اخبار سینما و تئاتر(91/02/23)
خبرگزاری فارس: الماسی در پاسخ به جیرانی در مورد اینکه هر کسی با هر تفکری باید فیلم بسازد و مخاطب باید آن را قبول کند یا خیر گفت که این تفکر لیبرالیستی است و در مقابل جیرانی نیز به این حرف الماسی واکنش نشان داد.
به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، شب گذشته آخرین برنامه «هفت» با اجرای فریدون جیرانی روی آنتن رفت و اعلام شد از هفته آینده این برنامه با سردبیر و مجری جدید ادامه خواهد یافت.
* گودرزی: قادری عاشق سینما و بازیگر فیلمفارسی بود
در ادامه این برنامه که در شب میلاد حضرت زهرا(س) برگزار شد، با حضور فاطمه گودرزی به یادبود درگذشت ایرج قادری بازیگر و کارگردان سینمای ایران پرداخته شد.
وجه دعوت از فاطمه گودرزی، بازی او در فیلم «میخواهم زنده بمانم» ایرج قادری بود که او نیز از این فیلم و کار با ایرج قادری سخن گفت و از او به عنوان عاشق سینما، عاشق میهنش و بازیگر فیلمفارسی یاد کرد.
جیرانی نیز در این بخش از برنامه ایرج قادری را فردی غیر سیاسی خواند و گفت: اپوزیسیون ایران وی را مخالف خواندند و روشنفکران از کنار او به سادگی گذشتند اما قادری نه اهل مطالعه بود و نه اهل زیاد فیلم دیدن و تنها شناخت دقیقی از مخاطب داشت.
در ادامه برنامه هفت، محمد درمنش مجری طرح گروه اکران «مخاطب خاص» حاضر شد و درباره این مسئله با جیرانی به گفتوگو پرداخت.
* عنوان گروه مخاطب خاص تغییر نمیکند
درمنش در ابتدای این گفتوگو با بیان علل عدم تغییر اسم این گروه به «هنر و اندیشه» گفت: آمار و بررسیها نشان داد حالا که عنوان «مخاطب خاص» مثل یک برند جا افتاده و مخاطب خودش را پیدا کرده است این تغییر نام را ندهیم به ویژه آنکه سینمای ما همه اندیشهمحور است و تنها بیشتر این رویکرد را دارد تا تجاری بودن.
* درمنش: گروه اکران «مخاطب خاص» دارای تشکیلات در سازمان سینمایی نیست
وی در ادامه به امکان موفقیت ایده گروه اکران «مخاطب خاص» در ابتدای این کار اشاره کرد و افزود: این امر به صورت مقطعی و 3 ماهه دنبال شد و در پایان در مجموع طرح جواب داد و بر اساس آخرین گزارشها دستور داده شد که برای سال 91 با بازه زمانی و فیلمهای بیشتر و با تبلیغات جامعتر در تهران و 5 سینما در شهرستانها بتوانیم فیلمهایی که نمیتوانند سرگروه بگیرند، در این گروه اکران شوند.
درمنش درباره انتخاب فیلمها نیز گفت: ما با اداره نظارت و ارزشیابی تعامل داریم تا ببینیم رویکرد آنها چگونه خواهد بود، بنابراین آن فیلمهایی که مد نظر باشد و خود فیلمساز آمادگی داشته باشند در اولویت هستند و این امر تحمیلی نیست و الزامی برای این امر وجود ندارد.
وی از کارگردانان هوشمندی که میدانند نمیتوانند سرگروه بگیرند خواست با توجه به شرایط خوب ایجاد شده، فیلم را در گروه اکران «مخاطب خاص» اکران کنند.
درمنش درباره ساختار گروه اکران «مخاطب خاص» در سازمان سینمایی نیز گفت: گروه اکران «مخاطب خاص» یک ماموریت است و ممکن است سه سال دیگر جلو برویم و سینماگران ما به جایی برسند که فیلمی که قرار است تولید شود فکر اکرانش شده باشد، بنابراین گروه اکران «مخاطب خاص» کاری اورژانسی است.
وی از اعتمادسازی درباره گروه اکران «مخاطب خاص» سخن گفت و افزود: ما منتظر تامین بودجه برای این امر هستیم و باید برخی قراردادها بسته بشود.
* جامعه صنفی تهیهکنندگان وارد مسیر خانه سینما شده است
درمنش در این برنامه علاوه بر شخصیت حقوقی خود، با شخصیت حقیقی خود نیز سخنانی درباره صنوف سینمایی بیان کرد.
وی با بیان اینکه اختلافات موجود در سینما چند قطبی است، گفت: صنوف نیازمند هسته مرکزی است تا با رایگیری، حقوق افراد اعاده شود، اما متاسفانه پس از رایگیری و رای آوردن این شورای مرکزی قولهای خود را فراموش میکرد.
درمنش افزود: با این فراموشی دو اتفاق میافتاد، اول آنکه اینجا جایی برای ارتباط برقرار کردن و اعتبار گرفتن بود و این هیئتها به دنبال ارتباطگیری و کسب اعتبارات میرفتند و بدنه صنف را فراموش میکردند.
وی با اشاره به اتفاق دوم ادامه داد: اتفاق بدتر آن بود که ماموریت اصلی فراموش میشد و با توجه به اینکه یک قطب سیاسی در حال آمدن است با آن ارتباط برقرار میکردند و جریان سیاسی راه میافتاد؛ در حالی که صنف برای بیمه و مسکن و ... مشکل داشت.
درمنش با بیان اینکه مشکل خانه سینما این بود که داد اهالی سینما را نمیفهمید، تاکید کرد: مدیر فرهنگی میبیند چرا باید به یک جریان صنفی پول داد که در یک چرخش تبدیل به یک جریان سیاسی شود.
وی به تشکیل صنف واحد فراگیر اشاره کرد و با بیان اینکه دو صنف تهیهکنندگان و کارگردانان صنوف مادر هستند، افزود: رقمی که در صنف تهیهکنندگان جابجا میشود الان چند ده میلیاردی است.
درمنش با اشاره به حضور سابقش در شورای صنفی نمایش، ادامه داد: بین چند سینماگر و تهیهکننده و پخشکننده یک سازش وجود دارد که این افراد سینما را اداره میکنند و اینها مبالغ چند ده میلیاردی را جابجا میکنند.
وی با شعاری که در ایجاد صنف واحد فراگیر بود، تاکید کرد: اتحادیه تهیهکنندگان یا همان جامعه صنفی تهیهکنندگان راهی را میرود که به سرمنزل مقصود نمیرسد.
درمنش علت نرسیدن این اتحادیه به سرمنزل مقصود را جذب ضعیف و دفع قوی، عدم تقسیم قدرت و اداره 4ـ5 نفره اتحادیه، عدم اقدامات جدی رفاهی، قدرتطلبی و ادبیات نادرست خواند و افزود: با مجوز وزارت کشور جاپای این تشکل صنفی محکم میشود اما به همان شکل قبلی خواهد بود و تبدیل به غده سرطانی خواهد شد.
* اعتراض جیرانی به قاعده مند شدن نظارت بر فیلمنامه در جامعه صنفی تهیه کنندگان
بنابر این گزارش، در ادامه این برنامه با حضور جهانگیر الماسی و مهدی سجادهچی به بحث روند صدور پروانه ساخت و آنچه «بحران تولید» عنوان شد، پرداختند.
مهدی سجادهچی با بیان اینکه تاکنون ممیزی قاعدهمند نشده است، گفت: مقدار زیادی از این امر به سلیقه برمیگردد و امر تازهای هم نیست.
وی با طرح این سوال که چه اشکالی در این بین به وجود آمده و چه تعادلی بر هم خورده است؟ جیرانی را وادار به پاسخ کرد که جیرانی گفت: از اواخر دهه هفتاد تا 84 تصویب فیلمنامه به ندرت بود و قاعدهمند نبود اما صنف واحد ممیزی را قاعدهمند کرد.
سجادهچی گفت: در سالهای گذشته نیز از دوران بهشتی تا سیفالله داد تا امروز همه بچههای سینما بودند و امروز چون گذشته است.
جیرانی پاسخ داد که: آن افراد تولیدکننده و تهیهکننده، کارگردان و فیلمنامهنویس نبودند بلکه مسئولانی بودند که به تشخیص دولتیها انتخاب شدند.
در ادامه الماسی نیز در پاسخ به این سوال جیرانی که نگاه در شورای پروانه ساخت منظر بحث سینمایی یا دولتی است، گفت: کتاب «وصایای تحریف شده» برتولت برشت، تهمت ممیزی را بی باور بیان می کند و ما باور داریم.
وی با رد مسئله حذف، جرح و تعدیل افزود: اگر سینما با نگاه تجاری دنبال می شود باید با قانون تجارت کار کرد و اگر کار فرهنگی است باید مسائل آن را پذیرفت.
الماسی ادامه داد: از فیلمنامه تنها می توان 30 درصد فیلم را فهمید اما نگاه و عقیده و صداقت و عدم را می شود فهمید.
جیرانی که سعی می کرد این صداقت و عدم صداقت را به همسو و غیرهمسو با دولت قلمداد کند از سجاده چی سوال کرد که وی پاسخ داد: صداقت و عدم صداقت را می توان تشخیص داد.
وی با رد این سخن جیرانی که هر چه به تفکر من نزدیک است صادق است، افزود: این اخلاق قبیله ای است اما از فیلمنامه یک فرد می توان فهمید آیا او صادق است یا ادای صداقت را درمی آورد.
سجاده چی با اشاره به وجود اداره نظارت و ارزشیابی ادامه داد: این اداره ممکن است از من بخواهد که به صورت تخصصی فیلمنامه ها را بخوانم و این درست است چون که از لحاظ تخصصی از من خواسته شده است.
جهانگیر الماسی در ادامه گفت: اگر قرار است تمام امکانات سینما در اختیار یک فرد یا گروه قرار بگیرد با بودجه دولتی اما با ماسک خصوصی و این با فیلمنامه اش من را از راه تکاملی دور کند خطاست.
وی درباره چگونگی کمک شورای پروانه ساخت به جوانان سینماگر نیز اظهار داشت: اولا اینکه در مقایسه و نه از رابطه بهترین ها را از طریق ساختار فیلمنامه اش و ساختار آن و حرفی که می خواهد بزند و ایده اش کمک شود.
الماسی درباره چارچوب این ایده ها نیز پاسخ داد: چارچوب ما قوانین موضوعه است و ذهن ما و اکثریت اعضای شورای پروانه ساخت باز است.
وی در ادامه در پاسخ به جیرانی در مورد اینکه هر کسی با هر تفکری باید فیلم بسازد و مخاطب باید آن را قبول کند یا خیر گفت که این تفکر لیبرالیستی است و در مقابل جیرانی نیز به این حرف الماسی واکنش نشان داد.
* سینمای ایران از بحران اندیشه رنج می برد
مهدی سجاده چی در ادامه این بحث به نکته اصلی در بحث اصلی شورای پروانه ساخت در صنف و وزارت ارشاد اشاره کرد و گفت: ما دارای بحران اندیشه در سینما هستیم و حتی برخی فیلمنامه بزرگان و فیلم هایشان این بحران دیده می شود.
وی افزود: علت های زیادی برای این بحران است اما کم سوادی یکی از دلایل اصلی این بحران اندیشه است و نسل جدید اطلاعاتشون درباره دنیا و تاریخ کم است.
سجاده چی تاکید کرد: سینما تابع اقتصاد و تابع هر چیزی که باشد تاثیر می گذارد اما کارگردان های بزرگان ما از طرح پرسش های اخلاقی عاجز است و دغدغه ندارد.
وی افزود: سینماگران ما یک محجموعه ای را پیدا کرده اند و خودشان را قربانی آنجا می دانند و حالا که در ارشاد عده ای فیلمنامه را بررسی می کنند برخی می گویند ما قربانی این سیاست شدیم اما من معتقدم عارضه این امر فراموش کردن مشکلات است و وقتی انسان همیشه احساس قربانی بودن دارد هرگز متوجه اشتباهات خودش نمی شود.
جهانگیر الماسی با انتقاد از بی مطالعه خواندن ایرج قادری ، درباره بحران اندیشه در سینمای ایران گفت: انگیزه فعالیت در سینما علت اصلی این بحران است که اگر به دنبال کار باشی این بحران از این هم بدتر نیز می شود و سطحی با مباحث پست مدرن و پسا مدرن بحث شود.
انتهای پیام/
خبرگزاری فارس: گبرلو با بیان اینکه اجرای برنامه «هفت» در حد پیشنهاد اولیه است، گفت: اگر بخواهم مجری برنامه باشم، نمیتوانم شبیه جیرانی اجرا کنم، چراکه من گبرلو با دیدگاه و اعتقادات خودم هستم و جیرانی با دیدگاه و اعتقادات خودش.
«محمود گبرلو» منتقد سینما در گفتوگو با خبرنگار سینمایی فارس، درباره انتشار اخباری مبنی بر اجرای برنامه «هفت» توسط وی گفت: این مسئله در حد پیشنهادی اولیه است که از سوی مسئولان صدا و سیما مطرح شد و انجام آن منوط به آن شد که طرفین- مسئولان و بنده- تمامی جوانب را بررسی کنیم و اگر واقعا آقای جیرانی به جهت ساخت سریال نتوانند در برنامه حضور پیدا کنند، ما کاری کنیم که برنامه «هفت» تعطیل نشود.
وی در ادامه افزود: به هر حال باید فردی مسلط برای این کار انتخاب شود تا بتواند «هفت» را جلو برد، البته «هفت» متعلق به آقای جیرانی است، طرح و ایده برای ایشان بوده است و به نظرم این برنامه در سینما خیلی مؤثر بوده و توانسته رابطه خوبی بین سینماگران، مسئولان و مردم ایجاد کند.
این منتقد سینما درباره شرایط حضورش در این برنامه بیان داشت: من خودم یکی از منتقدان برنامه «هفت» بودم و برخی نگاهها یا شیوه اجرایی این برنامه را قبول نداشتم، خوب طبیعی است که اگر بخواهم در این برنامه حضور داشته باشم دیگر نمیتوانم شبیه جیرانی اجرا کنم، چراکه من «گبرلو» با دیدگاه و اعتقادات خودم هستم و «جیرانی» با دیدگاه و اعتقادات خودش.
گبرلو ادامه داد: اما در مجموع نمیشود کاری کرد که از مخاطبان برنامه «هفت» کاسته شود و باید برنامه طوری جلو برود که جذابیتهای بیشتری ایجاد کند. من فکر میکنم اصل این است که هر کسی در این جایگاه قرار میگیرد دو چیز را در نظر داشته باشد، حتماً باید به سینمای متعالی و ارزشمند بیاندیشد و هدف برنامه این باشد که بین سینماگران و مردم مسئولین ارتباط قدرتمندی برقرار کند.
انتهای پیام/ی
خبرگزاری فارس: کارگردان فیلم «چک» گفت: برخی از فیلمسازان برای این که از واقعیت اجتماع فرار کنند، این روزها برای ساخت فیلم به ارمنستان میروند که کسی متوجه نشود این فیلم در کجا اتفاق میافتد.
به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، فیلم سینمایی «چک» کمدی است که در آن آدمها با موقعیتهای اجتماعی و از طبقات مختلف بالاجبار باید در کنار هم باشند، در کنار هم بودن اجباری این افراد موقعیتهای کمدی جذابی را خلق کرده است. در این فیلم کارگردان حاضر نیست مخاطب را به هر قیمتی بخنداند و فیلم کمدی سالم و موجهی ساخته که براساس موقعیتهای مختلف مخاطب به خنده میافتد. درباره فیلم سینمایی «چک» جدیدترین ساخته کاظم راستگفتار خبرنگار سینمایی فارس گفتوگویی با وی انجام داده که از نظر میگذرد:
* گرد هم آمدن اجباری چند آدم ناهمگون که ناگزیر هستند چند روزی را با هم سپری کنند، به تنهایی ایده جذابی است، درباره شکلگیری این ایده توضیحاتی بفرمایید.
- این فیلم ایده مناسبی برای حرفی بود که میخواستم برای تماشاگر بزنم و بتوانیم از این ایده و چارچوب استفاده کنیم و حرفی که مورد نظرم بود را بزنم. در این فیلم قصد داشتم این مطلب را بگویم که آدمها در این مملکت میتوانند بر سر یک منفعت مشترک که منافع ملی هم میتواند باشد، بدون در نظر گرفتن دیدگاههای اعتقادی و یا سن و سالشان با هم کنار بیایند و با تعامل مثبت در کنار هم زندگی کنند.
** حرفهای جدی اجتماعی تاثیر معکوس بر مخاطب میگذارد
* سکانسهای ابتدایی زد و خورد و کیفقاپی، مخاطب را برای دیدن یک فیلم اجتماعی پرکشش آماده میکند. تفاوت آدمهایی که در ماشین هستند هم این قدر زیاد است که بتواند با عمیق شدن در شخصیت، هر کدام فیلمی اجتماعی را رقم زند، چرا به وادی طنز وارد شدید؟
- عقیده دارم مطرح کردن حرفها و دیدگاههای اجتماعی وقتی به صورت واقعگرایانه و جدی مطرح میشود به قدری تلخ است که تاثیر معکوس ممکن است بر مخاطب بگذارد.
** با زبان طنز، تلخیها بهتر نمایان میشود
* نگران تاثیر آن بودید که به سمت طنز رفتید؟
- من معتقدم در جامعه امروز ایران با زبان طنز بهتر میتوان تلخیها را نشان داد تا با استفاده از زبان جدی و واقعگرایانه. وقتی به سمت واقعیت میرویم، چیز جذابی به آن معنا ندارد، از سوی دیگر به این نکته باید دقت کنیم، در دل واقعیت، موقعیتهای طنز ایجاد شده است. من دوربینم را بر موقعیتهای طنزآمیزی که بر اثر ساز و کار و روابط واقعی اتفاق میافتد زوم کردم و دیدم نگاه و جهانبینیام نگاه طنزآمیزی است. من این نوع نگاه را دوست دارم و فکر میکنم در ارتباط با مخاطب موثرتر است.
** ایرانیها سخت میخندند
* طنز فیلم بسیار خوب از آب درآمده و «چک» فیلم اجتماعی طنزی است که به هر قیمتی حاضر نیست مخاطب را بخنداند. درباره طراحی این موقعیتهای طنز هم یک توضیحی بفرمایید.
- دوست دارم بیشتر در سینما به کمدی اشاره شود تا طنز، زیرا در سینما موقعیتهای کمدی خلق میشود و طنز در مقوله نوشتاری معنی پیدا میکند. در سینما موقعیتهای کمدی که خلق میشود باعث خنده است، در ایران عادت شده که یک وجه و یا شاخصههایی از اروتیزم هم داشته باشد تا تماشاگر بخندد. من فکر کردم با توجه به سبقهام در این زمینه و کارهای قبلی کمدی که ساخته بودم، احساس کردم این قدر تبحر دارم که بدون رجعت به شاخصههای اروتیزم بتوانم موقعیت خنده ایجاد کنم و امیدوارم موفق شده باشم. ملت ایران را خیلی سخت میتوان خنداند، زیرا سابقه تاریخی و ادبیات غنی داریم، خنداندن مردم در ایران مثل کشورهای دیگر راحت نیست و به مراتب سختتر است. سعی کردم موفق باشیم انشاءالله که درست از آب درآمده باشد.
** موقعیت قهرمان فیلم است
* چرا در این فیلم مانند «پوپک و مش ماشاالله» از شخصیت متعصبی که بیخبر از مظاهر مدرن است بهره بردید و از آئیش برای ایفای این کاراکتر استفاده کردید؟
- به سوال خوبی اشاره کردید، هیچ کس تاکنون ظرافت این مطلب را از من نپرسیده بود. وقتی کمدی را به شکل ارسطویی تعریف میکنیم، کمدی تقلید رفتار آدمهایی است که از ما فروتر هستند. شخصیتی که مش ماشاءالله در فیلم «پوپک و مش ماشاءالله» از این جنس است یعنی یک شخصیت کمیک است و ویژگیهایی دارد که به تنهایی مخاطب را میخنداند اما در فیلم «چک» موقعیت، قهرمان ما است، یعنی ما قهرمان مشخصی نداریم که بگوییم آقای آئیش یا آقای ارشادی یا دیگر دوستان قهرمان قصه هستند بلکه «موقعیت» ما قهرمان است و موقعیت با تعریف ارسطویی کمدی تعریف میشود. حالا این آدمها در کمال جدیت در آن موقعیت قرار میگیرند و هیچ حرکت خندهداری هم انجام نمیدهند ولی به دلیل تضاد موقعیت با رفتار افراد ما به خنده میافتیم و موقعیت ما را میخنداند و به نوعی موقعیت فروتر از شخصیت ما هستند که میخندیم.
آقای آئیش در هیچ کجای فیلم تلاش ویژهای برای خنداندن تماشاگر نمیکند. شکلکی دربیاورد یا صدایش را تغییر دهد و یا در گوش شخصیت مقابل بزند و...
کارهایی که در آن فیلم انجام میدهد هیچ کدام در این فیلم انجام نمیشود. در این فیلم آقای آئیش نماز میخواند و در موقعیتی که ایستاده است تناقضی ایجاد شده است. ایشان با کمال خلوص نماز میخواند ولی فرد دیگری از آن جمع رادیو آمریکا گوش میدهد و به ناگاه صدای آهنگ مبتذل از رادیو پخش میشود و او هم بالاجبار با صدای بلند الله اکبر میگوید که فرد مقابل متوجه نماز او شده و صدای رادیو را قطع کند. حرکت اینها خندهدار نیست اما موقعیتی که ایجاد میشود ما را به خنده میاندازد. وقتی دو فرد با جهانبینیهای مختلف در کنار هم قرار بگیرند چه اتفاقات خندهداری پیش میآید. همین موقعیت بازی آقای آئیش را متفاوت میکند با بازی ایشان در فیلم «پوپک و مش ماشاءالله». ایشان در این فیلم نقش کاملا جدی و مثبت را ایفا میکند که به تفاوت ایفای نقشها برمیگردد، به توانایی بسیار خوب و بالای آقای فرهاد آئیش که میتواند این گونه موفق عمل کند.
** برخی از بازیگران فاقد انگیزه لازم برای بازی هستند
* چگونه به فرهاد آئیش برای ایفای این نقش رسیدید، به عقیده شما تنها آقای آئیش از عهده این نقش برمیآمد؟
- ملاکم برای انتخاب بازیگر این روزها این است که بازیگر برای ایفای نقشی که به وی سپرده میشود انگیزه زیادی داشته باشد و ایشان خوشبختانه این انگیزه لازم را داشت. متاسفانه تعداد زیادی از بازیگران ما این روزها فاقد انگیزه لازم برای بازی نقشهای خاص هستند ولی خوشبختانه در آقای آئیش این انگیزه باقی مانده است.
* در نماهای ابتدایی و زیبا نوآوریهای خاصی در نشان دادن تهران دیده میشود، نماها تماشاگر را به سمت یک فیلم اجتماعی سوق میدهد، هدفتان از گرفتن این نماها چه بود؟
- قهرمان این فیلم موقعیت شهر تهران و شب عید سال 90 است. قصد داشتم در این فیلم مهر تاریخ و جغرافیا را بزنم و ثبت کنم و بگویم اینجا تهران است و شب عید سال 90 و این اتفاقات در این شهر میافتد و وقتی به شهر بازمیگردیم میبینیم آدمها و موقعیت و شهر همان است که دیدیم و زندگی ادامه دارد.
متاسفانه هنوز نتوانستیم مملکت خودمان را با این سابقه تاریخی به دنیا بشناسانیم
** برخی فیلمسازان برای فرار از واقعیت اجتماع در ارمنستان فیلم میسازند!
* چقدر به روند داستان و ثبت این موقعیت کمک میکند؟
- در ثبت موقعیت به لحاظ دراماتیک موثر بوده است، زیرا اگر موقعیت را از قصه میگرفتیم، قصه فرو میریخت؛ زیرا قهرمان قصه، موقعیت است. بسیاری از فیلمهای ایرانی که این روزها ساخته میشوند بدون زمان و مکان هستند، در یک آپارتمان یا لوکیشنهای خاص یا لوکیشنهای محدود داستان میگذرد یا اگر لوکیشنها نامحدود باشند، فاقد شناسنامه هستند. در آن فیلمها لازم است یک شخصیت به عنوان قهرمان معرفی شود و فعالیتهایی صورت گیرد. من حتی دیدم برخی از فیلمسازان برای این که از واقعیت اجتماع فرار کند این روزها به ارمنستان برای ساخت فیلم میروند که کسی متوجه نشود این فیلم در کجا اتفاق میافتد. بسیاری از فیلمها این گونه ساخته میشود و تعدادشان کم هم نیست. من با این کار مخالفم. معتقدم سینما یعنی معرف تاریخ و جغرافیا. ما بسیاری از فیلمهای خوب دنیا را که دیدیم و در خاطرمان باقی مانده است به این خاطر بوده که یک دنیای ویژه و خاصی را معرفی کرده که ما بتوانیم آن را بشناسیم. من هنوز نتوانستم به آمریکا سفر کنم ولی باور بفرمایید خیابان به خیابان محله منهتن نیویورک را به خوبی میشناسم زیرا فیلمهای زیادی دیدم که در این محله ساخته شده است، در حالی که ما هنوز نتوانستیم مملکت خودمان را با این سابقه تاریخی غنی به دنیا نشان بدهیم. منتقدی که فیلم «جدایی نادر از سیمین» را دیده است میگوید این فیلم یک چیزهای جدیدی یاد داد و ما متوجه شدیم ایرانیها در خانههایشان یخچال هم دارند!
** کوتاهی فیلمسازان در عدم نمایش تاریخ و جغرافیا در فیلمهایشان
ما متاسفانه نتوانستیم با فیلمهایی که ساختیم و به دنیا ارسال کردیم مملکت خودمان را معرفی کنیم. زیرا فیلمها در جاهای عجیب و غریب مثل بیابان، خاک یا روستاهای خاص یا موقعیتهای عجیب و غریب رخ داده است. تعریفی که خارجیها از ما دارند یک کشور وحشی بیتمدنی است که تعجب میکنند چطور یک نفر آمده و اینجا فیلم ساخته است. وقتی میبینیم فیلم فلان فیلمساز با دوربین روی دست و با کیفیت نازل جایزه بیشمار میگیرد، برای این که آنها تحلیلشان این است که از ملتی چنین متوحش یک چنین فیلمی هنر است و باید جایزه بگیرند. این مشکل اساسی ماست. فیلمسازان ما تاکنون کوتاهی کرده و میکنند که در فیلمهایشان تاریخ و جغرافیا را ذکر نمیکنند.
* به نظر شما زمان اکران فیلم مناسب است و آیا فیلم میتواند در این زمان موفق عمل کند؟
- فروش فیلم دست ما نیست. امیدوارم تماشاگران خوششان بیاید و فیلم را ببینند. تبلیغات را هنوز شروع نکردیم. مقررات و بروکراسی دست و پاگیر بسیاری مانع تبلیغات شده است. هنوز افراد به درستی از اکران فیلم مطلع نیستند. ما مطلقاً تبلیغات شهری یا آنونس نداریم. بعد از یک ماه فعالیت هنوز یک آگهی از تلویزیون پخش نشده است و برای تبلیغات شهری دچار بروکراسی عجیب و غریب هستیم.
اکران هم به لحاظ زمانی مناسب نیست و اتفاقاتی که باعث دلزدگی مردم نسبت به سینماها شده است، نه فقط فیلم ما هر فیلم دیگری که اکران شود با معضل بزرگ آشتی دادن مخاطب با سینما مواجه است که باید در این فضا تلاش کنیم.
-------------------------------
گفتوگو: زهرا قزیلی
-------------------------------
انتهای پیام/ی
خبرگزاری فارس:جیرانی که نظارت در سینما را «برخورد سلیقه ای با تفکر» میداند و دوستش را در قبال حضور در فلان شورای نظارت متهم به دریافت تسهیلات میکند وقتی قرار است برای تولید سریالش از هفت برود مانند قهرمانی که دچار «تیغ سانسور مبارزان با تفکر» شده از مخاطبانش خداحافظی می کند.
به گزارش خبرنگار فرهنگی فارس دیشب آخرین برنامه «هفت» به تهیهکنندگی و اجرای فریدون جیرانی بود و از هفته آینده قرار است این برنامه با تهیه کننده و مجری جدید به کار خود ادامه دهد.
هفته گذشته بود که مدیر گروه اجتماعی شبکه سه از ادامه برنامه هفت با شکل جدید سخن گفته بود و مشکل جیرانی را هم درگیری وی در ساخت یک سریال تلویزیونی عنوان کرد.
خبرنگار فارس هم در تماسی با جیرانی علت رفتنش از هفت را پرسید که وی در پاسخ گفت: من یک سریال دارم (فصل بیپروایی) که مجبور هستم آن را بسازم و طبیعتا از یک زمانی نمیتوانم که به برنامه هفت بیایم اما برنامه هفت قرار نیست تعطیل شود.
وی تصریح کرد: رفتن من از برنامه هفت هیچ ربطی به هیچ نامه و مورد خاص دیگری ندارد. اصلا مورد حاشیهای دیگری وجود ندارد و من قبلا هم سر موضوع سریال با دوستان صحبت کرده بودم و طبعا من مجبورم که دیگر در برنامه هفت نباشم چون سریال فصل بیپروایی الف ویژه است و بخشهایی از آن در خارج از کشور تصویربرداری میشود.
اگرچه انتقاداتی نسبت به موضع گیری ها و مواضع وی در اداره برنامه هفت و پرداخت یکطرفه به برخی مسایل وارد بود با این حال «ساخت یک سریال» تمام ماجرای رفتن جیرانی از هفت از زبان خودش بود.
اما دیشب در برنامه هفت گویا ماجرا طور دیگری نمایش داده شد. اخم و ابراز علنی ناراحتی جیرانی از جابجایی وی و کنایه های پی در پی از زیرنویس برنامه گرفته تا پیامک و عنوان کردن قطع آن، فضای برنامه را تبدیل به رینگ بوکس یکنفره ای کرد که قهرمانش جیرانی بود.
جیرانی به بهانه آخرین برنامه، بی پرواتر و البته ژورنالیستیتر از گذشته به اصل نظارت در سینما حمله کرد و آن را «برخورد سلیقه ای با تفکر» نامید و با کنایه و غیر مستقیم به مهدی سجادهچی، با انتقاد از «هویت دادن به نظارت» در یک شورای صنفی، نظارت وی و دوستانش روی فیلمنامه ها را در قبال دریافت تسهیلات یا رشوه «برگزاری کلاس های مشترک»عنوان کرد.
او در ادامه در گفتوگو با جهانگیر الماسی عنوان کرد که باید هر کسی با هر تفکری بتواند در سینما فیلم بسازد و این مخاطب است که آن را می پذیرد یا خیر که الماسی در جواب، این برداشت جیرانی را «لیبرالیستی» عنوان کرد.
این رویکرد جیرانی البته در قسمت بزرگداشت ایرج قادری هم نمود داشت و ایرج قادری که تا زمان زنده بودنش فیلم های وی از سوی حتی دوستان و همفکران جیرانی تحویل گرفته نشد حالا پس از مرگش تبدیل به یکی از اسطوره های سینمای ایران شد و مدام از «بی مهری ها» به وی و سینمایش سخن به میان آمد.
اگرچه جیرانی به واسطه ساخت سریالی که قرار است از «پول دولتی» ساخته شود از برنامه هفت می رود ولی نوع اجرای برنامه دیشب وی نشان داد که «عدم صداقت» مشکل بزرگی است که برخی سینماگرها ولو با وجه روشنفکری به آن دچارند چراکه جیرانی یا باید گفتوگوی خود را درباره علت اصلی رفتنش ار «هفت» را تکذیب کند و یا عدم صداقت و سو استفاده از تریبون زنده را بپذیرد.
اما ماجرا یه روی دیگری هم دارد و آن اینکه کسی که اساسا به نظارت در سینما اعتقادی ندارد و آن را به سخره می گیرد و معتقد است هر کسی با هر اعتقادی باید فیلم بسازد و کسی هم معترض او نشود(چیزی که در هیچ کجای دنیا وجود ندارد)، کسی که سینما را برای سینما می خواهد و اصولا اعتقادی به سینمای آرمانی ندارد طی دو سال بصورت زنده بیش از دو ساعت تریبونی در اختیار دارد و افکار خود را تبلیغ می کند.
جیرانی مثل خیلی دیگر از سینماگران شبه روشنفکر ما اعتقادش همین است و آن را پنهان نکرده و نمی کند. با این حال او می تواند همین افکارش را آزادانه در تریبون ملی تبلیغ کند و برای اساتید همفکرش بزرگداشت بگیرد و آنها را بری از نقد بداند و در آخر هم وقتی قرار است برای تولید سریالش از هفت برود با دستاویز قرار دادن آن همانند قهرمانی که دچار «تیغ تیز سانسور مبارزان با تفکر و آزادی» شده از مخاطبانش خداحافظی می کند.
این البته ارتباطی با جیرانی ندارد اگرچه او می توانست در این مورد صداقت بیشتری به خرج دهد اما این مشکل مربوط به متولیان رسانه ملی است که فردی با این خصوصیت می تواند چنین برنامه ای را در رسانه حکومت در اختیار داشته باشد و در هر برنامه هم بیانیه ضد حکومتی صادر کند.
شاید دلیل این ماجرا این است که هنوز هم دوستان مسئول مثل گذشته گمان می کنند که سینما همین است و برای داشتن یک برنامه سینمایی اولین و آخرین گزینه ما باز همین افراد هستند.
انتهای پیام/ی
خبرگزاری فارس: مستند بلند «میراث آلبرتا» ساخته حسین شمقدری، عصر امروز در مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی نمایش و نقد و بررسی میشود.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، عصر امروز (شنبه 23 اردیبهشت) فیلم مستند بلند «میراث آلبرتا» ساخته حسین شمقدری، در سالن سینماحقیقت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی روی پرده رفته و سپس جلسه نقد و بررسی آن برگزار خواهد شد.
این فیلم مستند که در خصوص ادامه تحصیل دانشجویان نخبه و برتر دانشگاههای کشور، مخصوصاً دانشگاه صنعتی شریف در کشورهای آمریکا و کانادا است، در یازدهمین روز از مجموعه «نمایش های آسمان آبی» ویژه مرور 20 فیلم مستند منتخب جشنواره فجر به نمایش عمومی درخواهد آمد. این برنامه، تا روز سوم خرداد ماه در سالن سینماحقیقت این مرکز برپا خواهد بود.
برپایه این گزارش، پس از نمایش این فیلم،جلسه نقد و بررسی آن، با حضور «حسین شمقدری» کارگردان، «حسین سلطانمحمدی» منتقد سینما و جمعی از عوامل فیلم، میهمانان و علاقمندان سینما برگزار خواهد شد.
برنامه فردا (یکشنبه 24 اردیبهشت) مجموعه نمایشهای آسمان آبی نیز به نمایش فیلم مستند «آینه های غبار گرفته» ساخته رهبر قنبری اختصاص یافته که مستندی درباره تاریخچه روزنامهنگاری در ایران و سیر تحولات حاکم بر این حرفه است.
برنامه زمانی نمایش این فیلمها که همه روزه (به جز روزهای پنجشنبه و جمعه)، در سالن سینماحقیقت از ساعت16:30 لغایت 18 انجام شده و جلسات نقد و بررسی هم طی ساعات 18:15 تا 19:45 برگزار میشود.
شرکت در این «برنامه» برای عموم آزاد است و علاقهمندان میتوانند طبق برنامه زمانی اعلام شده، همه روزه به سالن سینماحقیقت واقع در خیابان سهروردی شمالی، میدان شهید قندی، شماره 15، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی مراجعه نمایند.
انتهای پیام/ی
خبرگزاری فارس: در پنجاهمین سالگرد تولید مجموعه فیلم جیمزباند، منتقدان سینمایی میگویند مامور دو صفر قبل از نجات جهان از خطر افراد شرور، دست به نجات کمپانی مترو گلدوین مهیر (تهیهکننده این مجموعه فیلم) زده است!
به گزارش خبرگزاری فارس، فروش بالای قسمتهای مختلف این مجموعه اکشن و ماجراجویانه در سینماهای سراسر جهان کمک کرد تا شاین کمپانی بتواند همچنان به فعالیت خود ادامه دهد.
تحلیلگران اقتصادی سینما میگویند کمپانی متروگلدوین مهیر در طول حیات خود چند بار در آستانه ورشکستگی قرار گرفت و هر بار یکی از قسمتهای فیلمهای جیمزباند بود که این کمپانی را از خطر نابودی نجات داد.
آخرین بار کمپانی مترو گلدوین مهیر در نوامبر سال 2010 اعلام ورشکستگی کرد و رسانههای گروهی متوجه شدند نزدیک 4 میلیارد دلار بدهی دارد.
مسئولان کمپانی میگویند در یک سال اخیر توانستهاند حدود 500 میلیون دلار جمعآوری کنند تا به کمک آن، بدهیهای آن را پوشش داده و کمک کنند کمپانی دوباره روی پای خودش بایستد.
یکی از منابع اصلی کسب این درآمد، آرشیو مجموعه فیلم جیمزباند بود که یک بار دیگر به کمک مسئولان کمپانی مترو گلدوین مهیر آمد.
منبع دیگر، قسمت جدید این مجموعه با بازی دانیل گریک در سومین نقش جیمزباندی خود است، مجموعه فیلمی که از آن به عنوان محبوبترین مجموعه فیلم تاریخ سینما اسم میبرند.
گری باربر یکی از مدیران کمپانی میگوید: وقتی شما چیزی مثل جیمز باند را در کنار خود دارید، میتوانید به آیندهتان امیدوار باشید، مامور دو صفر میتواند سرمایهگذاران و تماشاگران را به سمت شما بکشاند.
باربر هم مثل منتقدان و تحلیلگران اقتصادی سینما از کاراکتر جیمزباند به عنوان «جواهر کمپانی متروگلدوین مهیر» اسم میبرد.
کمپانی متروگلدوین مهیر سال قبل در یک مزایده در معرض فروش قرار گرفت و بیست و دومین فیلم جیمز باندی سینما به نام «سقوط آزاد» در شرایطی امسال روانه اکران عمومی میشود که این کمپانی صاحب مدیران تازهای شده است.
مسئولان کمپانی شایعات مربوط به تولید جیمزباند بعدی در 4 سال آینده را تکذیب کرده و میگویند، قسمت بعدی این مجموعه فیلم حداکثر تا 2 سال دیگر جلوی دوربین خواهد رفت.
انتهای پیام/ی
خبرگزاری فارس: فیلم «آرگو» به کارگردانی «بن افلک» محصول کمپانی صهیونیستی «برادران وارنر» است که فیلم ضد ایرانی «۳۰۰» را در کارنامه کاری خود دارد.
به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، از یک سال پیش خبرهایی مبنی بر ساخت فیلمی جدید تحت عنوان «آرگو» (سفینه) به کارگردانی «بن افلک» منتشر شد که به دلیل موضوع آن که روایتی تاریخی از واقعه تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در تهران بود، جنجال زیادی به پا کرد و بسیاری منتظرند تا ببیند آنچه که بر پرده میرود مرور گوشهای از تاریخ فراموشناشدنی ایران است یا تحریف این تاریخ؟
| فیلم سینمایی آرگو به کارگردانی «بن افلک» |
شاید برای قضاوت درباره این فیلم، بهتر باشد که تا 14 اکتبر صبر کنیم.
فیلم سینمایی «آرگو» درباره وقایع گروگانگیری سال ١٩٧٩ در کنسولگری ایالات متحده آمریکا در تهران با بازی و کارگردانی «بن افلک» است که پیش از این فیلم «شهر»، نامزد جایزه اسکار، از او به نمایش درآمده است.
| صحنههایی از فیلم سینمایی آرگو |
این فیلم در واشنگتن، لسآنجلس، ترکیه (استامبول) جلوی دوربین رفته و بازیگرانی چون «آلن آرکین»، «جان گودمن» و «برایان کرنستون» در آن ایفای نقش کردهاند، البته بازیگران آماتور ایرانی نیز در این فیلم حضور دارند.
| صحنههایی از فیلم آرگو |
| صحنه مربوط به ورود تونی مندز (با بازی بن افلک) به تهران، یکی از نیروهای انقلابی |
مدتها پیش از شروع ساخت فیلم «آرگو»، دستاندرکاران این فیلم از جمله خود بنافلک، از نزدیک با آژانسهای ویژه برای یافتن بازیگران ایرانی مناسب نقشهای مختلف این فیلم همکاری داشتهاند.
پروسه یافتن بازیگران ایرانی، با تبلیغات وسیع در نشریات و رسانههای فارسی زبان ایرانی لسآنجلس ادامه یافت که در این میان عدهای زیادی نیز برای بازی در این فیلم ابراز علاقه کردند که در نهایت چند نفر ایرانی و عربتبار برای بازی در نقشهای فرعی انتخاب شدند.
«بن افلک» نیز در این فیلم نقش «تونی مندز»، مامور کارکشته سابق سازمان سیا را بازی میکند که ماموریت مییابد که از آمریکا به تهران سفر کند و 6 آمریکایی که توانستهاند در جریان تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان خط امام، فرار کنند و در خانه سفیر کانادا در تهران مخفی شوند را از تهران خارج کند.
| بنافلک در نقش «تونی مندز» در فیلم «آرگو» |
فیلمنامه «آرگو» بر اساس مقالهای به قلم «جاشوآ بیرمن» با عنوان «چگونه سازمان جاسوسی آمریکا از یک حقه علمی – تخیلی برای نجات آمریکاییها از تهران استفاده کرد که در سال ٢٠٠٧ در نشریه آمریکایی «ویرد» به چاپ رسیده نوشته شده است.
گفته میشود که این فیلمنامه را «کریس تریو» با همکاری «جورج کلونی» نوشته است.
| کمپانی برادران وارنر |
«کلونی»، بازیگر هالیوودی برنده اسکاری است که فیلم ضد اسلامی «سیریانا» را در کارنامه کاری خود دارد.
و البته کمپانی سازنده این فیلم، کمپانی صهیونیستی «برادران وارنر» است که فیلم ضدایرانی «300» را با بودجهای کلان در کارنامه کار خود دارد.
| کمپانی برادران وارنر در سال 1920 |
این کمپانی یکی از بزرگترین تهیهکنندگان فیلم و برنامههای تلویزیونی جهان است که در سال 1918 توسط مهاجران یهودی لهستانی به آمریکا تأسیس شده و سومین استودیوی فیلمسازی قدیمی آمریکا بعد از پارامونت پیکچرز (1912) و یونیورسال استودیوز (1912) است.
_________________________
گزارش از: نرگس محمدی
_________________________
انتهای پیام/ی
خبرگزاری فارس: کارگردان مستند «بهترین مجسمه دنیا» گفت: روایت دریاقلی در این فیلم بر نسل امروز تاثیرگذار است و داستان زندگی این شهید، فراتر از یک روایت امروزی است.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، جلسه نقد و بررسی فیلم مستند «بهترین مجسمه دنیا» با حضور «محمدتقی فهیم» مجری، «حسین سلطانمحمدی» منتقد، «مرتضی احمدی» صداپیشه پیشکسوت و «حبیب احمدزاده» کارگردان، در سالن سینماحقیقت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی برگزار شد.
حبیب احمد زاده در ابتدای این نشست خبری گفت: برای ساخت این اثر مستند 8 سال به تحقیق و پژوهش پرداختیم و تلاش شد تا این فیلم بر اساس مستندات تصویری روایت شود.
وی با اشاره به پرداختن به زندگی دریاقلی سورانی از شهدای هشت سال دفاع مقدس در این اثر مستند یادآور شد: در این اثر مستند سعی کردیم شهید دریاقلی را به عنوان یک قهرمان یا چهرهای کاملًا معصوم مطرح نکنیم و در این راه تعادل را حفظ کنیم و نشان دهیم که میتوان همانند دریاقلی، خود را دست کم نگرفت.
این کارگردان مستند تأکید کرد: در این مستند قدرت استناد به تصاویر زیاد به چشم میخورد و تلاش ما بر این بود با استفاده از تصاویر، واقعیتها را به مخاطب نشان دهیم.
احمدزاده با بیان اینکه این مستند از یک ذهن داستانپرداز به وجود آمده توضیح داد: در تمامی تصاویری که در این اثر مشاهده میکنیم، دخالتی نداشتم و تلاش کردم همه افرادی که در مقابل دوربین صحبت میکنند، متوجه دوربین نبوده و به راحتی درباره موضوع مستند حرف بزنند.
وی با اشاره به اینکه در مستند «بهترین مجسمه دنیا» با یک داستان عادی روبه رو بودیم گفت: این مستند فراتر از داستان امروزی است و روایت دریاقلی در این فیلم مستند به درد نسلهای امروز و آینده میخورد.
احمدزاده در خصوص صداپیشگان حاضر در این اثر بیان داشت: صدای مرتضی احمدی، روایت ذهنی- تاریخی همه ما است و لهجه شیرین آبادانی حمید فرخ نژاد هم رگه طنازی به کار بخشیده است.
وی در ادامه خواستار تغییر فکری در ساخت آثار سینمایی و توجه بیشتر به دوران دفاع مقدس شد.
* جنگ محدود به سرداران نامدار نمیشود
حسین سلطان محمدی نیز در این نشست خبری گفت: حبیب احمدزاده نویسندهای است که با پروژههای سینمایی درگیر بوده و داستانی که مینویسد، ظرفیت تصویری شدن را دارد.
وی یادآور شد: عنوان این مستند دریاقلی سورانی است و احمدزاده با جستوجو و استفاده از نشانههای تصویری به خوبی دریاقلی را رویت کرده است.
این نویسنده سینما ادامه داد: جمعآوری این تصاویر آرشیوی با کیفیت، از نکات قابل توجه این فیلم است و فیلمساز خود را در اختیار این تصاویر قرار داده و توانسته داستان خود را روایت کند.
سلطان محمدی تاکید کرد: این فیلم درباره شخصیتی است که در سالهای اخیر شناخته شده است و دریاقلی سورانی میتواند در متون ادبی ما جایگاهی ویژه داشته باشد.
وی گفت: مستند «بهترین مجسمه دنیا» به مخاطبان نشان میدهد که دوران جنگ محدود به سرداران بزرگ نمی شود و افراد مختلفی همچون دریاقلی سورانی نیز در مقابله با تهاجم دشمن نقش داشتهاند.
سلطان محمدی تاکید کرد: قهرمانان گمنام دوران دفاع مقدس همچون دریاقلی سورانی باید بیش از گذشته به تصویر کشیده شوند و این نوع آثار به حتم اکران موفقی خواهند داشت.
این منتقد سینما ادامه داد: مستندساز برای ما قهرمانی را به تصویر کشیده است که ما میتوانیم وی و سیر تحول آن را به شکلی ساده ببینیم و این شخصیت در نهایت از یک فرد ساده به شخصیتی تاریخی تبدیل میشود.
وی در ادامه اظهار داشت: به گفته سلطان محمدی، حبیب احمدزاده داستان این مستند را به درستی ساخته و به یک خط داستانی خوب در این اثر رسیده و فیلمنامه مستند به معنای حقیقی در این اثر وجود دارد و تصاویر نیز به سوژه فیلم نزدیک است.
* احمدی: مستند بهترین مجسمه دنیا اثری گیشهای نیست
در ادامه این برنامه مرتضی احمدی گفت: این مستند با بقیه مستندها فرق دارد و حبیب احمدزاده تمام تلاش خود را کرده که این مستند، یک اثر گیشهای نباشد
وی یادآور شد: من چندبار این مستند را دیدهام و در هر بار این اثر برای من از جذابیتهای منحصر به فردی برخوردار بوده است.
احمدی توضیح داد: هیچ کس دریا قلی سورانی را نمیشناسد، اما کاری که او انجام میدهد باعث میشود در تاریخ ایران ماندگار شود .
وی گفت: نحوه گفتار شخصیت دریاقلی در این اثر با صدای حمید فرخ نژاد، من را تحت تاثیر قرار می داد، زیرا وی خیلی خوب میتوانست شخصیت دریاقلی را درک کند.
در پایان این مراسم، از مرتضی احمدی و حبیب احمدزاده با اهدای لوح تقدیر و هدایایی، تقدیر شد.
انتهای پیام/ی
خبرگزاری فارس: «رضا سبحانی» فیلم سینمایی «آرزوهای یک آدم برفی» را می سازد
به گزارش خبرگزاری فارس، «رضا سبحانی» کارگردان فیلمهای «خاک سرد»، «آفتاب پشت برف» و «زیستن» در آستانه برگزاری نخستین جشنواره بینالمللی فیلم ویدیویی تهران در گفتوگویی با روابط عمومی این جشنواره گفت: به دلیل افزایش تولیدات ویدیویی و همچنین سایه سنگین فیلمهای سینمایی جشنواره فجر، جدا شدن این بخش از فیلمهای فجر اتفاق خوبی به شمار میرود، از همین رو جشنواره مکان مناسبی برای جذب مخاطب و بازاریابی بخش توزیع سینمای خانگی خواهد بود.
وی افزود: همین که فضایی به وجود آمده تا فیلمهای ویدیویی بهطور مستقل نقد و بررسی شوند، طبعا نگاه جدیتری به این نوع تولید خواهد شد و تاثیر آن را بیشتر در بخش خصوصی شاهد خواهیم بود.
سبحانی با اشاره به اینکه بعضیها فکر میکنند اگر یک تلهفیلم را در عرض یک هفته تمام کنند موفقترند، اظهار داشت: نباید از اصل این رخداد فرهنگی به سادگی گذر کرد؛ چرا که تولید فیلم باید بر پایه ارزش و کیفیت صورت گیرد نه سوددهی که منجر به کاهش مخاطب میشود.
وی تصریح کرد: شاید به دلیل اینکه در زمینه فیلمهای ویدیویی فرهنگسازی نشده از نگاه منتقدان، فیلمسازان و مخاطب شکل کلیشهای گرفته است و به نظر من در این نوع تولید باید به فیلم نامه توجه جدیتری شود چرا که فیلمنامه خوب در تولیدات کم هزینه ویدئویی میتواند به جذب مخاطب و کیفیسازی آن بیفزاید.
کارگردان فیلمهای ویدیویی «جایزه» و «جاده بیانتها» عنوان کرد: بخش خصوصی در این جشنواره حضور خوبی خواهد داشت چرا که جایگاهی برای عرضه آثار و بازاریابی محصولات خود پیدا خواهد کرد و این به سطح کیفی جشنواره کمک میکند.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: جشنواره با حمایت از فیلمهای مناسب میتواند ایجاد انگیزه در رشد کیفی آثار داشته باشد و قطعا، نگاه ارزشی جشنواره فیلمهای ویدئویی تهران، بستر را برای بهتر برگزار شدن این جشنواره در سالهای آتی ایجاد خواهد کرد.
به گزارش فارس، «رضا سبحانی» که تعداد زیادی فیلم کوتاه، مستند و تله فیلم تولید نموده آخرین ساخته خود را با عنوان «آخرین دمام» با مضمونی اجتماعی طنز را برای جشنواره ویدیویی فیلم تهران آماده می کند.
سبحانی هماکنون، در آستانه تولید فیلم سینمایی «آرزوهایی یک آدم برفی» به نویسندگی «یزدان عشیری» است.
بنابراین گزارش، نخستین جشنواره بینالمللی فیلم ویدیویی تهران به همت موسسه رسانههای تصویری و با همکاری سازمان سینمایی کشور به دبیری محمدرضا عباسیان از 28 خرداد تا 2 تیر در تهران و جزیره ابوموسی برگزار میشود.
انتهای پیام/ی
خبرگزاری فارس: فیلمهای «رویای سینما» به کارگردانی حمید و علی شاه حاتمی و «صدای پای من» به کارگردانی مهرداد خوشبخت به ترتیب در بخشهای مسابقه نوجوان و کودک پنجاه و دومین جشنواره فیلم کودک و نوجوان زلین به نمایش درمیآیند.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، فیلم «رویای سینما» در نمایش افتتاحیه بینالمللی در بخش مسابقه فیلمهای نوجوان حضور خواهد داشت و فیلم «صدای پای من» که تاکنون جوایزی از جشنوارههای معتبری از جمله اصفهان، پالرمو و بنگلور دریافت کرده است در بخش مسابقه کودک به نمایش درمیآید.
بنابراین گزارش، در دورههای گذشته این جشنواره، سینمای ایران با فیلمهایی چون «مهر مادری» (کمال تبریزی)، «بچههای نفت» (ابراهیم فروزش) و «ساکنین سرزمین سکوت» (سامان سالور) برنده جایزه شده است.
پنجاه و دومین جشنواره بینالمللی فیلم کودک و نوجوان زلین از 7 تا 14 خرداد ماه سال جاری در شهر زلین در جنوب شرقی جمهوری چک برگزار میشود.
انتهای پیام/
خبرگزاری فارس: کار ارزیابی و انتخاب آثار رسیده برای بخش بینالملل جشنواره فیلم ویدیویی تهران آغاز شد. فرزاد موتمن، مرتضیرزاق کریمی و عباس اکبری کار انتخاب این بخش را بر عهده دارند.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی جشنواره بین المللی فیلم ویدیویی تهران، تاکنون، از کشورهای مختلف جهان برای دبیرخانه بینالملل این جشنواره فیلم ارسال شده است، کشورهای، ترکیه، آلمان، ایتالیا، روسیه، فرانسه، هند و مجارستان و ... از جمله این کشورها هستند و با توجه به رایزنیهای به عمل آمده پیش بینی میشود آثار بیشتری برای دبیرخانه ارسال شود.
بخش مسابقه بینالملل جشنواره فیلم ویدیویی تهران با هدف نمایش منتخبی از آثار ویدئویی جهانی پیش بینی شده است که علاوه بر تعامل فرهنگی، امکان ارزیابی بهتر موقعیت فیلمهای ویدئویی ایران را در مقایسه با دیگر کشورها فراهم میآورد.
بنابراین گزارش، نخستین جشنواره بینالمللی فیلم ویدیویی تهران به همت موسسه رسانههای تصویری و با همکاری سازمان سینمایی کشور به دبیری محمدرضا عباسیان از 28 خرداد تا 2 تیر در تهران و جزیره ابوموسی برگزار میشود.
انتهای پیام/ی
خبرگزاری فارس: بلیت فیلم سینمایی «آخرین سرقت» به کارگردانی پدرام علیزاده توسط بازیگران در سینما آزادی به فروش میرسد.
به گزارش خبرگزاری فارس، بازیگران و عوامل فیلم «آخرین سرقت» همزمان با میلاد حضرت فاطمه (س)، هفته زن و روز مادر در سینما آزادی بلیتهای آخرین سرقت را به فروش میرسانند.
پوریا پورسرخ، نیما شاهرخشاهی، خاطره اسدی، مریم سعادت، آرش نوذری،سولماز آقمقانی و ایرج نوذری روزهای شنبه 23، یکشنبه 24 و دوشنبه 25 اردیبهشت همراه با پدرام علیزاده کارگردان با حضور در سینما آزادی در دو جایگاه اقدام کرده و از ساعت 17 تا 21 اقدام به بلیتفروشی خواهند کرد و پس از آن همراه با مردم به تماشای فیلم مینشینند.
«آخرین سرقت» داستان آقای «ن» و آقای «د» است در یک سفر ناخواسته با یکدیگر همراه میشوند. در این میان خانم «میم» منتظر آنهاست. نمایشگران پخش این فیلم را برعهده دارد.
این فیلم که اولین کار پدرام علیزاده به تهیهکنندگی غلامرضا موسوی میباشد از چهارشنبه در گروه سینمایی آزادی به نمایش درآمد.
انتهای پیام/ی
خبرگزاری فارس: دیوید اسلید با فاصله گرفتن از دنیای موجودات خون آشام، با کارگردانی «شرور» وارد دنیای تازهای میشود که شرکت مستقل فیلمسازی ویفر اینترتینمنت تهیهکننده آن است.
به گزارش خبرگزاری فارس، این فیلم با حال و هوای دلهرهآور خود قصهای روانکاوانه را تعریف میکند که فیلمنامه آن را جاش زتومر (نویسنده فیلمنامه «پلیس آهنی») نوشته است.
خط اصلی قصه فیلم درباره دو برابر است که در یک حیات وحش سرسخت و مهارناپذیر، با گذشته تاریک و مرموز خود رودررو میشوند.
این قصه در منطقه آلاسکا اتفاق میافتد و به همین دلیل، گروه سازنده فیلم برای فیلمبرداری کل صحنههای آن راهی آلاسکا خواهند شد.
سازندگان فیلم در حال حاضر مشغول انتخاب دو بازیگر اصلی فیلم هستند که قرار است از بین چهرههای جوان و سرشناس دنیای سینما انتخاب شوند.
تهیهکنندگان «شرور» عقیده دارند اسلید فیلمسازی برجسته است که توانایی ویژهای در کارگردانی قصههای سیاه و دلهرهآور دارد.
آن ها همچنین معتقدند فیلمنامهای که جاش زتومر نوشته اثری برجسته است که در دستهای اسلید تبدیل به فیلمی مطرح خواهد شد.
هنوز زمانی برای شروع کار فیلمبرداری «شرور» اعلام نشده ولی اواسط فصل تابستان 2013 به عنوان زمان اکران عمومی آن تعیین شده است.
اسلید از جمله فیلمسازان جوان سینماست که فعالیت حرفهای خود را با فیلمهای «هاردکندی» و «30 روز در شب» شروع کرد.
هر دوی این فیلمها، کارهایی دلهرهآور و روانکاوانه بودند.
پس از این دو فیلم بود که وی «کسوف» را از مجموعه فیلم «گرگ و میش» کارگردانی کرد، فیلمی که 700 میلیون دلار در سطح جهانی فروش کرد.
این فیلمساز قرار است برای کمپانی فوکس قرن بیستم قسمت تازهای از مجموعه فیلم ابرقهرمانانه و کمیک استریپی در «دردیول» را بسازد.
از این نسخه به عنوان نسخه احیا شده این مجموعه فیلم اسم میبرند.
در عین حال، در خبرهاست که اسلید نوول گرافیکی «بزدل» اثر او بروبیکر را هم قرار است به عنوان کارگردان جلوی دوربین ببرد.
شرکت فیلمسازی ویفر اینترتنیمنت، سال قبل فیلم tum t sanc ساخته جیمز کامرون را تهیه کرد و با این کار، به صورت یکی از شرکتهای مهم مستقل فیلمسازی در آمد.
انتهای پیام/ی
خبرگزاری فارس: مدیر مرکز آموزش بنیاد سینمایی فارابی گفت: کلاسهای نقد فیلم فارابی که وارد سومین دوره برگزاری خود میشود، سعی بر این دارد تا هنرجویان خود را با تکنیکهای یک سینمای خوب و حرفهای آشنا کند.
«سعید افراسیابی» مدیر مرکز آموزش بنیاد سینمایی فارابی در مورد کلاسهای نقد فیلم در بنیاد سینمایی فارابی در گفتوگو با خبرنگار سینمایی فارس اظهار داشت: کلاسهای نقد فیلم بنیاد سینمایی فارابی که وارد سومین دوره برگزاری خود میشود سعی بر این دارند تا هنرجویان خود را با تکنیکهای یک سینمای خوب و حرفهای (از جمیع جهات) آشنا کند، که این آشنایی کامل با یک فیلم خوب و اثرگذار، اعم از فرم و محتوا، میتواند کمک شایانی برای نقدی صحیح باشد.
وی در ادامه افزود: در قدم بعدی سعی بر آشنایی هنرجویان این دورهها با سینمای ارزشی، مفهومی یا به زبان دیگر سینمای دینی داریم تا دید صحیحی از این سینما در ایران و جهان بدست آوریم.
افراسیابی در ادامه به فارس، گفت: با این دو رویکرد مدیران ارشد بنیاد سینمایی فارابی علاقهمند هستند با گسترش فضای نقد و کاری حرفهای، به ارتقای سطح سلیقه مخاطبین به واسطه منتقدین حرفهای برسند.
وی در ادامه افزود: به همین دلیل برای رسیدن به هدف مورد نظر لازم دانستیم هنرجویان این دورهها با مواد درسیای از جمله سبکها و ژانرها، تاریخ سینمای ایران و جهان، ادبیات حوزه نقد، سینما و اقتباس، شناخت جریانهای پیشرو و پست مدرن در سینما، نشانهشناسی، بررسی مولفههای ساختاری، ارتباط سینما با سایر هنرها و در بخش ارزشی کار با مباحثی همچون ایدئولوژی در سینما، رابطه دین، فلسفه، سیاست با سینما و همچنین آشنایی با سینمای ارزشی و متعالی آشنا شوند.
«سعید افراسیابی» در پایان این گفتوگو خاطرنشان کرد: برای تدریس این مطالب نیز از اساتید بسیار مجرب و متعهد سینمایی من جمله آقایان شهاب الدین عادل، دکتر مرتضی حیدری، اشکان راد، عباس جهانگیریان، عزیزالله حاجیمشهدی، آرش خوشخو، وحید اسلامی، علی علایی و نصرت الله تابش دعوت به همکاری نمودیم.
علاقهمندان برای شرکت در کلاسهای فوق میتوانند با مرکز آموزش بنیاد سینمایی فارابی در تماس باشند.
انتهای پیام/ی
خبرگزاری فارس: نمایش «سایه سیمرغ» به کارگردانی رویا مختاری به مناسبت یکصدمین سفر استانی رییس جمهور و هیئت دولت به مشهد توسط دفتر نمایشهای سیار اداره کل هنرهای نمایشی به اجرا درآمد.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی، در این نمایش که در نمایشگاه بینالمللی مشهد و به مناسبت سفر محمود احمدینژاد رییس جمهور و هیأت دولت به اجرا درآمد، دستاوردهای دولت دهم به نمایش گذاشته میشود.
سعید زمانیان در خصوص این نمایش در نمایشگاه بینالمللی مشهد که با عنوان مهر ماندگار برگزار میشود، گفت: دفتر کانون نمایشهای سیار اداره کل هنرهای نمایشی برحسب وظیفه خود در این نمایشگاه شرکت کرده و امیدواریم که فعالیتهای این کانون در چنین برنامههایی منجر به آشنایی هر چه بیشتر مردم با هنر نمایش شود.
وی در ادامه گفت: اجرای نمایشهای دفتر کانون نمایشهای سیار در این نمایشگاه با استقبال بسیار مردم مشهد روبهرو شده است و این امر مسئولیت خطیر هنرمندان نمایشهای سیار را بیش از پیش افزون میسازد.
اجرای نمایشهای سیار که به همت دفتر کانون نمایشهای سیار اداره کل هنرهای نمایشی و با حمایت معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تا روز 25 اردیبهشت ماه جاری در این نمایشگاه ادامه دارد.
انتهای پیام/