راسخون

آیین زندگی و خانواده در اسلام

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

نشانه خانواده خوشبخت

وَ مِن ءَاَیتِهِ أَن خَلَقَ لَکُم مِّن أَنفُسِکُم أَزوَجَاَ لّـِتـَسکُنُوا إِلَیهَا وَ جَعَلَ بَینَکُم مَّوَدَّةَ وَ رَحمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَأَیتٍ لِّقَومٍ َیتَفَکَّرُونَ
و از نشانه های او ( خدا ) این که از [ نوع ] خودتان همسرانی برای شما آفرید تا بدانها آرام گیرید ، و میانتان دوستی و رحمت نهاد . آری ، در این ( نعمت ) برای مردمی که می اندیشند قطعاً نشانه هایی است.
( سوره روم آیه ۲۱ )
طبیعی ترین شکل خانواده ، این است که هیچ عاملی جز مرگ نتواند پیوند زناشویی را بگسلد و میان زن و شوهر جدایی بیفکند . کوشش مصلحان جامعه – مخصوصاً پیامبران خدا – این بوده است که نظام خانواده ، یک نظام مستحکم و پایدار باشد و هیچ عاملی نتواند این کانون سعادت را متلاشی گرداند . به هر حال خانواده ی خوشبخت نشانه هایی دارد که ما دراینجا به چند نمونه ی آن اشاره می کنیم . امید است که خانواده ی شما نیز برخوردار از این نشانه ها باشد.
در بین اعضای خانواده جمله ” به من چه یا به تو چه ” رد و بدل نمی شود، چرا که اعضا به گفتگو و مشورت منطقی اعتقاد دارند و احساس مسئولیت می کنند.
افراد به یکدیگر اعتماد دارند و از این اعتماد سوء استفاده نمی کنند و اعتماد را یکی از پایدارترین ویژگی ازدواج موفق و خانواده موفق می دانند.
تا جایی که امکان دارد با هم هستند و در مهمانی ها یا کارهای مربوط به خانواده تنها نمی روند. همدلی، همکاری، همفکری، هماهنگی را بقای خانواده خوشبخت می دانند.
با هم اتحاد دارند و در مسائل مختلف ، با گفتگو و مشورت به تفاهم می رسند و سعی می کنند اگر سوء تفاهم به وجود آمد، آن را در درون خود بدون این که کسی بفهمد حل کنند.
به سلیقه ها و عقاید یکدیگر آگاه بوده و به آن احترام گذاشته و عمل می کنند.
نسبت به هم شرم مسموم ندارند یعنی خواسته های طبیعی خودشان را بدون نگرانی یا خشونت ابراز می کنند.
به حریم یکدیگر احترام گذاشته و از حدود مشخص شده خود فراتر نمی روند.
نگران سلامت روحی و جسمی یکدیگر بوده و از هم مراقبت می کنند . اگر چنانچه مشکلی به وجود آید ، سعی وافر در حل مشکل را دارند.
در بیشتر اوقات لحظات خوشی را که با یکدیگر بوده اند مرور می کنند؛ دنبال خاطرات تلخ نیستند، دوست دارند همیشه در خوشی، شادی و نشاط زندگی کنند.
برای فامیل ها و همسایه های خود اهمیت قائل اند و پذیرای فامیل یکدیگر هستند.
از امور مالی یکدیگر خبر دارند و چیزی را از یکدیگر پنهان نمی کنند . صرفه جویی و پس انداز کردن جزء برنامه های اقتصادی خانواده های خوشبخت است.
برای رشد یکدیگر تلاش کرده و زمینه پیشرفت خانواده را فراهم می کنند.
افراد به هم افقی نگاه می کنند نه عمودی . یعنی هیچ کس خود را برتر از دیگری و در مقام قدرت نمی بیند. دیکتاتوری ، زور و قدرت طلبی حاکم نیست.
همه اعضا احساس برنده بودن، موفق بودن، امید داشتن می کنند و خودشان را در زندگی برنده می دانند.
در کنار هم احساس امنیت و آرامش می کنند نه ترس و اضطراب یا تنش و درگیری.
علاقه، عشق، محبت، صفا و یکدلی خود را هم در رفتار و هم در گفتار به یکدیگر ابراز می کنند.
از یکدیگر انتظار بیجا و توقع نامناسب ندارند.
اگر مشکلی پیش بیاید به راه حل فکر می کنند و به دنبال مقصر و گناهکار نمی گردند. دست به علت یابی و ریشه یابی آن مشکل می زنند و راه حل منطقی ارائه می دهند.
هریک ازطرفین پیوسته به فکرخوشحال نمودن و راضی نگه داشتن یکدیگرهستند.
زن و شوهر به خاطر همدیگر زندگی می کنند : اول خود بعد دیگران. زندگی آنها به خاطر بچه ها یا ترس از طلاق و حرف مردم نیست.
زن و مرد می توانند هر روز به دنیای اختصاصی یکدیگر نزدیکتر شوند، کار به مسائل خصوصی و زندگی دیگران ندارند.
با درخواست های یکدیگر برخوردهای مثبت و منطقی دارند.
زن و مرد در کنار یکدیگر هستند نه رو در رو و رقیب یکدیگر، بلکه رفیق هم هستند و واکنش منفی از خود نشان نمی دهند.
خانواده های خوشبخت تلاش دارند که بچه های خوب و خوشبختی نیز به جامعه تحویل دهند.

منبع : روزنامه رسالت    نویسنده : علی حیدری

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

معجزه ي خانواده هاي خوشبخت


خانواده مرکز تربيت و رشد است. نهادي که مسئوليت دارد تا شخصيت فرزندان را پايه ريزي کرده و به نحو احسن خصايل شايسته و رشد يافته را در آنها پرورش دهد. نحوه شخصيت پدر و مادر، رشديافتگي ها، ارزش و معيارهاي اخلاقي شان همه و همه مي تواند در روند تأثير خانواده بر فرزندان موثر واقع شود. خانواده هاي بالنده پدر و مادري صبور، آگاه و هشيار دارند که به فراخور حال و دوره هاي رشد فرزندانشان از دانش و دانستني هاي کافي برخوردارند. در اين نوع از خانواده ها قابليت ها و توانايي هاي وجودي اعضاي آن کشف مي شود و با بالندگي خود قادرند حتي براي ديگران نيز مشکل زدا بوده و در رفع آسيب ها و موانع کمک کننده آنها باشند.

اما پيش از بالندگي به تعادل نياز داريم و افراد در محيط خانواده تا نتوانند در حد توازن و تعادل نيازهاي خود را رفع نمايند، قادر نيستند بالندگي را نيز درک کنند. منظور از تعادل بي عيب و نقصي نيست. بلکه داشتن شيوه هاي منطقي براي مقابله با مشکلات احتمالي است. در اين خانواده ها هر آسيب و يا هر مانع چالشي است براي گرد هم آيي و مساله گشايي، نه آنکه عاملي براي از هم گسيختن و پراکندگي. در حالي که اعضاي يک خانواده متزلزل علاقه و تمايلي براي حفظ تمرکز و زندگي در مجموعه اي ناپايا ندارند و به علل مختلف در جهت تحقير، سرکوب، انتقاد و دلسردي يکديگر قدم مي گذارند.
در حالت تعادل مادر مي داند که در نقش همسر، شايسته و مقبول و مورد اعتماد بوده و نيازي به بهره بردن از روش هاي مصنوعي مثل خودنمايي هاي بي مورد و تحقير ديگران براي اثبات خود و ابراز وجود براي شوهرش ندارد. فرزندان هم از محبت و عاطفه لبريز شده اند و براي جبران محروميت هاي عاطفي دست به مکانيسم هاي جبران و خود نشان دادن هاي مکرر نمي زنند.
با اين مقدمه چيني سعي داريم چند خصيصه و ويژگي را در ميان خانواده متعادل و متزلزل بررسي کنيم تا با دانايي بيشتر به نقايص موجود در اطرافمان پي ببريم و زمينه را براي ارتقاء خود و فرزندانمان فراهم کنيم.
در يک خانواده متعادل هر عضو از موقعيت خود در خانواده مطمئن است. در حالي که در خانواده متزلزل افراد به هر وسيله اي براي کسب مقبوليت استفاده مي کنند. در حالت تعادل مادر مي داند که در نقش همسر، شايسته و مقبول و مورد اعتماد بوده و نيازي به بهره بردن از روش هاي مصنوعي مثل خودنمايي هاي بي مورد و تحقير ديگران براي اثبات خود و ابراز وجود براي شوهرش ندارد. فرزندان هم از محبت و عاطفه لبريز شده اند و براي جبران محروميت هاي عاطفي دست به مکانيسم هاي جبران و خود نشان دادن هاي مکرر نمي زنند. به عنوان مثال يکي از نمودهاي محروميت عاطفي در کودکان دزدي کردن است. خانواده اي که در جاي خود فرزندش را مورد توجه قرار داده و به او نقش هاي مناسب با سنش را آموخته، در انتخاب ها به او اختيار داده، و نيازهاي فرزندان را مورد توجه قرار داده ، اگر چه برآوردن همه آنها امکان پذير نبوده ، است و در هر برهه از زمان مهارت همدلي با او را تمرين کرده اند مقبوليت او را ثبات بخشيده است. چنين کودکي در اين محيط هيچ گاه به روش هاي نامناسب براي اثبات خود روي نمي آورد.
در خانواده متعادل افراد در تبادل عاطفي مناسب و کافي قرار دارند ولي در خانواده هاي متزلزل به دليل محروميت هاي عشق و محبت و توجه اعضاي آن مقبوليت خود را مشروط به تأييد اطرافيان دانسته و براي اخذ تاييديه به هر کاري روي مي آورند.
اعضاي يک خانواده در هر نقشي که باشند نياز به توجه و محبت دارند. توجه و محبت بي قيد و شرط نياز روابط خانوادگي است. و فرزندان بايد بدانند که در هر صورت به عنوان فرزند خانواده دوست داشته مي شوند و مورد پذيرش هستند. اشباع توجه و محبت در خانواده راه را براي کسب تأييد و حمايت و محبت از ديگران مي بندند. اگر فقدان اين نياز در اعضاي خانواده باشد آنان از هر امکاني براي جلب توجه و ديده شدن توسط ديگران استفاده مي کنند. و اينجاست که انواع ابتذال ها و ناپاکي هاي اخلاقي و غير انساني در آنها رشد مي کند تا ديده شوند و مورد توجه واقع شوند و متاسفانه به محض اينکه احساس کردند به هدفشان رسيده اند فريب خورده و جذب طرف مقابل مي شوند. در حالي که مخاطبشان با آگاهي از اين ضعف سعي مي کند هر چه بيشتر ازاو سوءاستفاده نموده و به منافع خود برسد.
در اين خانواده ها شرط «من جذاب نيستم مگر آنکه تو بگويي» در ذهن اعضا موج مي زند و جذابيت و مقبوليت خود را منوط به حمايت و تأييد ديگران مي دانند.
در خانواده متعادل افراد تابع مقررات هستند اما اعضاي خانواده متزلزل قانون گريزي داشته و علاقه اي به رعايت انصاف ندارد.
تزلزل، تبعيض را ارزش مي داند و روابط بر پايه صميمت و يکساني نيست. اما تعادل به نظم و قانون و رعايت حقوق ديگران پاي بند است. اخلاق حرف اول را در آن مي زند و اعضاي آن براي تخليه هيجاني و يا رسيدن به حق و اهداف خود حاضر نيستند اخلاقيات و قانون را زير پا بگذارند. چرا که اصول اخلاقي مهم ترين ارزش در ميان آنان است.
منظور از تعادل بي عيب و نقصي نيست. بلکه داشتن شيوه هاي منطقي براي مقابله با مشکلات احتمالي است.
در خانواده متعادل انتقادها سازنده است اما در خانواده متزلزل هدف از انتقاد تحقير و سرکوب است.
اعضاي خانواده متعادل براي يکديگر گوش شنوا دارند. انتقاد پذيرند چرا که انتقاد را وسيله اي براي رشد و تعالي مي دانند. انتقاد در اين خانواده ها از طريق لحن ملايم، احترام، خيرخواهي و بدور از خصومت است. اما در خانواده متزلزل اعضاي آن به لحاظ فقدان مهر و عاطفه علاقه اي به ارتقاء و رشد ديگري نداشته و صرفاً به دليل عيب جويي و تخليه هيجاني خود و يا با هدف اطلاع مخاطب از نقائصش انتقاد مي کنند. لذا سازندگي در اين نوع انتقاد وجود ندارد و صرفاً به مقاومت و لجبازي مي انجامد.
در خانواده متعادل عشق و محبت در کلمات و جملات تک تک اعضاي آن موج مي زند اما در خانواده متزلزل سردي و خشکي عاطفي وجود داشته هر شخصي به دنبال بيرون کشيدن گليم خويش است و روابط عاطفي و محبت آميز در آن به ندرت يافت مي شود .
به همين دليل محبت و رزيدن به ديگري ، احترام و پاس داشتن حقوق ياد گرفته نمي شود . تنبيه و تلافي حرف اول را مي زند و کودکان حتي تا بزرگسالي خصيصه عدم احترام به حقوق ديگران ، تخريب اموال عمومي ، بي توجهي به نياز ديگران را با خود يدک مي کشند . در حالي که اعضاي خانواده متعادل علاوه بر دارا بودن رفتارهاي محبت آميز و مهرورزي در ميان خود ، روابط صميمانه اي را با ديگر افراد اجتماع نيز برقرار نموده و ديگران را دوست مي دارند و در حد توان حامي و کمک کننده هستند . رضايت دروني در اعضاي اين خانواده ها موج مي زند و معمولا خود را خوشبخت تلقي مي کنند .

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

راههاى تقویت عواطف در خانواده


هدف اساسى دین اسلام، تربیت انسان‏ها و تامین سعادت بشر در تمام ابعاد وجودی ، در تمام مراحل زندگى است. پیامبران الهى به ویژه پیامبر اسلام‏(ص) ، براى این هدف مقدس مبعوث شده و در این راه نهایت‏ سعى خود را مبذول نموده‏ اند و در انجام این ماموریت،‏به نیازها، ویژگى‏ها و علایق فطرى بشر به عنوان یک اصل مسلم توجه فراوان داشتند. به همین جهت دستورات تربیتى اسلام و فرهنگ حیات بخش اهل بیت‏( ع ) ،دقیقا در راستاى پرورش فطرى انسان‏ها،تدوین شده است. خداوند متعال براى تربیت افراد بشر، کانون پر مهر خانواده را بهترین محیط تربیتى انسان قرار دادهاست. در این مقاله به بررسى راههاى تقویت عواطف اعضاى خانواده ، در پرتو سیره و سخنان اهل بیت‏(ع) مى ‏پردازیم.
راههاى تقویت عواطف در خانوادهیکى از راههاى استحکام بنیان خانواده ، توجه به ارتباط کلامى است. سخنان عاطفى و بهره‏ گیرى از کلمات دلنشین و خطاب‏هاى شایسته و محبت‏آمیز،مخاطب را جذب مى‏کند. خواسته یا ناخواسته از گوینده راضى شده،و در دلش نوعى احساس محبتنسبت‏ به او ایجاد مى‏شود.
اگر در خانواده‏اى مرد یا زنی با عبارات زیبا و دلپذیر همسرش را صدا کند، علاوه بر این که به فرزندان چگونه سخن گفتن را مى‏آموزد، در قلب او جایگاه ویژه‏اى خواهد یافت. امیرمؤمنان (ع ) مى‏فرماید: «اجملوا فى الخطاب تسمعوا جمیل الجواب(۱)،زیبا سخن بگویید تا سخن زیبا بشنوید.»
خطاب‏هاى ملاطفت‏آمیز و دلربا، روح را نوازش داده و همسر را تحت تاثیر قرار مى‏دهد. بعضى از عبارات، آن قدرزیبا هستندکه هرگز تا آخرعمر فراموش نمى ‏شوند.
رسول گرامى اسلام (ص) با توجه به این نکته فرمودند: « قول الرجل للمراة انى احبک لا یذهب من قلبها ابدا.(۲)مردى که به زنش بگوید: من ترا دوست دارم، [اثر این سخن] هرگز از دل زن بیرون نمى ‏رود.» اساسا مرد و زن مسلمان باید زبان خویش را به سخن نیک عادت دهند، زیرا انسان فطرتااز عبارت‏هاى جذاب و پرمهر استقبال مى‏کند و نسبت‏ به انسان‏هاى نیکو سخن، در دل احساس محبت مى‏نماید.صدا کردن همسر با نامى که بیشتر دوست دارد، در ایجاد انس و الفت در میان زوجین تاثیر به سزایى خواهد داشت. پیامبر گرامى اسلام( ص )توصیه فرمودهاند که براى افزایش مهر و صفا در میان مسلمانان، همدیگر را با نام زیبا و محترمانه صدا بزنند: «ثلاث یضفین ود المرء لاخیه المسلم یلقاه بالبشر اذا لقیه و یوسع له فى المجلس اذا جلس الیه و یدعوه باحب الاسماء الیه; (۶)سه چیز دوستى و محبت‏ بین دو مسلمان را افزایش داده [و صفا و صمیمیت را در میان آن‏ها تقویت مى‏کند.] ۱٫ هنگام ملاقات، با خوشرویى و چهره‏اى گشاده برخورد کند. ۲٫ اگر مى‏خواهد در کنار او بنشیند برایش جا باز کند. ۳٫ به بهترین نامى که دوست دارد او را صدا بزند.»طبق آموزش‏هاى اسلام، سلام کردن با صداى رسا و واضح و با آهنگى عاطفى و جذاب موجب تقویت روابط بین زن و شوهر خواهد شد. سلام با لحنى عاطفى، کینه‏ها را از بین برده ، روحیه را تقویت کرده و دل‏ها را به هم نزدیک مى‏نماید. سلام دادن به جمع خانواده و به ویژه زن و شوهر به یکدیگر، نشاط آور و فرح ‏بخش است.
امام صادق علیه السلام فرمود: «یسلم الرجل اذا دخل على اهله(۳); وقتى شوهر به خانه وارد مى‏شود ، باید به اعضاى خانواده (به ویژه همسرش) سلام کند.»زوج جوانى که با هم پیمان زناشویى مى‏بندند، معمولا بر مبناى علاقه درونى و عشق پاکى است که به یکدیگر دارند. اما آنچه که در اسلام تاکید شده، بنیان خانواده را تقویت مى‏کند و محبت و الفت را میان زوج جوان افزایش مى‏دهد، اظهار و ابراز آن است.
امام صادق‏علیه السلام مى‏فرماید: «اذا احببت رجلا فاخبره بذلک فانه اثبت للمودة بینکما;(۴)هرگاه شخصى را دوست داشتى، دوستى خود را به او اعلام کن ، زیرا این عمل انس و الفت را بین شما پایدارتر مى‏کند.»
خانواده برای انسان کانون آرامش و راحتىاست.مردى که بیرون ازمنزل با انواع مشکلات درگیر است و با ناملایمات فراوانى برخورد مى‏کند، دوست دارد هنگام برگشت ‏به خانه کسى از او دلجوئى کند، حرف دلش را بشنود و با سخنان آرام بخش خود،مرهم دردهاى انباشته دل او باشد. دلش مى‏خواهد هنگامى که در منزل را باز مى‏کند، کسى با چهره‏اى گشاده، لبى خندان و لحنى عاطفى از او استقبال نموده و آنچه را که در دست دارد ، با تکریم از او تحویل بگیرد و این فرد جز همسر صالح و مهربان او فرد دیگرى نخواهد بود. در این صورت چنین زنى از دوستان خدا بوده و پاداش بزرگى خواهد داشت.
مردى به محضر رسول خدا صلى الله علیه وآله آمده و عرضه داشت: «یا رسول‏الله! من همسرى دارم که هرگاه وارد خانه شوم به استقبالم مى‏آید و چون مى‏خواهم از منزل بیرون روم مرا بدرقه مى‏کند. هر گاه مرا اندوهگین ببیند مى‏گوید: چه چیز تو را اندوهگین کرده؟ اگر براى مخارج زندگى‏ات ناراحتى، مطمئن باش که دیگرى (خداوند) عهده ‏دار آن است و اگر براى آخرت [و گرفتارى‏هاى قبر و قیامت] غصه مى‏خورى، خداوند اندوهت را زیاد کند. (و باید چنین باشى.) رسول خدا(ص)فرمودند: خداوند [در روى زمین] کارگزارانى دارد و این زن یکى از آن‏ها است. براى او نصف پاداش شهید مى‏باشد.»(۵)
على(‏ع ) در مورد بانوى بانوان و همسر نمونه تاریخ مى‏فرماید: «به خدا سوگند بعد از ازدواج با فاطمه‏(س) بر او خشمگین نشدم و او را به کارى مجبور نکردم . و او مرا ناراحت نکرد و هیچگاه با من مخالفت ننمود، وقتی به او نگاه مى‏کردم تمام غم و اندوه‏هاى دلم برطرف مى‏شد.»(۶)
هماهنگى و همدلى در انتخاب نوع غذا از جمله عواملى است که ارتباط زن و شوهر را تقویت کرده و بنیان خانواده را استحکام مى‏بخشد. اگر زوجین در مساله غذا و خوراک تفاهم داشته باشند و شرایط همدیگر را مراعات کنند، بسیارى از مشکلات و اختلافات خانواده‏ها حل مى‏شود. اگر مرد غذایى را دوست دارد وانتظار دارد که در منزلش تهیه شود، مى‏تواند علاوه بر این که لوازم مورد نیاز را تهیه مى‏کند، همسر خویش را از آن آگاه سازد. ولى اگر براى او فرقى نمى‏کند، که معمولا هم شوهران مسلمان و متعهد چنین اند و در مورد غذاى روزانه خویش سخت‏گیرى و موشکافى نمى‏کنند، در این صورت از غذاى تهیه شده استفاده کرده و با کمال متانت و بزرگوارى از همسر هنرمند خویش قدردانى و تشکر مى‏نماید و با بهانه‏هاى مختلف زحمات وى را نادیده نمى‏گیرد. رسول اکرم (ص) فرمود: «المؤمن یاکل بشهوة عیاله والمنافق یاکل اهله بشهوته; (۷)انسان با ایمان، مطابق میل و خواسته عیالش غذا مى‏خورد و خانواده انسان منافق، مطابق میل و خواسته وى غذا مى‏خورند.»
در سیره و روش(ص) آمده است که آن حضرت هیچگاه در مورد انتخاب نوع غذا سختگیرى نمى‏کرد و با خانواده‏اش همراه مى‏شد: «رسول خدا(ص)از هر نوع غذا مى‏خوردند و غذایى که خداوند برایش حلال نمودهبود ،‏ به همراه خانواده و خدمتگزارشان تناول مى‏کردند.»(۸)
در جای دیگرپیامبرخدا(ص)فرمودند: «خیر نسائکم الطیبة الطعام; (۹)بهترین زنان شما زنى است که غذاى پاکیزه و دلپسند درست کند.»
مردبه عنوان مدیر خانواده، مسؤولیت فراهم کردن وسائل مورد نیاز از قبیل خوراک و پوشاک و… اعضاى خانوادهراعهدهدارد. در این مورد اگر مردان با ایمان وظیفه خویش را در مورد به دست آوردن روزى حلال و پاکیزه به خوبى‏انجام دهند، مقامی بس بلند، در پیشگاه خداوند متعال کسب خواهند نمود.
امام باقر(ع ) فرمودند: «من طلب الرزق فى الدنیا استعفافا عن الناس و سعیا على اهله و تعطفا على جاره لقى الله عزوجل یوم القیامة و وجهه مثل القمر لیلة البدر; (۱۰)هر کس در دنیا به دنبال روزى حلال برود،به قصد این که نیازمند و محتاج دیگران نباشد و مخارج زن و فرزندش را تامین نماید و به همسایه‏ها [و همنوعان مستمند خود] یارى رساند، چنین فردى در روز قیامت ‏با سیمایى [نورانى] مانند ماه شب چهارده با خداوند ملاقات خواهد کرد.» و امام صادق‏(ع ) نیزفرمودند: «الکاد على عیاله من حلال کالمجاهد فى سبیل‏الله; (۱۱)مرد تلاشگرى که براى تهیه روزى حلال و مشروع براى خانواده‏اش مى‏کوشد، مانند مجاهدى است که در راه خدا جهاد مى‏کند.» امام رضا علیه السلام نیز فرمودند: «کسى که از فضل و عنایت پروردگار به دنبال روزى حلال مى‏رود به اندازه‏اى که مخارج خانواده خود را تامین کند، از رزمنده‏اى که در راه خداوند متعال جهاد مى‏کند پاداش افزونترى دارد.»(۱۲)
احترام به شخصیت افراد، در وجود آنان عشق و محبت مى‏آفریند. هدیه دادن نوعى احترام به طرف مقابل محسوب مى‏شود و انسانى که هدیه را مى‏گیرد بى‏اختیار و از روى فطرت خدادادى خویش، مهر و محبت هدیه دهنده را در دل خود جاى مى‏دهد. این نکته در روابط زناشویى از اهمیت‏خاصى برخوردار است و عامل مهمى در ایجاد انس و الفت و هم گرایى نسبت ‏به زن و مرد به شمار مى‏رود .
گفت وگوهاى محبت‏آمیز: صدا کردن با بهترین نام: سلام کردن به همدیگر: اظهار علاقه و ابراز محبت : دلجویى، استقبال، بدرقه: همدلى در انتخاب نوع غذا: فراهم نمودن مخارج خانواده: هدیه دادن به همسر

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

الگوی توزیع قدرت درخانواده سالم

شما به‌عنوان پدر یا مادر یک خانواده، کدام یک از این دو نظام را برای اداره خانواده خودتان می‌پسندید؛ دیکتاتوری یا دموکراسی؟وقتی پای بچه‌ها وسط می‌آید، حرف، حرف خودتان است یا نظر بچه‌ها را هم قبل از تصمیم‌گیری‌هایتان می‌شنوید؟ این بحث در بین روان‌شناسان، بحثی قدیمی اما بسیار مهم است…
چرا بعضی پدران یا مادران، سلطه‌جو می‌شوند؟ برای بررسی علل سلطه‌جویی برخی والدین باید مساله را از دو جنبه مورد بررسی قرار داد:
• از منظر فرد سلطه‌جو که معمولاً پدر خانواده است.
• از منظر فرد یا افراد سلطه‌پذیر که معمولاً فرزندان و همسر فرد سلطه‌جو هستند.
«اریک فروم» دلیل سلطه‌جویی انسان را در دنیای مدرن، تحت نفوذ قرار دادن دیگران می‌داند؛ یعنی نیل به قدرتی که دیگران را به انجام آنچه فرد سلطه‌جو می‌خواهد، وادارد. اما از عوامل روان‌شناختی که بگذریم، یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌دهنده این رفتار در برخی خانواده‌های ایرانی، بافت سنتی پدرسالار در جامعه ماست که از گذشته دور در کشورمان حاکم بوده است. به عبارت دیگر، می‌توان گفت تا حدود زیادی انتظارات جامعه از پدر یک خانواده، تعیین‌کننده نوع رفتار اوست.
پایین بودن سطح فرهنگی و تحصیلاتی والدین و ناآشنایی آنها با نیازهای روانی فرزندان، نقش تعیین‌کننده‌ای در اتخاذ روش سلطه‌جویانه در خانواده دارد. طبیعی است که در چنین شرایطی، بهترین و آسان‌ترین شیوه برای برخورد با مشکلات فرزندان و اداره نظام خانواده، نظام دیکتاتوری خواهد بود.

خانواده‌ای که تابع اصول دیکتاتوری است، معمولا رشد فرزندانش را محدود می‌کند. در این خانواده‌ها تنها یک نفر حاکم بر اعمال و رفتار دیگران است و این فرد غالباً پدر خانواده است. اوست که تصمیم می‌گیرد، هدف تعیین می‌کند، راه نشان می‌دهد و وظیفه سایر اعضای خانواده را تعیین می‌نماید. این قبیل والدین از شیوه‌های متنوعی برای اعمال قدرت در خانواده استفاده می‌کنند که در اینجا به چند نمونه از این شیوه‌ها اشاره می‌کنیم:
• ایجاد احساس گناه: یکی از روش‌های والدین اقتدارطلب این است که اعضای خانواده را با استفاده از «احساس گناه» کنترل نمایند؛ مثلاً اگر فرزندشان خواسته آنها را انجام ندهد، سعی می‌کنند در او احساس گناه ایجاد کنند؛ مثلاً با گفتن این قبیل جملات: «چرا نمی‌خواهی مثل یک پسر بزرگ رفتار کنی؟… چرا نمی‌خواهی خانواده‌ات سربلند باشد؟»
• وعده و وعید دادن: «اگر معدلت ۲۰ بشود، پول توجیبی‌ات را دوبرابر می‌کنم.»
• تهدید: «فردا که مدرسه رفتم و وضع نمراتت را دیدم، به‌ات می‌گم!»
• مقایسه: «وضع تحصیلی پسرخاله‌ات خیلی از تو بهتر است… از دوستت، محمود، یاد بگیر، ببین چه پسر مودبی است!»
• باج گرفتن: «وای! اگر پدرت بفهمد چه کاری کرده‌ای، قیامت می‌کند!»
• استفاده ابزاری از محبت: «اگر مرا دوست داری، فقط رشته پزشکی را انتخاب کن!»

در هر خانواده‌ای، مواردی به چشم می‌خورد مبنی بر اینکه خواسته‌های والدین با رفتارهای فرزندان مغایرت دارد. این اتفاقات در روابط والدین با فرزندان غیرقابل اجتناب است و مهم این است که چگونه این برخوردها در روابط بین والدین و فرزندان حل شود. بنابراین یک رابطه سالم و یا در حدی وسیع‌تر، یک خانواده متعادل، خانواده‌ای نیست که هیچ‌گونه اختلاف‌نظری بین اعضای آن وجود نداشته باشد بلکه برعکس، باید گفت خانواده‌هایی که در شرایط بحرانی، قدرت سازگاری خوبی دارند، خانواده‌هایی هستند که نظام‌های ارتباطی بازتری در آنها حکم‌فرماست.

پدر و مادری که معتقدند خیلی زود باید به بچه‌ها بفهمانند که چه کسی صاحب قدرت است وگرنه آنها سوءاستفاده و بر والدین غلبه می‌کنند، وقتی که با فرزندشان دچار اختلاف شوند، معمولاً اختلاف را مستبدانه و قاطعانه به نفع خودشان پایان می‌دهند؛ یعنی همیشه والدین می‌برند و بچه‌ها می‌بازند. نتیجه این روش قابل پیش‌بینی است. بی‌علاقگی فرزند برای پذیرش و انجام راه‌حل، کاهش علاقه فرزند به والدین، مشکل والدین برای زور گفتن (آنها نمی‌توانند برای همیشه قدرت خود را حفظ کنند) و ناتوانی فرزند برای اداره کردن زندگی خویش در آینده. گاهی ما می‌توانیم بلافاصله خشم و عصبانیت و نفرت را در صورت نوجوانی که والدینش او را به زور وادار به انجام کاری کرده‌اند، ببینیم. این روش بذر ویرانی و زوال رابطه بین والدین و فرزند (مخصوصا رابطه پدر – فرزندی) را می‌کارد و تنفر و بی‌علاقگی جای عشق و محبت را در خانواده می‌گیرد. والدین با به کار بردن این روش گاهی حتی بهای گران‌تری نیز می‌پردازند و آن بها این است که گهگاه مجبور می‌شوند برای تشویق فرزندشان به انجام کار مطلوب والدین، وقت زیادی صرف و نظارت کنند که آیا فرزندشان دقیقا همان کار را انجام می‌دهد یا نه.

یکی دیگر از نتایج استبداد والدین، مخدوش شدن اتکا به نفس و حس مسوولیت‌پذیری در فرزندان است. بچه‌هایی که زورگویی والدین خود را ناچار تحمل می‌کنند، در بزرگسالی به افرادی تبدیل می‌شوند که برای کنترل رفتار خود احتیاج به یک نیروی حامی دارند. آنها معمولا در نوجوانی و بلوغ توان کنترل خود را ندارند و برای اداره زندگی خودشان و برای حل مشکلات‌شان ناچارند از دیگران کمک بگیرند. این افراد نظم و ترتیبی در زندگی خود ندارند و احساس مسوولیت نمی‌کنند؛ چرا که از طفولیت به آنها اختیاری داده نشده و این وضعیت را تجربه نکرده‌اند. چاره چیست؟
پدر و مادر باید قبل از هر چیزی بتوانند خودشان و سپس فرزند نوجوان‌شان را قانع کنند که زندگی الزاماً یک نبرد نیست؛ بلکه دوستی و همکاری متقابلی است که براساس خود‌سازی هر یک از طرفین (والدین و فرزندان) می‌تواند به جایی برسد که اعضای خانواده، بدون ریاکاری، هستی خود را به روی هم بگشایند و مشاهده کنند که آنچه ایشان می‌جویند، اغلب برای دیگران نیز معنی‌دار است. در چنین ارتباطی، مادر یا پدر در ضمیر خودشان این‌طور می‌گویند که: «ما با هم دشمن نیستیم، ما با هم دوست هستیم» و در مورد دوستان نیز قاعده این است که: «وقتی که تو می‌بری، یعنی من هم برده‌ام و وقتی که تو می‌بازی، یعنی من هم باخته‌ام.»
نویسنده: منصور بهرامی

reza313 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 484
|
تاریخ عضویت : شهریور 1387 

 

 


هر روز صبح که آرام آرام چشم‌هایتان را باز می‌کنید و خورشید از پشت پرده اتاق به شما سلام می‌کند، با خود چه می‌گویید؟ آیا از این‌که یک روز دیگر هم فرصت شاد زیستن را دارید، خدا را شکر می‌کنید؟ اصلاً تا به حال به این موضوع اندیشیده‌اید که چه عواملی در این احساس هر روزه شما مؤثر هستند؟ شاید کمی تعجب کنید آخر پاسخ یک فرد مجرد و متأهل به این سؤال متفاوت است! 
دختر و پسر مجرد از این‌که یک روز دیگر می‌توانند برای رسیدن به اهدافشان مبارزه کنند، خوشحال هستند. ولی یک خانم یا آقای متأهل از این‌که فرصت ادامه زندگی در کنار همسر و فرزندانشان را دارند، شاد و سرزنده‌تر از روز قبل از خواب بیدار می‌شوند. اما همه این‌ها زمانی مهیا می‌شود که شما قبل از آن انتخاب درستی داشته باشید. پس اگر کدهای شروع یک زندگی مشترک شاد را قبل از ازدواج بدانید، می‌توانید هر روز با آرامش خیال و پر‌انرژی‌تر از روز قبل چشم‌هایتان را رو به دنیا بگشایید. 

اولین شماره رمز ازدواج موفق، دانستن مفهوم واقعی ازدواج است. ازدواج بستن یک پیمان فیزیکی، روحی و ذهنی برای تمامی عمر است. شما در همه چیز، از شادی و موفقیت‌ گرفته تا مشکلات و غم‌ها، در قالب یک رابطه صمیمانه و قانونی با همسر خود شریک می‌شوید و یک محیط امن و سالم را با ارتباطی هماهنگ به همراه همسر خود، برای رشد و شکوفایی فرزندانتان بوجود می‌آورید. 

کد بعدی، دانستن میزان درک متقابل از یکدیگر است. چقدر درباره توانایی‌های او می‌دانید؟ آیا نقاط ضعفش را پذیرفته‌اید؟ پس سعی کنید قبل از شروع زندگی مشترک با نکات مثبت و منفی او از همه نظر آشنا شوید و آن‌ها را بپذیرید. 

سومین شماره رمز داشتن، یک ارتباط خوب و محترمانه با خانواده و دوستان همسرتان است. آیا به راحتی می‌توانید به جمع آشنایان او بپیوندید و روابط اجتماعی خود را گسترش دهید؟ 

پذیرفتن نقش یک همسر مسئولیت‌پذیر یک کد دیگر برای بازکردن درِ کلبه‌ی خوشبختی است. قبل از وارد شدن به منزل جدید خود، با انتظاراتی که زن یا شوهرتان از شما دارد، کاملاً آشنا شوید و وظایف موجود در خانواده را به طور واضح با یکدیگر تقسیم کنید. صحبت و هماهنگی در زمینه مسائل مالی نیز شماره رمز بعدی خواهد بود. داشتن یک مدیریت و برنامه دقیق اقتصادی، شما را بیش از پیش به داشتن یک زندگی مشترک آرام و موفق نزدیک می‌کند. 

کد ششم شما، پاسخ به این پرسش است: آیا با ورود به رابطه زناشویی باز هم می‌خواهید روابط اجتماعی خود را حفظ نمایید؟ میزان آشنایی همسرتان از روابط اجتماعی شما، به حفظ و ادامه این روابط کمک شایانی می‌کند. وقتی او دوستان صمیمی‌تان را بشناسد، آسان‌تر می‌توانید زمان را برای بودن در کنار دوستان‌ و یا انجام سایر فعالیت‌های اجتماعی‌ تنظیم کنید. اما کد بعدی، دانستن شناسنامه سلامت خودتان است. قبل از ازدواج به بررسی میزان تندرستی خود بپردازید. در صورت وجود بیماری‌های خاص و ژنتیکی در خانواده‌تان، از یک متخصص کمک بگیرید. سلامت جسمی و روحی شما با توجه به اثری که بر روی سلامت و زندگی فرزندان آینده‌تان دارد، بسیار حائز اهمیت است. 

آخرین شماره رمزی که باید بدان توجه کنید، میزان آشنایی با مسائل و روابط جنسی است. این یک نیاز غریزی و فطری است و زن و شوهر با برآورده کردن نیاز جنسی یکدیگر در حقیقت عشق درونی خود را نشان می‌دهند. البته آموزش‌های قبل از ازدواج، برای هماهنگی در این رابطه لازم و ضروری است و آن‌ها در این مسیر با تفاوت‌های جنس مخالف‌شان بیشتر آشنا می‌شوند. زمانی که شما خانم و آقای مجرد به همه این کدها قبل از بستن پیمان ازدواج دقت نمایید، در حقیقت کلید طلایی زندگی مشترک شاد و موفق را بدست آورده‌اید.

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

الگوی توزیع قدرت درخانواده سالم

شما به‌عنوان پدر یا مادر یک خانواده، کدام یک از این دو نظام را برای اداره خانواده خودتان می‌پسندید؛ دیکتاتوری یا دموکراسی؟وقتی پای بچه‌ها وسط می‌آید، حرف، حرف خودتان است یا نظر بچه‌ها را هم قبل از تصمیم‌گیری‌هایتان می‌شنوید؟ این بحث در بین روان‌شناسان، بحثی قدیمی اما بسیار مهم است…
چرا بعضی پدران یا مادران، سلطه‌جو می‌شوند؟ برای بررسی علل سلطه‌جویی برخی والدین باید مساله را از دو جنبه مورد بررسی قرار داد:
• از منظر فرد سلطه‌جو که معمولاً پدر خانواده است.
• از منظر فرد یا افراد سلطه‌پذیر که معمولاً فرزندان و همسر فرد سلطه‌جو هستند.
«اریک فروم» دلیل سلطه‌جویی انسان را در دنیای مدرن، تحت نفوذ قرار دادن دیگران می‌داند؛ یعنی نیل به قدرتی که دیگران را به انجام آنچه فرد سلطه‌جو می‌خواهد، وادارد. اما از عوامل روان‌شناختی که بگذریم، یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌دهنده این رفتار در برخی خانواده‌های ایرانی، بافت سنتی پدرسالار در جامعه ماست که از گذشته دور در کشورمان حاکم بوده است. به عبارت دیگر، می‌توان گفت تا حدود زیادی انتظارات جامعه از پدر یک خانواده، تعیین‌کننده نوع رفتار اوست.
پایین بودن سطح فرهنگی و تحصیلاتی والدین و ناآشنایی آنها با نیازهای روانی فرزندان، نقش تعیین‌کننده‌ای در اتخاذ روش سلطه‌جویانه در خانواده دارد. طبیعی است که در چنین شرایطی، بهترین و آسان‌ترین شیوه برای برخورد با مشکلات فرزندان و اداره نظام خانواده، نظام دیکتاتوری خواهد بود.

خانواده‌ای که تابع اصول دیکتاتوری است، معمولا رشد فرزندانش را محدود می‌کند. در این خانواده‌ها تنها یک نفر حاکم بر اعمال و رفتار دیگران است و این فرد غالباً پدر خانواده است. اوست که تصمیم می‌گیرد، هدف تعیین می‌کند، راه نشان می‌دهد و وظیفه سایر اعضای خانواده را تعیین می‌نماید. این قبیل والدین از شیوه‌های متنوعی برای اعمال قدرت در خانواده استفاده می‌کنند که در اینجا به چند نمونه از این شیوه‌ها اشاره می‌کنیم:
• ایجاد احساس گناه: یکی از روش‌های والدین اقتدارطلب این است که اعضای خانواده را با استفاده از «احساس گناه» کنترل نمایند؛ مثلاً اگر فرزندشان خواسته آنها را انجام ندهد، سعی می‌کنند در او احساس گناه ایجاد کنند؛ مثلاً با گفتن این قبیل جملات: «چرا نمی‌خواهی مثل یک پسر بزرگ رفتار کنی؟… چرا نمی‌خواهی خانواده‌ات سربلند باشد؟»
• وعده و وعید دادن: «اگر معدلت ۲۰ بشود، پول توجیبی‌ات را دوبرابر می‌کنم.»
• تهدید: «فردا که مدرسه رفتم و وضع نمراتت را دیدم، به‌ات می‌گم!»
• مقایسه: «وضع تحصیلی پسرخاله‌ات خیلی از تو بهتر است… از دوستت، محمود، یاد بگیر، ببین چه پسر مودبی است!»
• باج گرفتن: «وای! اگر پدرت بفهمد چه کاری کرده‌ای، قیامت می‌کند!»
• استفاده ابزاری از محبت: «اگر مرا دوست داری، فقط رشته پزشکی را انتخاب کن!»

در هر خانواده‌ای، مواردی به چشم می‌خورد مبنی بر اینکه خواسته‌های والدین با رفتارهای فرزندان مغایرت دارد. این اتفاقات در روابط والدین با فرزندان غیرقابل اجتناب است و مهم این است که چگونه این برخوردها در روابط بین والدین و فرزندان حل شود. بنابراین یک رابطه سالم و یا در حدی وسیع‌تر، یک خانواده متعادل، خانواده‌ای نیست که هیچ‌گونه اختلاف‌نظری بین اعضای آن وجود نداشته باشد بلکه برعکس، باید گفت خانواده‌هایی که در شرایط بحرانی، قدرت سازگاری خوبی دارند، خانواده‌هایی هستند که نظام‌های ارتباطی بازتری در آنها حکم‌فرماست.

پدر و مادری که معتقدند خیلی زود باید به بچه‌ها بفهمانند که چه کسی صاحب قدرت است وگرنه آنها سوءاستفاده و بر والدین غلبه می‌کنند، وقتی که با فرزندشان دچار اختلاف شوند، معمولاً اختلاف را مستبدانه و قاطعانه به نفع خودشان پایان می‌دهند؛ یعنی همیشه والدین می‌برند و بچه‌ها می‌بازند. نتیجه این روش قابل پیش‌بینی است. بی‌علاقگی فرزند برای پذیرش و انجام راه‌حل، کاهش علاقه فرزند به والدین، مشکل والدین برای زور گفتن (آنها نمی‌توانند برای همیشه قدرت خود را حفظ کنند) و ناتوانی فرزند برای اداره کردن زندگی خویش در آینده. گاهی ما می‌توانیم بلافاصله خشم و عصبانیت و نفرت را در صورت نوجوانی که والدینش او را به زور وادار به انجام کاری کرده‌اند، ببینیم. این روش بذر ویرانی و زوال رابطه بین والدین و فرزند (مخصوصا رابطه پدر – فرزندی) را می‌کارد و تنفر و بی‌علاقگی جای عشق و محبت را در خانواده می‌گیرد. والدین با به کار بردن این روش گاهی حتی بهای گران‌تری نیز می‌پردازند و آن بها این است که گهگاه مجبور می‌شوند برای تشویق فرزندشان به انجام کار مطلوب والدین، وقت زیادی صرف و نظارت کنند که آیا فرزندشان دقیقا همان کار را انجام می‌دهد یا نه.

یکی دیگر از نتایج استبداد والدین، مخدوش شدن اتکا به نفس و حس مسوولیت‌پذیری در فرزندان است. بچه‌هایی که زورگویی والدین خود را ناچار تحمل می‌کنند، در بزرگسالی به افرادی تبدیل می‌شوند که برای کنترل رفتار خود احتیاج به یک نیروی حامی دارند. آنها معمولا در نوجوانی و بلوغ توان کنترل خود را ندارند و برای اداره زندگی خودشان و برای حل مشکلات‌شان ناچارند از دیگران کمک بگیرند. این افراد نظم و ترتیبی در زندگی خود ندارند و احساس مسوولیت نمی‌کنند؛ چرا که از طفولیت به آنها اختیاری داده نشده و این وضعیت را تجربه نکرده‌اند. چاره چیست؟
پدر و مادر باید قبل از هر چیزی بتوانند خودشان و سپس فرزند نوجوان‌شان را قانع کنند که زندگی الزاماً یک نبرد نیست؛ بلکه دوستی و همکاری متقابلی است که براساس خود‌سازی هر یک از طرفین (والدین و فرزندان) می‌تواند به جایی برسد که اعضای خانواده، بدون ریاکاری، هستی خود را به روی هم بگشایند و مشاهده کنند که آنچه ایشان می‌جویند، اغلب برای دیگران نیز معنی‌دار است. در چنین ارتباطی، مادر یا پدر در ضمیر خودشان این‌طور می‌گویند که: «ما با هم دشمن نیستیم، ما با هم دوست هستیم» و در مورد دوستان نیز قاعده این است که: «وقتی که تو می‌بری، یعنی من هم برده‌ام و وقتی که تو می‌بازی، یعنی من هم باخته‌ام.»
نویسنده: منصور بهرامی
 

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

نتیجه خوبی به پدر و مادر


پیامبر اکرم (ص) فرمودند: هر کس دوست دارد عمرش افزون و روزیش فراوان باشد، به پدر و مادرش صله و احسان کند چون عمل او بخشی از اطاعت خداوند است(۱)
-پیامبر اکرم(ص) فرمودند: به پدر و مادر خود نیکی کنید تا فرزندان شما هم در حق شما نیکی و احسان نمایند. (۲)
- پیامبر اکرم(ص) فرمودند: هر کس دوست می دارد که لحظه مرگ برایش آسان باشد، صله رحم کرده و به پدر و مادرش احسان و خوبی کند که علاوه بر شیرینی لحظه مرگ، پیش از آن فقر و نداری هم گریبانگیر او نخواهد بود. (۳)
- پیامبر اکرم(ص) فرمودند:گاهی ثروت شخص و یا خانواده ای هر چند نادرست و فاسق به سبب احسان و نیکویی در حق پدر و مادر، رو به فزونی می گذارد. (۴)
-شخصی به امام صادق (ع) گفت پدری دارم بسیار پیر و ناتوان، او را به دوش می گیرم و برای قضای حاجت بیرون می برم. امام فرمودند: هرچه می توانی به پدرت خدمت کن و حتی لقمه در دهان او بگذار، که این کار وسیله نجات تو از آتش دوزخ خواهد شد. (۵)
-امام صادق می فرمایند: چه شده که شما به پدر و مادرتان، چه زنده و در قید حیات باشند یا مرده، احسان و خوبی نمی کنید؟ به این ترتیب که برایشان نماز بخوانید و به نیتشان صدقه بدهید و از سویشان حج بگزارید و روزه بگیرید که خداوند به همان اندازه برای شما هم پاداش خواهد داد. (۶)
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: وای بر ، وای بر ، وای بر کسی که پدر و مادرش، یکی یا هر دو به پیری رسند و او بهشتی نشود. (۷)

-----------------------
پاورقی

۱-اینگونه معاشرت کنیم /ص۱۳۲
۲-همان مصدر/ص ۶۵
۳-بحار الانوار/ج۲/ص۴۲۹
۴- اینگونه معاشرت کنیم /ص۱۳۲
۵-اصول کافی/ج۲/ص۱۶۲
۶-اینگونه معاشرت کنیم /ص۱۵۹
۷-نهج الفصاحه

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

آزادی جنسی و روابط نامشروع و تاثیرات آن بر بنیان خانواده


«الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لْيَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ» (نور-2) ؛ هر يك از زن و مرد زناكار را صد تازيانه بزنيد. و اگر به خدا و روز قيامت ايمان داريد در اجراى دين خدا نسبت به آن دو گرفتار دلسوزى نشويد و بايد هنگام كيفر آن دو، گروهى از مؤمنين حاضر و ناظر باشند.

احكام زنا بر اساس شرايط افراد متفاوت است، در اين آيه فقط به يك صورت اشاره شده كه اگر مرد يا زن مجردى زنا كند، صد تازيانه مى‏خورد، ولى اگر كسى با داشتن همسر، مرتكب زنا شود، رجم و سنگسار مى‏گردد. چنان كه اگر همسر دارد ولى به او دسترسى ندارد (مثلًا همسرش در زندان است،) و در اين صورت مرتكب زنا شود، حكم سنگسار به تازيانه و شلاق تبديل مى‏شود.
قرآن، زنا را كارى زشت مى‏داند و از آن نهى مى‏كند. «وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى‏» (اسراء، 32)
ترك زنا را نشانه‏ى بندگان راستين خداوند مى‏شمرد. «وَ عِبادُ الرَّحْمنِ ... وَ لا يَزْنُونَ» (فرقان، 63 تا 68)
و دورى از اين گناه را شرط بيعت با پيامبر مى‏داند. «إِذا جاءَكَ ... وَ لا يَزْنِينَ» (ممتحنه، 12)

برخى از مفاسد زنا، در يكى از سخنان حضرت رضا (عليه السلام) عنوان شده، از جمله:
1ـ ارتكاب قتل به وسيله‏ى سقط جنين.
2ـ بر هم خوردن نظام خانوادگى و خويشاوندى.
3ـ ترك تربيت فرزندان.
4ـ از بين رفتن موازين ارث. (بحارالانوار، ج 79، ص 24)

امام على(عليه السلام) ترك زنا را مايه‏ى استحكام خانواده و ترك لواط را عامل حفظ نسل مى‏داند. (نهج البلاغه، حكمت 252)
پيامبر اكرم (صلوات اللَّه عليه و آله) فرمود: زنا داراى زيان‏هاى دنيوى و اخروى است:
از بين رفتن نورانيّت و زيبايى انسان، مرگ زودرس و قطع روزى.
درماندگى هنگام حساب قيامت، غضب الهى و جهنّم هميشگى. (بحارالانوار، ج 77، ص 58)
از پيامبر (صلوات اللَّه عليه) نقل شده است:
ـ هر گاه زنا زياد شود، مرگ ناگهانى هم زياد مى‏شود. (بحارالانوار، ج 73، ص 372)
ـ زنا نكنيد، تا همسران شما نيز به زنا آلوده نشوند. هر كه به ناموس ديگران تجاوز كند، به ناموسش تجاوز خواهد شد. همان گونه كه با ديگران رفتار كنيد، با شما رفتار خواهد شد. (بحارالانوار، ج 76، ص 27)
از مكافات عمل غافل مشو           گندم از گندم برويد جو ز جو
امام على(عليه السلام) ترك زنا را مايه‏ى استحكام خانواده و ترك لواط را عامل حفظ نسل مى‏داند
ـ چهار چيز است كه هر يكى از آنها در هر خانه‏اى باشد آن خانه، ويرانه است و بركت ندارد:
1- خيانت 2- دزدى 3- شرابخوارى 4- زنا. (بحارالانوار، ج 76، ص 19)
ـ زنا، از بزرگ‏ترين گناهان كبيره است. (بحارالانوار، ج 76، ص 19)
امام صادق(عليه السلام) فرمود: هر گاه مردم مرتكب چهار گناه شوند، به چهار بلا گرفتار شوند:
1ـ زمانى كه زنا رواج يابد، زلزله خواهد آمد.
2ـ هر گاه مردم زكات نپردازند، چهار پايان به هلاكت مى‏رسند.
3ـ هر گاه قضاوت مسئولان قضايى، ظالمانه باشد، باران نخواهد باريد.
4ـ زمانى كه پيمان شكنى شود، مشركان بر مسلمانان غلبه خواهند كرد. (بحارالانوار، ج 76، ص 21)


1ـ آزادى جنسى و روابط نامشروع، ممنوع است. «الزَّانِيَةُ ... فَاجْلِدُوا» ...
2ـ نقش زنان در ايجاد روابط نامشروع و فراهم آوردن مقدّمات زنا، از مردان بيشتر است، بر خلاف دزدى كه نقش مردان بيشتر است. به همين دليل كلمه زانيه قبل از كلمه زانى آمده است. «الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي»
3ـ تنبيه بدنى مجرم، براى تأديب او و حفظ عفت عمومى لازم است. «فَاجْلِدُوا»
4ـ در روابط نامشروع هر دو طرف به يك ميزان تنبيه مى‏شوند. «كُلَّ واحِدٍ»
5ـ حدود كيفر بايد از طرف خداوند معين شود. «مِائَةَ جَلْدَةٍ»
6ـ در مجازات مجرمين، ترحم و تحت تأثير عواطف قرار گرفتن، ممنوع است.
«لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ»
7ـ محبّت و رأفت بايد در مدار شرع باشد. «لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ»
8ـ دين، تنها نماز و روزه نيست حدود الهى نيز از اركان دين است. «فِي دِينِ اللَّهِ»
9ـ صلابت و قاطعيّت در اجراى قوانين، در سايه‏ى ايمان به مبدأ و معاد به دست مى‏آيد. «إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ»
10ـ اجراى حدود نشانه‏ى ايمان به خداست. «إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ»
11ـ مجازات بايد به گونه‏اى باشد، كه مايه عبرت ديگران شود. «وَ لْيَشْهَدْ عَذابَهُما»
12ـ زناكار، علاوه بر شلاق و شكنجه‏ى جسمى، از نظر روحى نيز بايد زجر ببيند. «وَ لْيَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ» ...
13ـ حضور مردم، اهرمى است براى كنترل قاضى و مجرى. «وَ لْيَشْهَدْ ... طائِفَةٌ»
14ـ از حضور مؤمنان در صحنه، براى نهى از منكر استفاده كنيم. «وَ لْيَشْهَدْ»
15ـ تنها مسلمانان حقّ حضور در مراسم اجراى حدّ الهى را دارند. «مِنَ الْمُؤْمِنِينَ»
در روايات مى‏خوانيم: اجازه گرفتن سه مرتبه باشد تا اهل خانه فرصت جمع و جور كردن خود را داشته باشند. (البتّه اجازه گرفتن براى ورود به خانه ديگران است، ولى انسان مى‏تواند سرزده به خانه خود وارد شود.) و براى نجات غريق و مظلوم و مورد آتش سوزى، اجازه لازم نيست

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلى‏ أَهْلِها ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ (نور27)؛ «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! به خانه‏هايى كه منزل شما نيست پيش از آنكه اجازه بگيريد و بر اهل آن سلام كنيد، وارد نشويد. اين دستور به نفع شماست شايد پند گيريد.»
معناى «استيناس» اجازه خواستن و اعلام ورود است كه به گفته‏ى روايات مى‏تواند با ذكر خدا باشد و يا صداى پا و سلام كردن و امثال آن. (تفسير نور الثقلين)
شخصى از پيامبر (صلوات اللَّه عليه) پرسيد آيا براى ورود به منزل مادرم اجازه بگيرم؟ فرمود:
بله، گفت: در خانه جز او كسى نيست و جز من خادمى ندارد! حضرت فرمود: آيا دوست دارى مادرت را برهنه ببينى؟ گفت نه. فرمود: پس اجازه بگير.
در روايتى ديگر آمده است كه پيامبر (صلوات اللَّه عليه) از ورود مردان به خانه زنانى كه اولياى آنان حضور ندارند نهى فرمود. (تفسير نور الثقلين)
در روايات مى‏خوانيم: اجازه گرفتن سه مرتبه باشد تا اهل خانه فرصت جمع و جور كردن خود را داشته باشند. (البتّه اجازه گرفتن براى ورود به خانه ديگران است، ولى انسان مى‏تواند سرزده به خانه خود وارد شود.) و براى نجات غريق و مظلوم و مورد آتش سوزى، اجازه لازم نيست. (تفسير كبير فخر رازى)
پيامبر اكرم (صلوات اللَّه عليه) هر گاه مى‏خواست وارد منزلى شود، براى اجازه گرفتن، روبروى در خانه نمى‏ايستاد بلكه سمت راست يا چپ مى‏ايستاد تا نگاه مباركشان به داخل خانه نيفتد. (تفاسير كبير و في ظلال)

1ـ اهل ايمان در هر كارى بايد از وحى الهى دستور بگيرند. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا»
2ـ امنيّت و آزادى براى ساكنين خانه بايد حفظ شود. «لا تَدْخُلُوا» (وارد شدن به خانه ديگران به صورت سرزده، حرام است.)
3ـ از مواضع تهمت دورى كنيد. «لا تَدْخُلُوا ... ذلِكُمْ خَيْرٌ»
4ـ باز بودن در خانه، دليل جواز براى ورود نيست. «لا تَدْخُلُوا»
5ـ مالكيّت افراد محترم است. «لا تَدْخُلُوا»
6ـ اوّلين برخوردها بايد با محبّت همراه باشد. «تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا»
7ـ از هر كارى كه در آن احتمال شكستن حريم حيا و حجاب است دورى كنيد. «تَسْتَأْنِسُوا»
8ـ در ورود به خانه ديگران، تحميل، تكلّف و احساس سنگينى ممنوع است. (كلمه «تَسْتَأْنِسُوا» به جاى «تستأذنوا»، نشانه‏ى انس، صفا و صميميّت است)
9ـ وارد شونده بايد سلام كند هر كه باشد. «تُسَلِّمُوا عَلى‏ أَهْلِها» آرى، سلام كردن لازم نيست از كوچكترها به بزرگترها باشد.
10ـ مراعات ادب و حقّ ديگران، سرچشمه‏ى سعادت بشر است. «ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ»
11ـ دستورات الهى را فراموش نكنيم و به ياد داشته باشيم. «لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ»
12ـ آداب و اخلاق دينى، همان نداى فطرت است لكن فطرت بيدار و هشيار. «تَذَكَّرُونَ»

-------------------------
منابع:
1- تفسير نور ج 8
2- تفسير كبير فخر رازي
3- نهج البلاغه حكمت 252
4- تفسير نور الثقلين
5- بحار الانوار ج 76

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

 

ازدواج و تشکیل خانواده در اسلام
 

 

ازدواج و تشکیل خانواده از نظر اسلام مهم است. سنگ اول بنای جامعه است. هر گونه اقدام و رشد اجتماعی در سایه خانواده حاصل می شود. عامل ثبات و سازش اجتماعی است و سعادت جامعه تا حدود زیادی در گرو آن است.

خانواده، کانونی است که در آن ارزش های اخلاقی، باورهای دینی و معیار های اجتماعی از نسلی به نسل دیگر انتقال میابد و زمینه رشد عاطفی و تربیت اخلاقی و اجتماعی اعضای خانواده فراهم می گردد. خانواده ها، به مثابه ی اصلی ترین پایگاه های رشد و شکوفایی شخصیت و پرورش مهارت های اجتماعی کودکان و نوجوانان، اساسی ترین سهم را در سلامت و اعتلای جوامع بشری بر عهده دارند و بخش قابل توجهی از شکل گیری شخصیت، تبلور رفتارهای اجتماعی، تعاملات بین فردی و مسئولیت پذیری انسانها حاصل چگونگی بازخوردها، بینشها و تجارب آنان در زندگی خانوادگی است.

بنابراین از طریق ازدواج و تشکیل خانواده، همدلی و همدمی پدید می آید، انزواجویی و گریز از حیات از میان می رود. سازندگی و خلاقیت بر اساس آن پدید می آید. و آدمی با تشکیل خامواده، به حقیقت وظیفه ی مهم و خطیر خود، که همان پیشرفت مدنیت و فرهنگ بشری است جامه ی عمل می پوشد.

خداوند متعال که آفریننده انسان است و تمام خصوصیات و نیاز های جسمی و روحی او را می داند، می فرماید:
«و از نشانه های او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودت و رحمت قرار دارد، در این نشانه هایی است برای گروهی است که تفکر می کنند»1

این آرامش شامل وقار، ثبات فکری و روحی، احساس ارزشمند بودن و احساس شخسیت کردن و آبرو و حیثیت بیشتر نمودن است.
ازدواج یک خواسته طبیعی است که همه جوامع بشری و ادیان آسمانی بر آن صحه نهاده اند و مخصوصاً دین اسلام پیروان خود را به ازدواج دعوت نموده و از عزوبت بر حذر می دارد.

پیامبر اسلام(ص) می فرمایند:
«در اسلام هیچ بنایی ساخته نشد، که نزد خدای عز و جل محبوبتر و ارجمندتر از ازدواج باشد»2

و در جای دیگر فرمودند:
«ازدواج سنت من است، هر که آیین مرا دوست دارد، باید به سنت من عمل کند»3

 

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
 

 

خورد و خوراک:

 

استفاده از خوراکی های حلال

 

پرخوری نکردن و پیش از سیر شدن از خوراک دست کشیدن

 

گوشت زیاد نخوردن

 

صبحانه خوردن

 

 

خواب:

 

زود خوابیدن هنگام شب

 

سحرگاه بیدار شدن

 

پیش از طلوع َآفتاب نخوابیدن

 

وقت خواب ذکر و یاد خدا گفتن

 

 

نظافت و پاکیزگی:

 

نظافت و پاكيزگي بدن و شستشوي منظم

 

پاكيزه نگاه داشتن محيط زندگي

 

مسواک زدن

 

استحمام

 

 

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

رفاه و زیبایی

 

نعمت و غنا را در زندگی خود ظاهر کردن

 

فقر و نداری خود را از دیگران مخفی کردن

 

آراسته و با زینت در برابر دیگران ظاهر شدن

 

از پوشاك خوب و زيبا استفاده کردن

 

از مَركب و وسيله نقلية خوب استفاده کردن

 

تهیۀ خوراك خوب برای خانواده و بخصوص در ميهماني دادن ها

 

استفاده از همه گونه نعمتهاي مشروع

 

در شرایط سخت اجتماعی با مردم عادی همسان بودن

 

در نعمت های دنیای غرقه نشدن و از یاد خدا غافل نگشتن

 

در زندگی اسراف و ريخت و پاش نكردن

 

در بیرون لباس فاخر پوشیدن و در درون منزل و در خلوت از لباس های ساده و زاهدانه استفاده کردن

 

استفاده نکردن از لباس های انگشت نما و لباس مندرس

 

عدم تشبه زن به مرد و مرد به زن در پوشش

 

استفاده از انگشترهای عقیق و فیروزه

 

استفاده نکردن از انگشتر و وسایل زینتی طلا توسط مردان

 

داشتن کفش خوب و راحت

 

داشتن حجاب و پوشش با عفاف برای زنان

 

استفاده نکردن از زینت های باطن در ملا عام از سوی زنان

 

خودداری زنان از پرسه زدن در بازار

 

استفادة زنان از آرایش ساده و استفاده نکردن از عطر در کوچه و بازار

 

کوتاه نگاه داشتن محاسن و شارب برای مردان و رنگ کردن موی سفید

 

شانه کردن و رسیدگی به موی بلند برای مردان

 

کوتاه کردن ناخن برای مردان و بلند نگاه داشتن ناخن برای زنان

 

استفاده زنان از زیور آلات حتی در سنین کهولت

 

دوري از ژنده پوشي و با ظاهر فقيرانه زندگي كردن

 

به كار بردن زيور آلات و آرايش چهره براي زنان بدون تبرج و خودنمایی

 

مسکن:

 

داشتن منزل بزرگ

 

خودداری از نقاشی منزل با تمثال موجودات دارای روح

 

تمیز نگاه داشتن منزل و ورودی های آن

 

بستن درب خانه

 

ولیمه دادن برای خانه جدید

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

رفتار خداجویانه:

 

به خدا محبت و عشق ورزیدن

 

اميد وار بودن به خدا و به او حسن ظن و اعتماد داشتن

 

همة رحمت ها و نعمت ها را از او ديدن

 

شکر گذاردن خدا

 

همه چيز را از او به طور پيوسته و بادوام درخواست کردن

 

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

پاسداشت شخصیت انسانی خود:

 

از مال براي حفظ كرامت خود گذشتن و ثروت را فدای حفظ شخصيت خود کردن 

 

حفظ سربلندی و عزت نفس در برابر صاحبان ثروت و قدرت

 

كرامت خود را در بندگي خدا ديدن

 

بجای خودپسندي و خودستايي، تواضع و فروتنی پیشه کردن

 

از شهرت و قدرت طلبي دوری کردن

 

از ستایش صاحبان ثروت و قدرت دوری کردن

 

ايجاد سرور و نشاط در زندگی خود و جامعه

 

چهرۀ دلنشین و بشاش، و رفتار سرور آفرين داشتن

 

صرف بخشي از وقت روزانه در فراغت و سر گرمي هاي لذت بخش

 

دوري از شادماني هاي شر آفرين (قمار و شراب ...)

 

اهل شوخی و مزّاح بودن

 

اهل انس و الفت با دیگران بودن

 

به سفر و تفرج رفتن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

 

رفتار غریزی:

 

سركوب نكردن غرایز و فراهم كردن شرايط ارضاي کامل آن از زمان بلوغ

 

محدود کردن روابط جنسی به محيط زناشوئي

 

كنترل کردن نفس در شرايطي كه راه ارضاي مشروع ممکن نیست

 

خودداری از ايجاد شرايط تحريك نامناسب جنسي

 

رفتار در زندگی مشترک:

 

اولویت دادن به ايمان و اخلاق در انتخاب همسر

 

اولویت ندادن به زيبايي و ثروت

 

دیدار قبل از ازدواج

 

ايجاد محيط آرام و سالم در خانه از نظر روحي و جسمی از سوی زن و مرد

 

تأمين نيازهاي مادي و معيشتي خانواده توسط مرد در حد وسع و رفاه

 

تامین نیاز غریزی مرد از سوی زن

 

حفظ عفاف از سوی زن و خودداری از جلب توجه ناسالم مردان

 

حفظ زيبايي و آراستگي در محيط منزل بویژه از سوی زن

 

روابط صمیمانه و معاشرت نیکو با نزديكان

 

برخورد باز وبا گشاده روئي و بدون اخم با همسر

 

فرزند دار شدن

 

فراهم کردن شرایط تحصيل علم ودانش برای زن و مرد در زندگی

 

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

رفتار با فرزندان:

 

ترجيح ندادن پسر بر دختر

 

انتخاب اسم خوب برای فرزند

 

تربیت صحیح فرزند در دوران كودكي

 

تكريم و احترام به فرزند، و انجام دادن قولهای به فرزند

 

تعليم معارف و احکام دین و قرآن و اخلاق صحیح به فرزند

 

تغذيه سالم فرزند             

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                            

رفتار زن در جامعه:

 

نداشتن نمايش رفتاري و گفتاري تحريك آميز

 

پرهيز از روابط عاطفی و دوستانۀ فتنه انگیز با نامحرم

 

كنترل نگاه به نامحرم

 

نداشتن تماس بدني با نامحرم

 

پوشیده نگاه داشتن اندام به جز صورت و دستان