مشاعره آنلاین
تیمار غریبان اثر ذکر جمیل است
جانا مگر این قاعده در شهر شما نیست
تا دلم پا بست اندر طرّه زلف تو شد / رستم از پیوندها خون من اندر گردنت
تا با غم عشق تو مرا کار افتاد
بیچاره دلم در غم بسیار افتاد
دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود
تــعــبــیــر رفـت و کـار بـه دولـت حـوالـه بـود
چـل سـال رنـج و غـصـه کـشـیـدیـم و عـاقبت
تــدبــیــر مــا بــه دســت شـراب دوسـالـه بـود
دل به پیغام وفا هر کس که میآرد ز یار
میدهم تسکین و میدانم که حرف یار نیست
تــو کــز مــکــارم اخـلـاق عـالـمـی دگـری
وفــای عــهــد مـن از خـاطـرت بـه درنـرود
در عالم غیر غم قسمت به ما نیست / نصیب ما به جز رنج و بلا نیست
زهر یاری وفا مفتون طمع داشت / از او جز محنت و جور و جفا نیست
| تا چند اسیر عقل هر روزه شویم | در دهر چه صد ساله چه یکروزه شویم |
مرا دردي است اندر دل ، اگر گويم زبان سوزد
وگر پنهان كنم ، ترسم كه مغز استخوان سوزد
در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست
در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست
| من نه بخود شدم چنین شهرهی کویها ولی | شد رخ نیکوان بلاعقل و دل سلیم را |
دانی که چرا راز نهان با تو نگفتم؟
طوطی صفتی طاقت اسرار نداری