مقالات روانشناسی
| روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) تابستان 1387; 14(55):59-84. |
| دانايي فرد حسن* |
| * دانشگاه تربيت مدرس |
|
فاصله بين تئوري و عمل در حوزه علم سازمان هميشه، دغدغه فکر انديشمندان تئوري سازمان بوده؛ از اين رو، تلاش آنها بر کاهش اين فاصله متمرکز بوده است. در اين راستا، حوزه جديد مطالعات فراتئوريک مسير جديدي براي تحقق اين مهم فراهم کرده است. اين مقاله در پي پاسخ هاي تحليلي به سوال هاي زير است: |
| كليد واژه: مديريت، تئوري، فراتئوري، علم نافع، دانش بومي و جهان شمول |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) بهار 1387; 14(54):9-23. |
| واعظي احمد* |
| * دانشگاه باقرالعلوم (ع) |
|
ديدگاه استقلال دو حوزه علم و دين از يکديگر بر آن است تا از يک سو به تعارض اين دو حوزه معرفتي پايان دهد و از ديگر سو، بر نقش علم در اداره عرصه هاي غيراختصاصي دين تاکيد ورزد. |
| كليد واژه: علم و دين، تعارض علم و دين، استقلال علم و دين، واقع نمايي علم و دين، علم ديني |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) بهار 1387; 14(54):25-46. |
| ايماني محمدنقي* |
| * بخش علوم اجتماعي، دانشگاه شيراز |
|
اگر چه بالاترين سطح معرفت از انسان، معرفت فلسفي اوست، ولي انسان به عنوان يک واقعيت اجتماعي زماني قابل درک تجربي است که معرفت فلسفي بتواند به سطح پارادايمي و پس از آن به سطح معرفت علمي نازل گردد. در اين بين پارادايم، مجموعه گفتارهاي منطقي است که در ارتباط بين الاذهاني انديشمنداني مورد پذيرش جامعه علمي قرار مي گيرد و به سوالات اساسي درباره پيش فرض هاي هستي شناختي، معرفت شناختي، روش شناختي، انسان شناختي و ارزش شناختي علم پاسخ مي دهد. |
| كليد واژه: پارادايم اثباتي، تفسيري، انتقادي، الهي، مراتب معرفتي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) بهار 1387; 14(54):47-66. |
| باقري شهلا* |
| * دانشگاه تربيت معلم |
|
علوم انساني در حيطه موضوعي خود، فهم معماي انساني، تشخيص مسايل و ارايه طرحي براي رفع گرفتاري انسان را بر عهده دارند. علم شناسي معاصر نشان مي دهد که علم، پديده اي فرهنگي و انساني و حاوي پيام هاي ارزشي است. |
| كليد واژه: علوم انساني، بحران هويت، بومي سازي علوم اجتماعي، تحقيقات بنيادي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) بهار 1387; 14(54):67-85. |
| منصوري رضا* |
| * دانشگاه صنعتي شريف |
|
مفهوم رايج علم و دانش در ايران و کشورهاي اسلامي از مفهوم نوين علم در جهان صنعتي متمايز شده است. بر اين مبنا در اين مقاله، توضيح داده مي شود که چرا کشورهاي اسلامي هنوز مفهوم نوين علم را نپذيرفته و در اين زمينه توسعه نيافته اند. در اين مقاله اين عدم پذيرش و توسعه نيافتگي علمي همراه با مصداق هاي رايج توضيح داده شده است. در ادامه بر اساس تلقي هاي مختلف از علم به معرفي علم ديني پرداخته و ضمن مفهوم علم ديني تفکيک علم ديني تخصيصي و علم ديني انحصاري توضيح داده مي شود، چرا علم ديني تخصيصي مطلوب و علم ديني انحصاري مذموم است. |
| كليد واژه: علم سنتي، علم جديد، علم ديني، اجتماع علمي، دانشگري |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) تابستان 1387; 14(55):139-154. |
| حقيقت سيدصادق* |
| * دانشگاه مفيد |
|
رهيافت نهادي به عنوان يکي از مکتب هايي که در آن نظريه و روش وجود دارد به ارايه گزاره هايي در مورد علل و نتايج نهادهاي سياسي مي پردازد، و به ارزش هاي سياسي ليبرال – دموکراسي اعتقاد دارد. نهادگرايان تصميم افراد را در ساختار نهادها تحليل مي کنند و در تحليل هاي خود براي «نهاد» اولويت قايل مي شوند. ويژگي هاي اصلي نهادگرايي قديم عبارتند از :قانون گرايي، ساختار گرايي، کل گرايي و تحليل هنجاري. نهاد گرايي جديد را مي توان با مفاهيمي همچون تمرکز بر قواعد، مفهوم غير رسمي نهاد، پويايي نهاد، موضع ارزشي – انتقادي، ناپيوستگي نهاد و ادغام از نهادگرايي قديم بازشناخت. پس از چنگ جهاني دوم، دانش علوم سياسي بيشتر به فرضيات فردگرايانه رفتارگرايي و انتخاب عقلايي معطوف گرديد. هر کدام از اين رهيافت ها بر اين فرض استوار بودند که افراد، به طور خودمختارانه و مبتني بر نشانه هاي روان شناسي اجتماعي يا محاسبه عقلاني از سود شخصي خودشان، عمل مي کنند. از طرفي رفتارگرايان معتقدند که نهادهاي رسمي يا غير رسمي به افراد جهت گيري نمي دهد؛ بلکه انتخاب هايشان به دست خود آنها ساخته مي شود. |
| كليد واژه: نهادگرايي قديم، نهادگرايي جديد، رفتارگرايي ، فرا رفتارگرايي، روش، نظريه |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) بهار 1387; 14(54):87-114. |
| منصوري عليرضا* |
| * پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي |
|
اين مقاله شامل ملاحظاتي انتقادي در مورد ديدگاه رايجي است که مدعي است، از طريق در نظر گرفتن شکافي عميق بين علم سنتي و نوين مي تواند تبييني از توسعه نيافتگي ارايه دهد. اين ملاحظات انتقادي شامل روان شناسي گرايي، معضلات تاريخ نگاري، تلقي پوزيتيويستي از علم و التزام آن به نوعي تکنوکراسي است. در اين مقاله به بررسي اين مساله که چگونه ترکيبي از اين معضلات موجب ارايه يک تبيين نامناسب و ناموجه از رابطه علم، سنت و توسعه مي شود، پرداخته مي شود. |
| كليد واژه: علم و دين، تاريخ نگاري، روان شناسي گرايي، تکنوکراسي، خلاقيت، توسعه |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) بهار 1387; 14(54):141-163. |
| موسوي آرش* |
| * مرکز تحقيقات سياست علمي كشور |
|
مقاله حاضر دو هدف عمده را تعقيب مي کند. اول ارايه يک معرفي مختصر و سهل الوصول از آن شاخه هايي از قلمرو علم پژوهي که شناخت وجوه متنوع پديدار پيچيده علم و مديريت عالمانه آن را ممکن مي سازند. در وهله دوم بر مفهوم اصالت علمي متمرکز مي گردد و تلاش مي کند، با توجه به چارچوب هاي مفهومي فراهم آمده در مرحله پيشين، به ارايه تحليلي از اصالت در توليدات علمي و عوامل موثر بر کم و کيف آن بپردازد. هم چنين راه هاي تبيين ميزان اصالت علمي موجود در يک نظام علمي را مورد بررسي قرار داده و در نهايت، به ارايه پيشنهاداتي در باب تمهيدات سياست گذاري موثر براي افزايش خلاقيت و اصالت در توليدات علمي مي پردازد. |
| كليد واژه: علم پژوهي، فلسفه علم، جامعه شناسي علم، روان شناسي علم، اقتصاد علم، اصالت علمي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) بهار 1386; 13(50):9-42. |
| حسني سيدحميدرضا*,علي پور مهدي |
| * گروه فلسفه علوم انساني، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه |
| اين نوشتار با مفروض داشتن امکان و ضرورت توليد علم ديني به روش اجتهادي، در پي تبيين و تحليل چيستي روش اجتهادي است. به گمان ما روش اجتهادي تنها روش کامياب و موجه در توليد علوم انساني اسلامي است. کوشيديم تا اجتهاد را از جهت روش شناختي، تحقيق و کاوش کنيم و ارزش معرفت شناختي فراورده هاي حاصل از روش اجتهادي را مورد سنجش قرار دهيم. |
| كليد واژه: اجتهاد، روش اجتهادي، علوم انساني اسلامي، ارزش معرفتي گزاره هاي اجتهادي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) بهار 1387; 14(54):115-139. |
| صمدي هادي* |
| * واحد علوم و تحقيقات، دانشگاه آزاداسلامي |
|
نوشته حاضر داراي پنج بخش است. در بخش اول به تعريف نظريه و اهميت آن در علم و فلسفه علم اشاره مي شود. بخش دوم، پس از ذکر چند مثال از نظريه ها و قوانين علمي به تفاوت هاي آنها اشاره مي کند. |
| كليد واژه: نظريه هاي علمي، پوزيتيويسم منطقي، قوانين، واژه هاي نظري و مشاهداتي، قواعد تطابق، واقع گرايي و ابزار گرايي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) بهار 1386; 13(50):71-102. |
| مقيمي سيدمحمد* |
| * دانشگاه تهران |
| استفاده از موردكاوي؛ به عنوان يكي از استراتژي هاي تحقيق در مطالعات علوم اجتماعي، به ويژه در تحقيقات با مقياس كوچك، به سرعت در حال اشاعه يافتن است. هدف موردكاوي برقراري پل ارتباطي بين مطالعات كتابخانه اي از يك سو، و اطلاعات زندگي واقعي از سوي ديگر مي باشد، تا اصول و نظريه هاي علمي در پشت ديوارهاي دانشگاه باقي نمانند. مورد يا قضيه، روايت مكتوبي از پژوهشي است كه قبلا وجود داشته و موقعيتي نيست كه به صورت تصنعي ايجاد شده باشد. علاوه بر آن، مشابهتي نيز با تحقيق تجربي ندارد كه متغيرها دستكاري مي شوند تا تاثير يك عنصر خاص را اندازه گيري كنند. مطالعه موردي يك بررسي عميق و چندوجهي است كه با استفاده از روش هاي تحقيق كيفي بر روي يك پديده اجتماعي، صورت مي گيرد. در اين مقاله تلاش گرديده تا روش، تاريخچه، تعاريف، ويژگي ها، انواع، مزايا و معايب رويكرد موردكاوي و كاربردهاي آن به عنوان يك استراتژي تحقيق از جنبه هاي مختلف مورد بررسي قرار گيرد و سپس موردكاوي به عنوان روشي اثربخش براي آموزش علمي معرفي شده و ساختار قضيه اثربخش، اعتبار و روايي مطالعه موردي به همراه فرايند اجراي تحقيقات از طريق مطالعه موردي تشريح گردد. |
| كليد واژه: ديدگاه قطعيت گرا، ديدگاه پديدارشناسانه و تفسيري، موردكاوي، داده نرم، اعتبار مطالعه موردي، روايي مطالعه موردي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) بهار 1386; 13(50):103-124. |
| بدري گرگري رحيم*,حسيني نسب سيدداوود |
| * دانشگاه تبريز |
|
در دهه هاي اخير، برخي از پارادايم هاي پژوهش در علوم انساني ارايه شده است كه آنها را مي توان در كنار و يا به جاي روش هاي سنتي پژوهش مورد استفاده قرار داد. هرمنوتيك يکي از اين جريان هاي فكري در قرون جديد است. اين نظريه علوم انساني را به طور خاص دربرمي گيرد. محقق تلاش مي کند، با توجه به ماهيت خاص پديده هاي انساني عمل كند، و در جست و جوي اهدافي همچون بازيابي قوانين جهان شمول نباشد. متمايز كردن روش پژوهش علوم انساني از علوم طبيعي، مخالفت با ساده سازي و تقليل گرايي پديده هاي اجتماعي و انساني، دوري از ورطه آمارگرايي در علوم انساني، توجه به تماميت و كليت انسان، تاكيد بر نقش دلايل در رفتار انسان به جاي جست و جوي علل و استفاده از روش درون نگري از نكات مثبت اين شيوه تفكر است. |
| كليد واژه: روش شناسي، روش پژوهش، پارادايم، هرمنوتيك، تعليم و تربيت |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) بهار 1386; 13(50):125-156. |
| خنيفر حسين* |
| * دانشگاه تهران ، پرديس قم |
| پژوهش، فعاليتي نظام دار و علمي پيرامون يک موضوع همراه با بررسي جوانب مختلف آن است. بنا به تعريف ديگر، پژوهش، فرايند توليد دانش است. پژوهش گر با ابزارها و روش هاي گوناگون اطلاعات را فراهم و سپس آنها را پردازش و تحليل مي کند. يکي از موانع اساسي موفقيت پژوهش گر به خصوص در زمان انتخاب بحث و تقديم طرح هاي پژوهشي، ناکامي در گزينش اطلاعات و فقدان آگاهي لازم نسبت به شيوه هاي روشمند تحقيق است. امروزه سطح برخي از گزارش هاي پژوهشي به خصوص در دوره هاي کارشناسي ارشد و دکتري در دنيا و حتي کشور ما به اندازه اي بالا و مهم است که بعد از دفاع، تبديل به يک اثر علمي شده و يک کتاب و چند مقاله از آن استخراج مي شود. بنابراين، بازنگري و بازكاوي برخي چالش ها و ارايه برخي راهکارها براي پژوهش هاي مختلف در رشته ها و گرايش هاي علوم انساني مي تواند سودمند باشد که در اين مقاله با توجه به تجربه تدريس در اين ماده درسي و رشته هاي مختلف علوم انساني، احساس مي شود، مدخلي بر اين مهم ارايه شده است. |
| كليد واژه: پژوهش، روش تحقيق در علوم انساني، علم، تئوري، مساله تحقيق، رساله |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) بهار 1386; 13(50):43-70. |
| تاجيك محمدرضا* |
| * دانشگاه شهيد بهشتي |
| علوم انساني و اجتماعي در عصر حاضر در معرض بحران هاي بنياديني قرار گرفته اند، ميل رسيدن به روش و نظريه واحد در علوم انساني و اجتماعي فروکش کرده و رويکردهاي پساساختارگرا براي يافتن و بهره جستن از روش هاي جديد تحقيق غلبه يافته است. اين رويکرد جديد با پيشنهاد روش شناسي هاي متعدد و متنوع، نوعي آشفتگي روش شناختي را به همراه آورده و با طرح ايده مواجهه با موضوع شناخت از طريق سنت هاي فرهنگي و زباني، باب هر گونه رويارويي مستقيم با جهان را بسته و تمام دانش انسان را گرانبار از نظريه و ارزش معرفي کرده است. در اين مقاله پس از شرح مختصر رويکرد ساختارگرايي، انتقادهاي وارد بر آن بيان شده است. همچنين ضمن تشريح رويکرد پساساختارگرايي و بيان وجوه شباهت و تفاوت آن با ساختارگرايي، جايگاه روش در اين رويکرد مورد بحث و بررسي قرار گرفته است. |
| كليد واژه: روش شناسي، ساختارگرايي، پساساختارگرايي، نظريه انتقادي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) بهار 1386; 13(50):157-173. |
| بادامچي ميثم* |
| * دانشگاه صنعتي شريف |
| روانكاوي يكي از جريان هاي مهم فكري قرن بيستم محسوب مي شود كه از سوي زيگموند فرويد، پايه گذاري شد. فرويد، برخي مفاهيم بسيار مهم (براي مثال مفهوم ضمير ناخودآگاه و يا نقش اميال سركوب شده در شخصيت فرد) را وارد روان شناسي پس از خود كرد؛ هدف از اين نوشتار، آشنايي با پاره اي از مباحث فلسفي و الهياتي طرح شده در باب روانكاوي است. در ابتدا، آرا كارل پوپر (1994ـ1902)، فيلسوف بريتانيايي طرفدار فلسفه تحليلي، مورد بررسي قرار مي گيرد. پس از آن ديدگاه ژاك لاكان (1981ـ1901)، فيلسوف فرانسوي متعلق به سنت فلسفي اروپاي قاره اي و يكي از فيلسوفان نزديك به جريان فلسفي پست مدرنيسم كه روانكاوي را وارد فلسفه كرد، را مورد بررسي قرار داده و در پايان نظر پل تيليش (1965ـ1886)، فيلسوف آلماني و الهيدان پروتستان مذهب كه عقايد او در الهيات جديد بسيار مورد توجه اند و او هم توجه خاصي به اگزيستانسياليسم و روانكاوي در آراي الهياتي خويش دارد، مورد مداقه قرار خواهد گرفت. |
| كليد واژه: روانكاوي، فلسفه تحليلي، فلسفه اروپايي قاره اي، زيگموند فرويد، كارل پوپر، ژاك لاكان، پل تيليش |
| |
|
نسخه قابل چاپ |