انجام دهید که در آن موفقید. بالاخره هر کس کاری را بهتر از بقیه کارها انجام می دهد؛ از باغبانی و آشپزی گرفته تا نقاشی و خطاطی. روی کاری که انجام می دهید تمرکز کنید. این تمرکز باید در حدی باشد که شما را از هر فکر دیگری فارغ کند. وقتی کارها به نتیجه رسید، احساس شایستگی بیشتری پیدا می کنید و عزت نفستان بالا می رود. -نقد و بررسی دایم خودتان را متوقف کنید. معمولا نداشتن اعتماد به نفس از زیاد فکر کردن درباره خود نشات می گیرد. -احساس آرامش و اعتماد به نفس با هم نسبتی مستقیم دارند. بعضی از مردم برای دستیابی به چنین آرامشی به کارهای هنری روی می آورند. -قضاوت درباره خودتان را کنار بگذارید. بسیاری از مردم عادت دارند خودشان را با بایدها و نبایدها بسنجند، مثلا باید تمام کارها را بی کم و کاست انجام دهم ؛ حتی یک اشتباه کوچک به معنای آن است که من شایستگی ندارم. -بیاموزید که به خود افتخار کنید. گاهی از موفقیت هایتان با دیگران حرف بزنید. -زبان بدنتان را پیشرفت دهید؛ روشی که با آن اندام ها را حرکت می دهید. از دست ها و چشم ها گرفته تا سر و پاها همگی بر اعتماد به نفستان تاثیر دارند. -هر روز صبح پیش از آغاز فعالیت های روزانه ، اتفاقاتی را که قرار است بیفتد، با خود مرور کنید. تمام قرار ملاقات های خود را متصور شوید. مردمی که با آنها حرف می زنید یا مکانهایی که برای انجام امور مهم به آنها سر می زنید، همگی را پیش چشم خود ببینید و موفقیتتان را در همه امور تصور کنید. -فراموش نکنید توسعه دادن صفات مثبت از اصلاح کردن صفات منفی مهمتر است. فیلسوفی می گوید آنچه باید بیاموزیم که انجام دهیم ، با انجام دادن می آموزیم. مطمئن باشید هر کاری که زیاد انجام داده شود، یا برای انجامش تمرین و تلاش کنیم ، به شکل عادت درمی آید. پس تلاش برای بالابردن سطح اطمینان به خود نیز در طول سالیان دراز و با شکل گیری کامل شخصیت ، به اعتماد به نفسی بی نظیر بدل خواهد شد. |
|
چگونگی ایجاد اعتماد به نفس در کودکان
|
| اعتماد ، احساس آرامش دو جانبه است که بههمراه قبول و پذیرش کلام، تعهدات ، و رفتار یکدیگر است. سن آموختن اعتماد از تولّد تا یک سالگی است. کسانی که اعتماد را در سن خود نیاموختهاند در تمام دوران زندگی دچار مشکل خواهند بود. ● آموزش اعتماد برای آموزش اعتماد نیاز به سه شرط است. ۱) آمادگی مادر برای آموزش اعتماد ▪ مادر باید در کودکی ، اعتماد را آموخته باشد. ▪ مادر باید آرام باشد . مادر اضطرابی، دلشورهای و عصبانی هرگز قادر به آموزش اعتماد نیست. ▪ مادر باید کودک را از صحمیم قلب دوست داشته باشد و بتواند ارتباط صمیمی با او برقرار کند. ▪ مادر باید از توان تکلّم خوب برخوردار باشد کلمات زیبا و تشویقکننده ، همراه با چهرهای شاد. ▪ مادر باید از سلامت جسم و روان برخوردار باشد. ۲) شرایط آمادگی نوزاد ▪ توانایی اعتماد را کودک بهارث برده باشند. ▪ کودک از نظر جسمانی و روانی سالم باشد. ۳) شرایط آمادگی مکانی محیطی که در آن اعتماد آموزش داده میشود باید خلوت، ایمن، ساکت و به رنگ روشن و آرام مثل صورتی کمرنگ باشد. ● روش آموزش اعتماد از تولّد تا یکسالگی باید نکاتی را رعایت کرد تا در کودک اعتماد بهوجود آید. ▪ او را چنان قشنگ در آغوش بگیرید که بداند کاملاً تحت حمایت و پشتیبانی شماست و از هر گزندی در امان است. حضور در آغوش گرم و مهربان با ضربان طبیعی قلب. پوست عامل انتقال احساسها میباشد. لباسی بپوشید که کودک صورت خود را روی پوست شما قرار دهد. ▪ عامل بعدی انتقال اعتماد، احساس آرامش و اطمینانی است که مادر به کودک میدهد. وقتی مادر برای کودک آرامش را فراهم کند اطمینان در کودک بهوجود میآید. ▪ صحبت مشتاقانه با کودک که با صدای بسیار آرام ادا شود این صدا به اندازهایی آرام است که مادر خود بهسختی میشنود . این صحبت برای کودک باید محتوای تحسین و تمجید داشته باشد. اعتماد و اطمینان از هستههای اعتماد به نفس است. ● در زمینه اعتماد «تا مس هریس» چهار وضعیت را بیان میکند. ▪ من خوب نیستم، تو خوبی = احساس حقارت ▪ من خوب نیستم، تو خوبی نیستی = احساس فرد بیمار، اسکیزوفرنیا، روان پریشی و جنون ▪ من خوبم، تو خوب نیستی = احساس بزرگ منشی ▪ من خوبم، توخوبی = احساس فرد سالم آخرین احساس ، عالیترین وضع انسانی است این گرامیترین و ارجمندترین هدیههاست که ما میتوانیم به کودک خود بدهیم. ● در مقوله اعتماد ، با سه گروه اصلی روبرو هستیم : ▪ دسته اوّل از اعتماد افراطی برخوردارند (گروه حسن ظنی) ▪ دسته دوّم از اعتماد تفریطی برخوردارند (گروه سوء ظنی) و دسته سوّم اعتماد اعتدالی دارند. ▪ کودکی که مادری مهربان، سالم و باهوش دارد که به او علاقمند است احساس یک فرد سالم و اعتماد اعتدالی دارد. |
|
چگونه استیل شخصی داشته باشیم؟
|
| با توجه به ارتباطهای متفاوتی که باافراد مختلف داشته ام، ایـن مــوضوع برایم کامـلاً روشن شـده کـه سـوء تـدبیرهـای بسیار زیـادی در مـورد "استیل" وجــود دارد. استیل قیمت، سن، و یا سایز نیست و بایـد توجه داشت که می توان آنرا به راحتی آموزش دید. استـیل از یـک سـو، آگـاهـی فـردی اسـت و از سـوی دیـگر اعتـماد بـه نفـس. بـه عبارت دیگر می توان گفت که نوعی نگرش است. مبین شخصیت و روحیه شماست. اظهار این مـطــلب است که شما ارزش دیـده شـدن و تـوجه کـردن را دارید. دانستن نقاط قوت و ضعف است تا توانایی هایتان را برجسته تر نموده و کاستی ها را از میان بردارید. میان احساس خوب داشتن و ظاهری آراسته داشتن تفاوت های بسیار زیادی وجود دارد. البته در مبحث استیل، طرز پوشش نیز از اهمیت بالایی برخوردار می باشد؛ اما استیل و مد را نباید با هم تلفیق کنیم. مد فقط به طرز پوشش ارتباط دارد، اما استیل ندرتاً به لباس پوشیدن ارتباط پیدا می کند. مد به لباس بستگی دارد و استیل به فردی که لباس ها را می پوشد. استیل مظهر منحصر بفرد بودن هر انسانی است. بیانگر این موضوع است که همه ما با هم فرق داریم. مخالف این تصور واهی است که یک نوع اندام ایده آل وجود دارد که همه باید آنرا الگو قرار دهند. مخالف این امر است که تنها یک طرز لباس پوشیدن درست وجود دارد که برای همه خانم ها مناسب است. استیل همیشه قدرتمندانه میدرخشد چراکه اثبات می کند خلاقیت و ابتکار پایان ناپذیر است. اسلوب مختلفی که در استیل های شخصی نمود پیدا می کنند منکر این امر هستند که "ایده آل" وجود دارد. استیل کار خود را انجام می دهد. استیل همواره موارد نو و غیر معمول را در خود نهفته دارد. استیل مبتنی بر دموکراسی است. معتقد است که هر خانمی می تواند برای خود هویتی را خلق کند که منحصر بفرد باشد و سپس آنرا از طریق آرایش و لباس پوشیدن ابراز کند. در عین حال نباید فراموش کرد که استیل بار اشرافی را نیز با خود به همراه دارد. میان افرادی که لباس هایشان را "انتخاب" می کنند و کسانی که فقط لباس می پوشند، تفاوت ایجاد می کند. به جهان اثبات می کند که پوشنده لباس حق انتخاب دارد و استیلش منحصر به خودش می باشد. در استیل، هوش و ذکاوت نیز وجود دارد، چراکه نیازمند درک شخصی افراد از خودشان می باشد. استیل نیازمند ارتباط تنگاتنگ افراد با خودشان است در غیر اینصورت فرد نمی تواند کلیه زوایای وجودی خودش را در یک زمان به معرض ظهور بگذارد. موجودیت انسان ها آنقدر پیچیده است که سخت بتوان با هر نوع لباس پوشیدنی آنرا به نمایش گذاشت. استیل خوش بین است. باعث می شود خوش بینی خود را به نمایش بگذارد. باور استیل بر این است که شما فرد صاحب سبکی هستید، جهان مکانی برای ابراز اسلوب متفاوت است، و زندگی ارزش آنرا دارد که برای ابراز سبک های خود در آن تلاش کنید. بدون ریسک کردن، هیچ استیل خاصی بوجود نخواهد آمد. بدون کشف جنبه های نوی شخصیت خود، بدون کشف این مطلب که چه کاری به شما کمک می کند، و چه چیزهایی سبب شکست شما می شوند، نمی توانید حس داشتن استیل را در خود پرورش دهید. اگر بتوانید این قابلیت را در خود افزایش دهید، می تواند به عنوان پل پرتابی برای رشد شخصی شما به شمار رود. برخی از افراد هستند که استیل را به دلیل ماهیت مادی گرایانه نقد می کنند، اما این افراد استیل را با مد اشتباه گرفته اند. مد نوعی دل مشغولی است که هر چند وقت یکبار تنها به خاطر تغییر ذائقه، عوض می شود تا علاقه مصرف کننده به خرید افزایش پیدا کند. استیل از ناهنجاری ها و در هم ریختگی ها جلوگیری می کند. نوعی سازماندهی به بازهارهای شلوغ عرضه است. نوعی حق انتخاب که بیش از اندازه درگیر فشارهای خارجی مانند تبلیغات نشده باشد. استیل ای که با شخصیت شما سازگاری داشته باشد، و لازم نیست فصل به فصل تغییر پیدا کند. همچنین لزومی هم ندارد که برای همیشه مانند روز اول باقی بماند. همانطور که شخصیت شما در طول زمان تغیییر پیدا کرده و کامل می شود، استیل هم می تواند تکامل پیدا کند. استیل واقعاً نوعی درک فردی است که با انتخاب فردی اعمال می شود – و این انتخاب فردی به آن موجودیت بخشیده و آنرا وارد جهان مادی می کند. |
|
چگونه اعتماد به نفس خود را بالا ببریم
|
| در آغاز زندگی ، كودك امنیت و آرامش را از طریق خانواده ، والدین و سرپرستان خود دریافت می كند. و از این طریق اضطرابش كاهش می یابد ولی در گذر زندگی تعاملات مختلف با خانواده ، مدرسه ، همسالان و محیط اجتماعی كه در آن زندگی می كند شناخت او از خود و نگرشی كه نسبت به خود دارد را شكل می دهد. و در اصل این صحبت ها كه به صورت نوارهای اطلاعاتی در حافظه اش نقش بسته است ، سازنده شخصیت فردای اوست.واقعیت آن است كه ما انسان ها دارای ضعف هایی هستیم ؛ به همین دلیل به سادگی نمی توانیم آنچه را دوست داریم انجام دهیم ؛ پس چه خوب است نقاط ضعف و قوت خود را بشناسیم و اهداف خود را بر پایه آنها تعیین كنیم . احساس ما در دستیابی به اهداف جسممان خیلی مهم است . افراد و مشاغل و موفقیت هایی را كه موجب بروز احساس بی کفایتی در شما می شوند تحمل نكنید اگر می توانید آنها یا خودتان را به گونه ای تغییر دهید تا احساس ارزشمندی بیشتری بنمائید . آنچه را آغاز كرده اید ، بدون توجه به حد موفقیت تان به پایان برسانید . گام های كوچك و استوار امروز ، پایه گذار فردای روشن شماست. یكی از مهمترین روش هایی كه به شما كمك می كند تا آنچه را كه شروع كرده اید به پایان برسانید این است كه آن را به كارهایی با اندازه های مورد نیاز ، تجزیه و كوچك كنید تا از انجام آن فرار نکنید.خیلی از ما با این عقیده شستشوی مغزی شده ایم كه اگر كاری ارزش انجام دادن داشته باشد پس ارزش خوب انجام دادن هم دارد و به غلط این طور تفسیر می كنیم «اگر نمی توانید كاری را درست انجام دهید ، پس هرگز آن را انجام ندهید» اگر خدای ناكرده اعمال خود را براساس این گفتار عامیانه قرار دهیم تقریباً هیچ كاری را نمی توانیم انجام دهیم اگر ما به اعمالی كه انجام می دهیم قدری توجه كنیم متوجه می شویم كه همه ما در هنگام یادگیری کارهایی كه انجام می دهیم اشتباه می كنیم .تحقیقات روان شناسی بارها و بارها نشان داده است، همانقدر كه خود تقویت گر مثبت می تواند رفتار را نیرومند سازد ، گفتار منفی آن را تضعیف می كند. شما هرچقدر دارای انگیزه بیشتری باشید و سخت تر و طولانی تر كار كنید ، كار را بهتر انجام خواهید داد و این امر اعتماد رفتاری را تغییر خواهد داد نه احساس برتریت را.هر وقت دیدید كه ادامه كاری برایتان ممكن نیست و احساس غالب شما بر دست كشیدن و رها كردن كار است سریعاً كارها و اعمال موفق گذشته تان را مورد تقدیر و تشویق قرار دهید . در قبال كارهای درست به خود پاداش دهید و در قبال كارهای نادرست ، خود را جریمه كنید. یكی از علل عمده از دست دادن انگیزه ادامه كار، افسردگی و بی حالی است . برای آنكه این حالت را در خود برطرف نمائید اول باید آن را بشناسید و علت آن را جستجو كنید.از دیگر صفت هایی كه برای موفقیت و كسب اعتماد به نفس بالا لازم است ریسك كردن است. افراد موفق در زمینه های مختلف برای ارتقاء خود به درجات بالا ، دست به ریسك زده اند. برای رسیدن به هدف دلخواه باید قدری ریسك كرد البته باید تمامی جوانب را در نظر گرفت و اكثر افراد در كار فقط به درجه ای از تبحر یا موفقیت قناعت می كنند.باید بین درجه ای از تبحرتا درجه تبحر یافتن تفاوت قائل شد . متأسفانه افراد زیادی از ریسك كردن برای دستیابی به درجه تبحر خودداری كرده و فقط به رسیدن به درجه ای از تبحر اكتفا می كنند – شما برای آنكه به موفقیت بالا وهدف نهایی خود برسید باید قدری ریسك كنید. با اعتماد به نفس بالا كاری را شروع كنید و واقعاً ترس و واهمه به خود راه ندهید. از مهمترین روش هایی كه به شما كمك می كند تا آنچه را كه شروع كرده اید به پایان برسانید این است كه آن را به كارهایی با اندازه های مورد نیاز ، تجزیه و كوچك كنید تا از انجام آن فرار نکنید. از تأیید نشدن نترسید . شاید بدون اغراق بتوان گفت كه یكی از بزرگترین ترس های رایج در میان عامه مردم ترس از تأیید نشدن است همه ی ما می خواهیم كه مورد تأیید دیگران قرار بگیریم و آنها ما را بپذیرند، كه البته امری مطلوب است اما این كه فكر كنیم برای تأیید گرفتن از آنها باید هر كاری كه می خواهند انجام دهیم و آنگونه كه می خواهند تفكر و رفتار كنیم فكری نادرست و نقص كامل قاطعیت و استقلال است.از احساس گناه و تقصیر ، به شدت بپرهیزید. بین گناهكار بودن و احساس گناه داشتن ، فرق قائل شوید. وقتی فكر می كنیم كه گناهكار هستیم ، در واقع این حقیقت را می پذیریم كه اشتباه كرده ایم و یا نادرست عمل كرده ایم . اما احساس گناه كردن بدین معنی است كه فكر می كنیم افرادی بی ارزش ، پست و بی خاصیت و دوست نداشتنی هستیم چون ناشایست عمل كرده ایم به خاطر داشته باشید گاهی اوقات شكست و ناامیدی توفیق اجباری هستند چون به شما می گویند اهدافتان برای شما درست نبوده اند یا آن تلاش ، ارزش آن كار را نداشت و از یك شكست بزرگتر بعدی می توان اجتناب كرد.افراد و مشاغل و موفقیت هایی را كه موجب بروز احساس بی کفایتی در شما می شوند تحمل نكنید اگر می توانید آنها یا خودتان را به گونه ای تغییر دهید تا احساس ارزشمندی بیشتری بنمائید .خلاصه كلام ، دلایل رفتارهای كنونی خود را در ابعاد جسمانی ، اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی و موفقیت كنونی خودتان جستجو كنید و نه در كاستی های شخصیتی خودتان . |
|
چگونه اعتماد به نفس را در کودک پرورش دهیم ؟
|
| اعتماد به نفس (Self – esteem ) زره و سلاح كودك در مقابله با دنیای خارج و دست و پنجه نرم كردن او با مسائل و مشكلات آن است . كودكانی كه احساس خوبی نسبت به خود دارند ، در برخورد و مبارزه با تعارضات و فشارهای منفی موفق ترند . آنها به سهولت لبخند زده و از زندگی لذت می برند . این كودكان واقع گرا و خوش بین هستد . در مقابل ، كودكانی كه اعتماد به نفس كمتری دارند ، مقابله با مسائل و مشكلات ، منبع اصلی و عظیم اضطراب و ناكامی آنهاست . كودكانی كه تصویرخوشایندی از خود ندارند و خود را ضعیف و ناتوان می پندارند ، اوقات سختی در رویارویی با مسائل و مشكلات خواهند داشت . اگر آنان اسیر افكار خود انتقادی مانند « من خوب نیستم » یا « من نمی توانم هیچ كاری را درست انجام دهم » شوند ، یقینا به افرادی مطیع ، منفعل ، منزوی و یا افسرده تبدیل خواهند شد و به محض مواجهه با مسئله ای جدید ، پاسخ آنها به سرعت « نمی توانم » است. بهتر است بدانید ، نقش شما به عنوان والدین كودك ، در ایجاد و تقویت « اعتماد به نفس » در فرزندانتان اهمیت زیادی دارد. « اعتماد به نفس » چیست ؟ برای تجهیز كودكتان به ابزاری كه به تقویت اعتماد به نفس او كمك كند ، قبل از هر جیز لازم است واژه « اعتماد به نفس» را بهتر بشناسید . برایان مسینگز ، روانشناس اطفال ، « اعتماد به نفس » را چنین تعریف می كند : « اعتماد به نفس » مجموعه ای از باورها و احساسات است كه ما درباره خود داریم . تعریفی كه ما از خود داریم ، با همان مقدار و كیفیت بر انگیزشها ، بازخوردها و رفتارهای ما تاثیر دارد . این الگوها در دوران اولیه زندگی ، در حدود سن ۳ یا ۴ سالگی شكل می گیرند . كودكان در این سن در حال كشف بسیاری از ایده ها و باورها و رسیدن به نتایجی هستند كه در همان سنین شروع به شكل گرفتن و تثبیت شدن می كند ، اما این فرایند حتی قبل از این سن شروع شده است . زمانی كه یك نوزاد یا طفل نو پا به مرحله مهمی از زندگی می رسد ، حس كمالی را تجربه می كند كه تكیه گاه رشد اعتماد به نفس در او خواهد بود . زمانی كه كودك پس از تلاشهای پی در پی و ناموفق ، قادر به بردن قاشق به دهان می شود ، یك حس توانستن را تجربه می كند ؛ مفهوم موفقیت درپی تلاشهای پی در پی . همچنان كه كودك تلاش می كند ، شكست می خورد در باره توانمندیهای خود به باورهایی می رسد و در همان زمان ، بر اساس تعاملاتش با سایر افراد ، در حال شكل دادن افكاری در باره « خودش » می شود. این همان عاملی است كه نقش كلیدی والدین را در كمك به شكل گیری سالم و درست « ادراك از خود » كودك نشان می دهد . اعتماد به نفس همچنین می تواند به عنوان تركیبی از احساس قابلیت و احساس عشق و محبت تعریف شود . كودكی كه با موفقیت هایش شاد است ، اما عشق را احساس نمی كند ، نهایتا" ممكن است احساس اعتماد به نفس كمتری را تجربه كند . كودكی كه مورد محبت واقع می شود ، اما در رابطه با توانمندی هایش مردد است نیز ممكن است پنداره ضعیفی از خود داشته باشد . اعتماد به نفس زمانی حاصل می شود كه بین این دو ، یک تعادل درست حاصل شود. . علائم و نشانه های اعتماد به نفس همچنانكه كودك رشد می كند ، روند اعتماد به نفس در او تغییر می یابد و با شرایط مختلف تطبیق داده می شود چرا كه این روند ، از طریق تجربیات و ادراكات كودك شكل می گیرد . كودكی كه اعتماد به نفس ضعیفی دارد ، تلاشی برای تجربه های جدید انجام نمی دهد ، در باره خود منفی بافی می کند و چنین عباراتی را به كار می برد : « من احمقم » ، « من هرگز این كار را یاد نمی گیرم » و یا « كسی به من اهمیت نمی دهد » . او تحمل ناكامی را ندارد و به سادگی عقب نشینی می کند ؛ منتظر است كسی به او كمك كند و كارش را انجام دهد . این گونه كودكان موانع و شكستهای موقتی و زودگذر را به عنوان شرایطی غیر قابل تحمل ، سخت و دائمی تلقی می کنند و این به معنای غلبه حس بدبینی و بدی مطلق است . كودكی كه اعتماد به نفس خوبی دارد ، از تعامل با دیگران و شرکت در فعالیتهای گروهی لذت می برد و در نهادهای اجتماعی به دنبال كسب استقلال است . او مشتاق یافتن علائق جدید می باشد و هنگام رقابت و برخورد با مسائل ، به دنبال یافتن راه حل است چنین کودکی ناخشنودی اش را بدون تحقیر خود یا دیگران اعلام می دارد و به جای اینكه بگوید : « من یك كودنم » می گوید : « من این را نمی فهمم » و نقاط قوت و ضعف خود را شناخته آنرا می پذیرد . در این گونه كودكان ، حس خوش بینی غالب است . اما نقش والدین در كمك به این كودكان چیست ؟ |
|
چگونه اعتماد به نفستان را باز یابید؟
|
نمیکنند،ممکن است شما هم یکی از همین افراد بوده وبه جای انجام کارهای مفید و سودمند، همیشه مشغول فکر کردن به این مسئله هستید که چه زندگی بی مصرفی دارید و چقدر محیط اطرافتان کسل کننده است.اگـر چـه مـمکن اسـت که کمی از خود دور افتاده باشید وارزش خود را فراموش کرده باشید، اما هیچگاه برای تغییردیر نیست. اعتماد به نفس چیست؟ اعتماد به نفس به میزان علاقه، اطمینان و غروری که نسبت به خود دارید می گویند. اما همیشه افراد زیادی وجود داشته اند که به دلایل بسیاری زندگی را دو بعدی میبینند و به همین دلیل پیدا کردن توانایی های خودشان برایشان مشکل شده و زندگی برایشان بی معنی شده است. هر چند ممکن است افرادی باشند که در هیچ زمینه ای اعتماد به نفس ندارند اما معمولاً کمبود اعتماد به نفس افراد در جنبه های بخصوص هر فرد است. به طور مثال، آنها که از لحاظ ظاهر اعتماد به نفس ندارند، زندگی اجتماعی برایشان بسیار دشوار خواهد شد. این افراد تصور خواهند کرد که در مجامع عمومی کسی به آنها توجه نخواهد کرد و مجبور خواهند شد که از اول تا آخر مجلس در گوشه ای تنها بنشینند. در زندگی زناشویی هم ممکن است کمبود اعتماد به نفس مشکلات زیادی ایجاد کند. ممکن است فرد همچنان در رابطه ای که خود می داند بسیار برای وی مسموم و ناسالم است باقی بماند در حالیکه آگهی کامل دارد که اصلاً از این رابطه خوشحال نیست. این به این دلیل است که فرد تصور می کند که قادر نیست این وضعیت را بهبود بخشد. این مسئله می تواند در زندگی کاری افراد هم تاثیر منفی بگذارد. کمبود اعتماد به نفس منجر به فقدان انگیزه و علاقه در فرد برای پیشرفت خواهد شد.اما اگر این مسئله را در مقیاس کلی تر بررسی کنیم، فرد فاقد اعتماد به نفس ممکن است از انجام همه کارها سر باز زند و بی هدف باشد فقط به این دلیل که تصور میکند که توانایی انجام کاری را ندارد. اما الان دیگر زمانش رسیده است که این رویه را تغییر داده و این را باور کنید که شما قادر به انجام هر کاری که می خواهید هستید. چه چیز منجر به فقدان اعتماد به نفس می شود؟ اعتماد به نفس پایین ممکن است درشرایط مختلف ایجاد شود. در محیط های اجتماعی ممکن است با افرادی سر و کار داشته باشید که شما را تحقیر می کنند. وضعیت ظاهریتان نیز تا حد زیادی در این زمینه موثر است.محیطی که در آن به دنیا آمده و پرورش یافته اید نیز بسیار روی اعتماد به نفس شما تاثیر دارد. بچه ای که هیچ وقت احساس نکرده است که فردی بخصوص است و از طرف والدین حمایت نمی شده است، با این تفکر رشد خواهد کرد که هیچ کس او را دوست نداشته و برای او ارزشی قائل نیست.محیط کار شما نیز روی اعتماد به نفستان تاثیر دارد. اگر کارهایتان مورد تشویق قرار نگیرد و توجهی به آنها نشود و همکارانتان وجودتان را نادیده بگیرند، اعتماد به نفستان کاهش پیدا خواهد کرد. چه کسانی در معرض ابتلا به آن هستند؟ چون عوامل بسیاری ممکن است به از دست دادن اعتماد به نفس بیانجامد، می توان گفت که همه در معرض خطر ابتلا به آن هستند اما بعضی شرایط نسبتاً جدی تری دارند.همه انسانها ممکن است در یک جنبه از زندگی خود احساس کمبود اعتماد به نفس داشته باشند. اما همیشه راه هایی برای مقابله با این مشکلات وجود دارد. در اینجا راه هایی را به شما معرفی می کنیم که با انجام آنها بتوانید ارزش خود را در نظر خودتان بالاتر ببرید و اعتماد به نفستان را افزایش دهید.اگر می خواهید اعتماد به نفستان را دوباره به دست آورید، در اینجا شش راه به شما معرفی می کنیم: ۱- خود را با دیگران مقایسه نکنید همیشه به یاد داشته باشید که انسانها با هم متفاوت اند. دلیلی ندارد که همه ما توانایی های یکسانی داشته باشیم و کارهای مشابهی انجام دهیم. اگر سعی کنید که خود را با هر کسی که سر راهتان قرار می گیرد مقایسه کنید، خیلی زود از خودتان خسته و دلسرد خواهید شد و دیگر قدرت انجام کاری را نخواهید داشت. ۲- خود را دست کم نگیرید سعی کنید که ارزش خود را به عنوان یک انسان کشف کنید. دلیل نمی شود که اگر کسی از شما خوشش نیامد و شما را فرد جالبی تصور نکرد، تصور همه مردم این باشد. اگر کسی از شما خوشش نیامد اصلاً ناراحت نشوید، مشکل خودش است نه شما. چون افراد زیادی هستند که شما را دوست می دارند و برایتان ارزش قائل اند. ۳- فهرستی از کارهایی که انجام داده اید و در آنها موفق بوده اید تهیه کنید سعی کنید روی کارهایی که در آن موفق بوده اید متمرکز شوید. اما اگر چنین چیزی در سابقه کاریتان پیدا نکردید اصلاً ناراحت نباشید. شاید پشت این همه ناتوانی لبخندی نهفته باشد و قدرتی باشد که بتواند باعث خنده دیگران شود و یا حتی شاید توانایی در شما وجود داشته باشد که هنوز کشفش نکرده اید. سعی کنید لیستی از کارهای انجام شده تان تهیه کنید. مهم نیست که کوتاه یا بلند باشد. با اینکه حتی ممکن است نتوانید فکرش را بکنید اما همین کارها می تواند اعتماد شما را دوباره به خودتان جلب کند. ۴- سر خود را بیشتر گرم کنید سعی کنید تفریحاتی برای خود درست کنید که به آنها علاقه دارید. ممکن است به کتاب خواندن علاقه مند باشید، یا به باشگاه بروید یا هر کار دیگری...هر چه زمان بیشتری به انجام کارهای مورد علاقه تان اختصاص دهید، کمتر وقت برای سرزنش خود و متاسف شدن برای خودتان خواهید گذاشت. اما مسئله مهم تر این است که این کار باعث می شود که شما احساس مفید بودن کنید و این به شما هدف می دهد. ۵- با افراد مثبت نشست و برخاست کنید گاهی اوقات بودن در جمع افرادی که از خودتان هم دلسردتر و افسرده تر هستند، بیشتر به ضررتان خواهد بود. حتی اگر تنها باشید بیشتر به نفعتان خواهد بود تا با آنها. به جای چنین افرادی سعی کنید با افرادی مراوده کنید که می توانند شما را شاد کنند. اگر دور و اطرافتان را از دوستان نزدیک و خانواده پر کنید که شما را قبول دارند، می تواند سبب شود که شما هم خودتان را قبول داشته باشید. ۶- در جلسات روانشناسی شرکت کنید امروزه درمان های زیادی برای این مشکل پیشنهاد می شود. مجمع های بسیاری هم برای این منظور تشکیل می شود. به این افراد توصیه می شود که در این جلسات روانشناسی شرکت کنند چون بسیار موثر بوده است. کتاب ها و نوارهای زیادی هم در این زمینه ارائه می شود. با خودتان صادق باشید من چیزی در مورد شما نمی دانم، اما می دانم که امروز در این دنیا کینه و نفرت به اندازه کافی وجود دارد و در این موقعیت بدترین کار این است که شروع کنیم که از خودمان هم متنفر شویم. شما فقط یکبار به دنیا می آیید، و همین یکبار هم زندگی خیلی کوتاهی خواهید داشت، پس نگذارید که دیگران مانع شادی شما شوند. سعی کنید که توانایی های خود را بشناسید و ببینید که در چه زمینه هایی فردی ویژه هستید. افرادی که نمی توانند توانایی های شما را ببینند ارزش این را ندارند که دور و برتان باشند. |