راسخون

جزوات و مقالات فلسفی

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
پژوهشنامه فلسفه دين (نامه حكمت) پاييز و زمستان 1383; 2(4):35-54.
 
 
اكبري رضا*
 
* گروه فلسفه و كلام، دانشكده الهيات، دانشگاه امام صادق (ع)
 
 

جان هيک با وام گرفتن از مفهوم «ديدن به عنوان ...» ويتگنشتاين و تعميم آن به کل تجربه هاي ادراکي و نيز وام گيري از تمايز کانتي ميان نومن و فنومن ميان «حقيقت في نفسه» و «حقيقت عند المدرک» تمايز مي نهد. حقيقت في نفسه همان خداوند در عالم واقع است و حقيقت عند المدرک همان تصوري است که در هر دين از خداوند ارايه شده است. دو تمايز ذکر شده مهم ترين مبناي معرفت شناختي نظريه کثرت گرايانه هيک را در باب اديان تشکيل مي دهند. به نظر مي رسد نظريه ادراک و نظريه توجيه در نظريه کثرت گرايانه هيک در باب اديان از نوعي ابهام برخوردار هستند.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
پژوهشنامه فلسفه دين (نامه حكمت) پاييز و زمستان 1383; 2(4):101-116.
 
 
ملايوسفي مجيد*
 
* دانشگاه زنجان
 
 

در نوشتار حاضر نخست مساله عينيت از منظر دو فيلسوف مهم عهد باستان يعني افلاطون و ارسطو مورد بررسي قرار گرفته است؛ سپس مساله عينيت در عصر جديد و نزد عقل گراياني همچون دكارت و پس از آن نزد تجربه گراياني همچون بيكن، لاك و باركلي مورد بحث قرار گرفته و در آخر نظر كانت در اين خصوص آورده شده است در ادامه نتيجه بندي سه گانه از مساله عينيت: معرفت شناختي، مابعدالطبيعه و معنا شناختي آمده است. پس از آن به گونه هاي مختلف عينيت معرفت شناختي: نظريه هاي قائل به اجماع، نظريه هاي اشاره اي، نظريه هاي فرا باز نمايانه و نظريه هاي قائل به تطابق پرداخته شده است. سپس عينيت مابعدالطبيعه و اقسام آن مورد بحث قرار گرفته و در آخر نيز به عينيت معنا شناختي عطف توجه شده است.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
پژوهشنامه فلسفه دين (نامه حكمت) پاييز و زمستان 1383; 2(4):67-99.
 
 
محمدزاده رضا*
 
* گروه فلسفه، دانشكده الهيات، دانشگاه امام صادق (ع)
 
 

مقاله حاضر از دو بخش تشكيل گرديده است. در بخش اول كه قسمت اصلي مقاله را تشكيل مي دهد و طبعا هم از اهميت بيشتري برخوردار است و هم داراي تفصيل بيشتري است، تحليل فلسفي از منظر فيلسوفان غربي مورد بررسي قرار گرفته است. در اين بخش سه قسم تحليل فلسفي معرفي خواهد شد. تحليل تجزيه اي، تحليل بازگشتي و تحليل تفسيري. تحليل تجزيه اي عبارت است از هر نوع روشي در تحقيق كه مبتني است بر كاويدن يك كل و مركب- همچون مركبهاي مفهومي - به گونه اي كه توجه به اجزا و نشان دادن نحوه تركيب آنها با يكديگر، تصديق به گزاره مشتمل بر حكم آن كل را امكان پذير مي سازد. تحليل بازگشتي عبارت است از بررسي كليه مقدماتي (قريب و بعيد) كه در يك استدلال مركب، نهايتا منجر به اثبات يك گزاره معين مي گردد. تحليل تفسيري آن است كه با تفسير يك يا چند گزاره يا مفهوم بتوان صدق و حقانيت يك گزاره معين را نشان داد.
در بخش دوم نشان داده شده است كه فيلسوفان مسلمان در مباحث خويش، از هر سه قسم تحليل بهره برده اند و بر خلاف بعضي مشربهاي فلسفي غربي، روش تحليل فلسفي خود را در هيچيك از آنها منحصر نكرده اند
.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
پژوهشنامه فلسفه دين (نامه حكمت) پاييز و زمستان 1383; 2(4):167-183.
 
 
سپهري مهدي*
 
* گروه فلسفه، دانشگاه امام صادق (ع)
 
 

يكي از ملاكهاي تمايز علوم را، موضوع هر علم دانسته اند. در اين راستا، حكما در ابتداي "الهيات" در مورد الهيات به بحث پرداخته اند. شيخ الرييس ابن سينا در "الهيات شفا" به طور مبسوط به اين بحث پرداخته است اينكه ابن سينا چه معنايي از موضوع الهيات در نظر داشته را از خلال آن مباحث مي توان استخراج كرد. اين نوشتار بر آن است تا آن معنا را با استفاده از روش معناشناسي و راهكارهاي آن استخراج كرده و نتيجه را در جملاتي كه از اطناب ممل و اجمال مخل بدور باشند ارايه كند. اين كار كه از حيث ابهام زدايي معنايي و شفاف كردن تغييرات معنايي مي تواند اهميت داشته باشد، بررسي معناشناختي را صرفا در "الهيات شفا" انجام داده است .

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
پژوهشنامه فلسفه دين (نامه حكمت) پاييز و زمستان 1383; 2(4):55-65.
 
 
نصري عبداله*
 
* گروه فلسفه، دانشگاه علامه طباطبايي
 
 

هرمنوتيك را به عام و خاص و فلسفي تقسيم كرده اند. شلايرماخر و ديلتاي، طرفدار هرمنوتيك عام و هيدگر و گادامر از مدافعان هرمنوتيك فلسفي هستند. شلايرماخر و ديلتاي به دنبال روش هاي عام براي فهم متون هستند، اما هيدگر و گادامر به تحليل ما هيت فهم توجه دارند. گادامر با تاليف كتاب «حقيقت و روش» گام موثري در ارايه هرمنوتيك فلسفـي برداشتـه است. وي با نقـد متفكران گذشته روش را موجب نيل به حقيقت نمي داند، بلكه مـواجهه با متن را مـوجب فهـم آن مي داند.
براي گادامر شرايط امكان فهم اهميت بسزايي دارد. از نظر وي عواملي چون تاريخمندي، زبان، پيشـداوري ها و گفتگوي با متن، امكان فهم متن را ميسر مي سازد
.
در اين مقاله علاوه بر بررسي اين عوامل به اين نكته اشاره شده كه لازمه تفكر گادامر نوعي نسبيت در فهم متن و محدوديت معرفت بشري است
.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
پژوهشنامه فلسفه دين (نامه حكمت) پاييز و زمستان 1383; 2(4):117-132.
 
 
ظهيري سيدمجيد*
 
* دانشگاه رضوي
 
 

در اين مقاله، تاثيرات قضاياي ناتماميت اول و دوم گودل، پس از تبييني کوتاه، در برخي فلسفه هاي مضاف، از جمله فلسفه رياضيات و فلسفه ذهن، و نيز بر عليه مادي گرايي و پوزيتيويسم مورد بررسي و تحليل قرار گرفته است.
تاثير قضاياي گودل در فلسفه رياضيات، در سه حوزه منطق گرايي، صورت گرايي و سرشت برهان بررسي شده است
.
در حوزه فلسفه ذهن، به تاثير قضاياي گودل در براهين ضد ماشين انگار اشاره شده است
.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
پژوهشنامه فلسفه دين (نامه حكمت) پاييز و زمستان 1383; 2(4):185-215.
 
 
دري ويليام*
 
 
 

در اين نوشتار نخست به پيشينه تاريخي فلسفه نقدي تاريخ اشاره شده است، سپس سه مساله اصلي فلسفه نقدي تاريخ مورد بررسي قرار گرفته است. مساله نخست آن نوع تبيين يا تبيين هايي است كه در پژوهش هاي تاريخي لازم يا قابل قبول است. مسأله دوم اين است كه با توجه به نقش ساختاري اي كه ارزشداوري ها غالبا در گزارش هاي تاريخي دارند، تا چه اندازه استدلال هاي تاريخي بايد يا مي توانند فارغ از ارزش باشند. مساله سوم نقش روايت در بيان نتايجي است كه مورخ به آن دست يافته است. بخش پاياني اين نوشتار بيان خدمتي است كه فيلسوفان مي توانند به مورخان عرضه دارند .

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
پژوهشنامه فلسفه دين (نامه حكمت) پاييز و زمستان 1383; 2(4):133-166.
 
 
سوزنچي حسين*
 
* دانشگاه امام صادق (ع)
 
 

وحدت وجود يکي از مهمترين باورهاي عرفاني است که همواره چالش هاي فراواني را هم در عرصه دينداري و هم در عرصه تفکر فلسفي موجب شده است و ملاصدرا هم به عنوان مبدع يک نظام فلسفي به نام حکمت متعاليه، مدعي است که توانسته است اين نظريه عرفاني را تبيين فلسفي نمايد. اما بعدها در شرح مراد ملاصدرا اختلافاتي پديد آمد؛ برخي از پيروان اين نظام فلسفي نظريه وحدت تشکيکي وجود را تنها تبيين معقول از نظريه وحدت وجود عرفا دانستند و اما برخي ديگر بر اين باور بودند که سخن عرفا چيزي بيش از اين است، يعني نفي هر گونه کثرت از وجود، که از آن به وحدت شخصي وجود تعبير کرده اند، و قائل شده اند که ملاصدرا نيز در نظام فلسفي خود توانسته از وحدت تشکيکي وجود گذر کند و به وحدت شخصي وجود برسد.
براي داوري بين اين دو ديدگاه، در اين مقاله، پس از اشاره مختصري به تاريخچه پيدايش نظريه وحدت وجود، تاريخ تحولاتي را که در تفسير راي ملاصدرا در اين باب وجود دارد، مورد بررسي قرار مي دهيم و سپس به سراغ معيارهايي که براي تفکيک فلسفي اين دو ديدگاه ارايه شده، مي رويم تا نشان دهيم که آيا به لحاظ معنا شناختي، در فضاي حکمت متعاليه، واقعا سخن از وحدت شخصي وجود به عنوان امري متمايز از وحدت تشکيکي وجود، قابل دفاع است يا خير. براي اينکه اين داوري کامل شود بايد علاوه براين بحث معناشناختي، ادله فلسفي قائلان به تفکيک اين دو مطلب در حکمت متعاليه و لوازم پذيرش چنين تفکيکي را نيز مورد بررسي فلسفي قرار داد که به علت ضيق مجال در اين مقاله به همان بررسي تاريخي و معناشناختي بسنده شد و ان شاء اله در مقاله ديگري بررسي ادله و لوازم اين سخن مورد بررسي قرار خوهد گرفت
.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
پژوهشنامه فلسفه دين (نامه حكمت) بهار و تابستان 1383; 2(3):9-28.
 
 
كشفي عبدالرسول*
 
* دانشگاه شيراز
 
 

افلاطون در رساله تئوتتوس معرفت را «باور صادق موجه» تعريف مي کند. اين تعريف که به تعريف (يا تحليل) سه جزيي معرفت معروف است تا دهه 1960م تعريفي غالب براي معرفت به حساب مي آمد. در سال 1963م ادموند گتيه، فيلسوف آمريکايي، در مقاله اي سه صفحه اي، ضمن پذيرش لازم بودن اجزاي سه گانه، با طرح دو مثال نقضي، کافي بودن آنها را مورد ترديد قرار داد. از آن زمان تاکنون پاسخ هاي متعددي به مثال هاي نقضي گتيه داده شده است. دسته اي از اين پاسخ ها، ضمن پذيرش ايراد گتيه در کافي نبودن شرايط سه گانه، با افزودن شرط چهارمي در پي تکميل شرايط سه گانه برآمده اند. در اين مقاله ضمن بررسي و نقد اين قبيل پاسخ ها نشان مي دهيم که تلاش در اين زمينه تاکنون ناموفق بوده و ايراد گتيه همچنان به قوت خود باقي است.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
پژوهشنامه فلسفه دين (نامه حكمت) بهار و تابستان 1383; 2(3):29-50.
 
 
علي زاده بيوك*
 
* دانشگاه امام صادق (ع)
 
 

در فلسفه اسلامي، معرفت شناسي، پيش از ملاصدرا به طور خاص مورد عنايت فيلسوفان نبوده است؛ و آنچه در اين باب آورده بودند، به تبع مسايل ديگر بوده است. ملاصدرا براي اولين بار بطور جدي اين مساله را مطرح نمود و پس از نقد و بررسي اقوال فيلسوفان سلف، در باب آن، نظريه پردازي کرد. نظريه معرفت شناختي ملاصدرا، متشکل از سه مولفه اساسي است: صور علمي (= معلوم بالذات)، فاعل شناسا (= نفس) و نسب و روابط دوسويه اي که صورت هاي علمي در فرايند شناخت واجد آنها مي شوند.
صورت هاي علمي از يک سو حاکي از ماوراي خود بوده و واسط علم ما به اشياي ديگر هستند و از سوي ديگر مرتبط با فاعل شناسا و حاصل در نفسند. ملاصدرا در باب هر سه مولفه ياد شده نوآوري هايي دارد؛ و از مجموع آنها نظريه اي ابتکاري و توانمند در باب شناخت و معرفت ساخته و پرداخته است.
ملاصدرا در مقام نظريه پردازي در اين باب و متلائم کردن آن با دستگاه فلسفي خود بسيار قوي ظاهر شده است، اما در مقام استدلال و توجيه نظريه خود، سخنان او قدرت و انسجام لازم را ندارد. اين امر سبب تشتت آرا شارحان نظريه او و ارايه تقريرهاي متعارض از سوي آنان شده است. مفروض اين مقال آن است که نظام فلسفي صدرا ابزار و امکانات لازم را براي توجيه نظريه او دارا مي باشد. از اين رو در اين مقاله، نخست به معرفي کوتاه نظريه معرفت شناختي ملاصدرا مي پردازيم و ضمن مقايسه آن با نظريات فيلسوفان پيشين در حوزه انديشه اسلامي، دلايل آن را بازخواني و بازسازي مي کنيم. گفتني است که بخشي از نظريه صدرا که بيشتر از بخش هاي ديگر چالش برانگيز بوده است؛ يعني رابطه صورت هاي علمي با نفس، مورد توجه اصلي اين مقاله است و تنها دلايل اين بخش باز توليد شده است.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
پژوهشنامه فلسفه دين (نامه حكمت) بهار و تابستان 1383; 2(3):51-70.
 
 
هوشنگي حسين*
 
* دانشگاه امام صادق (ع)
 
 

انقلاب كپرنيكي كانت و گشودن طريقي بينابين تجربه گرايي و عقلگرايي، بر محور ارايه تلقي نويني از عين و شي و عينيت صورت گرفت. تبديل شي به موضوع و متعلق، و گذر از موضوع و متعلق به متعلق شناخت و مفهوم متعلق شناخت و مصبوغ به صبغه ذهن دانستن «عين»، راهي طولاني است كه كانت در فاصله گرفتن از سنت هاي پيشين فلسفي طي كرد. تدقيق و موشكافي در كاركرد مفهوم «متعلق» در وحدت بخشي به كثرات حسي و در قالب قضيه در آوردن آنها، و پي جويي از نقش ساير مفاهيم خصوصا مقولات فاهمه در نسبت با عين و كاركرد وحدت بخشي، از ديگر موضوعات مرتبط با بحث مي باشد. نحوه امكان پذيري احكام تاليفي پيشيني و نيز وجه تمايز و تفاوت احكام تجربي از احكام ادراكي ذهني هم به نوعي بر تلقي خاص از «عين» در فلسفه كانت ابتناء دارد. عينيت و حقيقت هم از نظر كانت در پرتو اين بحث ايضاح مي شود.
كانت متعاقب اين مباحث در كنار تقسيم دوگانه نومن/فنومن، شي را هم به استعلايي و تجربي تقسيم مي كند. بررسي ارتباط و نسبت اين دو تقسيم با هم و نيز توابع و پيامدهاي تقسيم شي در قايل شدن به ايده اليسم و ذهنيت گرايي و يا پديدار گرايي از ديگر مباحث مقاله مي باشد. از اين رو، ملاحظه مي كنيم كه مفهوم «عين» با مفاهيم و آموزه هاي اساسي فلسفه كانت شبكه در هم تنيده و پيوسته اي را تشكيل مي دهد، به طوري كه بررسي آن به نوعي راهگشاي فهم نظام مند فلسفه كانت مي باشد
.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
پژوهشنامه فلسفه دين (نامه حكمت) بهار و تابستان 1383; 2(3):71-92.
 
 
مازيار امير*
 
* دانشگاه علامه طباطبايي
 
 

يكي از مشكلات فهم و تفسير «مابعدالطبيعه» ارسطو، فهم ساختار مباحث اين كتاب است. در حاليكه مفسران قديم مابعدالطبيعه اين مجموعه را واحد و داراي ساختاري منسجم مي دانستند، بسياري از مفسران جديد ارسطو بر آنند كه اين مجموعه داراي وحدت نيست، و مباحث موجود در آن، خصوصا بحث «وجودشناسي» در كتاب هاي مياني و بحث «الهيات» در كتاب هاي پاياني، با يكديگر انسجام فلسفي ندارند. در مقاله حاضر سعي شده است بر اساس «دشواري ها» كتاب بتا ـ كه مي توان آن را فهرست موضوعي اين كتاب تلقي كرد ـ نظري در باب ساختار «مابعدالطبيعه» ارسطو طرح شود و نظريات متفاوت در اين باب مورد نقد قرار گيرند.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
پژوهشنامه فلسفه دين (نامه حكمت) بهار و تابستان 1383; 2(3):93-110.
 
 
قرائي مرتضي*
 
* دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي
 
 

در اين نوشتار، نخست نگاهي کوتاه به مهمترين دغدغه فکري فيلسوفان يوناني پيش از ارسطو داريم، که مي تواند زمينه و خاستگاهي براي انديشه جوهر باشد؛ سپس اشاره اي به موضع گيري ارسطو در برابر دو جريان فکري پيش از خود، افلاطونيان و ماديگراها، خواهيم داشت. پس از آن خواهيم کوشيد راي ارسطو در باب مساله جوهر، دومعنايي که وي از جوهر ارايه مي دهد، و ويژگي هاي جوهر به معناي نخستين را بر اساس دو کتاب مقولات (ارگانون) و متافيزيک او گزارش کرده، و در برخي موارد تحليل و نقد کنيم.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
پژوهشنامه فلسفه دين (نامه حكمت) بهار و تابستان 1383; 2(3):125-148.
 
 
سعيدي مهر محمد*
 
* دانشگاه تربيت مدرس
 
 

امروزه تمايز ميان جهات جمله اي (de dicto) وجهات شيئي (de re) از مباحث بسيار مهمي است كه هم در حوزه منطق موجهات و هم در قلمرو متافيزيك تحليلي، جايگاه ويژه اي يافته است. براي مثال، پذيرش ضرورت شيئي يكي از مباني اساسي پذيرش ذات گرايي (essentialism) است. در اين مقاله پس از اشاره اي كوتاه به سابقه اين تمايز در فلسفه غرب و اسلامي به تفاوت نحوي و معنايي اين دوگونه جهت پرداخته مي شود. در ادامه تفاوت تفكيك جمله اي / شيئي با دو تفكيك مشابه بررسي مي گردد و در پايان نگاهي به رابطه جهات جمله اي و جهات شيئي خواهيم داشت.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
پژوهشنامه فلسفه دين (نامه حكمت) بهار و تابستان 1383; 2(3):149-182.
 
 
صادقي علي آبادي مسعود*
 
* پژوهشكده امام خميني و انقلاب اسلامي
 
 

نسبيت گرايي معرفت شناختي در اخلاق، با پذيرش دست كم برخي تفاوت هاي اخلاقي به اين تفاوت ها بر حسب ارزش هاي معرفتي مانند صدق و توجيه پذيري عطف توجه مي كند. ارايه تحليلي نسبيت گرايانه از گزاره هاي اخلاقي كه هم اطلاق اصطلاحات معرفتي در آنها را بپذيرد و هم تفاوت هاي اساسي و اختلاف هاي حل ناشدني را تبيين كند بخش محوري تلاش ديويد ونگ، فيلسوف چيني الاصل آمريكايي است كه تحولات اخير در فلسفه زبان را نيز مدنظر قرار داده است. اين جستار در پنج بخش تنظيم شده است: مقدمه؛ تحولات اخير در فلسفه زبان؛ نقص هاي نظريات نسبيت گرايانه پيشين؛ تحليل نسبيت گرايانه ونگ از گزاره هاي اخلاقي؛ بررسي و نقد تحليل نسبيت گرايانه ونگ.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ