هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!
آی مردم ، حسینی بودن تنها اینگونه نیست که :
. سلامت یاالله باشد و خداحافظیت یاعلی
. شالِ عزا بپوشی و زنگِ تماسِ تلفنت نوایی مذهبی باشد
. دخترِ غریبه را خواهرم صدا کنی و پسران را برادرم
. به سالارِ شهیدان ، اباعبدالله الحسین - علیه السلام - ارباب بگویی و مادرش را بی بی
. در پیِ دوایی برای ترکِ گناه باشی و دلت از خودت سیر
. تواضع به خرج دهی و کربلا را رویای شب هایت بپنداری
. و و و ...
من هم اینگونه ام ، با تمام این تفاسیر و غیره هایش
اما ، به نتیجه ای رسیده ام
بعد از سختیِ ندیدنِ بارگاهِ ارباب و تلاش بی فایده برایِ خوب شدن
مردم ، حسینی ها ، غیرتی ها
حیف است ، به والله حیف است
زبانی که یاالله و یا علی می گوید و
محبتِ حسین را مزه مزه کرده ، اللهم ارزقنا حرم میخواند
حیف است سخنِ زشت ، حتی در اوجِ عصبانیت ، حتی برایِ مزاح
دلم میگیرد وقتی گفته های رفقا را میخوانم !!
مناطق جنگی که میروی ، تابلو زده اند :
با وضو وارد شوید
این یعنی باید جسمت را شستشو دهی ، همزمان جانت را
آنجا خانه ی شهداست و اینجا خانه ی آقا و سرورِ شهدا
با وضو وارد شویم
وضوی زبانمان استغفرالله باشد و این نعمت خدا داده را پاک نگه داریم
بیایید حسینی باشیم
یا لااقل سعی کنیم حسینی باشیم و شایسته ی حسیـــــــــــن گفتن
قلبت را آرام کن.
یک وقتهایی بنشین و خلوت کن با تمام سکوت هایت…
نگاه کن به اطرافت…
به خوشبختى هایت…
به کسانی که میدانی دوستت دارند…
به وجود آدم هایی که برایت اهمیت دارند…
و به خدایی که تنهایت نخواهد گذاشت…
گاهی یک جای دنج انتخاب کن…
گاهی یک جای شلوغ…
آرامش را در هر دو پیدا کن…
هم درکنار شلوغی آدم ها…
هم درکنار پنجره ای چوبی و تنها…
دلمشغولی ها را گاهی ساده تر حس کن…
باران را بی چتر بشناس…
خوشحالی را فریاد بزن…
و بدان که تو" بهترینى"
دوست داشتن همین است
تو را هر لحظه به خاطر می آورم
بی هیچ بهانه ای
شاید دوست داشتن همین باشد . . .
هوایه پاییز اومده به خونمون با رفتنت
من گریه میکنم شاید اشکایه من گرفتنت
هوایه بارونه دلم انگاری نزدیکه توام
تو بدترین شرایط هم فکر رسیدن به توام
همیشه تو فکر توام همیشه تو خاطرمی
میونه خاطراته من قشنگترین خاطره امی
تا بودی لحظه هایه بد میونه لحظه هام نبود
پاییز تو رو ازم گرفت از من گرفت تو رو چه زود
به شیشه بارون میزنه شبیه اشکایه منه
هوایه پاییز واسه من هوایه تنها بودنه
هوایه بارونی ازش خاطره داریم هردومون
به یادتم هر جا برم هر جا میری یادم بمون
همیشه تو فکر توام همیشه تو خاطرمی
میونه خاطراته من قشنگترین خاطره امی
تا بودی لحظه هایه بد میونه لحظه هام نبود
پاییز تو رو ازم گرفت از من گرفت تو رو چه زود
یه پاییز زرد و زمستون سرد و
یه زندون تنگ و یه زخم قشنگ و
غم جمعه عصر و غریبی حصر و
یه دنیا سوالو تو سینم گذاشتی
جهانی دروغ و یه دنیا غروب و
یه درد عمیق و یه تیزی تیغ و
یه قلب مریض و یه آه غلیظ و
یه دنیا محالو تو سینم گذاشتی
رفیقم کجایی دقیقا کجایی
کجایی تو بی من، تو بی من کجایی
رفیقم کجایی دقیقا کجایی
کجایی تو بی من، تو بی من کجایی
آه کجا آه
آه ای حبیبم
یه دنیا غریبم
کجایی عزیزم
بیا تا چشامو تو چشمات بریزم
نگو دل بریدی
خدایی نکرده
ببین خواب چشمات با چشمام چه کرده
همه جا رو گشتم
کجایی عزیزم
بیا تا رگامو تو خونت بریزم
بیا روتو رو کن
منو زیر و رو کن
بیا زخمامو یه جوری رفو کن
عزیزم کجایی دقیقا کجایی
کجایی تو بی من، تو بی من کجایی
عزیزم کجایی دقیقا کجایی
کجایی تو بی من، تو بی من کجایی
همه چیز بازیچه نیست."
این را پروانه ای گفت که بالهایش در دستان کودکی جا مانده بود..
شبای تاریکِ بیحوصلهگی،
وقتی هیشکی نیست که حرفاتو بگی،
چشماتو به ماهِ آسمون بدوز
همه حرفاتو بگو به سادگی!
یغماگلرویی
خاطره یعنی یک سکوت غیر منتظره میان خنده هایی بلند!
دارم از سرزمینه داغ دیدم از این خاکه پر از پرواز میگم
هنوزم زیر بارونه گلولست دارم از غربته اهواز میگم
هوا هر روز بدتر آب کمتر تمامه کار مردم انتظاره
مگه میشه نشه کاری واسش کرد واسه خاکی که اینقد درد داره
آخه تا کی واسه حاله هوامون قراره رد بارونو بگیریم
واسه آبادیه یک جایه دیگه نباید جون کارونو بگیریم
نباید جون کارونو بگیریم
تویی که عمرتو تو جنگ بودی تو که با گاز خردل آشنایی
خدایی این هوایه غرقه در خاک چه فرقی میکنه با شیمیایی
یه شهری که طلا تویه رگاشه بذار خونه تنش خرجه خودش شه
یه خاکی که به دنیا نفت میده بذار چند قطرشم خرج خودش شه
آخه تا کی واسه حاله هوامون قراره رد بارونو بگیریم
واسه آبادیه یک جایه دیگه نباید جون کارونو بگیریم
نباید جون کارونو بگیریم
در دسترس نباش دلتنگ شیم یکم
من عاشقه توام حتی اگه نگم
بیا یکی دو روز بازم مثه قدیم جدا بشیم ولی دل به کسی ندیم
من قهر میکنم تو گل برام بیار دلگیر میشمو تو از دلم درار
وقتی دلت گرفت منو صدا بزن وقتی دلت گرفت بشین کناره من
پیر شدیم آره زمین گیر شدیم دیر شده ولی چه دلگیر شدیم
پیر شدیم آره زمین گیر شدیم
دیر شده ولی چه دلگیر شدیم
مثه گذشته ها بیا یکی دو بار با دلهره بریم بازم سر قرار
رو نیمکتایه پارک پیشه درخت کاج اول جدا شدن یا حتی ازدواج
من قهر میکنم تو گل برام بیار
دلگیر میشمو تو از دلم درار
وقتی دلت گرفت منو صدا بزن وقتی دلت گرفت بشین کنار من
پیر شدیم آره زمین گیر شدیم دیر شده ولی چه دلگیر شدیم
پیر شدیم آره زمین گیر شدیم دیر شده ولی چه دلگیر شدیم
ساده بود برات بگی
این آخرین فرصته منه
نگاه آدما که طعنه میزنه دلم رو میشکنه
دل بریدیو نگاه خسته ی منو ندیدیو
بدونه من هنوز ادامه میدیو
ادامه میدیو
تو هم شدی برام مثه همه
دلم ازت پره یه عالمه
تو این روزا تو زندگیم فقط غمه
بد عادتی شده جداییا
تمومه هر چی بوده بینه ما
چقدر یهو عوض شدی بگو چرا
چطور دلت اومد نگاهتو بگیری از نگاهه من
بگو آخه چی بوده اشتباهه من
چیه گناهه من
چطور بهت بگم تا وقتی که نمیرسه به تو صدام
روزایه خوب دیگه تموم شده برام
چقد تو رو بخوام
تو هم شدی برام مثه همه
دلم ازت پره یه عالمه
تو این روزا تو زندگیم فقط غمه
بد عادتی شده جداییا
تمومه هر چی بوده بینه ما
چقدر یهو عوض شدی بگو چرا
همین که قاصدکــی را
فوت کنی
تا عطر نفس هایت را با خود بیاورد
برای "دلــــم" کافیست…
یه جایی اززندگی هست،
بری میترسی،بمونی میترسی،
باشی میترسی،نباشی هم میترسی،
کسی باشه میترسی،کسی نباشه
هم میترسی،کسی باشه تکیه کنی،
میترسی،نباشه هم میترسی،
یه جای زندگی ترس میشه همه وجودت،
اینروزهامن ازهیچی نمیترسم بجز نبودنت،
توکه نباشی حتما ترس برادرمرگ خواهدبود،
نه،توکه نباشی خودمرگ تمام زندگی من
خواهدبود...
"زندگـــــی "
معنـــی پیچیده ای نــدارد !
همین که " تـــــو "♥ باشــی . . .
این ، تمـــــــام زندگی است ...!!
آرام می بارم ، چرا ؟ چون دوستت دارم
من دوری از چشمِ تو را طاقت نمی آرم
از درد می نالم ، چرا ؟ چون دوستت دارم