راسخون

مشاعره آنلاین

Mitra964 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 36
|
تاریخ عضویت : مهر 1394 
سال وفال ومال و حال واصل ونسل وتخت وبخت بادت اندر شهریاری برقرار وبردوام سال خرم ،فال نیکو.مال وافر،حال خوش اصل ثابت ،نسل باقی ،تخت عالی،بخت رام منسوب به حافظ
hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

 

سیمین بهبهانی : 

يا رب مرا ياري بده ، تا سخت آزارش کنم

هجرش دهم ، زجرش دهم ، خوارش کنم ، زارش کنم

 

از بوسه هاي آتشين ، وز خنده هاي دلنشين

صد شعله در جانش زنم ، صد فتنه در کارش کنم

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

شعر زیبای حمید مصدق

تو به من خندیدی و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید.

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 
شعر : صبر خدا 
 
 
عجب صبري خدا دارد !
 

اگر من جاي او بودم .


همان يك لحظه اول، كه اول ظلم را مي ديدم از
 
مخلوق بي وجدان جهان را با همه زيبايي و زشتي،
 
به روي يكدگر، ويرانه مي كردم
 
 
 
 
عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم ...
 
hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

 

تا  تو نگاه می کنی کار من آه کردن است

ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است

 

 

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم

دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟

 

 

 

نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی

سنگ دل این زودتر میخواستی حالا چرا

 

 

 

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

اشعار ناصرخسرو

 

نکوهش مکن چرخ نیلوفری‌را   برون کن ز سر باد و خیره‌سری را
بری دان از افعال چرخ برین را   نشاید ز دانا نکوهش بری را
چو تو خودکنی اختر خویش را بد   مدار از فلک چشم نیک‌اختری را
به چهره شدن چون پری کی توانی   به افعال ماننده شو مر پری را
درخت ترنج از بر و برگ رنگین   حکایت کند کله قیصری را
سپیدار مانده‌ست بی‌هیچ چیزی   ازیرا که بگزیده او کم‌بری را
درخت تو گر بار دانش بگیرد   به‌زیر آوری چرخ نیلوفری را
نگر نشمری ای برادر گزافه   به دانش دبیری و نه شاعری را
تورا خط قید علوم است و خاطر   چو زنجیر مر مرکب لشکری را
اگر شاعری را تو پیشه گرفتی   یکی نیز بگزیده خنیاگری را
تو برپایی آنجا که مطرب نشیند   سزد گر ببری زبان جری را
به علم به گوهر کنی مدحت آن‌را   که مایه‌ست مر جهل و بدگوهری را
پسند است با زهد عمار و بوذر   کند مدح محمود مر عنصری را
من آنم که در پای خوکان نریزم   مر این قیمتی دُر لفظ دری را

 

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

شعر : بوی جوی مولیان

 

 1 ـ بوی جوی مولیان آید همی

      بوی یار  مهربان  آید همی

 

2 ـ ریگ آموی و درشتی راه او

      زیر  پایم  پرنیان  آید  همی

 رودکی

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

مردان خدا پرده پندار دريدند 

يعنی همه جا غير خدا هيچ نديدند



 هر دست كه دادند از آن دست گرفتند

هر نكته كه گفتند همان نكته شنيدند



 يك جمع نكوشيده رسيدند به مقصد 

  یک قوم دويدند و به مقصد نرسيدند



 فرياد كه در رهگذر آدم خاكی

 بس دانه فشاندند و بسی دام كشيدند



 همت طلب از باطن پيران سحر خيز  

 زيرا كه يكی را ز دو عالم طلبيدند



 زنهاز مزن دست به دامان گروهی

كز حق ببريدند و به باطل گرويدند



 چون خلق درآيند به بازار حقيقت

ترسم نفروشند متاعی كه خريدند

 

فروغ بسطامی

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

فریدون مُشیری:

 

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم،

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم،

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق دیوانه که بودم.

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

زنده یاد فریدون مشیری»:

 

به تو می اندیشم

ای  سراپا  همه خوبی

تک و تنها به تو می اندیشم

همه وقت

همه جا

من به هر حال که باشم

به تو می اندیشم...

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

شعری دیگر از زنده یاد فریدون مُشیری : اگر ماه بودم

 

اگر ماه بودم به هر جا که بودم

سراغ تو را از خدا  می گرفتم

وگر سنگ بودم،به هر جا که بودی

سر رهگذار تو جا می گرفتم

 

 

اگر ماه بودی-به صد ناز-شاید

شبی بر لب بام من می نشستی

و گر سنگ بودی به هر جا که بودم

مرا می شکستی،مرا می شکستی

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند // ون در ان ظلمت شب اب حیاتم دادند

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

ما  چون  ز  دری  پای  کشیدیم  ، کشیدیم

امید  ز هر  که بریدیم  ، بریدیم

دل نیست کبوتر  که چو برخواست  نشیند 

از  گوشه بامی  که پردیدیم   ، پریدیم

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

دل من وقتی گرفت به چند تابیت وابسته است

اخه همه ی غصه هاش توقلب بیت نهفته است

اگه روزی بمونم عقب تو این  راه غریب

دل من مرده و روحش به ابد پیوسته است

 

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

یک نفر آمد صدایم کرد و رفت ... در قفس بودم، رهایم کرد و رفت