احادیث امام علی ع
مولا علی (ع) : هرکسی که از قبرستانی بگذرد مردگان به او می گویند : ای غافل اگر میدانستی ( از احوال قبر و قیامت و ) آنچه را که ما میدانیم هر لحظه گوشتهای بدنت از ترس و وحشت فرو می ریخت. ارشاد القلوب جلد 2 صفحه 229
مولا علی (ع) : موسیقی و آوازه خوانی باعث فقر است و کسی که زیاد به صدای موسیقی گوش می دهد عاقبت به فقر و نداری مبتلا میشود. عین الحیوة صفحه 230
مولا علی (ع) : هیچ کس شوخی بی جا نکند جز آنکه مقداری از عقل خویش را از دست بدهد. نهج البلاغه حکمت 450
مولا علی (ع) : بزرگترین و سخت ترین گناهان گناهی است که گناهکار آن را کم و سبک شمارد. نهج البلاغه حکمت 477
مولا علی (ع) : حسادت بر دوست از آفات دوستی است. نهج البلاغه حکمت 218
مولا علی (ع) : عبرت ها چقدر فراوانند و عبرت پذیران چه اندک !؟ نهج البلاغه حکمت 297
مولا علی (ع) : اگر میخواهی سلامت باشی از حسادت ورزیدن دوری کن و حسادت نکن. نهج البلاغه حکمت 256مولا علی (ع) : ( مردی را در مرگ یکی از خویشاونداشان چنین تسلیت گفت ) مردن از شما آغاز نشده و به شما نیز پآیان نخواهد یافت.این دوست شما (منظور کسی که فوت شده است)به سفر می رفت اکنون پندارید که به یکی از سفرها رفته اگر او باز نگردد شما به سوی او خواهید رفت. نهج البلاغه حکمت 357
امام علی (ع) : چگونه کسی می تواند در حق دیگری عدالت نماید ، در صورتی که در حق خود ظلم می کند ؟ الحیاة جلد 6 صفحه 507
مولا علی (ع) : هرکس دامنه آرزوهایش گسترده باشد ، عملش کوتاه و ناچیز گردد. ارشاد شیخ مفید صفحه 144مولا علی (ع) : آن کس که علم خود را به کار نبندد ، چیزی نمی داند. غررالحکم حدیث 308
مولا علی (ع) : بشنوید و بفهمید و باور کنید و بعد به کار ببندید. اصول کافی جلد 4 صفحه 194
مولا علی (ع) : پست ترین علم آن است که بر زبان با یستد ( عمل نشود ) ، وبالاترین علم آن است که در اندامها آشکار گردد ( عمل شود ) نهج البلاغه
مولا علی (ع) : از خودراضی ابله است ، و خود محور زیانکار. غررالحکم حدیث 48امام علی (ع) : مرگ احترام کسی نگه ندارد. غررالحکم صفحه 634 حدیث 7908
امام علی (ع) : ارزش دانش ، عمل به آن است. غررالحکم صفحه 534 حدیث 6634
امام علی (ع) : دروغ تباهی شخصیت است. غررالحکم صفحه 532 حدیث 6615
امام علی (ع) : مومن از گناه همواره بیمناک و از امتحان هراسناک و به رحمت پروردگارش امیدوار است. غررالحکم صفحه 96 حدیث 1797امام علی (ع) : زیاده روی در هر چیز نکوهیده است ، مگر در کارهای نیک. غررالحکم صفحه 110 حدیث 1946
امام علی (ع) : هرکه به غیر از راه خدا هدایت بجوید تباه گردد. غررالحکم صفحه 476 حدیث 5965
امام علی (ع) : بهشت با عمل به دست آید ، نه با آرزو. غررالحکم صفحه 350 حدیث 4355
امام علی (ع) : به راستی که برترین دانش و وقار ، بردباری است. غررالحکم صفحه 254 حدیث 3505
امام علی (ع) : روزگار صفحه های عمر شما است ، پس بهترین کردار خود را در آن ثبت کنید. غررالحکم صفحه 120 حدیث 2058حضرت علی (ع) : ما خاندان موظفیم گرسنگان را سیر کنیم فروماندگان را کمک نمائیم و چون مردم بخواب روند نماز بگذاریم.کتاب نصایح باب سوم پندهای سه گانه مولا علی (ع)
حضرت علی (ع) :نزد خدا از همه بهتر باش در چشم خود از همه بدتر باش و در نظر مردم یکی از انان باش این حدیث را عبدالله مسعود به این صورت ادا کرده : واجبات الهی را انجام ده تا از همه عابدتر باشی گناهان را ترک کن تا از همه زاهد تر باشی به قسمت خدا راضی باش تا از همه بی نیاز تر باشی.کتاب نصایح باب سوم پندهای سه گانه مولا علی (ع)
مولا علی (ع) : جز از گناه خود مترس. غررالحکم صفحه 598 حدیث 7480
امام علی (ع) : دروغ گفته کسی که ادعای باور آخرت را دارد و به دنیای فانی دل بسته است. غررالحکم صفحه 582 حدیث 7292
امام علی (ع) : آرزو را کوتاه کنید و از اجل ناگهانی بترسید و به سوی رفتار شایسته بشتابید. غررالحکم صفحه 552 حدیث 6850
امام علی (ع) : هیچ پیش آمدی نزدیکتر از مرگ نیست. غررالحکم صفحه 636 حدیث 7935
امام علی (ع) : کسی که تکبر کند ، علم و دانش نیاموزد. غررالحکم صفحه 634 حدیث 7900حضرت علی (ع) : عالم سه نشانه دارد : علم بردباری سکوت . عالم نما نیز سه نشانه دارد : از مافوق اطاعت نکند زیر دست را به قهر و غلبه بیازارد با ستمگران همکاری کند. کتاب نصایح باب سوم پندهای سه گانه مولا علی (ع
حضرت علی (ع) : سه چیز جان را میکاهد : تنگدستی ترس و اندوه و سه چیز روح را زنده کند : سخن علما دیدار رفقا گذشتن روزگاز بدون گرفتاری زیاد.کتاب نصایح باب سوم پندهای سه گانه مولا علی (ع)
حضرت علی (ع) : کسی را رفیق نخوانند مگر که در سه حال رعایت رفیق کند : دربیچارگی و غیبت (پشت سر )و پس از مرگ.کتاب نصایح باب سوم پندهای سه گانه مولا علی (ع)
مولا علی (ع) : وقتى به حضرت علىّ عليه السّلام خبر رسيد كه ارتش معاويه بر شهر مرزى أنبار تاخته، و فرماندار وى در آنجا به نام حسّان بن حسّان را بشهادت رسانده، و آنچه در شهر بوده به يغما برده است، وى خشمگين از كوفه بيرون آمد، و آنچنان آشفته بود كه بخود توجّه نداشت بگونهاى كه لباسش بزمين كشيده میشد، و مردم نيز در پى آن بزرگوار روان شدند ، و شتابان میرفت تا به محلّ «نخيله» (كه ميدان بسيج و سان لشكر كوفه بود) رسيد، در آنجا بر مكان مرتفعى از زمين، ايستاد، و اين سخنرانى پر سوز و گداز را ايراد نمود: ابتدا در كمال فروتنى به ستايش پروردگار و درود بر پيغمبر خدا صلى اللَّه عليه و آله لب گشود :
آنگاه فرمود: همانا نبرد با مخالفين دين، درى از درهاى بهشت میباشد (كه خداوند آن را بر روى دوستان مخصوص خود گشوده، و جهاد پوشش پرهيزكارى، و زره رخنه ناپذير خدا، و سپر محكم قادر متعال است). كسى كه از روى كوته فكرى آن را ترك نمايد و مايل به آن نباشد، خداوند لباس خوارى و فرومايگى بر او بپوشاند، و وي را در گرداب بلا فرونشاند، و خوار گردانيده شود به حقارت و بی اعتبارى.
من در شب و روز، در آشكار و نهان، بارها نغمه فداكارى را در گوشهاى سنگين شما نواختم، و شما را به نبرد بی امان با آنان فرا خواندم تا قبل از آنكه به شما يورش برند بر آنان بتازيد، هم اكنون بار ديگر آن را تكرار مینمايم شايد با اين دم گرم من، خون نيم مرده و سرد و لخته شده در شريانهايتان بجريان افتد، سوگند به آنكه جانم در اراده اوست قلمرو سرزمين هيچ قومى ميدان تاخت و تاز دشمن قرار نگرفت مگر آنكه دچار خوارى و شكست شدند.
اين مرد غامد { سفيان بن عوف از قبيله بنى غامد در يمن فرمانده لشكر معاويه } است كه با سپاهيان تحت فرماندهى خود به شهر أنبار (شهرى در كنار شرقى فرات مقابل هيت كه در جانب غربى فرات میباشد) يورش برده، و فرماندار آنجا (حسّان بن حسّان) را با مردان زياد و زنانى از اهالى آنجا كشته است، و قسم به آفريدگارى كه جانم به اراده و اختيار اوست گزارش تكان دهنده اى به من رسيده : كه يكى از سپاهيان ايشان بر دو تن از زنان كه يكى مسلمان، و ديگر زن غير مسلمانى كه پناهنده به مسلمين بوده حمله ور شده زيورهاى زنانه و دستبند و النگو، و گردنبند، و گوشواره هاى آنان را با كمال قساوت و بيشرمى از پا و دست و گردن و گوششان بيرون آورده و به تاراج برده (و آن دو زن براى نجات خود هر چه سوز دل را با قطرات اشك آميختند كسى به فريادشان نرسيده) و آنگاه متجاوزين با غنائم فراوان، در حالى كه كوچكترين زخمى بر نداشته و قطره خونى از بدنشان نچكيده به پايگاههاى خود باز گشتهاند. آه كه اگر مرد مسلمانى از شنيدن اين ماجراى دلسوز و غم انگيز از فرط خجلت در دم بميرد، و سر به خاك تيره فرو برد، به نظر من نه تنها بر او سرزنشى نيست، بلكه چنين مرگى را سزاوار است و بسى شگفت انگيز و جاى دريغ است كه اين گروه بر كردار ناشايست خود، آن گونه پشت به پشت هم داده اند و كوشايند، و شما در كار حقّ خود چنين پراكنده ايد و سست عنصريد! وقتى خواستم كه در زمستان با آنها بجنگيد، با لحنى كه نماينده سستى شما بود، گفتيد: اينك بوران و سرما است ، هنگامى كه در تابستان گفتم به نبرد با ايشان برخيزيد ، پاسخ داديد :
گرماى تابستان بيداد میكند ، بما مهلت بده تا فشار گرما كاسته شود. شما كه با چنين بهانه هايى ، عاجزانه از گرما و سرما گريزانيد ، به خدا سوگند! از لبه تيز شرر بار شمشير برهنه دشمن بيشتر خواهيد گريخت (با چنين روحيه اى ، آنگاه كه آتش جنگ پيكرتان را بسوزاند چگونه خواهيد توانست سينه گناه آلود آنها را از هم بدريد و دست جنايتكارشان را از دامن خود كوتاه سازيد). (سپس با لحن پرخاشگرانه اى فرمود:) اى مردنمايانى كه اثرى از مردانگى در شما (فكر و روحتان) نيست! با شما هستم! شمائى كه انديشه هاى مشوّشتان به كوتاهى انديشه و آرمان كودكى میماند كه نيازمند به دايه است و همچون پرده نشينان و عروسان تازه به حجله رفته كه براى هر چيز منتظر كمك هستند! به خدا قسم با سرپيچى و نافرمانيهايتان، فكر و نقشه ام را تباه ساختيد، و دل خونينم را با رفتار ناهنجارتان از جوش و خشم مالامال كرديد، تا كار به جايى رسيد كه مقام سربازى ام را لكه دار كرديد، و مردم مرا مسئول خودسريهاى شما دانسته و كاردانى مرا زير سؤال بردند تا آنجا كه قريش گفتند: پسر ابو طالب دلاور است ولى درست با تاكتيكهاى جنگى آشنائى ندارد و خام است، (با تعجّب فرمود) خدا خيرشان دهد ( تا بتوانند گفتار خود را سنجيده ادا كنند )، آيا در ميدان كارزار چه كسى فنون نظامى را بهتر از من میداند، و يا استوارتر و چيره دست تر از من است؟!
به خدا سوگند هنوز به سن بيست سالگى نرسيده بودم كه در ميدان جنگ قد بر أفراشتم، و گامهاى پولادينم زمين سخت آنجا را لرزاند، و اكنون سنم از شصت گذشته (چگونه میشود با چهل سال سربازى، كه در همه جنگها تدابيرم موفّقيّت آميز و افتخار آفرين بوده، اكنون در مسائل جنگ ناپخته باشم) و لكن هيچ راهى و تدبيرى باقى نمانده است.
كسى كه فرمانش را نمیبرند چه میتواند بكند؟!- سه بار اين جمله را تكرار فرمود- در اين هنگام مردى بهمراه برادرش بپا خاست و عرضه داشت: اى امير المؤمنين، من و اين برادرم چنانيم كه خداوند از قول حضرت موسى بازگو نموده: رَبِّ إِنِّي لا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَ أَخِي (پروردگارا هر آينه من مالك نيستم مگر نفس خود و برادرم را- مائده 5: 25).
به خدا قسم هر چه فرمان دهى اجرا خواهيم كرد، گر چه مجبور باشيم از ميان شعلههاى سوزان آتش چوب درخت «غضا» و بر روى خارهاى جانگزاى «قتاد» (درخت پرتيغى است) بگذريم، حضرت برايشان دعاى خير كرد؛ و آنگاه فرمود: و بكجا خواهيد رسيد از آنچه من خواسته ام و سپس از منبر پایین آمد. معانی الاخبار جلد2 صفحه 235
حضرت علی (ع) : سه چیز حافظه را قوی کند و بلغم را برطرف نماید : مسواک روزه تلاوت قرآن.کتاب نصایح باب سوم پندهای سه گانه مولا علی (ع)
حضرت علی (ع) : دنیا میفریبد و زیان میرساند و میگذرد.کتاب نصایح باب سوم پندهای سه گانه مولا علی (ع)
حضرت علی (ع) : نسبت به رعیت و زیر دستان خوش نیت و کم طمع و پرهیزگار باش تا بتوانی به عدالت رفتار کنی.کتاب نصایح باب سوم پندهای سه گانه مولا علی (ع)
حضرت علی (ع) : هرکه هوای زندگی جاوید دارد (با این که امکان ندارد . یعنی اگر این کار ها را که مولا علی ع فرموده اند انجام دهیم سلامتی و طول عمر بدنمان را تضمین کردیم وگرنه منظور جاوید شدن و نمردن نیست) صبح زود غذا بخورد لباس سبک بپوشد و با زنان کمتر بیامیزد.کتاب نصایح باب سوم پندهای سه گانه مولا علی (ع)