مشاعره آنلاین
مرا از مهر خود یاری کن ای دوست براین غمدیده غمخواری کن ای دوست
تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافریست راه رو گر صد هنر دارد توکل بایدش
شعر خونبار من ای باد بدان یار رسان
که ز مژگان سیه بر رگ جان زد نیشم
من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو پیش من جز سخن شهد شکر هیچ مگو
واعظ ما بوی حق نشنید بشنو کاین سخن در حضورش نیز میگویم نه غیبت میکنم
مرا از مهر خود یاری کن ای دوست براین غمدیده غمخواری کن ای دوست
تیر غمم زدی به جان تا که به خون نشانیم هرچه کنی بکن بتا زانکه خطا نمی کنی
یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان وان سهی سرو خرامان به چمن بازرسان
ننگرد دیگر به سرو اندر چمن
هر که دید آن سرو سیم اندام را
از گلوی خود بریدن وقت حاجت همت است
ورنه هر کس وقت سیری پیش سگ نان افکند
دانی که چرا چوب شود قسمت آتش
از بی حرمتی اش بر لب ودندان حسین است
تا به فراق خو کنم، صبر من و قرار کو
وعده ی وصل اگر دهد طاقت انتظار کو؟
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم که در طریقت ما کافریست رنجیدن
نشاط جوانی ز پیران مجوی
که آب رفته باز نیاید به جوی
یکروز به شهر من سفر خواهی کرد از اخر خود مرا خبر خواهی کرد