هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!
تمام غصه ها از همان جایی آغاز می شوند که،
از این پس تنها ادامه میدهم....
من در میان مردمی هستم
ساعت دلم بی وقت است!
خودم هم بی وقتم!
دلم بی هوا،هوایت را دارد!
خدا کند که ...
السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه،السلام علیک یا مولا یا صاحب الزمان
میدونم یه شب میای خاکو چراغون میکنی
شیشه عمر شبو میشکنی داغون میکنی
شنیدم وقتی بیای از آسمون گل میریزه
کوچه باغا رو پر از بیدای مجنون میکنی
شنیدم وقتی بیای غصه هامون تموم میشه
قحطی گریه میآد، خنده رو ارزون میکنی
بخشی از شعر آقای علیرضا قزوه
تمام غصه ها از همان جایی آغاز می شوند که،
ماه رمضان در پیش است..
زندگی درست مثل نقاشی کردن است..........
بعضی وقتا سکوت میکنی چون ...
ﺍﺯ ﮔﻔﺘﻨﺶ ﺑﺮ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﺪ
مانده ام چگونه تو را فراموش کنم
گریه کردم گریه هم اینبار آرامم نکرد
... سکوت کن !
بسم الله الرّحمن الرّحيم
باز کن در، منم منم یارب
عبد آلوده دامنم یارب
دلم آلوده است و با این حال
حرف دل با تو می زنم یارب
بهترین میزبان تو هستی تو
بدترین میهمان منم یارب
با تو پیوند دوستی بستم
گر چه با خویش دشمنم یارب
گر چه صدبار توبه بشکستم
باز هم توبه می کنم یارب
کرمی کن بگیر دستم را
که دگر توبه نشکنم یارب
کاش پیش از گنه روان می شد
روح از غالب تنم یارب
به کدامین گنه کنم اقرار
که بود روی گفتنم یارب
معصیت ها چو مار پیچیدند
همه بر دور گردنم یارب
آه از آن لحظه ای که می گردد
خانهي گور مسکنم یارب
با همه تیره روزیم چون شمع
از شرار تو روشنم یارب
خارهای گنه به مهر علی
گشته خوشتر زگلشنم یارب
«میثمم» جز به خاک پای علی
سر به جائی نیفکنم یارب
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
من امشب