راسخون

شهدای شهرم

aliasghar313 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1342
|
تاریخ عضویت : مهر 1389 

  قسمتی از وصیتنامه شهید پلارک

به شما توصیه می کنم که یک لحظه از خط امام دور نشوید که هر کس تا حالا در مقابل امام ایستاده است هلاک شده است . در ضمن از دوستان و هم مباحثه ای هایم اگر زنده هستند طلب عفو می کنم .

پدر و مادر دو روز روزه ی قضایی واجب دارم که از پدر و مادرم می خواهم که این دو روز را برایم بگیرند و برای احتیاط چند روزی روزه و نماز قضایی برایم بخوانند . پدر و مادر انشاء الله که در روز قیامت اگر خداوند ما را قبول کند با سربلندی همدیگر را ملاقات می کنیم هیچ ناراحت نباشید .

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته 

aliasghar313 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1342
|
تاریخ عضویت : مهر 1389 

  خاطره ای از شهید پلارک

با روحیه باز خیلی ها را میلاً تشویق می کرد تا در بسیج شرکت کنند . جبه های جنوب ، به خصوص سپتون ( تپه موشکی ) که از تپه های محور کرخه بود ، هنوز یادگاری های شیرینی از نبردهای سهمگین او و همرزمانش را در خود دارد . شهید و تعدادی از همرزمانش به فرماندهی عارف مبارز شهید حسین ضریحی حرکت های چریکی و حیرت آوری انجام دادند که خواب را از چشم دیوان بد سیرت می ربود ، در همین جبهه بود که برای اولین بار پایش مورد اثابت ترکش قرار گرفت و شکسته شد . گویی خداوند اراده کرده بود تا اندکی طعم شهادت را به او بفهماند تا او خود را بهتر بیازماید و تا آشکار گردد که برای ادامه این راه خون بار چقدر قدرت ایثار دارد . 

aliasghar313 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1342
|
تاریخ عضویت : مهر 1389 


 

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

الْحَمُدلِلّهِ الّذي هَدانا لِهذا و ما كُنا لِنَهْتَدِيَ لَولا اَنْ هَدينُا الله

 

 

 

اشهد انّ لا اله الا الله ، وَاشهدانّ محمّداً رسول الله واشهدان عليّاً ولي الله وان ائمة المعصومين اوصياء رسول الله

 

 

 

اِنَّ الَّذينَ يَشْتَروُنَ بِعَهْدِ اللهِ وَ ايمانهِمْ ثَمَناً قَليلاً اُولئكَ لاخَلاقَ لَهُمْ في اْلاخِرَةِ وَلايُكَلِمُهُمُ اللهُ وَلايَنْظُرُ اِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيمةَوَلايُزَكّيهِمْ وَلَهُمْ عَذاب‏‏ٌ اَليمٌ * ال عمران*

 

 

 

 

 

 

 

حمد و سپاس  خداوندي را كه نعمت و رحمتش را برما ارزاني داشت و به ما شناساند ، باشد كه در طريق عبوديتش بنده ايي شاكر و صابر باشم . انشاء الله

 

 

 

مرا عهد و پيماني بود با ولايت علي بن ابيطالب عليه السلام در غدير خم و آه و ناله اي از بيت الاحزان فاطمة زهراءقره العين الرسول در سينه .

 

 

 

صداي فراخواني رسول اكرم براي بيعت با ولايت علي عليه السلام در غدير و فرياد فرياد خواهي حسين عليه السلام در كربلا در گوشم طنين انداز بود و حالا فرزند فاطمة زهراي اطهر مرا براي تجديد بيعت با ولايت علي عليه السلام مي خواند . آيا اجابت نكنم ؟ نه والله كه اجابت نمايم .

 

 

 

بر طريق خونين ولايت علي عليه السلام كساني بودند كه بر عهد و پيمانشان وفا نمودند و ايستادگي كردند و حالا ما ميراث دار آن شهيدان شده ايم ، پس با هم اقتدا به راه سرخ شهيدان مي كنيم و دست برنمي داريم .

 

 

 

مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجال‏ٌ‌صَدَقُوا مَاعاهَدوُ اللهِ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضي نَحْبَهُ‌ وَ مَنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِر وَمابَدَّلُوا تَبْديلاً  - 23 احزاب

 

 

 

و اگر قرار است كساني بر اين طريق پايدار باشند و به عهد خود وفا نمايند اولاترين و سزاوارترين كسان بني هاشم مي باشند كه همة وجود خويش را فدا سازند .

 

 

 

آنچه را كه در خاتمه سزاوار مي بينم تذكر دهم اين مي باشد كه اگر در طول و مدت همنشيني هائي كه با بعضي از دوستان و برادران داشته ام و از آنها خواسته ام كه برايم حرف بزنند دربارة بعضي از مسائل و يا اينكه من براي آنها مطالبي را بيان داشته ام نه قصد داشته ام خداي ناكرده آنها را حقير سازم و سرزنش نمايم و نه اينكه بخواهم بر آنها فخرفروشي و اظهار دانائي و خود بيني نمايم بلكه فقط و فقط توجهم اين بوده كه اصلاحي در اعمال صورت بندد و اين در نظرم بوده كه  «  يااَيُّهّا الَّذينَ امنَوا اَتّقوُا اللهَ وَ قوُلوُا قُوْلاً سَديداً  يُصْلِحْ لَكُمْ اَعْمالَكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنوُبَكُمْ وَمَنْ يَطِعِ اللهَ وَرَسُولَهُ فَقْدفازَفَوْزاً عَظيماً » --71/70 احزاب

 

 

 

و از خداوند متعال مي خواهم كه اعمال ناقص و نارساي ما را خود به كمال برساند با رحمتش با ما معامله نمايد و ما را محروم از عنايت و توفيقش نسازد . انشاء الله .

 

 

 

و از خداي عزوجل خواهانم كه خودش جزاي زحمات پدر و مادرم را بدهد كه او اجر و ثواب بغير حساب مي دهد .

 

 

 

رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ اِذهَدَيْتَناوَهَبْ لَنا مِنْ لَدُئْكَ رَحْمَةً اِنَّكَ اَنْتَ الْوَهّاب .          21/8/66 ماووت عراق                        

 وصيت نامة عارف شهيد  «سيدرضا پورموسوی»

aliasghar313 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1342
|
تاریخ عضویت : مهر 1389 

     تقدیم به سرداران شهید و دیگر شهدای حادثه ی پیشین 

سلام ای آشنا، ای قهرمان مَرد / شهید شهر من، ای جاودان مَرد

سلام ای پاسدار خاک ایران / سلام ای اسوه ی جمع دلیران

سلام ای غرقه خون خفته در خاک / سلام ای پر زده تا اوج افلاک

تو حیفت بود در بستر بمیری /  دلت می خواست در سنگر بمیری

دلت می خواست مانند شهیدان / میان خون و خاکستر بمیری

تو حیفت بود با آن رزم و اخلاص / به مرگی ساده در بستر بمیری

خدا مُزدِ جهادت را عطا کرد / تو را هم زائر کرب و بلا کرد  

علی ای شیر میدان های پیکار / تو ای فرمانده ی گردان ایثار

تو را بهر شهادت آفریدند / تنت را خلعتی خونین بریدند

و بر آن قامت بالا بلندت / قبا از پرچم ایران کشیدند

چه زیبا با شهادت پر گرفتی / خدای عشق را در بر گرفتی

تو سردار رشید انقلابی / شهید دین ، شهید انقلابی

تو را این خانه زندان بود سردار / دلت را عزم میدان بود سردار

سزای مرغ روحت کِی قفس بود /که گلزار شهیدان بود سردار

شما را مهمان خوانده آمد / همان از قافله جا مانده آمد

شهیدان چشمتان روشن که اینک / به دیدار شما فرمانده آمد

کمال افتخار و عزتی تو /  شهید سرزمین وحدتی تو

سراپا معرفت یادت گرامی / شهید امنیت یادت گرامی

تو مرد جبهه های جنگ بودی / شهیدان را بسی دلتنگ بودی

تو پیمان بسته بودی تا نمانی / از آن یاران عاشق جا نمانی

چه یارانی که بر دوش سترگت / به وصل حضرت جانان رسیدند 

به جنت سالهای سال سردار / شهیدان انتظارت می کشیدند

تو میدان رفته ی والفجر هشتی / که در اوج خلوص از جان گذشتی  

طریق القدس با خونت عجین بود / تو را وِردِ زبان فتح المبین بود

به قربان دل پُر درد و رنجت /  فدای کربلای چار و پنجت

تو را بیت المقدس یاد دارد /  نشان از همتت مرصاد دارد

تو آن رزمنده ی پُر اجر و قدری / که از دلدادگان نصر و بدری

 تو از خاکی ترین فرماندهانی / شهید امنیت در سیستانی

تو ای فرمانده جان دادی چه مظلوم / در آغوش بلوچستان محروم

چه محکم بود فریاد رسایت / غرور چفیه روی شانه هایت

تو رفتی تا که وحدت زنده باشد / و پیمان اخوت زنده باشد

تو غلتیدی به خاک و خون که میهن / به عشق استقامت زنده باشد

هزاران بید مجنون دارد این خاک / سراسر ریشه در خون دارد این خاک

تو را کُشتند اما زنده ای تو / که تا روز ابد رزمنده ای تو

فداکاری و یاری کُشتنی نیست / رگ خدمت گزاری کُشتنی نیست

تو را کُشتند چون باور نکردند / مرام پاسداری کُشتنی نیست

به خون پاکت ای فرمانده سوگند / که یاران انتقامت را بگیرند

تو را کُشتند اما جای غم نیست / که دشمن خاک پوتین تو هم نیست

مبارک بادت این وصل شهادت / مبارک بادت این فیض سعادت

گروهی جان و تَن را می فروشند / ولی جمعی وطن را می فروشند

تو سردار وطن بودی دلاور / نه اهل جان و تن بودی دلاور

فدای آن نگاه آخر تو / فدای پاره های پیکر تو

بخواب آسوده و آرام سردار / که می مانند یارانت خبردار

aliasghar313 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1342
|
تاریخ عضویت : مهر 1389 

(زندگينامه مجاهد شهيد عليرضا نيكو نژاد)

شهيد يعني حي و حاضر.كساني كه مرگ سرخ رابدست خويش به عنوان نشان دادن عشق خويش به حقيقتي كه دارد ميميرد و به عنوان تنها سلاح براي جهاد در راه ارزشهاي بزرگي كه داردمسخ ميشود انتخاب مي كنند شهيدندحي و حاضرند و شاهدند و ناظر ند. نه در پيشگاه خدا در پيشگاه حق نيز ودر هر عصريو قرني ودر هر زمان و زميني . بار ديگر تاريخ ورق مي خورد و كربلاي حسين را دوباره زنده ميكند  و جبه ي حق و باطل در زمان پديد مي ايد و باز پويندگان راه حسين در جبه حق قرار مي گيردو ويزيديان در جبهي باطل به ستيز با مسلمانان بر ميخيزند در اين زمان است كه جوانان دلير و از جان گذشته براي دفاع از دين و ايين خدا برميخيزند و با دلاوريها واز جان گذشتگي هاخود دشمنان دين و راه حسين(ع) را از بين مي برند وخودنيز حسين وار شهيد ميشوند. از جمله عاشقان راه حسين ودلاوران جانباز شهيد عليرضا نيكو نژاد بودكه با اغوش باز شهيد شد در راه دين را پذيرا شد و به استقبال خدا به ملكوت اعلي پيوست.  عليرضا در سال 1337 در خانواده اي مذهبي و زحمتكش به دنيا امد.پدرش پذشكيار سازمان اجتماعي بوده و در اوان كودكي او و مادرش را تنها گذاشت و براي خدمت به مر دم به روستا هاي دور كه از نعمت درمان و بهداشت بي بهره بودند و براي نجات مردم محروم اين روستا ها مي شتافت وشبانه روز خود را وقف محرومان جامعه مي كرد وبه همين دليل عليرضا ازهمان اوال كودكي پدر را در خانه نديد وبا همين احساس او خودش را پدر خانواده حس مي كرد واحساس مي كرد كه بايد خواهر وبرادر كوچك خود را سرپرستي نمايد تمام شب ها در جلسات قران شركت مي كرد وخود نيز اين جلسات را در خانه براي خوانواده ي خود برپا مي كرد دراتاق كوچكي كه زندگي مي كردند كتابخانه اي درست كرده بود واز خواهران وبرادران واهل فاميل مي خواست تا از ان كتاب ها مطالعه كنند وتا ان جا كه امكان داشت با بحث و گفت وگو ان ها را با قانون هاي اسلامي اشنا مي كردند.شهيد علي رضا از همان دوران كودكي در اخلاق ورفتار بين دوستان و همسالان سر مشق الگوي همگان بود.عشق بزرگي به اسلام داشت و ايمان راسخ او به دين و مذهبش او را فردي متدين و مو من بار اوردو در معاشرت  با ديگران مورد تحسين همگان بودچيزي كه هميشه او را زجر مي دادو از ان رنج ميبرد ريا دكاري ودروغ وظلم و تجاوز طلبي عده اي از خدا بي خبربود كه هميشهبا تو طئه هاي شوم خودميخواستند از فرهنگ ديني و ارزشهاي ديني ضربه وارد كنند. وي عاشقانه بد نبال شناخت مكتب بود . درس زندگي از قران ونهج البلاغه مي اموخت  ودر زندگي به عمل در مي اورد او كه عاشقانهدر پي جستن راه بود پس از پيدا كردن راهتمام همت وكوشش خود را صرف اجراي احكام قران مينمود. او معتقد بود كه هر كاري را بايد اول خود شروع كرد. مكتب را در خود پيدا ميكرد تابتواند ديكران را ضمن عمل كردن به احكام قران اشنا سازد.وي هميشه به ف5كر بي بضاعت بود  و در تابستانها  همراه پدرش به درمانگاه و ميديد كه به افراد فقير وبي بضاعت رسيدگي نمي شود و او در همان زمان فقرا را  با تمام وجودحس ميكردو با اينكه كودكي 10  ساله بود ميگفت كه من بايد  دكتر بشوم و يكبيمارستان بسازم و افرا فقير وبي بضاعت را مجاني معالجه كنم وچون  و چون اين فكر را در سر ميپروراند رشته ي تجربي را انتخاب كرد  وتا ديپلم ادامه داد  وبراي رسيدن به هدف مقدسش كه همان دكتر بودن با در دست داشت پذيرشپاسپورت قصد رفتن به خارج كرد  ولي چون ديد در استانه ي انقلاب است بااينكه  تمام وسايل رفتنش فراهم بود از رفتن به خارج  منصرف شد و هرچه خانواده اش به او ميگفتند پس چرا به خارج نمي روي او ميگفت كه كشورمان  ميخواهد برا ي بر پا يي اسلام راستين و جلو گيري از فساد  در اجتماع انقلاب بكند و مگر خون من از خون ديگر جوانان سرخ تر ا ست . بعد از انقلاب در دانشگاه هاي خودمان درس مي خوانم. گوشه اي از كار هاي وي در اوجخفقان اريا مهر بحث و گفتگو با مردم واگاه كردن ان ها با اهداف انقلاب وجنايات رژيم پهلوي پخش اعلاميه هاو بيانات امام پخش كتابها و نوار هاي مذهبي بود در روز هايي كه كار گران شهرداري براي جمع كردن اشغال ها نمي امدند او يك ماشين از دوستانش گرفته بود و به جمع اوري آشغال هاپرداخت.

 در روز چهارشنبه سیاه با مزدوران شاه درگیری پیدا می کند و برای نجات خود در جوب کنار خیابان به زیر یک پل می رود و تا صبح در همان جا به سر می برد که در اثر همین حادثه حساسیتی که تا لحظه شهادت به آن گرفتار بود به او دست داده بود. اوهمچنین مخفیانه به کمک مجروحین و تیر خوردگان می شتافت و همیشه وسایل پانسمان و درمانی پدرش را در یک کیف گذاشته بود وبدون این که کسی بفهمد به کمک زخمیان می شتافت . علیرضا همیشه می گفت : که چون من اسمم علی است باید مانند مولایم علی باشم و هدیه هایی برای افراد فقیر می خرید و آن ها را شبانه بدون این که کسی بفهمد به خانه ها یشان می برد . در روزی که انقلاب خونبار ما به پیروزی نائل آمد علی و دیگر دلیران که برای ژندارمری از دست مزدوران به آن حمله ور شدند . یکی از مزدوران به طرف او تیر اندازی می کند ولی تیر به او اصابت نمی کند و ماموریت خود را به خوبی انجام می دهد . او در زمانی که هیچکس جرائت گذشتن از جلو پادگان ها را نداشت بدون ترس ووحشت به پادگان ها می رفت و با ارتشیان بحث و گفت و گو می کرد و آن ها را به فرار و بر علیه رژیم قیام کردند دعوت می کردند . در بین آن ها اعلامیه های امام و نوار های مذهبی پخش می کرد . علی همچنین پاسداری های شب از شهرش را به عهده می گرفت و در شب همراه دیگر جوانان از شهر پاسداری می کرد و چندبار هم هنگام پاسداری ، مزدوران رژیم به او حمله می کرده و او را کتک می زدند . اما هر طور شده او از دست آنها فرار می کرد . در اوائل پیروزی انقلاب و درگیری ضد انقلاب در خرمشهر وی داوطلبانه از طرف سپاه اعزامی به خرمشهر شد و در این کار ها آنقدر از ریا و تظاهر دوری می جست که حتی دوستان و خانواده اش هم از رفتن وی به خرمشهر اطلاع نداشتند. علی برای خدمت به اسلم ومیهن و پاسداری از انقلاب به گروه سپاهیان پاسدار پیوست و در اندک مدتی تمام فنون نظامی را فرا گرفت اما چون او هدف دیگری در زیر پرچم داشت که همانا دکتر شدن و نجات محرومین از چنگال بیماری و فقر بود و به خاطر شرکت در کنکور و رفتن به دانشگاه و ادامه تحصیل  و در نتیجه رسیدن به هدف مقدس برای چند وقت پست خود را به برادرش می دهد تا بتواند به هدف مقدس خود برسد و در همین ایام بود که در وقایع دانشگاه پیش آمد و به انتظار روزی نشست که دانشگاه ها باز شوند . در همین انتظار بود که رژیم صدام خائن تجاوز به خاک مقدس ما را شروع کرد و علی خود را در این موقع چون مواقع دیگر مسئول دانست و برخاست و چون فنون نظامی را می دانست با این که خود از خدمت سربازی معاف شده بود ولی از طریق ژاندارمری به همراه برادرش به جبهه کرخه رفت اولین روزی که آن جا رفت دیده بود که سربازی و مرزداران در آن جا آب گل آلود می آشامند و از دیدن این منظره خیلی ناراحت می شود و به همین دلیل بعد از چند ساعت به شهر می آید و محلول پر کلرین فراهم می کند و به آن جا میرود و هرروز بشکه های آب از خانه به کرخه می برد . لباس های کثیف سربا زان به خانه می اورد و از مادرش میخواست تا ان هارا بشوید ئاما لباس های خودش را خود میشست. وی همچنان در جبهه می ماند تا عاقبت در جمعه  ٢  /آبان/ ٥۹  هنگامی که برای بردن آذوقه به طرف کرخه میرود با آغوشی باز به استقبال شهادت رفت و به این طریق با عشق به اسلام و میهن عزیزش لباس سرخ شهادت را پوشید و به خیل  عظیم شهیدان پیوست و به نهایت آرزوی خویش دست می یابد و از جمله مومنانی  می گردد که رسالت خویش را به اتمام رساندن و به سوی پروردگارشان پر گشودند . علی در همان روز که از مادر زاده شد ، در سن ۲۲ سالگی نیز در همان روز و در همان ساعت از مادر جدا شد و به صف شهیدان پیوست . درود بر شهیدان که با وضوی خون به سوی شهادت رفتند درود بر تو ای شهید که آخرین نماز جمعه ات را در سجده شهادت به جای آوردی . ای شهید بدان که در لحظه لحظه زمان فریاد طنین افکنت در گوشمان است که می گفتی مرگ با عزت بهتر از حیات با ذلت است. علی جان به خون گرمت قسم و به فریاد الله اکبرت قسم که راهت را ادامه خواهیم داد اگر از علف بیابان تغذیه کنیم . راهت را ادامه خواهیم داد چون که راه تو راه خداست .

راه شهید راه خداست                            نیروی حق شمشیر ماست

راه علی راه خداست                           دنبال را انبیاء است

این شعر را شهید هنگام رفتن به جبهه سروده است :

حسین در کربلا آموخت بهر دین شهادت را               فراگیرم ره او را که چون فرزند اسلامم

علی بود با رضا نامم شهادت آرزویم بود                   هم اکنون هست دمسازم که چون فرزند اسلامم

منم سرباز اسلامم نباشد تا ابد باکم                          علی مرتضی بالین من تا حشر خوش حالم

پیام من به مادر خواهران وابستگان این است       فروشند فخر زین راهم که رفتم بس که خوش حالم   

تو ای مادر مکن زاری که اکنون من چه خوشحالم     نمردم زنده می باشد این رنج تو در یادم

همانا شیر پاک تو مرا جانباز پرورده                            که جان خویشتن را در ره قرآن زکف دادم

شهادت بی حساب دست که می آید                   به حکم فتاد این قرعه بر نامم

aliasghar313 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1342
|
تاریخ عضویت : مهر 1389 

وصیت نامه شهید احمد یوسفی

بسم الله الرحمن الرحیم

امید است در پرتو عنایت الله و یگانه وجود شخصیت اسلام حضرت محمد(ص)

و نایب بر حق امام زمان(عج) حضرت امام خمینی تمام دوستان و آشنایان و خانواده ،

برادران ، بتوانند در جهت پرورش فرزندان برومند در جهت اهداف عالیه و مقدسه ی اسلام کوشا باشند.

خدای تبارک و تعالی را شاهد و ناظر خویش می گیرم ٬ برای ریاست حب دنیا و ترس از آخرت به جبهه نرفته ام فقط برای رضای خدا و خوشنودی محمد(ص) و آل محمد و پیروی از دستورات مسلم ابن عقیل زمان حضرت امام خمینی این شیوه را برگزیده ام زیرا که قرآن کریم می فرماید:

« یا ایها الذین امنو اخذ واخذکم ..........................................

ای اهل ایمان سلاح جنگ برگیرید و دسته دسته یا همه با هم از خانه ها بیرون روید.

بی شک امروز باید گفت کسانی که مانع رفتن فرزندان و برادران و دوستان خود به جبهـــه می شوند همان هایی هستند که مرقد مطهر حضرت امیر را سنگ باران نمودند.

امروز جهاد در راه خدا مانند برافراشتن ستون بلند دین است وکسی که مدعی شیعه بودن است باید در برافراشتن این ستون عظیم و الهی کوشا باشند.

اما سخن کوتاهی دارم که لازم می دانم تا به خانواده ام و همه ی دوستان و آشنایان و آنان که ممکن است به نحوی این نوشته به دستشان برسد تذکر بدهم و آن اینکه همیشه سعی بر حاضر و ناظر داشتن خداوند در اعمال و رفتار خویش داشته باشند و بدانید که رمز فلاح و رستگاری بر اظهار عبودیت به پیشگاه الله می باشد رابطه ی بین خود و خدایتان را محکم نگه دارید تا شیاطین مانع این ارتباط نشوند.

تقوایتان را با خدا محکم نگه دارید زیرا که حافظ کانال ارتباطی انسان با خدا تنها تقوا می باشد.

ای اهل ایمان مسئولیتی بس عظیم بر دوش شما محول گردیده و آن حراست و پاسداری از حرمت خون ده ها هزار شهیدی است که با ندای الله اکبر به خاک در غلتیده اند.اگر بر اثر سستی و لاقیدی کوچکترین انحرافی در مسیر مقدس نهضت ایجاد گردد و خدای نکرده از خط اصیل اسلام منحرف گردد در روز قیامت قطره قطره خون شهیدان از آن ها بازخواست می شود.

به عنوان فرزند حقیقی شما از همه ی شما در خواست ملتمسانه دارم آیات خدا را سرلوحه ی زندگی خویش قرار داده و راه وحدت و همبستگی برگزینید زیرا که در سایه ی وحدت اسلامی است که دست متجاوز ابرجنایت کاران غرب و شرق از این مرز و بوم به لطف خدا قطع گردیده است و صیتی به مسئولین اجرایی مملکتی دارم که عدالت را در تمام زمینه ها رعایت کنند زیرا که عدالت زیر بنای اصلی مکتب آزادی بخش اسلام است و نقش مـﺆثری در پیش برد اهداف مقدس آن دارد.

از برادران جوان انتظار آن درم که تابع دستورات حضرت امام بوده و لحظه ای در این امر مقدس دریغ نورزند زیرا که امام محور وحدت کلیه نیرو های در خط اسلام اصیل است و چراغی است فرا راه سعادت که سیم اتصال آن از انوار الهی نشـﺄت می گیرد.

خداوند را بسبب ارزانی نمودن رهبرانی چون آیت الله منتظری ، مشکینی ، رفسنجانی و خامنه ای شبانه روز شکر گزارید .

مادر عزیز من ، در عزای من اشک مریز و زاری مکن و افتخار کن که من و محمود برادرم را به پیشگاه خدای تبارک و تعالی هدیه داده اید زیرا که اگر استقامت داشته باشید در آخرت جزای نیک شامل حال تو خواهد شد.

برای برادرانم آرزوی موفقیت دارم و از آنها انتظار دارم که اول خدا را و بعد امام امت و روحانیت اصیل در خط وی را پیروی محض قرار دهند.

فرزندانتان را که در اولین مرحله زندگی می باشند سعی کنید آشنایی عمیق با قرآن و نهج البلاغه داشته باشند و با خدا ارتباط برقرار کنند تا بتوانند ادامه دهنده ی لایق راه شهیدان باشند. درمورد اموال و همسر و فرزند٬ برادرم حاج حسین وکیل است .

خدایا همسر و فرزندم را به تو می سپارم و از تو طلب مغفرت و خیر و روزی در دو سرا برای آنان می نمایم زیرا جز تو کسی نمی تواند یاور بی پناهان باشد .

همسرم از اینکه مدتی از زندگی را با من گذارنده و ناراحتی هایی در این مورد دیده ای مرا ببخش و صبر خدایی پیشه کن که خداوند صابران را دوست دارد.

در پایان از همه برادران بسیج به ویژه ، برادرانی که مدتی در بسیج شهرک منتظری باهم بوده ایم بالاخص از برادران – کاوندی، پورظفر، نامداری، زارعی، یحیی غلامی ، مرادپور تقاضای بخشش دارم.

و امید دعای خیر برای آنان دارم که برادران ارزش مقام خود را بدانید توصیه مینمایم آنچه کتاب دارم در بین برادران نام برده ی بالا تقسیم گردد.تا شاید با نامی از من خدای عزّوجّل کرامتی نماید و مارا جزی بندگان صالح خود قرار دهد.

همه شما را به خدای قادر می سپارم و از خداوند طلب عمر برای نایب امام زمان و آیت الله منتظری و آقای رفسنجانی و مشکینی و دیگر برادران مسلمان و مبارز در خط امام می نمایم.

از خدا بخواهید که نهضت اسلامی ایران را مقدمه ای برای نهضت جهانی حضرت حجت ابن الحسن العسکری قرار بدهد .

به امید پیروزی کامل اسلام بر تمام کفر و برافراشتن پرچم لااله الاالله بر تمام نقاط جهان و سرنگونی تمام ایادی کفرو نفاق به رهبری امام خمینی .

احمد یوسفی

سرباز امام زمان

6/9/1361 

aliasghar313 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1342
|
تاریخ عضویت : مهر 1389 

وصیت نامه شهید احمد جوهر

بـسم الله الـرحمن الـرحیم

و لاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل ا… امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون و آنان که در راه خدا کشته می شوند مرده ندانید بلکه آنان زنده اند و در نزد خداوند روزی می خورند اشهد ان لا الاله الله ، و اشهد ان محمد رسول الله شهادت می دهم که خدایی جز خدای یگانه نیست و شهادت می دهم که محمّد رسول خداست . و اشهد ان علی ولی ا… و شهادت می دهم که علی ولی خداست و شهادت می دهم که قرآن آخرین کتاب آسمانی است که خداوند بر محمد رسول خدا فرستاده است . با سلام و درود به رهبر کبیر انقلاب امام امت خمینی کبیر و خانواده های شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی ایران و با سلام به رزمندگان همیشه پیروز اسلام که لرزه بر اندام استکبار جهانی انداخته اند و چند کلمه ای باملت غیور ایران و همشهریان عزیزم و دوستان وآشنایان ، در این لحظه قلم در دستم سنگینی می کند و قلم نمی داند چگونه به این کاغذ سفید و کوچک نقش ببندد ولی من با خود فکر می کنم که شاید حرکات این قلم بر روی این ورق کوچک و سفید مانند قطرات خونم باعث آگاهی بعضی از افراد این جامعه و همشهریانم شود و با زحمت خیلی زیاد این قلم را حرکت می دهم .

ای مردم ای آشنایان ای دوستان ای برادران و ای خواهران به امید آن روزی که مولایمان علی (ع) و اولاد او به فریاد همه ما برسند من از خانواده ام جدا شدم و به تمامی لذّات مادی پشت پا زدم و بسوی مکانی قدم نهادم که عزیزترین بندگان خدا در آن دیار قدم نهادند و ای مردم ای اهل فامیل ای اهل خانواده ای مادر عزیز و ای برادران و ای خواهران ، من که بالاخره خواهم مرد من که بالاخره عمرم تمام خواهد شد ولی چه بهتر و چه بهتر که من در راه خدا در راه اسلام و قرآن و مکتبم و در جبهه های حق علیه باطل با کفر بجنگم و کشته شوم ای برادران و ای خواهرانم و ای اهل فامیل ، عمرها می گذرد همچون لکه های ابری در آسمان همچون آبی جاری در رود همچون آمد و شد سریع شب و روز اما آنچه می ماند صداقت ، خلوص ، و اعمال صالح است هیچ فکر کرده اید که دنیا مثل پلی است برای گذر نه برای اقامت . ای مادر ای برادرانم و ای خواهرانم من راهم را خودم انتخاب کردم و می دانم که این راه حق است . می دانم که این راه راه حسین است و می دانم که راهم راه مولاحسین است من می دانم که دنیا مزرعه آخرت است پس چه بهتر که خود مشتاقانه و با آغوش باز شهادت را بپذیرم چه بهتر که من درآخرت در محضرحضرت رسول خدا روسفید باشم .ای مادر عزیزم شیرت را حلالم کن . ای مادری که بر بالین من بودی برای مادری ، چه شبها و روزها بر بالین من بودی و احتیاجات مرا فراهم می کردی ای مادر هیچ وقت نمی توانم خوبیهای تو را به زبان و یا به قلم بیاورم ولی مادر بدان که من درآخرت روسفیدم : التماس دعا ، حلالم کن ، و ای برادران و ای خواهرانم شما مثل همیشه خوب و مهربان باشید و مثل گذشته پیرو خط امام باشید و همیشه و دعاگوی امام باشید و نگذارید که منافقان حرفی به این رژیم و این انقلاب بزنند . برادران وخواهران مرا حلال کنید و مرا دعا کنید که خیلی محتاج دعا هستم در پایان از دوستان و آشنایان و فامیل حلالیت می طلبم و می خواهم که مراببخشید و مرا حلال کنید و اگر من به کسی از دوستان وآشنایان چیزی یا پولی باید بدهم آنها حتماً به برادرانم مراجعه وآن را دریافت کنند وگرنه به بزرگی خودشان مرا حلال کنند . در پایان به برادران عزیزم رحیم جان و عظیم حبیت و محمود و حجت و خواهرانم می گویم که من حدود سه سال نماز و سه ماه روزه به گردن دارم خواهشمندم قضای آنها را برایم بجا بیاورند چون که خداوند در هر لحظه ما را امتحان می کنند . از تمام شما آشنایان حلالیت می طلبم خداحافظ همه شما .

«خدایا ، خدایا، تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار ، زیارت کربلا نصیبمان بگردان » انشاالله 

aliasghar313 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1342
|
تاریخ عضویت : مهر 1389 

بـاسمـه تعـالـي

وصينامه محمدعلي رئيسي

ان الصبرمن الايمان كالراس من الجسد علي (ع)

نسبت ايمان مانند نسبت سراست بربدن



باسلام به برادران وخواهرانم از زحمات شما قدرداني مي كنم واميدوارم مراببخشي وازشما برادران مي خواهم كه نسبت به زن وفرزندانم هيچگونه كوتاهي نكنند وناراحتي براي آنها ايجاد نكنند وزنم قيم فرزندانم است وچنانچه زنم مايل بودكه سرپرستي بچه هايم را بعهده بگيرد مختار ميباشد .

و از همسرم عاجزانه ميخواهم چون در زندگي گاه گاهي دچار خشم و اذيت من گرديده ايد از شما ميخواهم مرا ببخشي واز تربيت فرزندانم دريغ نكنيد .وآنهارا وادار به درس خواندن كنيدوسعي در تربيت اسلامي آنها نمائيد.

درضمن برادر جمشيدي كادر سپاه در يونسكو مبلغ 10 هزار تومان بدهكار من است ؛

آنها را مي گيرد؛ ومصرف زندگي مي كنيد4885 تومان برادر رفيعي كه باز در يونسكو است؛ آنها بگيريد.

در يونسكو يك موتور سيكلت گازي دارم براي خرجي بفروشيد؛ واگر برايتان امكان داشت پنج سال نماز وروزه بدهيد برايم بگيرند.

خداحافظ شما 

aliasghar313 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1342
|
تاریخ عضویت : مهر 1389 

 بسم الله الرحمن الرحيم

 
وصيتنامه برادر شهيد پرويز خويه
 
 
 
شهادت دعوتي است به تمام عصرها و به تمام نسلها كه اگر مي‌تواني بميران (جهاد) و اگر نمي‌تواني بمير (شهادت)           معلم شهيد شريعتي
 
 
 
بسم الله القاصم الجبارين
 
شهيد مانند رگي است كه به تمام بدن خون را مي‌رساند و باعث به حركت درآوردن سلول‌هاي بدن مي‌شود و شهيد نقش همان رگ را بازي مي‌كند وقتي يك نفر از مسلمين (زن ـ مرد) در راه اهداف اسلامي خويش به شهادت مي‌رسد از خون آن شهيد هزاران مبارز به وجود مي‌آيد و هزاران مبارز ميليون‌ها ستمگر را از بين مي‌برد . هان اي حسين اي سرور شهيدان اي الگوي جوانان مسلمان اي شهيد كربلا بدان كه ما جوانان پيرو مكتب تو تا آخرين قطره خون راه آزادگي تو را ادامه مي‌دهيم و خوشحال باش كه جوانان ايران زمين سرزمين اسلامي مانند جوانان كوفه نيستند . آزادگي را بالاترين ارزشها مي‌دانند و شرافت و خوب زيستن را از ثروت و مقام دنيا بيشتر مي‌دانند . اي خميني كبير اي رهبرم سوگند به خون تمام شهيدان انقلاب سوگند به خون ارتشيان دلير و پاسداران انقلاب اسلامي و … كه در جبهه‌هاي غرب و جنوب در كربلاهاي ايران خون خود را مي‌ريزند و كفار را از بين مي‌برند تا آخرين لحظه زندگي شعارم الله اكبر خميني رهبر است . ما پيروزيم چون آفريننده هستي (خدا) با ماست اگر همه كشته شويم باز پيروزيم چون سر به ستم فرو نياورديم و با شرافت مرديم . چون حسين بن علي مي‌فرمايد : مرگ سرخ هزار مرتبه ترجيح دارد بر زندگي ذلت‌بار . 
 
به اميد پيروزي بر استكبار جهاني و نجات مستضعفين جهان .
 
اهواز لشكر 92 زرهي تيپ 1 گردان 264 تانك گروهان دوم گروهبان يكم زرهي 
aliasghar313 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1342
|
تاریخ عضویت : مهر 1389 

بسم الله الرحمن الرحيم
وصيتنامه برادر شهيد پرچه خوار زاده

 

كل نفس ذائقه الموت، هر نفسي كه مرگ را خواهد چشيد.

بنام خداوند سبحان كه هستي در يد قدرت اوست و بنام آنكه مرا آفريده تا بنده او باشم و بنام آنكه مرا توان رزميدن داد تا در راهش جهاد كنم و بنام آنكه مرا رسم چگونه زيستن و چگونه مردن داد تا شهادت را انتخاب كنم پس اي مرگ مرا برگير كه از زندگي سير شدم و اما اي معبود من، از تاريكي دنيا مي ترسيدم حال چگونه تاريكي تو را تحمل كنم و از آتش دنيا گريزان بودم حال آتش جهنم را چگونه برخود بينم. كوله باري از گناه و عصيان همراه خود آورده ام. اما اميد به رحمت تو دارم اي اميدواران.

خدايا اگر چه مادري پير و همسري مظلوم و فرزندي صفير و بي گناه را بدون سرپرست گذاشته ام اما تو سرپرست همه بندگاني، من آنها را به تو مي سپارم و تو از آنان محافظت فرما.

خانواده عزيز خجالت مي كشم از اينكه برايتان چيزي بنويسم اما اي مادر پير بدان كه آنچه در توانم بود براي رضاي خداوند، رضاي تو را جلب كردم و خيلي متاسفم از اينكه شماها را در چنين ومصيبتي گذاشتم اما چه كنم مگر مي شود رضاي خدا را به چيز ديگري عوض كرد اگر مي شد حتماً مي كردم. و تو اي همسرم، نمي دانم در اين دو سال زندگي با من چه ديده اي جز دربدري و دوري از من اما بايد مرا ببخشي و من جداً از تو معذرت مي خواهم و نيازمند به بخشش تو هستم تو همچون فاطمه زهرا(س) هستي مشكلات و نارسائيها را پنهان كرده و ابراز نمي كني اما فاطمه زهرا(س) به هنگام مرگ هم سن تو بود در حالي كه حسن و حسين را داشت و آنگونه رنج كشيد كه تاريخ استقامت آن معصوم را سراغ ندارد او علي(ع) را تنها گذاشت و اين بار من تو را تنها مي گذارم مي روم در حالي كه فاطمه را به يادگار گذاشته ام و تو اي دخترم فاطمه خداوند خواست تا تو يتيم شوي و جزء دختران شهدا باشي، اگر كسي سراغ پدرت را گرفت بگو با حضرت مهدي(عج) خواهد آمد.

اگر دلت گرفت بر سر مزار من برو و آرام خواهي شد. نمي دانم چه بگويم خجالت مي كشم هم از شما و هم از خداوند متعال كه هيچ نتوانستم آنگونه كه بايد باشم زندگي كنم ولي به شما وصيت مي كنم كه فرزندي كه بعد از من به دنيا مي آيد اگر پسر بود نام او را محمد و اگر دختر بود نام يكي از معصومين را به او بگذاريد.

در ضمن مبلغ سه هزار تومان به يكي از برادران پاسدار وظيفه برادر نوروزي بدهكار هستم كه قرض را بدهيد و اما پيامي براي ملت عزيز. اي مردم دنيا توقف گاهي است كه براي آسايش مسافراني كه اندك زماني از اين وادي عبور مي كنند ساخته شده پس آن قدر در اين دنيا بمان كه از قافله در حال حركت عقب نماني. روزها و ماهها و سالها مي گذرد و اينها همه از عمري است كه خداوند مقرر فرموده و چه روزها و ماهها كه گذشت و هيچ بهره اي جز پركردن شكم نبرديم. آري خوردن براي زيستن و زيستن براي خوردن ديگر هيچ. افسوس كه دير بخود آمديم و آنچه نبايد مي كرديم كرديم. و آنچه نبايد مي گفتيم گفتيم حال مرگ را رو به روي خود ديديم و پشيمان و سرگشته وا مانده ايم كه چه خواهد شد در حالي كه مرگ هميشه در انتظار ما بود و ما از آن غافل و روگردان. آري اي مردم قرار است بميريم چرا امروز نميريم و حسين گونه نميريم و اگر قرار است از اعمال ما بپرسند چرا امروز خود نپرسيم و اگر عذاب است چرا امروز به خود نبينيم كه چه سخت است عذاب قيامت. پدران و مادران بدانيد كه فرزندان امانتهايي هستند كه خداوند عطا نموده و دير يا زود بايد امانت را به صاحب آن برگرداند پس چه بهتر كه اين امانت را همانگونه كه صاحب آن داده است پس بدهيم و چه سعادتي براي خانواده ها از اين بالاتر كه فرزندانشان در اين راه شهيد شوند. انشاءالله كه خداوند همه ما را عاقبت به خير قرار دهد. در خاتمه از همه اقوام و دوستان و آشنايان طلب آمرزش مي كنم و از آنها مي خواهم كه اگر از من بدي ديده اند مرا ببخشند.

والسلام

غلامحسين پرچه خوار زاده    15/11/1364

 

aliasghar313 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1342
|
تاریخ عضویت : مهر 1389 


 

وصيتنامه شهيد بيژن ساكياني



كل نفس ذائقه الموت : تمام موجودات شربت مرگ را خواهند چشيد

الذين اذا اصابتهم مصيبه قالوا انا لله وانا اليه راجعون



من ديپلم وظيفه سرباز امام زمان بيژن ساكياني فرزند عبدالعلي وصيت خود را با نام خدا و عرض درود به امام امت خميني بت شكن شروع مي كنم :

چه گواراست كه جان شيرين خود را در راه دوست فدا كنيم همان دوستي كه از رگ گردن به ما نزديكتر است. چه بهتر كه اين مرگ در پيشگاه ملتي باشد كه به جرم پيروي از قرآن اين كتاب نجاتبخش انسانها مورد هجوم ابرقدرتها و جنايتكاران و سرسپردگان و مزدوران آنها قرار گرفته است.

اي برادران عزيز ! كربلاي حسيني بار ديگر در كشور ما ايران تكرار شده است حسين زمانمان خميني عزيز منتظر لبيك شماست زمانه زمانة عاشورا و خوزستان ما نينوا گشته است پس اي عزيزاني كه در خانه هاي خويش آرام و آسوده نشسته ايد به سوي قلب خصم كين حمله بريد و دمار از روزگار صدام در آوريد.

مگر نه شما مكرراً مي گفتيدكه اگر ما نيز در كربلا حضور داشتيم به امام حسين(ع) كمك مي كرديم پس چرا حالا نشسته ايد بپا خيزيد كه خدا مي فرمايد : فضل الله مجاهدين علي القائدين اجراً عظيماً-

پدر و مادر عزيز از اين كه نتوانسته ام خدمات شما را جبران كنم اميدوارم مرا ببخشيد .

aliasghar313 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1342
|
تاریخ عضویت : مهر 1389 

بسم الله الرحمن الرحيم

وصيتنامه برادر شهيد محمد بهروان



ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عندربهم يرزقون



برادران من خود را كوچكتر از آن ميبينم كه بخواهم به شما وصيتي كنم زيرا كه شما ملت شهيدپرور درس شهادت، شهامت، شجاعت و فداكاري را از شما آموخته ام. شهادت و شهامتي كه از حسين ابن علي(ع) ياد گرفته ام شما به من ياد داده ايد آري شهادت، شهادت كه يك فوز عظيم است هر كس به آن نائل نمي شود و آن را بدست نمي آورد و فقط به كساني كه لايق آن باشند رو مي‌آورد و اي جوانان‌ عزيز و برومند نكند در رختخواب ذلت بميريد كه حسين(ع) در ميدان نبرد شهيد شد. اي مردم نكند در غفلت و از خود بيخودي جان بسپاريد كه علي(ع) در محراب شهادت و عبادت جان سپرد و مبادا كه در حال بي تفاوتي مبريد كه علي اكبر حسين(ع) با هدف شهيد شد و اي مادران مبادا كه از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگيري كنيد كه فردا در محضر خدا نمي توانيد جواب زينب(س) را بدهيد كه تحمل 72 تن شهيد كربلا را نمود و اي برادران راه شهيدان را ادامه دهيد. برادران استغفار و دعا را كه بهترين درمان براي دردهاست از ياد نبريد كه دعا از نيزه نافذتر است و هميشه بياد خدا باشيد كه اگر لحظه اي از خدا غافل شويم واي بر احوالمان هر چه خداوند فرموده آن را انجام دهيد و قرآن را زياد بخوانيد. برادران و خواهران خود را بسنجيد قبل از آنكه شما را بسنجند و در هر كاري كه مي كنيد نيت صالح داشته باشيد. برادران به دشمنان اجازه ندهيد كه در بين شما رسوخ كنند و تفرقه اندازي نمايند و شما را از روحانيت متعهد جدا كنند كه اگر چنين كنند روز بدبختي ما و روز شادي و خوشحالي دشمنان اسلام و قرآن است و اعتصموا بحبل الله جميعاً و لاتفرقوا و برادران از امام اين قلب تپنده عاشقان كربلا پيروي كنيد كه پيروزي در پيروي كردن از ولايت فقيه است و برادران به مساجد زياد برويد كه زياد به مسجد رفتن همچون جهاد مي باشد و نمازتان را در اول وقت بخوانيد.

برادران خود را بسنجيد قبل از آنكه شما را بسنجند و بيدار شويد پيش از اينكه همه راهها بر شما بسته شود، راهي طي كنيد قبل از آنكه پاي شما شكسته گردد و دريابيد خود را كه وقت زودگذر است، چاره سازيد پيش از آنكه ريشه اخلاق بد مستحكم گردد و صفتهاي بد عادت گردد.

سخني دارم با خانواده گرامي:

پدر و مادر عزيز، اگر من شهيد شدم خود را ناراحت مكنيد و صبر و شكيبائي را پيشه خود سازيد كه خداوند با صابران است و هر وقت كه خواست در شما تزلزلي و يا ناراحتي رسوخ كند بياد خدا بيفتيد كه الا بذكرالله تطمئن القلوب و برادران عزيز ابوالقاسم و فريدون بدانيد كه شما براي آخرت آفريده شده ايد نه براي دنيا، براي نيستي نه براي هستي، براي مردن نه براي زندگاني شما در حال كوچ ميباشيد و در زندگاني موقت و در راه بسوي آخرت هستيد و شما رانده هر كه گريزنده از آن رهايي نمي يابد و جوينده آن را بدست مي آورد پس بترسيد از اينكه مرگ شما را دريابد و شما در حال معصيت باشيد و نكند در حالت غفلت و در حالت خواب از دنيا برويد كه براي آن دنيايتان مضر است و خواهران گرامي تنها يادآوري كه به شما ميكنم اين است كه حجاب خودتان را حفظ كنيد و هميشه پاكدامن و با عفت باشيد و در آخر عرايضم اگر كسي از من ناراحتي ديده مرا ببخشد و يا اگر كسي را چيزي بايد بدهم يا ببخشد و يا اينكه از خانواده محترمم بگيرد و پدر و مادر عزيزم مرا ببخشيد.

23/5/62

محمد بهروان

 

aliasghar313 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1342
|
تاریخ عضویت : مهر 1389 

سم الله الرحمن الرحيم
وصيتنامة پاسدار شهيد عليرضا بنازاده
قل ان كنتم تحبون الله فاتبعوني يحبكم الله سوره آل عمران



بگو اي پيامبر به مردم اگر خدا را دوست داريد مرا متابعت كنيد تا خدا شما را دوست بدارد .



شهادت چيزي است كه خداوند به بندگان خوب خودش عطا مي كند چون همة ائمة اطهار يا در جنگ شهيد شده اند يا با سم به شهادت رسيده اند و اين شهادتهاست كه حقانيت اين انقلاب را ثابت مي كند . آيت الله صدوقي و آيت الله دستغيب و آيت الله اشرفي اصفهاني در محراب عبادت به شهادت رسيدند چرا كه مولايشان اميرالمؤمنين(ع) را در محراب و در حال نماز شهيد كردند و اين شهادتها سندي زنده بر اسلامي بودن اين انقلاب مي باشد و اگر اين انقلاب هيچ فايده اي نداشت به غير از دعاي كميل و نماز جمعه باز خوب بود كه 70 هزار نفر شهيد بشوند تا اين مراسمها در شهرها برقرار گردد و از شما پدر و مادر و ديگران مي خواهم كه هميشه در دعاي كميل و نماز جمعه شركت نمائيد و اين عبادتهاي دسته جمعي را برپا داريد. من از پدر و مادر و ديگران مي خواهم حتماً به فقيران و مستمندان انفاق كنيد و هميشه شكر خدا را بجاي آوريد و هرگاه فقيري و مسكيني آمد حتماً او را خشنود كنيد كه برود و حتي ماه مبارك رمضان و در موقع افطار اگر فقيري آمد اگر شده با آب افطار كنيد ولي غذايتان را به فقير بدهيد تا موقعي كه زنده بودم مخصوصاً در لحظه هاي آخر زندگيم خيلي ناراحت بودم و هر روز با خداي خودم راز و نياز مي كردم و از خدا طلب بخشش ميكردم . من از پدر و مادر و ديگران ميخواهم كه هميشه به فكر خود باشيد و بدانيد براي چه زنده ايد آخر اين دنيا چه فايده اي دارد صبح كه بلند مي شويد يك نماز كه بدون اينكه به عمق نماز فكر بكنيد تند و تند مي خوانيم و بعد اگر كاري نداشته باشيم باز مي خوابيم خلاصه از صبح تا شام فقط مي خوريم و مي خوابيم و بعضيها در تلاش بدست آوردن لوازم دنيوي و ماديات هستند اگر به مهماني خدا دير رفتيم(نماز خواندن) براي خود يك دليل بيهوده مي آوريم و علت دير شدن نماز را كارهاي روزمره مي دانيم و از شما مي خواهم در اين مورد فكر كنيد چرا خداوند ما را آفريده چرا خداوند متعال حضرت آدم را از بهشت بيرون كرد؟ اگر ميانگين عمر انسانها را پيدا كنيم مي بينيم تقريباً 70 سال مي باشد كه در اين 70 سال 20 سال آن شايد در بازي و نوجواني باشيم و از 15 يا 20 سال در جمع آوري و تلاش براي زندگي مادي كه در موقع مرگ و در زير خاك در موقع فشار قبر هيچيك از اين ماديات دنيوي به كمك ما نمي آيند . از شما پدر و مادر و ديگران مي خواهم روي قبرم گريه نكنيد چون شهادت آرزويم بود و هميشه در دعاي بعد از نماز اين را از خدا مي طلبيدم . اي مادر! بچه ها را بيشتر تشويق به نماز و روزه و جهاد در راه اسلام كن . مادر! اگر روزي كسي پيش تو آمد و مي خواست از تو سئوال بكند خود را خوشحال و با افتخار مانند مادران شهيد ، چون اين مادران بودند كه اينچنين فرزنداني را تربيت كرده اند و اين مادران هستند كه فرزندان را تشويق به ادامة راه شهيدان ميكنند . وتو اي مادر با افتخار بگو كه اين فرزند من بود كه در سن 17 سالگي در جبهه زير گلوله ها و در لحظة آخر زندگي به حجلة عروسي رفت و با خداي خود ملاقات كرد و من براي مبارك باد بر مزارش به بهشت علي مي روم و اگر از تو پرسيدند ما براي چه زندگي مي كنيم بگو خداوند ما را آفريده تا آزمايش كند و اگر پرسيدند پسرت چرا شهيد شد بگو كه به آرزويش رسيد و اگر پرسيدند كجا او را ببينيم بگو به اميد خدا در بهشت پيش شهيدان ديگر و اگر پرسيدند چطور ما پيش او برويم بگو راه انبياء و شهيدان را ادامه بدهيد و از گناه و شرك و غيبت و عجب ، تكبر و خودپسندي به دور باشيد . عبادتهاي خدا را بجا بياوريد . به فقيران و مستمندان كمك كنيم . پيامهاي امام را گوش كنيم و به آنها عمل كنيم و هميشه گناهان خود را در نظر بگيريم در زندگي تشريك مساعي لازم را داشته باشيد و مانند علي(ع) از هيچ چيز بجز از خدا و دوزخ از چيز ديگر نترسيد چون اين مفهومي ندارد كه ما از آمريكا يا شوروي يا بمبهاي اتمي يا موشك و يا غيره بترسيم چون اگر معلوم مي شود آتش جهنم و فشار قبر را فراموش كرده ايم يا نمي ترسيم اما از هواپيماهاي آمريكا مي ترسيم و بخاطر اينكه از گناه دور باشيم بيشتر قرآن بخوانيم ، كمتر بخوابيم چون اين دنيا جاي استراحت وخوشي نيست فقط بايد خدا را از خود راضي كنيد . واي بحال كسي كه در حال گناه بميرد و كاري كنيد كه خشنودي خدا در آن باشد و هميشه لحظات زندگي را لحظات آخر زندگي خود بدانيد و هميشه خود را آماده براي آن دنيا و روز قيامت بكنيد و آنروز را نزديك بدانيد و شيطان نفس را از خود دور كنيد . تا آنجا كه ميتوانيد با اين انقلاب همكاري كنيد ، نماز شب را حتماً بپا داريد اگر عيبي از كسي ديديد اول به خود او عيبش را بگوئيد و مبادا اول پشت سر او به ديگري عيبش را بگوئيد كه اين غيبت محسوب مي شود كه در قرآن آمده هر كس غيبت كسي را بكند مثل اين است كه گوشت برادر مرده خود را خورده است . در حديث آمده كه روزي دو نفر پيش پيغمبر(ص) آمدند همينكه نزديك مي شدند پيغمبر(ص) به آنها گفت داخل دهان شما چه بوي بدي مي دهد مثل اينكه گوشت يك مرده را خورده ايد آن دو نفر به پيغمبر گفتند اتفاقاً امروز روزه بوده ايم و اصلاً گوشتي نخورده ايم ، پيغمبر به آنها گفت بله شما غيبت كرده ايد كه هنوز از گوشت مردار روي دندانهايتان است آنها نگاه به دندانهايشان كردند ديدند قطعه اي گوشت روي دندانهايشان است . اي پدر و مادر و ديگران هر شب جمعه به بهشت علي بر مزار شهيدان از روي نيت پاك روي آنها فاتحه بخوانيد در دعاي كميل شركت نمائيد ، در نماز جمعه شركت كنيد كه بر شما واجب است بيشتر عبادت خدا را بجا بياوريد . من از پدر و مادر و ديگران ميخواهم اگر بدي از من ديده ايد به بزرگواري خود مرا ببخشيد و همچنين از خدا بخواهيد كه گناهانمان را ببخشد . اي پدر و مادر اگر تازگيها و يا قبلاً و يا در وصيتنامه ام حرفي زده ام كه شما را ناراحت كرده ام مرا ببخشيد و حلالم كنيد به خدا سوگند كه بجز خوشبختي و سعادت شما در دنيا و آخرت منظور ديگري ندارم .

اين است پيام خون من به شما

والسلام

عليرضا بنازاده 

aliasghar313 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1342
|
تاریخ عضویت : مهر 1389 

بسم الله الرحمن الرحيم

حسن بلدي

ان الجهاد باب من ابواب الجنه فتحه الله لخاص اولياء.

همانا جهاد دري از درهاي بهشت است دري است كه خداوند اين در بهشتي را به روي همه كس نگشوده است. اميدوارم كار به آنجا نرسد كه اگر برسد بغدادي باقي نخواهد ماند.(امام خميني)

سلام بر پدر و مادرم و سلام بر امام عزيز كه هميشه راهگشاي ما در حل مشكلات بوده و هست و ما را به صراط مستقيم هدايت ميكند و سلام بر تمام مردم قهرمان و شهيد پرور ايران كه با وجود همه مشكلات از قبيل ترور و بمب گذاري و توطئه هاي ابرقدرتها با روحيه باز و با فريادهاي رسا در حل مشكلات و در خنثي سازي توطئه ها با رهنمودهاي امام كوشا هستند.

برادران من نمي دانم شما را به چه چيز وصيت كنم كه هر چه خواسته باشم بگويم شما آنها را مي دانيد ولي بعنوان يك شهيد و يك كسي كه در راه خدا جهاد كرده به شما برادران و خواهران سفارش مي كنم كه سخنان امام را با دل و جان گوش دهيد و در عمل پياده كنيد كه بحمدالله عمل كرده ايد و ديگراني كه در اين نماز جماعتها و دعاها و اين اجتماعات اسلامي شركت كنيد كه دشمن از اين اجتماعات و از اين دعاها و از اين نماز جماعتها مي ترسد و اين دعا را فراموش مكنيد كه پيامبر(ص) مي فرمايد الدعا سلاح المؤمن – دعا سلاح مؤمن است و اين اسلحه هاي ظاهري مثل ژ –3 و كلاشنيكوف و امثال اينها همه نابود شدني است و سوم اينكه با هم خوش رفتار و خوش اخلاق باشيد كه خوش اخلاقي يكي از پايه هاي دين است و دوستي را محكم مي كند چنانچه حضرت محمد(ص) ميفرمايد حسن الخلق يثبت الموده – خوش خلقي دوستي را استوار مي كند.

در آخر به پدر و مادرم وصيت مي كنم كه در صورت شهيد شدن من كه لياقت آنرا ندارم ناراحت و گريان نباشند كه گريه كردن از روي فقدان خدا را بخشم مياورد و اين آرزوي من است پس گريه كردن بر كسي كه در راه خدا شهيد شده معني ندارد براي خودتان گريه بكنيد كه اين دنيا رفتني است تنها كساني سعادتمند هستند كه كارهاي نيك انجام بدهند و براي من گريه نكنيد بلكه بايد خوشحال شويد كه فرزندي را در راه خدا داده ايد و بايد بگويم كه اگر با ريختن خون من دين محمد زنده مي شود پس اي گلوله ها و اي تركشها مرا در بغل بگيريد و اين باعث افتخار من است كه در راه خدا شهيد شوم و در آخر پيامي و سخني كه با مادران و پدران دارم اين است كه فرزندان خود را در راه خدا به ميدان نبرد با دشمنان بفرستيد و از آنها جلوگيري نكنيد و مطمئن باشيد كه آخرت سعادتمندي خواهند داشت و خداوند از اين كار خوشش مي آيد كه فرزندان دلبند خود را در راه خداوند متعال بدهيد و بدانيد كه بازگشت ما بسوي خداست چه يك سال و چه ده سال و چه صد سال آخر عاقبت بازگشت خواهيم كرد و مصداق آيه شريفه انا لله و انا اليه راجعون (ما از خدائيم و بسوي او بازگشت مي كنيم) پس چه بهتر كه به مرگ سعادتمند نائل آئيم. از پدر و مادرم و همه دوستان و آشنايان مي خواهم كه اگر ناراحتي از من ديده اند مرا ببخشند تا مورد بخشش و عنايت خداوند بزرگ واقع شوم.

به اميد پيروزي اسلام در سراسر جهان چهارشنبه 26 اسفند ماه 1360 حسن بلدي 

aliasghar313 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1342
|
تاریخ عضویت : مهر 1389 

بسم الله الرحمن الرحيم



وصيتنامه محمد باقر گندمخور



سپاس خداي را كه قلبهاي فشرده حزب الله را به هم پيوست و صحت و برادري را هر چه بيشتر بين آنها نزديك و از تفرقه و نفاق دشمنان دور كرده و خط باطل آنها را رسوا كرد . از اين آيه من اينطور دستگيرم مي شود و آن اين است كه در ايران انقلاب اسلامي پديد آمده يعني حركتي نو و امت واحد و اين حركت بايد با خونهاي جوانان مسلمان ايران تداوم يابد، پس اين شهادت طلبان هستند كه مي توانند تاريخ الحاد (ملحدي) را رسوا كرده و حركت نويني در انسان اسلامي پديد آورده و آماده هجوم به شرك شوند و مي توانند تاريخ و عمر مشركين را تمام كرده و انسان را به صراط الله كه همان يكتائي الله است هدايت كنند مثلا در جهان مادي كه انسان بصورت كالائي بوده و از اين انسان استفاده سياسي و اقتصادي مي كند و عمري بيشتر در جهان مادي كند ولي مي بينيم در جهان معنويت يا بهتر جهان اسلام -طرف مقابل ماده يا شرك- اولين حركت با شعار لا اله الا الله شروع و با شهادت ادامه پيدا مي كند و در دنياي آخرت انسان جوابگوي دنياي مادي يعني دنياي صد ساله عمر خويش را بايستي تكرار كند و به صورت سينمائي از جلو او ميگذرد.

ميبينيد كه در نبردهاي اسلام و كفر بخصوص جنگ ايران و عراق و يا در صدر اسلام ميتوان حق و باطل و شيطان را آزمايش كرد و دو جبهه را شناخت.

ما تا آخر عمر عليه دولت آمريكا مبارزه خواهيم كرد ما بايد شرك و ضد توحيد را از صحنه روزگار برداريم و اعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا.

درود بر امام كبير خميني بت شكن و رهبر بت شكن قرن اخير و آينده و درود و سلام بر خانواده شهداء كه چشم و چراغ ملتند و سخني با مادرم :

مادر عزيز اگر اين عمر طولاني يعني بيست و چند سال مرا بزرگ كردي از شما تشكر مي كنم و حالا مجبور هستي او را تقديم انقلاب و خدا كني چون كه انسان اسلامي بايد جهاد كند و بايد از جان بگذرد و اگر شهيد شدم گريه نكني شاد شو و افتخار كن كه لااقل فرزندي را تقديم انقلاب كردي و اين وظيفه ات است.

پدرم حالا شما مثل مادر عزيز هستي ولي چه ميتوان كرد بايد اين جسم مادي را فداي روح كرد تا اين گناهانم را خداوند بخشد پس با شهيد شدن است كه مي توان راه نجات را پيدا كرد و تو بايد راهم را كه همان انقلاب اسلامي بر رهبري امام ادامه بدهي. انشاءالله

و تو خواهر و برادرم كه آينده انقلاب هستيد شما مسئوليتي بس سنگين داريد و بايد تمام حركات انقلابي خود را در جهت اسلام خالصانه باشيد و بيشتر شما مي توانيد كاري فرهنگي بكنيد در ضمن رساله امام را حتما مطالعه كنيد چون كه از مسائل رساله افتاده هستيم.



والسلام

24/4/61