مشاعره آنلاین
ما درس صداقت و صفا می خوانیم
آیین محبت و وفا می دانیم
زین بی هنران سفله ای دل مخروش
کانها همه می روند و ما می مانیم
مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
هوا داران کویش را چو جان خویشتن دانم
میخواره و سرگشته و رندیم و نظرباز
وان کس که چو ما نیست در این شهر کدام است
ما چون دو دریچه روبروی هم
اگاه زهر بگو مگوی هم
ميدوني ميخوام چي كار كنم
ميدوني ميخوام كجا برم
ميخوام براي كفترا يه خورده گندم ببرم
اونجا كه گنبدش طلاست با كفتراش پر بزنم
من حاصل عمر خود ندارم جز غم
ور عشقی ز نیک و بد ندارم جز غم
مــردیــم و یــار هــیــچ عـنـایـت نـمـیـکـنـد
واحــســرتـا کـه بـخـت عـنـایـت نـمـیـکـنـد
درد عشق و عاشقی درمان ندارد
راز عشق و عاشقی پایان ندارد .
دل خـــرابـــی مـــیکـــنـــد دلــدار را آگــه کــنــیــد
زیـــنـــهــار ای دوســتــان جــان مــن و جــان شــمــا
ای کارگشای هر چه هستند نام تو کلید هر چه بستند
دو چشم اشک ریزم دیده بانی / مهیا شد دلم در جان فشانی
به مفتون گر دهی دیدار وعده / کنم تا روز محشر دیده بانی