مشاعره آنلاین
از مصیبت ها منال ای دل که در زیر سپهر
هر مصیبت بهر دانا امتحانی دیگرست
ترسم که روز حشر عنان بر عنان رود
تسبیح شیخ و خرقه رند شرابخوار
رهروان نیست گهی تندوگهی خسته رود//رهروانست که اهسته وپیوسته رود
یاد باد آن که چو یاقوت قدح خنده زدی
در میان من و لعل تو حکایتها بود
یاد باد آن که خرابات نشین بودم و مست
وآنچه در مسجدم امروز کم است آن جا بود
دو بیت مکرر نشاید به دفتر ـ اگر زر بود یا که بهتر
رفـتـی و دل ربـودی یـک شـهر مبــتــلا را
تا کی کنیم بی تو،صبری که نیست ما را
اوقـات خـوش آن بود که با دوست به سر رفت
بــاقــی هــمــه بــیحــاصــلــی و بـیخـبـری بـود
دیشب که اشک در غم من قطره می سرود
فکر تو با دل غافل چه می نمود
دل چو از پیر خرد نقل معانی میکرد
عشق میگفت به شرح آن چه بر او مشکل بود
در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز
چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود