راسخون

هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

aliasghar313 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1342
|
تاریخ عضویت : مهر 1389 

باسلام به شما

وباتشکرازساخت امضاء تون درقسمت امضاء استفاده کردم وچسبوندم اما نمایش داده نشداجبارا"خودم دوباره تایپ کردمl

مشکلی نیست

میخواید براتون الان بشینم درست کنم قشنگی؟
یاحسین!

farshon کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 43957
|
تاریخ عضویت : آذر 1387 


باسلام به شما

وباتشکرازساخت امضاء تون درقسمت امضاء استفاده کردم وچسبوندم اما نمایش داده نشداجبارا"خودم دوباره تایپ کردمl

مشکلی نیست

میخواید براتون الان بشینم درست کنم قشنگی؟
یاحسین!

تشکرعلی اصغرجان زحمت نکش ایرادازشمانبوده شایدایرادازخودمه واینکه کپی پیستوفراموش کردم مدتیه درراسخونشایدم ایرادازنرم افزارراسخونه ،اگه سئوال دیگه ای داشتی ایمیل بزن تاحق بقیه دراینجاضایع نشه.ممنونتم


 

qolameali کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 1301
|
تاریخ عضویت : شهریور 1390 

 

با سلام خدمت شما

ما همش داشتیم فکر می کردیم که وقایع نمایشگاه رو چه جوری تعریف کنیم.

از همه مهمتر اینکه  تردید داشتیم بگیم که مسئول روابط عمومی اومدن یا نه. که استوار انجمن مسئولیت کار رو به عهده گرفت.

دستشم درد نکنه.

اقا رفتیم نمایشگاه.

اما چون این دفه مسئول روابط عمومی اومده بود دیگه بیشتر در معیت این عزیز بودیم و کمتر فرصت کردیم بریم برای گرفتن عکس.

خیلی هم لذت بردیم.

اما یکی از اتفاقات جالب رو می خوام با عکس براتون بگم.

اقا تو نمایشگاه یه غرفه بود که نسکافه رایگان می داد.

ما هم که دیگه هم چون رایگان نسکافه می دادن و هم سوژه خوبی برای عکاسی و انجمن بود ما هم سوژه نداشتیم گفتیم بریم.

یعنی هم فال و هم تماشا.

مسئولین غرفه نسکافه رایگان 4 نفر بودن.

یکیشون تو پس زمینه داشت کارای مخازن اب داغ کن رو انجام می داد.

اینم بگم این مخزنا با برق کار می کرد.

اما اون سه تای دیگه یکیشون. لیوان می چید.

یکیشون لیوان پر می کرد

یکیشونم لیوان پر شده به همراه نسکافه رو تقدیم ما عزیران می کرد. !!!!!

...........................................................

سلام

برای ما نسکافه نیاوردی؟!

چطوری دلت اومد اون لیوان نسکافه رو تنهایی بخوری و خبرش رو برامون بیاری؟!

چند تا از اون لیوان ها رو برمی داشتی و میگفتی می خوای برای مدیران و کاربران راسخون به عنوان سوغاتی ببری...!

reza5687 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 297
|
تاریخ عضویت : خرداد 1390 

ایده جالبی داشته هر کس اینو طراحی کرده

zaahra کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 2477
|
تاریخ عضویت : آذر 1391 

سایه خورشید:

براین کبود غریبانه زیستم چون ابر

تمام هستی خود را گریستم   چون ابر

زبام مهر فرو ریختم ستاره به خاک

که من به سایه خورشید زیستم چون ابر

زمین سترون و  / در وی نشان رویش نیست

فراز ریگ روان چند ایستم چون ابر؟

حریم باورم از شعله ندامت سوخت

که بر کویر عطشناک نیستم چون ابر

نه سر بر بالش رامش نه پای بر پایاب

عقاب اه بر ایینه کیستم چون ابر

مگر بشویم از این دل غبار هستی را

بر استان تو عمری گریستم چون ابر

zaahra کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 2477
|
تاریخ عضویت : آذر 1391 

امشب دلم یک بوم سفید میخواهد

ویک قلم مو از جنس  پاییز

بگذار یک بار دیگر تبسم ات را به خاطر بیاورم

معنای نگاه های تو فقط غم نیست

امشب شاعرانه ترین باران مهربانی ات را خواهم کشید 

به فرخندگی عشق ....................

qodrat کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 12046
|
تاریخ عضویت : بهمن 1389 


 
با سلام و صبخیر خدمت شما

مسئله ارسال پست متعدد که در گذشته در انجمن راسخون رواج داشته.

یه رویه غلط بوده و هست و خواهد بود.

حالا هر چه قدر هم کاربر پرطرفدار بگه چون قبلا قانونی مبنی بر ممنوع بودن این مورد وجود نداشته انجام شده است. که بیشتر توجیه هست تا علت.

ارسال پست متعددی که در گذشته انجام میشده جدای از این که مشکلات متعدد رو به همراه داشته  که می توان به :

ملاک برتری تعداد پست، سو استفاده از این مورد برای کسب امتیاز ، بی رقبتی کاربران به حل مشکلات کاربران دیگر، نبودن و نشدن انجمن به عنوان یه مرجع. از طرفی میشه اینطور دریافت کرد که :

 با این ظرفیتی که در کاربران، مدیران و مسئولین وجود داشته و دارد بیشتر به این شبیه هست که با یه کامیون یه قوطی کبریت حمل می شده.

فرد متخصص وجود داشته.

مسئولین خوب وجود داشته.

زمان بوده.

امکانات بوده

.....

اما حاصل چی هست؟

روی همین حساب افرادی که در گذشته در انجمن فعالیت می کردند .باید پاسخگو باشن.

اگر نگیم به خاطر منافع خودشون به  ارسال پست ادامه دادن.

اگر نگیم مشکلی رو دیدن و گفتن به ما چه، ما فعالیتمون رو می کنیم و امتیازمون رو میگیریم.

اگر نگیم خواستن مشکلی رو بگن و گفتن چون این مورد به کاربر پرطرفدار مربوط میشه و چون رویارویی با کاربر با سابقه و پرطرفدار هزینه داره این کار رو انجام ندادن.

اگر ......

می گیم دچار نوعی غفلت و بی توجهی و سهل انگاری بودند.

نمی دونم فردا اگه یکی یقه منو بگیره بگه تو مدت رمان حضورت در انجمن جز خودت برای انجمن و دیگری کاری کردی؟

نمی دونم چی جوابشو بدم.

چی باید بگم؟

بگم 10000 تا پست ارسال کردم؟

میگه خسته نباشی این که مربوط به خودت بود و خودت امتیاز جم کردی.

دیگه چی؟

چیزی ندارم بگم و دستم خالیه.

همین سوال رو باید کاربران  و مدیران دیگه پاسخ بدن.

اینکه در طول مدت فعالیت خودشون در انجمن، جز خودشون و احیانا گروهشون برای انجمن و کاربران دیگه چیکار کردن؟

اینم بگم از یک مسئول نباید انتظار حرکت انقلابی و ساختار شکنانه داشت.

چرا که یه مسئول اگه  وظایف روتین محول شده رو وقت کنه انجام بده خیلی هست و مسئولین مشغله زیادی دارند.

 گذشته از این برای یک مسئول سخت هست بیاد حرکت انقلابی بزنه و با این کار رو دو روی  کاربر  قرار بگیره و این با رسالت مسئول که نگه داشتن تعداد بیشتری از کاربران برای بهره بردن از راسخون هست ، تناقض داره.

اما کاربران و مدیران چی؟

اینارو گفتم که نبش قبر کرده باشیم؟ نه

 گفتیم که  یه نتیجه گیری کنیم.

نتیجه اینکه سابقه خیلی خیلی خیلی بیشتر از انچه که کلاس  و افتخار باشه مسئولیت هست.

کاربر هر چه باسابقه تر مسئولیتش سنگین تر و پاسخگو تر.

الان برعکس هست کاربر باسابقه بیشتر از اونچه که مسئول باشه مفتخر هست.

اون باید چشم بیدار جامعش باشه.بوده؟

تو در گیری ها باید پادر میونی می کرده، این کار رو انجام داده؟

با استفاده از امکاناتی که داشته (مثل طرفدار، حرف برو ، تخصص و مواردی از این دست)  رونق انجمن رو رقم می زده، این کار رو انجام داده؟

پس :

افرادی که زحمت کشیدند و این مطلب رو خوندند یه منتی به سر ما بزارن و بگن تو مدت فعالیت در انجمن چه کاری رو جزبرای خودشون، انجام دادن.

طولانی شد شرمنده.

با احترام

 

 

 

 

 


 


qodrat کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 12046
|
تاریخ عضویت : بهمن 1389 


 

...........................................................

سلام

برای ما نسکافه نیاوردی؟!

چطوری دلت اومد اون لیوان نسکافه رو تنهایی بخوری و خبرش رو برامون بیاری؟!

چند تا از اون لیوان ها رو برمی داشتی و میگفتی می خوای برای مدیران و کاربران راسخون به عنوان سوغاتی ببری...!

 

با سلام و صبخیر خدمت شما

دادا تازه  افرادی که پشت سر ما تو صف بودن مسخرمون می کردن و بهمون می خندیدن و می گفتن نسگافه رایگان دیگه چیه که عکس ازش گرفته بشه.

همون طوری که تو عکس دیدید اون لیوانا رو یکی از مسئولین غرفه پخش می کرد.

دست ما بود که همه رو بر می داشتیم و خودمون می خوردیم !!!!! .

تازه فکر می کنم اکر بهشون بگم یه چند تا از اون لیوانا با نسکافه بدید ببرم سوغات برام دوستام.احتملا می گفتن که همین عکسایی که گرفتی کافیه.

با احترام

 

architect0811 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6050
|
تاریخ عضویت : خرداد 1391 

دوستان عزیز

یه سوال ؟

به نظر شما 15 دقیقه چقدر میتونه برای شخصی مفید و حائز  اهمیت  باشه ؟

تو این 15 دقیقه چه کار مهمی میشه انجام داد ؟

آیا واقعا نمیشه تو اون 1425 دقیقه ی باقی مونده خیلی کارارو انجام داد ؟

آیا واقعا با این 15 دقیقه میشه تحولی عظیم در جهان و زندگی خودمون  ایجاد کرد ؟

این 15 دقیقه چقدر میتونه مهم باشه که یکی حتی حاضر نمیشه اونو صرف دوستی کنه مثلا از 10 تا 9 تا دوسش داره ؟

این 15 دقیقه چقدر میتونه مهم باشه که فرد نمیتونه غرورش رو بشکنه و اونو صرف کسی کنه روزی بیشتر از 15 ساعت تو تنهایش براش وقت میذاره ؟

خلاصه جوابمو بدید که آیا این 15 دقیقه میتونه اونقدر مهم باشه که به خاطرش شکستن کسی رو ببینی ولی حاضر نشی این 15 دقیقه رو بهش ببخشی !

ممنون میشم جواب سوالمو بدید

  خواهشا اگه نقل قول نمیزنید تشکر هم نزنید

 

 

architect0811 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6050
|
تاریخ عضویت : خرداد 1391 



سلام و تشکر از پاسخگویی جنابعالی

اما یه سوال ؟؟؟

ارسال نکردن پست های متعدد کدوم یک از مشکلات زیر رو حل کرده ؟؟؟؟؟؟.

ارسال پست متعددی که در گذشته انجام میشده جدای از این که مشکلات متعدد رو به همراه داشته  که می توان به :

ملاک برتری تعداد پست، سو استفاده از این مورد برای کسب امتیاز ، بی رقبتی کاربران به حل مشکلات کاربران دیگر، نبودن و نشدن انجمن به عنوان یه مرجع. از طرفی میشه اینطور دریافت کرد که :

 با این ظرفیتی که در کاربران، مدیران و مسئولین وجود داشته و دارد بیشتر به این شبیه هست که با یه کامیون یه قوطی کبریت حمل می شده.


اگر نگیم مشکلی رو دیدن و گفتن به ما چه، ما فعالیتمون رو می کنیم و امتیازمون رو میگیریم.

هنوزم که هنوزه خیلی ها این عقیده رو دارن

و واقعا بی طرف بودن تا به کی ؟

حداقل بیاید از حق دفاع کنید !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نمی دونم فردا اگه یکی یقه منو بگیره بگه تو مدت رمان حضورت در انجمن جز خودت برای انجمن و دیگری کاری کردی؟

یقه من یکی رو که گرفتن میگم گاهی حتی به خاطر تشکر زدن مورد سرزنش قرار گرفتم که اشکالی نداره ؛ در خیلی از  بحث ها یی که به من مربوط نمیشد شرکت کردم که انتظار برخورد شدیدی داشتم که خوشبختانه همیشه با استقبال مواجه شده ؛ خدا بقیش رو بخیر کنه

خیلی وقتها مدیرا با هم قهر بودن و اونقدر پیگیری کردم تا بالاخره آشتیشون دادم

به محض دیدن کاربرای تازه وارد ورودش رو خوشامد عرض کردم و سعی کردم ماندگارشون کنم ( البته تا به الان خبری ازشون ندیدم )

هرجا ام که ببینم کسی نمیتونه سابقه و نام کاربریش رو زیر سوال ببره دست به کار میشم ؛ عواقبشم مهم نیست  ؛ مهم اینکه من در اون لحظه این اعتقاد رو دارم که در حال انجام کار درستی هستم و باید طرف حق رو بگیرم

چند هزارتایی ام پست ارسال کردم اونم ماجرا داره ( چون یکی از اقوام سایت رو به من معرفی کرده بود و امتیازش 2000 بود و منم کاربر تازه وارد بودم ؛ واسم حساب کرد و با مسخره گفت اگه فعال باشی شاید 1 سال دیگه امتیازت با من کی بشه ؛ آقا منم هی پست بذار هی پست بذار ؛ فقطم به خاطر رو کم کنی )

دوستان حسنه خواستید در خدمتم

یه اعترافم اینکه گاهی پستامو دوبار ارسال میکردم و میگفتم آخ جون آخ جون 10 امتیاز ؛ اما الان رغبتی واسه یه دونه هم نیست

مدیر نیکبخت تنها مدیری بودن که ورودم رو خیر مقدم عرض کردن و منم به تالارای دیگه میرفتم و فعالیت  میکردم و بعدشم اعتراض به مدیر تالار که شما به تالارتون اشراف ندارید و چرا به من خیر مقدم نگفتید ؟؟؟؟

با همه ی دوستان عزیز هم اگه خودمونی بگم خصومتی کوتاه و ناچیز داشتیم که سرانجام به دوستی مبدل گردید

عجب !

اینا که گفتم بیشتر خاطره بود و ربطی به بحث نداشت

اما جناب قدرت خواستم بگم که هیچ کدوم از اهداف شما تحقق پیدا نکرد ؛ لااقل پست بزارن ؛ از حالت سکون که بهتره ؟!

 


 


 

 

 

 


 



 

architect0811 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6050
|
تاریخ عضویت : خرداد 1391 




دلخور که میشوم؛

بغض میکنم می آیم پشت صفحه ی مانیتور کامنت مینویسم ؛ صورت میگذارم ؛ صورتکی که میخندد و پشتش قایم میشوم

که فکر کنی میخندم و بخندی ...

اشکهایم می آیند و من مدام با صورتک مجازی ام میخندم

خسته ام از تظاهر به ایستادگی
از پنهان کردن زخم هایم
زور که نیست !
دیگر نمیتوانم بی دلیل بخندم و
با لبخندی مسخره وانمود کنم همه چیز رو به راه است....!
اصلا دیگر نمیخواهم که بخندم...
میخواهم لج کنم ، با خودم ، با تو ، با همه ی دنیا...!
چقدر بگویم فردا روز دیگریست و امروز بیاید و مثل هر روز باشی....؟؟!

خسته ام .... از تو .... از خودم....از همه ی زندگی .....
میخواهم بکشم کنار ! از تو ... از خودم..... از همه ی زندگی .....

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~


 

دلم میخواست وقتی دلم از مردم این دنیا میگیره یکیو داشتم که میومد با دستاش 2 طرف صورتمو میگرفت و زل میزد تو چشمامو میگفت:تو منو داری

**************************************************

اگه دلمون از همون یکی بگیره

که دوست داریم با دستاش 2 طرف صورتمونو بگیره وزل بزنه تو چشامون و بگه تو منو داری ؛

تکلیف چیه ؟



 

tahmores کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 11998
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 


دوستان عزیز

یه سوال ؟

به نظر شما 15 دقیقه چقدر میتونه برای شخصی مفید و حائز  اهمیت  باشه ؟

تو این 15 دقیقه چه کار مهمی میشه انجام داد ؟

آیا واقعا نمیشه تو اون 1425 دقیقه ی باقی مونده خیلی کارارو انجام داد ؟

آیا واقعا با این 15 دقیقه میشه تحولی عظیم در جهان و زندگی خودمون  ایجاد کرد ؟

 

این 15 دقیقه چقدر میتونه مهم باشه که یکی حتی حاضر نمیشه اونو صرف دوستی کنه مثلا از 10 تا 9 تا دوسش داره ؟

این 15 دقیقه چقدر میتونه مهم باشه که فرد نمیتونه غرورش رو بشکنه و اونو صرف کسی کنه روزی بیشتر از 15 ساعت تو تنهایش براش وقت میذاره ؟

خلاصه جوابمو بدید که آیا این 15 دقیقه میتونه اونقدر مهم باشه که به خاطرش شکستن کسی رو ببینی ولی حاضر نشی این 15 دقیقه رو بهش ببخشی !

ممنون میشم جواب سوالمو بدید

  خواهشا اگه نقل قول نمیزنید تشکر هم نزنید

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~`

من تجربه داشتم یه موقع 1 دقیقه هم اهمیت  داره واسه دیدن  کسی  ،واسه کنارش بودن

حتی ارزش داره 1 ساعت راهی رو بری  واسه 1 دقیقه کنارش  بودن چه برسه به یک ربع

چون خیلی زود دیر میشه    شاید دیگه حتی لحظه ای  نتونه کنارت  باشه

 


tahmores کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 11998
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 





**************************************************

اگه دلمون از همون یکی بگیره

که دوست داریم با دستاش 2 طرف صورتمونو بگیره وزل بزنه تو چشامون و بگه تو منو داری ؛

تکلیف چیه ؟

 

                                                       ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تکلیف روشنه میبخشمش دستمو میذارم رو دستاشو میگم   خوشحالم که تو رو دارم.
 



 

amirhossian1390 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1660
|
تاریخ عضویت : آذر 1391 

کاش در دنیا ظلم و ستم و فسادی نبود.

کاش در دنیا عدالت برقرار بود و هیچ فقیری وجود نداشت.

کاش همه با هم دوست بودند و هیچ دشمنی وجود نداشت.

 

 

nikbakht88 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5887
|
تاریخ عضویت : شهریور 1388 

نقل قول qodrat

سلام.

نمی دونم چرا علاقمند شدم به پست های بلند. دلم سوخت از اینکه پاسخ برخی سوالاتتون را ندونید. آدم بمیره و ندونه خوب نیست. پس اگه پرسیدن چکار کردی؟ سرت را بالا ببر بگو :

1- از اول مرغ ما یه پا داشت.

2- حرفی زدیدم و اگر به نتیجه و حرفم عمل نمی شد واویلا.

3- هی و هی و هی گفتم پست نجومی، الان خیلی ها رفتن تو سایه و من خوشحالم. (اینو تو نگفتی اینو من می گم: نمی گم پست نجومی خوب نیست. پست پر محتوا و با ارزش به شرط وجود زیر بناهای لازم در انجمن ها از جمله گزینه سرچ جهت دستیابی نه تنها خوبه بلکه جای تقدیر داره. مهم نیت کاربر است که جهت بالا بردن گنجینه اطلاعات سایت مطلب قرار دهد نه صرف کسب امتیاز)

4- سرت را بالا بگیر و بگو طی چهار ماه ده هزار پست ارسال کردم و حالا موندم توی گل.

5- لج و لجبازی کردم و دستم به بالاها نرسید لذا خیلی ها را پایین کشیدم. یا حداقل نذاشتم پیشرفت کنند.

6- یه جوی ایجاد کردم که با وجود طرح سوالات جذاب، کمتر کسی تمایل پیدا کرد پاسخ سوالاتم را بنویسه.

7- طرح های خوبی در ذهن داشتم اما طوری برخورد می کردم که جای استقبال با مانع برخورد می کردم.

8- تا رسیدن به هدفم دست بر نداشتم و جو سرد و دلهره آور برای کاربر ایجاد کردم که دائم نگران باشه که ای وای نکنه محکوم به ارسال پست نجومی بشوم.

...

بازم اگه مشکلی بود بنده در خدمتم. اصلا دوست ندارم یک یار قدر قدرت راسخونی توی گل گیر کنه.

 

موفق باشید.