دانستني هاي قرآني
بَلَى مَن كَسَبَ سَيِّئَةً وَأَحَاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ فَأُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿۸۱﴾
آرى ، كسى كه بدى و کار زشت کند و گناهش او را در ميان گيرد ، پس چنين كسانى اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود .
وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿۸۲﴾
و كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند آنان اهل بهشتند و در آن جاودان خواهند ماند .
سوره بقره
خدا كافران را لعنت كرده و براى آنها آتش فروزانى آماده كرده است :
قَالَ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْأَلَكَ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَإِلاَّ تَغْفِرْ لِي وَتَرْحَمْنِي أَكُن مِّنَ الْخَاسِرِينَ ﴿۴۷﴾
گفت پروردگارا من به تو پناه مىبرم كه از تو چيزى بخواهم كه بدان علم ندارم و اگر مرا نيامرزى و به من رحم نكنى از زيانكاران باشم .
سوره هود - آیه 47
وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولًا ﴿۳۶﴾
و چيزى را كه بدان علم ندارى دنبال مكن زيرا گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد .
سوره اسراء - آیه 36
قـــرآن کتابی است که نام بیش از ۷۰ سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است و بیش از ۳۰ سوره اش از پدیده های مادی و تنها ۲ سوره اش از عبادات! آن هم حج و نماز !کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست …
این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایه اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که این کتاب را ـ که خواندنی نام دارد ـ دیگر نخواندند و برای تقدیس و تبرک و اسباب کشی بکار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد شانه و … شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند وبالاخره، اینکه می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد.
قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند ” چه کس مرده است؟ ” چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .
قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام.
یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته، یکی ذوق میکند که ترا فرش کرده ،یکی ذوق می کند که ترابا طلا نوشته ، یکی به خود می بالد که ترا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و … آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟
قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و ترا می شنوند، آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند… اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ”احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است …
قرآن ! من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه، خواندن تو آز آخر به اول، یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان که ترا حفظ کرده اند، حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند .
خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو .
آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند ، گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم.
(دکتر شریعتی)
خدایا به تو پناه میبرم از شر آنچه خلق شده
سوره فلق
یه کم در مورد "ما خلق " فکر کنید
آنچه در جهان خلق شده ... انچه ما خلق میکنیم ... اعمالمان افکارمان ... گفتارمان ...مخلوقات ما هستند ...
از شر آنها ..... پناه میبرم خدا ... به پروردگارفلق یعنی شکافتن.. شکافتن نور از میان تاریکی را
دانستنيهاى قرآن
تسبيح و تحميد و فرق اين دو
وقتى در نماز مىگوييم «سبحانربى العظيم و بحمده» كه خلاصهاش اين است «تسبيح پروردگار عظيم مىكنم و حمد پروردگار عظيم» يا مىگوييم: «سبحان ربىالاعلى و بحمده» يعنى تسبيح مىكنم پروردگار برتر را و حمد مىكنماو را، «تسبيح مىكنم» يعنى چه؟ و «حمد مىكنم» يعنى چه؟
ثناى خدا به دو شكل است: يكى تسبيح و ديگرى تحميد.
تسبيح يعنى تنزيه، يعنى خدا را از آنچه كه ذات او مبراست منزهكردن، و برتر دانستن او از آنچه كه شان مخلوقين است، از آنچه كهحاكى از نوعى نقص و ناتوانى و نارسايى است. اصلا كلمه «سبحان» معنايش اين است كه من او را تسبيح و تنزيه مىكنم ازاينكه به چشم ديده شود، با دست لمس شود، او را جسم بدانم وبگويم در جايى قرار گرفته است، او را محتاج و نيازمند بدانم به هرچيزى از جمله به عبادت خودم، خير، او منزه است از نياز و احتياج، تنزيه مىكنم او را از اينكه به او نسبت ظلم و ستم بدهم، براى اوشريكى قائل باشم، او را مركب و داراى اجزاء بدانم، بگويم از چهدرستشده و از كجا آمده است. پس تسبيح يعنى يك سلسلهچيزهايى را كه من مىفهمم كه خدا از اينها برتر و بالاتر است، با كلمه «سبحان» از او نفى مىكنم. ثناى الهى نظير اقرار به توحيد است كه مجموع نفى و اثباتاست، وقتى مىگوييم «لا اله الا الله» نفى مىكنيم معبوديت غير را واثبات مىكنيم ذات او را. ثناى الهى هم هميشه نفى است و اثبات، نفىاش همين است: منزه است از...، ولى «حمد» توصيفپروردگار است به صفات اثباتى، او را ستايش مىكنم كه همه نعمتهااز اوست، همه كمالات از اوست و به او بر مىگردد، او
به هر چيزىداناست: «بكل شىء عليم»، بر هر چيزى تواناست: «و هو علىكل شىء قدير»، او سميع است، او بصير است، او حى است، اوقيوم است، او ملك است، او مؤمن است، مهيمن است، عزيزاست، جبار است، متكبر است (1). اين صفات اثباتى. پس ما با يك «سبحان ربى العظيم و بحمده»، يا يك «سبحان ربى الاعلى وبحمده» يك دنيا نقص را به نظر مىآوريم و مىگوييم خداى ما ازاينها منزه است، و يك سلسله كمالات را [به نظر مىآوريم ومىگوييم] خداى ما داراى چنين صفاتى است. در نماز وقتى سورهتوحيد را مىخوانيم مىگوييم: «قل هو الله احد، الله الصمد، لم يلدو لم يولد و لم يكن له كفوا احد» هم صفات اثباتى در آن است وهم صفات سلبى. بعد مىگوييم: «كذلك الله ربى» چنان استپروردگار من، آن صفات كمالى اثباتى را دارد و من او را به آنصفات ستايش و حمد مىكنم. نقصى در او نيست، اينكه فرزند داشته باشد، فرزند چيزى باشد، مثل و مانند داشته باشد، در اونيست «كذلك الله ربى».
قرآن مىگويد اين كار تسبيح و تحميد كه شما در اين شعور ظاهرى و انسانى تان بايد آن را با تعليمات انبياء ياد بگيريد و با ارادهو اختيار خودتان انجام دهيد، تمام ذرات عالم وجود، خدا را تسبيحمىكنند و حمد مىكنند. اين يك آيه از آيات قرآن [راجع به تسبيح وتحميد موجودات].
همچنين ما در قرآن پنجسوره داريم - بلكه با سوره «سبحاسم» به اعتبارى شش سوره داريم - كه با تسبيح شروع مىشوند واينها را «مسبحات» مىگويند. سوره حديد اين طور شروع مىشود:
«سبح لله ما فى السموات و الارض» هر چه در آسمانها و زمين استخدا را تسبيح مىكند.
سوره حشر و سوره صف به اين شكل شروع مىشود: «سبحلله ما فى السموات و ما فى الارض». در اينجا كلمه «ما» تكرار شدهاست. باز مفاد همان است: هر چه در آسمانهاست و هر چه - نه هركه - در زمين استخدا را تسبيح كرده است.
سوره جمعه و سوره تغابن [اينطور شروع مىشوند:] «يسبحلله ما فى السموات و ما فى الارض و هو العزيز الحكيم».
«سبح اسم» نيز امر به تسبيح است.
کلمه شیعه در قرآن 12 بار آمده است .
منابع انرژی فسیلی
اَلَّذی جَعَلَ لَکُم مِّنَ الشَّجَرِ الاَخضَرِ ناراً فَاِذا اَنتُم مِّنهُ توقِدونَ
همان (خدایی) که برای شما از درخت سبز، آتش آفرید، که شما از آن آتش می افروزید.
باران رحمت الهی
وَ اَنزَلنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأنبَتنا فیها مِن کُلِّ زَوجٍ کَریمٍ
و از آسمان آبی فرو فرستادیم که از هر نوع گیاه نیکو در آن رویاندیم.
جلوه ای از نشانه های الهی
وَ ءایَةٌ لَّهُمُ الاَرضُ المَیتَةُ اَحیَیناها وَ اخرَجنا مِنها حَبّاً فَمِنهُ یَأکُلُونَ
و زمین مرده برای ایشان نشانه ای است که آن را (در فصل بهار) زنده کنیم، و دانه از آن بر آوریم که از آن می خورند
شنیدن کِی بُوَد مانند دیدن:
وَ اِذقَالَ اِبرَاهیمُ رَبِّ اَرِنی کَیفَ تُحیِ المَوتَیٰ قَالَ اَوَلَم تُؤمِن قَالَ بَلَیٰ وَلَاکِن لِیَطمَئِنَّ قَلبی:
و هنگامی که ابراهیم گفت: پروردگارا! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده می کنی؟
(خدا) فرمود: مگر ایمان نیاورده ای؟
(ابراهیم) عرض کرد: آری، ولی می خواهم قلبم آرامش یابد