مشاعره آنلاین
دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش
بیچاره ندانست که یارش سفری بود
در کوی ما دل شکسته می خرند و بس
بازار خود فروشی از آن سوی دیگر است
هنر بیعیب حرمان نیست لیکن
ز من محرومتر کی سائلی بود
دلی همدرد و یاری مصلحت بین
که استظهار هر اهل دلی بود