مشاعره آنلاین
یـک قـصـه بـیـش نیست غم عشق وین عجب
کــز هــر زبــان کــه مـیشـنـوم نـامـکـرر اسـت
تا میکشم خطوط تــو را پاک می شوی
داری کمی فراتر از ادراک می شوی
یــار مـن بـاش کـه زیـب فـلـک و زیـنـت دهـر
از مـه روی تـو و اشـک چـو پـرویـن من است
در مجلس ما عطر میامیز که ما را
هر لحظه ز گیسوی تو خوش بوی مشام است
در تنگ،دیگر شور دریا غوطه ور نیست
آن ماهی دلتنگ،خوشبختانه مرده است
یـا رب ایـن کـعـبـه مـقـصـود تـمـاشاگه کیست
کـه مـغـیـلان طریقش گل و نسرین من است
تا تو مراد من دهی، کشته مرا فراق تو
تا تو به داد من رسی،من به خدا رسیده ام
میخواره و سرگشته و رندیم و نظرباز
وان کس که چو ما نیست در این شهر کدام است