مشاعره آنلاین
تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست
دل سودا زده از غصه دو نیم افتادست
ترک یاری کردی و من همچنان یارم تو را
دشمن جانی و از جان دوستتر دارم تو را
گر به صد خار جفا آزردهسازی خاطرم
خاطر نازک به برگ گل نیازارم تو ر
آتش است این بانگ نای و نیست باد هر که این آتش ندارد
میانِ خاک و خون شادی که جوید؟
ترا عاقل درین معنی چه گوید؟
دل خـــرابـــی مـــیکـــنـــد دلــدار را آگــه کــنــیــد
زیـــنـــهــار ای دوســتــان جــان مــن و جــان شــمــا
الا ای آهوی وحشی کجایی
مرا با توست چندین آشنایی
یارم چو قدح به دست گیرد بازار بتان شکست گیرد
دوش در حـلـقـه مـا قـصـه گـیـسـوی تـو بود
تـا دل شـب سـخـن از سـلـسـله موی تو بود