مشاعره آنلاین
ديدمت دورنماي در و بام اي شيراز
سرم آمد به بر سينه، سلام اي شيراز
زچشمانم برون کردی چه کردی
دلم دریای خون کردی چه کردی
اسیر روی چون ماه تو گشتم
غم و دردم فزون کردی چه کردی
یار ما چون گیرد آغاز سماع
قدسیان بر عرش دست افشان کنند
در میخانه ببستند خدایا مپسند
که در خانه تزویر و ریا بگشایند
دختری خورد شکایت می کرد
که مرا حادثه بی مادر کرد