مشاعره آنلاین
تا یار عنان به باد و کشتی داده است چشمم ز غمش هزار دریا زاده است
او را و مرا چه طرفه حال افتاده است من باد به دست و او به دست باد است
بين العبد و بين الكفر ترك الصّلوة.
ميان بنده و كفر ترك نماز فاصله است.
نهج الفصاحه / 1098
تـخـم وفـا و مـهـر در ایـن کـهـنـه کـشته زار
آن گــه عــیـان شـود کـه بـود مـوسـم درو
وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی
تا با تو بگویم غم شب های جدایی
یا رب آن شاهوش ماه رخ زهره جبین
در یکتای که و گوهر یک دانه ی کیست
تا عاشقان به بوی نسیمش دهند جان
بگشود نافه ای و در آرزو ببست
| هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان | ایوان مدائن را آیینهی عبرت دان | |
| یک ره ز لب دجله منزل به مدائن کن | وز دیده دوم دجله بر خاک مدائن ران | |
| خود دجله چنان گرید صد دجلهی خون گویی | کز گرمی خونابش آتش چکد از مژگان |
چه کنم حرف دگر ياد نداد استادم
زین بی هنران سفله ای دل مخروش
کانها همه می روند و ما می مانیم
یـا رب مـکـن از لـطـف پـریـشـان مـا را هر چند که هست جرم و عصیان ما را
ذات تــو غــنــی بـوده و مـا مـحـتـاجـیـم مــحــتــاج بــغـیـر خـود مـگـردان مـا را