اخبار بازيهاي رايانه اي
زمانی که این بازی وارد بازارهای جهان شد، سبک جدیدی از بازی ترسناک را وارد صنعت بازی سازی نمود.
هم اکنون چندین سال از عرضه اولین نسخه از بازی فوق محبوب Resident Evil میگذرد که در این مدت کمپانی Capcom توانسته با عرضهی نسخه های متعدد از این بازی، بازار خود را همچنان داغ نگه دارد.
خبری که چندی پیش دوستداران این بازی را بسیاز ذوق زده کرد، انتشار یک دمو از این بازی بود که هر گیمری ( بازی کنندهای ) را سرجای خود میخکوب میکرد.
در این دمو خصوصیات زیر به وضوح قابل دریافت بود:
• گرافیک فوقالعاده خیره کننده بازی به طوری که شما قادر به حدس درجهی گرما در بازی خواهید بود.
• کنترل بازی که همانند سری قبلی یعنی اقامتگاه شیطان 4 از دید سوم است و در این نسخه بهبود پیدا کرده است.
• حتی در دموی بازی، هیجان بالای بازی، قابل دریافت است، به طوری که شما نمیتوانید از آن چشم بردارید.
• هوش مصنوعی دشمنان شما بسیار بالا رفته است تا جایی که با توجه به حرکات شما، کارهایی می کنند که شما را غافلگیر کنند.
• ...
اخیرا یکی از اعضای تیم سازنده Resident Evil 5 به نام Masachika Kawata به خبرنگار 1UP در نمایشگاه لایپزینگ آلمان چنین گفته است:
وحشت بازی به حدی زیاد است که در بعضی از صحنه های آن شما از وحشت فلج میشوید و برای لحظاتی قادر به هیچ حرکتی نخواهید بود.
به عنوان مثال شما و دوستتان وقتی که وارد یک تونل تاریک و ترس برانگیز میشوید یکی باید وظیفهی گرفتن مشعل به دست را به عهده بگیرد و دیگری نیز باید پوشش دهنده باشد، که در این مابین اتفاقاتی که خواهد افتاد شما را از ترس فلج خواهد کرد.
لازم به ذکر است که این بازی در تاريخ 13 مارچ سال 2009 براي X360 , PS3 عرضه خواهد شد.
مسئولان کپکام که قبلا فروش این بازی را 2.5 میلیون نسخه پیش بینی کرده بودند، در جدیدترین اظهارات خود، پیشبینی خود از فروش بازی را بیش از 3.2 میلیون نسخه اعلام کردند
شده تا به تدريج اسرار پشت پرده رو در پايان بازی کشف کنيد.
بدن تکه تکه شده Ellen Dunnigan در بزرگراه 201 پيدا شده.مدارک پيدا شده و ويديو گرفته
شده به پليس فرستاده شده و رسانه ها با اين مدارک شکی در هويت قاتل ندارند.
رد پايی به جا نگذاره.چند ساعت بعدPaloma Hernandez روزنامه نگاری که اخبار مربوط به اين قاتل رو پيگيری ميکرد دزديده ميشه.
بگيريد که امکان تجربه دو گيم پلی کاملاً متفاوت رو به شما ميده.با انتخاب Paloma روزنامه
نگار دزديده شده
ترسناک اونجا رو تجربه کنيد و با گذشتن از تله های مرگبار خودتون رو نجات بديد. اما در نقش
ويکتوريا به سمت تحقيقات ميريد و بايد بر ترس و وحشت غلبه کنيد تا ذهن قاتل رو بخونيد و
يک بار برای هميشه اونو از بين ببريد.
داستان ازسال2005میلادی ودرجنگ عراق وآمریکاشروع میشود.یک سربازبه نامsgt.paul jaksonکه نام اوpaul jaksonبود به جنگ میرود.فرمانده ی آنهاcapitan priceبه همراه دوست صمیمی اشGazازاوامتحان میگیرندوجکسون قبول میشودواین آغازدوستی آنهاست.دراولین ماموریت کشتی عرب راغرق میکنندوبرای اولین بارکاپیتان جکسون راازمرگ حتمی نجات میدهد.کاپیتان تابه حال چندین بارناجی جکسون و3زیردستش شده.این چهاردوست یابهتراست گفته شودپنج دوست بانامهای
capitan price
sggt.griggs
Nikolai
وGaz
تاپای جان درهرجنگی برای هم جنگیدندودردوماموریت حساس nikolaiودریک ماموریت دیگرgriggsاسیرمیشودکه لازهم این چنددوست ازیادهم غافل نمیشوند.
فرشته ای به نامcapitan price
اگرکاپیتان نبودتاحالاجکسون وبقیه هزارباره مرده بودند.کاپیتان باتجربه هزاران بارزیردستانش راکه باآنان انس گرفته بودازمرگ نجات داد.
3هدف
درکل ماجراسه هدف بایدکشته میشدندکه دونفرباموفقیت انجام شد.سومی هم کشته شداماباانتقامی سنگی وداغی محکم بردل nikolaiومرگ4نفراز5نفر
روزشوم
این گفت وگوهاترجمه شده ودرست اند.
کاپیتان:بزنید.بایددربریم.کامیون Gazتندتربرون
هلی کوپتر
گریگس:بیاباآرپیچی کامیوناروبزن
کاپیتان:موشکاش پرشد.الان میزنه.
بووووووووووووووووووووووووم
پل داره خراب میشه دربرید
این آخرین مکالمات هیجانی وباحال وحوصله آنهابود.
هلی کوپتردشمن دچاذنقس فنی میشود.مقاومت کنید.
هلی کوپترجدیدی می آید.جکسون رخمی میشود.گریگس اوراعقب میکشداماهدف سوم که آخرای عمرش راصرف میکندگریگس رامیکشد.
جکسون درآخرین لحظات زندگی اش مرگ Gazرابه چشمانش میبیند.
سووووووووووووووووووووووووووبوم
آپاچی خودی وسربازان رسیدندولی کمی دیر.
آخرین مکالمه ی کاپیتان وجکسون
جکسون روبه کاپیتان برمیگردد:کاپیتان یه کلت بده.اگه دم دستته.نمیخوام کارمون نیمه تموم بمونه.
کاپیتان:بگیرش
جکسون:ممنون کاپیتان.خداحافظ وجکسون سه تیرآخرش رامیزندوهدف ومحافظانش کشته میشوندواوهمچون یک قهرمان میمیرد.وسربازان خودی دیرمیرسند.حال همگی جان سپرده اندبه جزNikolaiکه نتوانسته بوددرعملیات شرکت کند.اواکنون منتظراست تابه دوستانش بپیوندد.
پایان کارجکسون
اخلاق کاپیتان
هرکسی راببیندکه دشمن باشدمیکشد.
زیردستانش رانجات میدهدحتی اگربه قیمت جانش تمام شود
باآنهامهربان است
همیشه خودش جلوحرکت میکند.
اخلاف Gaz
حساس به دوستانش.
عاشق انتقام
ماشین دژکوب(درشکن)
اخلاقNikolai
مثل اخراجی هابازیرپیرن میادجنگ.
عاشق تفنگهای کوچیکه
عشق خطرودردسر
اخلاقGriggs
محطاط
عشق ماشین گان
رکابی جنگی میپوشد
درپایان:
عکس یادگاری رفقا
ناشر: Capcom
سازنده: Capcom
سبک: Fighting
تاریخ انتشار: چهارشنبه 10 تير 1388
پلتفورم: PC | PS3 | X360
نقاط ضعف : بازی برای تازه کارها بسیار سخت است،صدا و موسیقی تعریفی ندارد،باعث خسارت مالی به شما می شود( به علت داغون کردن کیبورد)
ناشر: Codemasters
سازنده: Asobo Studio
سبک: Racing
تاریخ انتشار: سهشنبه 2 تير 1388
پلتفورم: PC | PS3 | X360
نقاط ضعف : کنترل زیاد روان نیست. خط داستانی وجود ندارد!
Codemasters...
نشده که Codemasters یک عنوانی بسازد و یک نقطه قوت بسیار بزرگ نداشته باشد یک چیزی مثل GRID که در گرافیک و گیم پلی در بازی های ریسینگ همتا ندارد. حالا نوبت FUEL است که با طراحی مراحل و گیم پلی بازی یک بار دیگر نام Codemasters رو در لیست موفق ترین شرکت ها قرار بدهد چون این بازی دارای داستان نیست پس بررسی آن هم کوتاه تر می شود البته یک سری صحبت هایی راجع به داستان این بازی گفته شده ولی Codemasters هیچ حرفی از داستان بازی نیاورده به هرحال همین طوری هم یک حدس هایی میشود زد....
این پول بی ارزش!
در طول این بازی وقتی مسابقه هایی را برنده می شوید به جای پول به شما سوخت می دهند و بر اساس فضای بازی و ارزشی که سوخت دارد به نظر می رسد داستان از این قرار است که با مصرف بی رویه ای که مردم درسوخت دارند دیر یا زود منابع سوختی زمین تمام میشود و اولین چیزی که اتفاق می افتد جنگ است این را از روی هواپیماهای جنگنده ای که در این بازی گه گاه از بالای سر شما رد می شوند می شود ثابت کرد. در گوشه کنار دنیا هم افرادی پیدا می شوند که هنوز متمدن بودن را فراموش نکرده اند و هنوز به مسابقات ماشین سواری ادامه می دهند و مطمئنا در این موقعیت پول ارزش خود را از دست می دهد دقیقا مثل بازی Fallout که در آن به جای پول از تشتک نوشابه استفاده می شود. در FUEL هم جای پول ، سوخت دریافت می کنید این مسئله بیان شده یک نظر شخصی است و هیچ رسمیتی ندارد!
نصیحت:به گفته خود بازی هر یک ساعت یک استراحت نیم ساعته بکنید بازی در نمیره همون جا هست !
مشخصات بازی
ناشر:
Ubisoftسازنده:
Techlandسبک:
First Person Shootersتاریخ انتشار: سهشنبه 19 خرداد 1388
پلتفورم:
PC | PS3 | X360
ر روز سبک تر از دیروز
دیر یا زود Ubisoft عنوان هایی را بیرون می دهد که حجم آن ها به یک سی دی می رسد. Call of Juarez نما عنوان جدید این شرکت با تمام خوبی ها و کیفیت عالی که دارد فقط 2.8 گیگ بر روی سیستم فضا اشغال می کند. گرافیک فوق العاده آن با پردازنده گرافیکی 8600 با بهترین حالت قابل اجراست این بازی یک عنوان اول شخص متفاوت با تمام بازی های روز است.این عنوان فقط از نظر گرافیکی به Call of Duty 4نزدیک است ولی از بقیه نظرها هیچ نقطه مشابهی ندارد. سبک اکشن در قرن 18 کابوی ها دوئل های Showdown(توضیح در بخش گیم پلی) اسب سواری غرب وحشی جنگ های داخلی و غیره این بازی را به یک عنوان ناب تبدیل کرده و ارزش چند بار بازی کردن را داراست.
آ نچه گذشت.....
داستان بازی مربوط به برادران مک کال ((McCall است. ری و توماس(Ray .Thomas) داستان قسمت دوم اتفاقات قبل از داستان اول را شرح می دهد این که چرا ری از یک قاتل حرفه ای به یک کشیش تبدیل شده و سر آن گنجینه اسرار آمیز چه آمده است... در جنگ های داخلی آمریکا که ارتش جنوبی به ارتش شمالی حمله کرده است ری و توماس عضو یکی از گروه های شمالی هستند آنها وقتی متوجه می شوند که دهکده محل زندگی آنها مورد حمله قرار گرفته ارتش را ترک و به محل زندگی خود برمی گردند وقتی به خانه می رسند ویرانه های خانه خود را می بینند مادر آنها کشته شده و برادرشان در خانه زندانی کرده اند پس از باز پس گرفتن خانه تصمیم می گیرند که به دنبال گنجینه اسرار آمیزی که شایعهآن همه جا پخش شده بروند و به کمک آن خانه خود را باز سازی کنند ولی همه چیز بر وفق مراد پیش نمی رود آنها متوجه می شوند که برای رسیدن به گنجینه به مدالیون مخصوصی برای باز کردن در گنجینه دارند در این بین کشمکش های زیادی دیده می شود مثلا قومی از سرخپوستان به نام Apache قصد در باز پس گرفتن مدالیون از قومی دیگر با کسی به نام Mendoza وارد معامله می شنود که مندوزا برای این معامله به آنها قول 300 قبضه اسلحه می دهد مندوزا این سلاح ها را از یک دلال اسلحه خریداری می کند که بعد ها از آب در میاید که دلال اسلحه همان فرمانده ارتشی است که ری و توماس آن را ترک کرده اند در این بین ری عاشق زنی به نام مارسیا (نامزد مندوزا) می شود ولی ماریسا از توماس خوشش می آید همین مسئله هم باعث کدورت بین دو برادر می شود... داستان این بازی نسبت به دیگر بازی ها متفاوت است تمام عناصر خشونت احساسات برادری دوستی و دشمنی در داستان این بازی دیده می شود و آن را از دیگر بازی ها متمایز می کند دیگر از تخیلات و خالی بندی خبر نیست و همه آنها به واقعیت نزدیک هستند و امکان اتفاق آنها خیلی زیاد است....داستان این عنوان ارزش امتیاز 10 را دارد.
خوب،بد، زشت
کسانی که فیلم خوب بد زشت را دیده باشند در این بازی چیز های بسیار آشنایی به خصوص در نوع موسیقی آن دیده اند این بازی از نظر موسیقی حرف ندارد موسیقی های بسیار جذاب و متفاوت از سبک های دیگر این زیبایی در مبارزه ها و دوئل ها به اوج خود می رسد موسیقی سر شار از جذابیت و هیجان صدای بازی هم کمی از موسیقی ندارد انواع و اقسام افکت های صوتی در بازی شنیده می شود.بهترین بخش صدا دیالوگ های آن است دیالوگ هایی که بین ری و توماس در طول بازی شنیده می شود بسیار جالب و گاهی هم خنده دار است این دو برادر یکسره در حال صحبت راهنمایی تیکه پرانی فحش دادن مسخره کردن و تحسین کردن یکدیگر هستند به طوری که در طول بازی به هیچ وجه شما احساس تنهایی و خستگی نمی کنید.
بهتر یا بدتر.....
این بازی به در گرافیک بسیار به عنوان FarCry نزدیک است ولی مشکلات بیشتری دارد بگذارید برای بهتر متوجه شدن شما این طور توضیح بدهم که ،گرافیک عالی و بی نظیر فارکرای 2 را در نظر بگیرید با این مشکلات: سایه زنی بازی خوب است ولی لبه های سایه پر از لرزش است و Anti aliasing هم هیچ کمکی به آن نمی کند. جزئیات و آبجکت هایی مثل علف ها سنگ ها جعبه ها و ذرات خاک در جای جای بازی درست بارگذاری نشده و وقتی به آن نزدیک می شوید بار گذاری می شود .در آن طرف گرافیک این بازی در فیزیک طراحی کارکتر ها طراحی مراحل مدل اسلحه ها و جرئیات و جاوه های بصری خارق العاده است فقط کافیست اسلحه بدست در یکی از شهر های ایالت آریزونا در سال 1864 قدم بزنید به فضای گرم و دوردست و به حرارتی که از سطح زمین بلند می شودنگاه کنید تا منظور من را بهتر درک کنید. طراحی کارکتر های ری و توماس حرف ندارد و جزئیات و فیزیک عالی در آن به چشم می آید. مدل های اسلحه ها هم از اسلحه های قدیمی و دقیقا از روی مدل های واقعی برداشته شده اند. طراحی مراحل و فضاهای باز با تمام جزئیاتی که دارد با سیستم های ضعیف هم به خوبی رندر می شود و از افت فریم خبری نیست. بافت ها وVertex های موجود در مدل ها از فارکرای 2 هم قوی تر است .در کل باید گفت با تمام فرازو نشیب هایی که در طراحی گرافیک بازی وجود دارد این عنوان بازی با گرافیک غنی به شمار می آید و واقعا نامردی است که بخواهیم بیش از حد به اشکالات ریز آن پیله کنیم.Cover system به سبک وسترن تنها مشکلاتی که در گیم پلی بازی وجود دارد یکی دست و پا گیر بودن کارکتر ها در بعضی مراحل است که حسابی اعصاب خورد می کند. یکی هوش مصنوعی نامتعادل دشمنان است که گاهی آنقدر خوب پناه می گیرند که نمی فهمید از کجا دارید تیر می خورید و گاهی آنقدر احمق هستند که مستقیم می دوند طرف شما و فریاد می زنند مرا بکش. ولی این اشکال در هوش مصنوعی دو برادر دیده نمی شود و فقط مربوط به دشمنان است. مشکل آخر هم کمبود پول برای خرید اسلحه هست برای خرید شما به پول احتیاج دارید از دو راه می توانید پول بدست بیاورید در طی بازی دو سه مرحله به شما وقت داده می شوید تا با انجام ماموریت های فرعی در بازی پول بدست بیاورید که پولی که می گیرید آنقدر ناچیز است مثل آن می ماند که کارکنان شرکت Ubisoft ماهی 10 دلار حقوق بگیرند .راه دیگر هم جمع کردن پول از جسد دشمنان که طاقت فرسا ترین کار در بازی است یا این دو کار را باید انجام دهید یا دور اسلحه جدید را خط بکشید. حالا نکات مثبت بازی می توان به انواع مختلف سلاح در بازی اشاره کرد در بازی پنج شش نوع کلت دو نوع شاتگان تک تیز انداز چاقو دینامیت تیر کمان مسلسل های بزرگ Gatling Gun و چندین نوع سلاح دیگر یافت می شود از دیگر جذلبیت های منحصر به فرد بازی دوئل های Showdown هستند که با این که چند بار در بازی تکرار می شود ولی به هیچ وجه خسته نمی شوید دوئل به این صورت است که دو نفر به صورت دایره روبروی هم می چرخند دست خود را نزدیک سلاح کمری خود نگه داشته و با شنیدن اولین صدای زنگ کسی که زود تر اسلحه خود را بیرون بکشد و شلیک کند برنده خواهد بود چون مسلما طرف مقابل مرده است. گیم پلی این بازی پر از نو آوری هایی است که به هیچ وجه شما را خسته نمی کند. استفاده از سلاح های مختلف اسب سواری کالسکه سواری گاهی هم قایق سواری بالا رفتن از در و دیوار به وسیله توماس تعقیب و گریز با دشمنان ماموریت های جانبی و غیره و غیره به شما اجازه خسته شدن را هم نمی دهد. راستی نکته بسیار مهم دیگر در گیم پلی استفاده از قدرت تمرکز یا Concentrate است که به شما این اجازه را می دهد تا شش دشمن را در آن واحد ناکار کنید طرز استفاده و کار آن را توضیح نمی دهم چون از جذلبیت بازی می کاهد. نکته خوب دیگر هم نوع کاور گرفتن است که تا به حال در هیچ بازی دیده نشده بهتر است خودتان آن را تجربه کنید.....
نتیجه فقط یک چیز.....
Call of Juarez: bound in blood را از دست ندهید !!!!
ناشر: Sierra Entertainment
سازنده: Radical Entertainment
سبک: Action Adventure
تاریخ انتشار: چهارشنبه 20 خرداد 1388
پلتفورم: PC | PS3 | X360
نقاط ضعف : داستان نه چندان در حد انتظار - وجود برخی اختلالان رایج در این سبک بازی
ناشر: GRIN
سازنده: Gas Powered Games
سبک: Action
تاریخ انتشار: خرداد 1388
پلتفورم: PC | PS3 | X360
نقاط ضعف : راضی کننده نبودن گرافیک در طراحی مدل ها،کوتاه بودن بیش از حد بازی، سخت بودن برای تازه کارها، بازی غول آخر ندارد
داستان بازی دقیقا برگرفته از فیلم نیست حمله نیرو های فضایی و روبات ها به زمین همه چیز را به هم ریخته ارتش امریکا گروهی را به نام گروه مقاومت را تشکیل می دهد که متاسفانه هیچ شانسی برای پیروزی در جنگ ندارند. شما در نقش یکی از این سربازان گروه مقاومت هستید جان کانر کسی که نامش برای طرفداران سری ترمیناتور بسیار آشناست. گرون جان پس از شکست در ماموریت خود که باز پس گیری منطقه ای در لس انجلس تصرف شده به دست ماشین هاست. قصد بازگشتن به مقر خود را دارند که پیامی از طرف یکی از افراد مقاومت به اسم david west دیوید وست دریافت می کند که مضمون پیام این است که او و تعدادی سرباز در منطقه تحت نظر ماشین ها گیر افتاده اند تعدادی از آنها زخمی هستند و کمک سریع لازم دارند .فرماندهی مقاومت کاملا جان سربازان را از دست رفته می بیند قصد کمک ندارد جان که از این موضوع خبردار می شود از سوار شدن بر هلیکوپتر خودداری می کند و به همراه یکی از هم گروهی های خود به کمک دیوید می شتابد در طی مسیر با فرازو نشیب های بسیاری از جمله بلوک شدن ارتباطشان با دیوید توسط برج jamming ماشین ها رو برو می شوند که باید آن را نابود کنند و ... که بهتر است از آنها چیزی گفته نشود داستان بازی در کل اگر بخواهیم به چهار چوب داستان نگاه کنیم یک داستان جذاب ترمیناتوری است تنها بدی داستان بیش از حد ساده بودن آن است، مثلا در بازی به جز یکی دو مورد هیچ نگرانی خاصی در داستان بازی وجود ندارد مثل یک روبات های بزرگ همه جا دنبال شما هستند، سفینه های فضایی غول پیکر یا چیزهایی که کلا داستان را کمی با جذابیت بیشتر همراه کند. در کل داستان در حد قابل قبولی قرار دارد ولی نمی توان به آن به چشم یک داستان ترمیناتوری اصیل نگاه کرد اگر داستان را دقیقا از فیلم برمی داشتند این بخش امتیاز بیشتری می گرفت.
موسیقی مدرن=جو گیری
بگذارید از موسیقی بازی صحبت کنیم، موسیقی چیزی کامل و عالی است نوع موسیقی مدرن به درگیری ها جذابیت خاصی می بخشد ریتم تند و سریع انرژی جالبی به بازیکن می دهد و به او این اجازه را می دهد که کمی جو گیر شود و با به خطر انداختن جان خود در درگیری ها پیروز شود. در جاهایی که درگیری دیده نمی شود موسیقی آرام بخش است و شما را کمی برای مبارزه های بعدی آماده می کند. اگر از طرفداران ترمیناتور باشید مطمئنا بعضی از این قطعه موسیقی هایی که در بازی می شنوید برایتان آشناست و خاطراتی را برایتان زنده می کند. در کل موسیقی بازی در حد بسیار قوی قرار دارد و امتیاز کاملی می گیرد.
Silent War zone
صدا گذاری بازی هم همانند موسیقی چیزی بی نقص است صدای کارکتر از کاراکتر های فیلم ها برداشته شده و دیالوگ های آنها برای من حتی از روی دمو های پخش شده در 2009 GDC هم جالب و به یاد ماندنی است کمی جای احساسی تر بودن در دیالوگ ها وجود داشت. بقیه صداهای موجود در بازی هم به همین شکل خوب و جالب است فقط یک ایراد دیده می شود در مناطقی که در درگیری هستید هیچ صدای درگیری و جنگی از این طرف و آن طرف شنیده نمی شود به قول جان کانر در همین بازی (ناسلامتی اینجا میدان جنگه)نباید چهار تا صدای شلیک و انفجار و دادو فریاد شنیده شود به جز در این مورد مشکل دیگری دیده نمیشود و همه چیز کامل و بی نقص است.
گیم پلی بازی از دو بخش خوب و بد تشکیل شده قسمت بد بازی کمبود نوع دشمنان است که به جز چند نوع روبات دشمنان مختلفی در بازی وجود ندارد هر چند اگر فیلم را هم نگاه کنیم نوع دشمنان به همین تعداد محدود می شود. یکی تعداد کم سلاح هاست در کل بازی یک نوع شاتگان یک نوع مساسل نارنجک انداز و لانچر یافت می شود اگر بخواهیم از نظر واقعیت به بازی نگاه کنیم اسلحه های ارتش به همین تعداد محدود نمی شود در ضمن زمان داستان بازی در سال 2013 می گذرد مطمئنا باید نوعی اسلحه پیشرفته هم در بازی یافت می شد. مشکل دیگر گیم پلی مقداری تکراری بودن آن است که البته درگیری های سخت بازی که در آن دشمنان بعضی مواقع به طور کامل شما را محاصره می کنند بر این موضوع سرپوش گذاشته هوش مصنوعی دشمنان بسیار فوی است که از نکات مثبت بازی به شمار می آید ولی هوش مصنوعی دشمنان بسیار ضعیف و حرص در بیار است از دیگر خوبی های گیم پلی می توان به سوار شدن بر جنگ افزار ها اشاره کرد که به علت ریتم سریع بازی در این قسمت ها هیجان و لذت خیلی زیادی را به شما منتقل می کند.در بعضی از قسمت ها که مجبورید از روی ماشین سفینه های در حال پرواز دشمن را بزنید این لذت به اوج خود می رسد .نوع کاور گرفتن در بازی هم بسیار شبیه GEARS OF WAR است البته با کمی تغییر در نوع حرکت در پشت کاور ها به جز این موارد مشکل دیگری در گیم پلی بازی وجود ندارد نوع زاویه و حرکت دوربین خوب و بدون مشکل است و حتی افکت های جالبی به خصوص در هنکام دویدن دارد.
در کل می توان گفت TERMINATOR از دیگر عناوینی که از فیلم ها ساخته شده بهتر است گرافیک بازی قابل قبول است و نکته مثبت آن سایه زنی و نور پردازی عالی است و هیچ گونه باگی که خیلی به چشم بیاید در آن دیده نمی شود و از افت فریم هم در طول بازی خبری نیست صدا و موسیقی بازی بسیار قوی است و جای صحبت زیادی در آن نیست. گیم پلی بازی در بعضی موارد مشکلات کوچکی دارد که متاسفانه به چشم می آید و در اخر هم داستان بازی است فقط در مورد یک چیزی صحبت می کرد به گفته خود جان کانر بعد از نجات دیوید وست : مهم نیست ما در این راه چند نفر رو از دست دادیم چیزی که بدست اوردیم مهم بود و اون هم امید بود،امید به پیروزی .....
ناشر: Stardock
سازنده: Gas Powered Games
سبک: Real Time Strategy
تاریخ انتشار: سهشنبه 25 فروردين 1388
پلتفورم: PC
نقاط ضعف : موسیقی؟ داستان؟ موسیقی و داستان!
نبرد بین خیر و شر!!!همین وبس. هیچ چیز دیگری در داستان بازی شرح داده نشده فقط توضیحاتی راجع به گذشته هیرو های موجود در بازی در نوشته ها یافت می شود .خیلی سخت است که بخواهیم به داستان این بازی امتیاز بدهیم فقط می توان به آن امتیاز یک داد چون چارچوب یک داستان در آن گنجانده شده است.
گرافیک یکی از معدود نکته های مثبت بازی به شمار می رود تعداد نقشه های بازی محدود است ولی طراحی آنها در حد قوی است. نقشه ها را معمولا از روی اجرام آسمانی ساخته اند و جزئیات به کار رفته در آن مثل افکت های دود که به شما اجازه دیدن نقطه ای که از آن دور هستید را نمی دهد از زیبایی های نقشه ها به شمار می رود. نکته دیگر طراحی هشت کاراکتر اصلی بازی است که فقط جزئیاتآنها قابل تشخیص است بقیه یونیت های حاضر در نقشه مشخص نیست که این بد بخت ها چه جور موجوداتی اند یک چیزی بین زامبی های اویل و ارکهای ارباب حلقه ها گوبلین ها و چند موجود دیگر هستند .یک سری افکت تصویری دیگر نیز در باری دیده می شود که باعث می شود بیشترین امتیاز به بخش گرافیک بازی برسد.
فضای مبارزه ها خالی از هرگونه موسیقی جالب و هیجان انگیز است اگر کمی سعی می شد تا موسیقی بازی را هم از واکرفت تقلب کنند بسیاری از بازیکنان عاشق موسیقی های این بازی می شدند. متاسفانه از موسیقی هم هیچ امتیازی بالایی به بازی نمی رسد. صدا گزاری بازی بخش دیگری است که می تواند این بازی را از سقوط کامل نجات دهد.افکت های صوتی در حد بسیار قوی و با کیفیت و جزئیات بالاست دیالوگ هایی که هیرو ها از آن استفاده می کنند متنوع و شنیدنی است و مانند بسیاری از دیالوگ های هیرو های وارکرفت به یاد ماندنی و جذاب یا به زبان خودمان بسیار خفن هستند. اگر این بازی صدا گذاری درستی هم نداشت دیگر گیم پلی جذاب آن هم به چشم نمی آمد و به بازی کاملا بی ارزشی تبدیل می شد Gas powered games این را مدیون استودیوی Stardock است.
تمام خط گیم پلی بازی در همین جمله خلاصه می شود که البته دور از انصاف است که بگوییم عناصر جالب دیگری در گیم پلی بازی وجود ندارد.اولین نکته ای که باید در نظر گرفت این که دشمنان هوش مصنوعی خوبی دارند و بسیار هماهنگ با هم هستند پس سعی نکنید نقش آقا قدرت را بازی کنید یکه و تنها برید وسط نیروهای دشمن و بگویید: های گندتون کیه؟ چون بعد از حدود 5 ثانیه متوجه می شوید که هیروتان له شده. بازی در دو گروه روشنایی و تاریکی در دو طرف نقشه با هم در گیر هستند هر گروه تعداد زیادی یونیت و چهار هیرو دارد و تنها کاری که باید بکنید این است که خود را به مقر دشمن رسانده و مقر اصلی را از بین ببرید.از بین هشت هیرویی که انتخاب می کنید هر کدام قابلیت ها و توانایی های منحصر به فرد خود را دارد که ارزش بسیاری به بازی می دهد با انتخاب هیرو کشتن نیرو های دشمن هم پول در یافت می کنید که می توانید از فروشگاههایی که هم در مقر خودتان و هم در میانه های نقشه وجود دارد آیتم های مختلفی بخرید که البته هیچ کدام قابل Combine کردن نیستند، ودیگر چیزی که در یافت می کنید xp است که با بیشتر شدن آن level هیرو افزایش می یابد که با بالا رفتن آن امکان استفاده از یک قابلیت جدید قوی کردن یکی از قابلیت های قبلی و یا افزایش قدرت کاراکتر شما را به شما می دهد. اگر هم کشته شوید بعد از حدود ده ثانیه به مقر اصلی خود بر میگردید پس جای نگرانی نیست. بخش قابل توجه دیگر بازی شبکه آن است که در آن می توانید در دو گروه چهار نفره در نقشه های مختلف به کل کل با دوستان محترم بپردازید.
داستان بازی که هیچ امتیازی نمی گیرد. گرافیک به لطف طراحی کاراکتر ها امتیاز قابل قبولی دارد. موسیقی که... صدا گذاری بازی بسیار به چشم می یاد به لطف استودیوی سازنده بازی. گیم پلی بازی هم که اگر نبود بازی از لیست عنوان های با ارزش پاک می شد
ناشر: SouthPeak Games
سازنده: Replay Studios
سبک: Tactical Shooters
تاریخ انتشار: دوشنبه 24 فروردين 1388
پلتفورم: PC | X360
نقاط ضعف : موسیقی، صدا گذاری و هوش مصنوعی ضعیف
چه قدر خوب می شد که از زن ها در صنعت بازی سازی بیشتر استفاده می کردند.کمتر بازی دیده می شود که شیر زن هایی مانند لارا کرافت (مهاجم مقبره) یا HEATHER (تپه خاموش)و.... استفاده می شد.violette summer (وایولت سامر)کارکتر جدیدی است که توسط southpeak به همراهی استودیوی replay خلق شده که شخصیت محوری بازی اکشن سوم شخص سبک مخفی کاریvelvet assassin است که سبک مشابه ان بازی splinter cell است که هر چند این بازی به هیج وجه به شاهکار ubisoft نمی رسد.
پایان بازی،شروع داستان
داستان بازی مربوط به وایولت سامر یک جاسوس زن انگلیسی در جنگ جهانی دوم است و در بازی او در بیمارستان به سر می برد و ماموریت های خود را برای شما تعریف می کند و شما وظیفه به پایان رساندن ماموریت های او را به عهده دارید.اگر بخواهم دلیل این که چرا وایولت در بیمارستان به سر میبرد را بگویم پایان بازی را لو داده ام پس بیشتر از این نمی توان راجع به داستان توضیح داد. داستان هیچ گونه نقطه ی اوجی ندارد همه آن به طور یک نواخت ماموریت های وایولت را روایت می کند و آخر داستان است که کمی جذاب تر به نظر میرسد. از قسمت داستان، بازی هیچ امتیاز چشم گیری نمی گیرد و فقط باید دید که آیا قسمت های ارزشمندتری در بازی یافت می شود یا خیر.
بگذارید از موسیقی صدا و هوش مصنوعی کمی صحبت کنیم.موسیقی:افتضاح در طول بازی خود من به شخصه دو موسیقی متفاوت شنیدم یکی در هنگامی که بازی آرام است و دیگری در حین اینکه بین دشمنان لو میروید. حتی موسیقی منو هم با موسیقی بازی یکی است. صدا گذاری به لطف دوبلور وایولت فقط در صدای خود وایولت امتیاز می گیرد در بقیه موارد که دشمنان هستند مترسک از آنها بهتر و با حس تر صحبت می کنند. هوش مصنوعی نه می توان گفت خوب نه می توان گفت بد چون تعادل در آن دیده نمیشود گاهی می بینید با کوچکترین صدا متوجه حضور شما می شوند گاهی هم درست از جلوی چشمشان رد می شید ولی متوجه نمی شوند. البته اگر این موارد را به تیم سازنده بازی بگویید در پاسخ می گویند این به خاطر تفاوت هوش و ذکاوت دربین دو انسان متفاوت است که ما آن را در بازی رعایت کردیم.
حال می رسیم به گرافیک بازی:گرافیک این بازی در حد انتظار است ولی بیشتر از این هم جای کار داشت بزرگترین اشکال آن بیش از حد سنگین بودن آن است که برای بازی با این موتور گرافیکی و کیفیتی در این حد کمی زیاد است. نور پردازی بازی در بسیاری از نقاط به چشم می آید که باعث بهتر شدن گیم پلی بازی نیز شده است چون در بیشتر مکان ها نور و سایه است که در مخفی ماندن به شما کمک می کند. طراحی کارکتر ها هم قابل قبول است ولی طراحی خود وایولت عالی است به حدی که شما می توانید کک مک های روی صورت او را هم به راحتی ببینید سر و وضع و مدل مو و نوع لباس های او هم با زمان داستان بازی کاملا هم خوانی دارد. دیگر نکته برجسته گرافیکی طراحی مراحل است که دقیقا از روی لوکیشن های واقعی بر داشته شده که این خود تحسین
بر انگیز است. در بازی هیچ بخش شبکه ای وجود ندارد.
خنجر زدن از پشت!
گیم پلی بازی مهم ترین بخش آن به شمار می رود تمام روند بازی بر اساس مخفی کاری پیش می رود. برای این کار می توانید از بوته ها سایه های کنار دیوار ها داخل کمد دیواری ها و دستشویی ها استفاده کنید. برای نابودی دشمنان هم دو راه مختلف وجود دارد. یکی راه آسان است که باید صبر کنید تا در موقعیت مناسب دشمن را از پشت با چاقو بزنید یا راه سخت تر که باید در آن با استفاده از سلاح ها دشمنان را از بین ببرید متاسفانه در نود درصد مواقع با مردن وایولت همراه است زیرا با شنیدن صدای تیر تمام دشمنان حاضر در منطقه به ملاقات شما می آیند. را ههای دیگری هم هست که گیم پلی را کمی جذاب تر میکند مثلا در یکی از مراحل بر روی زمین مقداری نفت ریخته که وقتی دشمنان بر روی آن ایستاده اند یا عبور می کنند با شلیک به سمت نفت دشمن را به خاکستر تبدیل می کند. در بعضی مکان ها با سوزاندن فیوز ها می توانید فضای لازم برای خنجر بازی ایجاد کنید. برای جلب توجه دشمنان نیز را ههایی مثل سوت زدن ایجاد سر و صدا یا خاموش کردن رادیو ها وجود دارد مشکل اینجاست که اگر شما صد بار این کار را تکرار کنید انها عین ابله ها هر صد بار هم پس از ناکامی از پیدا کردن شما به سر جای خود بر می گردد و دو باره با ایجاد صدا به همان منطقه بر می گردند. در گیم پلی بازی level گیری هم دیده می شود با هر میزان خاص XP که در یافت می کنید به شما اجازه داده می شود که خود را در یکی از سه بخش((stealth,strength,adernalinقوی تر کنید.این قدرت ها تاثیر مستقیمی در گیم پلی دارد. راستی Adernalin چیست؟در طول بازی شما سرنگ های ادرنالین را پیدا کی گنید این سرنگ ها به شما کمک می کند که به دشمنان حتی از جلو با چاقو حمله کنید.به این شکل که با زدن دکمه F تمام دشمنان خشکشان زده و زمان متوقف می شود و شما می توانید به راحتی به دشمن خود حمله کنید ضعف این مورد این است که فقط یک دشمن را می توانید با یکبار استفاده از ادرنالین بکشید و فقط قادر به حمل یک ادرنالین در بازی هستید پس درست و به موقع از آن استفاده کنید. نتیجه این که Velvet Assassin بازی با گرافیک خوب گیم پلی نسبتا جذاب موسیقی صدا گذاری و هوش مصنوعی افتضاح است. امتیاز دهی به داستان بازی هم بستگی به شما دارد.
همگی با این عنوان یعنی X-MEN چه در صنعت بازی و چه در سینما آشنا هستیم. داستان بازی برگرفته از فیلم سینمایی آن است. نسخه های قبلی بازی با وجود معروفیت فیلم سینمایی آن چندان محبوب نبودند و دارای مراحل و درگیریهای تکراری و خسته کننده بودند. نسخه جدید مقداری خود را جمع و جور کرده است و میتوان آن را به عنوان یک بازی قابل قبول انتخاب کرد.
در این بازی سازندگان زحمت زیادی برای داستان پردازی نکشیده اند و در واقع نیازی هم احساس نمیشود. چند میان پرده به صورت انیمیشن های رندر شده توانسته اند با توجه به پیش زمینه های قبلی حق مطلب را ادا کنند. این نکته شایان ذکر است: برای کسانی که این مجموعه را دنبال نکرده اند تنها گیم پلی بازی میتواند سرگرم کننده باشد و شاید داستان بازی برای آنها گنگ باشد. ایفای نقش مرد گرگ نما (Wolverine) بر عهده شما گذاشته میشود و پس از سقوطی آزاد بر روی یک شبه نظامی آفریقایی در جنگلهای آفریقا بلافاصله باید شروع به قتل و عام دشمنان کنید. شما ضربات سبک و سنگین بوسیله چنگالهای مرگبار Wolverine در اختیار دارید و میتوانید از ضربات ترکیبی موثری استفاده کنید. قابلیت بسیار موثر در مبارزات توانایی پرش از راه دور به سمت دشمنان و وارد کردن ضربات پیاپی بر ّآنهاست. دست یافتن به ضربات ترکیبی ساده است و مجبور به زمان گذاشتن زیادی برای یادگیری آنها ندارید. بازی به خوبی و به مرور حرکات و قابلیتهای Wolverine را به شما معرفی کرده و از این نظر شما را مشتاق به ادامه بازی میکند. همانطور که در بعضی بازیها دیده میشود، گاهی این ایجاد ارتباط با گیمر به خوبی انجام نمیشود و با وجود قابلیتهای بسیار بازی، گیمر تنها به چند حرکت و ضربه راحت تر بسنده میکند و این باعث خسته کنندگی بازی میشود. قابلیتها و قدرت Wolverine به مرور اضافه میشود و طریقه استفاده از این قابلیتها به ترتیب معرفی میشود. در بازی یک درجه خشم نیز وجود دارد که طی مبارزات پر میشود و بعد از رسیدن به حد نساب میتوان از آن برای درگیریهای شلوغ و هنگام محاصره شدن استفاده کرد. Wolverine توانایی نفوذ به قلب دشمنان با سپر کردن یکی از افراد آنها را دارد و این در مبارزات میتواند سودمند باشد.
روبرو کردن شما با دشمنان متنوع و نیاز به عکس العملهای متفاوت در مقابل آنها تنوع خوبی به بازی می بخشد. طراحی دشمنان نسبتاً راضی کننده است و همینطور مبارزه با غولهای بازی هر چند کلیشه ای ولی خالی از لطف نیست. ضربات تمام کننده در بازی با داشتن افکت سینمایی آنها جالب توجه و در عین حال تقلیدی هستند. بدست آوردن ذراتی با شکستن اشیا و کشتن دشمنان که از آنها افزایش قدرت حاصل میشود، تقریباً جزء جدا نشدنی این سبک بازی شده است و این بازی نیز از این ایده استفاده کرده است. از گیم پلی بازی نکته قابل توجه دیگری به چشم نمیخورد و به خلاصه میتوان گفت تمامی موارد مورد انتظار در این سبک(سوم شخص اکشن ماجرایی) اعم از بالا رفتن از دیوار و آویزان شدن از لبه صخره ها و پیدا کردن یک وسیله برای فعال سازی یک اهرم و ... در این بازی نیز دیده میشوند. خشونت بازی در حد تقریباً بالایی قرار دارد و در آن جدا کردن اعضای بدن دشمنان به وفور دیده میشود.
شخصیت Wolverine شکست ناپذیر است و در مقابل گلوله و آتش و نیزه و... استقامت بالایی دارد. با خوردن ضربات پیاپی نوار سلامتی Wolverine خالی میشود ولی با کمی استراحت به سرعت پر میشود. تنها موردی که باعث مرگ لحظه ای Wolverine میشود افتادن از پرتگاه در مناطق غیر مجاز یا در آب است، نکته جالب این است که سقوط از ارتفاعی مشابه در مسیرهای مجاز باعث مرگ نمیشود!؟
بازی دارای سیستم ذخیره به صورت Checkpoint است و این Checkpointها در جاهای مناسب تعبیه شده اند. بازی دارای گرافیک قابل قبولی است و طراحی محیط نیز رضایت بخش است. بازی روندی روان دارد و در مسیر بازی تا انتها به مشکل چندانی برخورد نمیکنید. با تمام کردن بازی درجه سختی Hard بازی نیز آزاد میشود و همچنین لباس جدید برای Wolverine در دسترس قرار میگیرد. تاثیرات ضربات و برخورد گلوله به Wolverine و نیز التیام جراحات بدن او قابل مشاهده میباشند. هوش مصنوعی بازی در حد انتظار است ولی متاسفانه گاهی باگهای فاحشی مخصوصاً در مبارزات با غولها به چشم میخورند.
در کل بازی روند و خصوصیات کلیشه ای فراوانی دارد و چیز جدیدی را به این سبک اضافه نمیکند ولی گیم پلی سرگرم کننده و هماهنگ کردن زبرکانه شرایط و نیز تنوع در مبارزات که توسط سازندگان ایجاد شده است میتواند گیمر را سر ذوق بیاورد و او را مشتاق به تمام کردن بازی کند.
نقاط ضعف: وجود تعداد زیاد باگ در بازی، Single Palyer بسیار کوتاه، مشکل در کنترل دوربین در هنگام کنترل VS ها
Lost Planet Extreme Condition یکی از بهترین عناوین شرکت Capcom برای سال 2006 بر روی کنسول X360 است که بعد از گذشت چندین ماه با همکاری شرکت nVidia برای پلتفورم PC نیز بازسازی شده است. Lost Planet اولین بازی است که از DirectX 10 پشتیبانی می کند. میتوان گفت که بعد از چند تجربه تلخ بالاخره capcom قصد دارد با همکاری nVidia یک تجربه شیرین در زمینه بازی سازی در پلتفورم PC کسب کند. همانطور که مطلع هستید Lost Planet از داستان تقریبا کلیشه ای بهره می برد که Capcom توانسته است با پیچ و تاب دادن داستان، آنطور که می خواهد داستان را به گیمر ارائه کند. داستان در سیاره ای رخ میدهد که پوشیده از برف است و میزبان این سیاره موجوداتی حشره مانند هستند که Akrid نامیده می شوند. انسان ها در این سیاره برای زندگی کردن به گرما و انرژی نیاز دارند که این انرژی توسط Akrid ها تولید می شود و این دلیلی است برای شروع جنگ! شخصیت اول داستان Wayne نام دارد که به همراه پدر خود در این سیاره زندگی می کند. در یک نبرد سخت که در ابتدای بازی رخ می دهد پدر wayne کشته می شود و Wayne نیز بعد از ضرباتی که به او برخورد می کند بیهوش می شود و حافظه خود را از دست می دهد. در طول بازی بسیار سعی شده است که روند بازی طوری پیش رود که داستان دچار نکات مبهم شود ولی هرگز این اتفاق نمی افتد چنانکه بعد از چند دقیقه که سوالی در ذهن شما پیش میاید بلافاصله جواب سوال خود را می گیرید. از این ترفند همچنین برای طولانی شدن بازی استفاده شده است ولی هیچ تاثیری بر روی طولانی شدن بازی نگذاشته است. یکی از مشکلات بازی کوتاه بودن قسمت campaign بازی است که شامل 11 مرحله می باشد که به راحتی می توان در کمتر از 10 ساعت آن را به پایان رساند. در کل داستان بازی، یک داستان معمولی است که نمی تواند گیمر را به ادامه بازی ترغیب کند، چون تقریبا از اواسط بازی داستان بازی آشکار می شود و میلی برای ادامه دادن بازی برای گیمر وجود ندارد. GamePlay بازی تقریبا نقطه قوت آن است که البته همانند بازی های دیگر خالی از اشکال نیست. اگر چیزی شما را به ادامه بازی تشویق کند چیزی نیست جز گیم پلی بازی. بازی یک اکشن سوم شخص است که از لحاظ اکشن چیزی کم و کسر ندارد. بازی طبق معمول با تیر اندازی شروع می شود و تا انتها به این شکل ادامه می یابد ولی نکته مهم این است که برای تنوع در حالت بازی می توانید سوار انواع ربات های عجیب که VS نام دارند، بشوید. هر کدام از این ربات ها امکانات خاصی دارند که باعث هیجان مضاعف بازی می شود. تنها چیزی که کنترل بازی را سخت کرده است، کنترل این ربات ها است. کنترل این ربات ها تقریبا سخت و در محیط های کوچک بسیار عذاب آور است، به طوری که در بعضی از مواقع بدون اینکه دید خوبی از محل حضور دشمن داشته باشید باید دست به تیر اندازی بزنید. سرعت گیم پلی در بازی بسیار بالا است و این امر دلیل مشخصی دارد، در بازی خط انرژی برای شما تعیین شده است که در طول بازی کردن به سرعت در حال کاهش است و برای به دست آوردن انرژی از دست رفته باید به جنگ Akrid ها بروید که منبع انرژی هستند. به این دلیل نمی توانید با حوصله به جنگ تک تک دشمن ها بروید و بدون اینکه فکر کنید باید به جنگ بپردازید. اما در این میان یک مشکل نیز وجود دارد و این مشکل سرعت بسیار پایین Wayne در عکس العمل ها است. اگر از یک دشمن ضربه ای بخورید تقریبا 10 ثانیه طول می کشد که Wayne از روی زمین بلند شود و دوباره به مبارزه بپردازد. این 10 ثانیه باعث می شود که دشمنان موجود در منطقه دور Wayne جمع شوند و بلافاصله بعد از بلند شدن Wayne چندین ضربه دیگر به او وارد کنند. اکشن در بازی حرف اول را می زند. مبارزات کم نقص هستند و در حالی که اکثر Akrid ها جثه ای 2 یا 3 برابر شما دارند کمتر موقعی پیش می آید که از قدرت زیاد آنها عصبانی شوید. چون این موجودات نقاط ضعف مشخصی دارند که با هدف قرار دادن آنها می توانید به راحتی با آنها به مبارزه بپردازید و از مبارزه لذت ببرید. Wayne دارای طنابی می باشد که می توانید با هدف قرار دادن نقاط مختلف بسیار سریع به مکان مورد نظر برسید که این نقاط می تواند، نقطه ضعف Akrid ها باشد. این طناب در بازی کاربرد های بسیار وسیعی دارد و اکثر مواقع می توانید با کمک این طناب به جایی بروید که از حیطه دید دشمن دور باشید و به راحتی دشمنان را از پای در بیاورید. در Lost Planet نقش این طناب از اسلحه نیز بیشتر است و به دفعات در بازی از این طناب استفاده خواهید کرد. یکی از مشکلات این طناب برد نسبتا کوتاه آن است که در بعضی مواقع استفاده از آن غیر ممکن می شود، یکی از نکات مثبت این طناب این است که اگر در لبه پرتگاه هستید و دشمنی به شما ضربه ای را وارد کند به طور خودکار طناب به لبه پرتگاه زده می شود و شما را از مرگ نجات می دهد. یکی از نقاط ضعف گیم پلی بازی عدم تنوع سلاح هاست. در کل در بازی حدود 10 اسلحه وجود دارد که برای یک بازی اکشن کم به نظر می رسد و بعضی از مواقع عدم تنوع اسلحه گیمر را از بازی کردن باز می دارد. یکی دیگر از نقاط ضعف که به آن اشاره شد "زاویه دوربین" بازی است که در پاره ای از مواقع واقعا حوصله گیمر را سر می برد و در بعضی مواقع بازی دیگر "غیر قابل بازی کردن" می شود. همچنین از دیگر نقاط ضعف بازی این است که در حالی که بازی روی پلتفورم pc است ولی در راهنمای کنترل بازی هیچ اثری از Mouse و Keyboard نیست و به جای آن مانند نسخه X360، دسته X360 را مشاهده می کنید که اگر از دسته X360 استفاده نمی کنید باید خودتان کنترل بازی را روی Mouse و Keyboard شبیه سازی کنید. سیستم ذخیره کردن بازی از روش CheckPoint استفاده می کند و گیمر هیچ دخالتی بر روی عمل ذخیره سازی بازی ندارد و به نظر نیز هیچ نیازی نیست که گیمر دخالتی در این امر داشته باشد. گرافیک بازی فوق العاده زیباست و کمتر نقصی در این قسمت از بازی مشاهده می شود. همانطور که گفته شد Lost Planet اولین بازی است که از DX10 استفاده می کند و در کنار آن از DX9 نیز پشتیبانی می کند. تفاوت چندان زیادی در میان این 2 نسخه وجود ندارد به غیر از این که سایه ها و نور پردازی ها در نسخهDX10 کمی بهتر از نسخه DX9 می باشد. طراحی کاراکتر ها در بازی بسیار خوب انجام شده است و تمامی کاراکتر هایی که در طول بازی با آنها رو به رو می شوید با تمام دقت و وسواس خاصی طراحی شده اند. این امر برای دشمنان بازی نیز صادق است و Akrid ها با تمام جزییات طراحی شده اند و از دیدن این حشرات عظیم الجثه در بازی نهایت لذت را خواهید برد. در بازی دشمنان "انسان" نیز وجود دارند که آنها نیز تقریبا خوب طراحی شده اند. محیط هایی که در فضای باز و در حالی که طوفانی از برف در حال گذشتن از آن منطقه است بسیار زیبا طراحی شده اند و بعضی مواقع پیش می آید که از دیدن گرافیک زیبای بازی انگشت به دهان خواهید ماند. تمامی Cut-scene های بازی Real Time هستند و از کیفیت بسیار خوبی بهره می برند. کیفیت بافت ها خوب است و کمتر ایرادی را می توان به آن گرفت ولی بعضی اوقات پیش می آید که در بافت ها باگ هایی نیز مشاهده می شود که از کیفیت بصری می کاهد. نور پردازی بازی همانند دیگر بازی های جدید از تکنولوژی HDR استفاده می کند و با استفاده از این تکنولوژی نور پردازی ها بسیار بهتر و واقعی تر انجام می پذیرد. یکی از نقاط ضعف مهم بازی که در این قسمت به چشم می خورد به این صورت که اگر در یک منطقه تعداد کاراکتر ها بالا رود و یک انفجار نیز روی دهد Frame Rate بازی به شدت کاهش میابد که این مشکل در نسخه Demo بازی نیز وجود داشت ولی هیچ عملی برای رفع آن انجام نشد. این افت فریم در اکثر مناطق باز شدیدا به چشم می آید و گاهی اوقات در یک صحنه میزان افت فریم به20 فریم نیز می رسد.
در Lost Planet انفجار ها بسیار عالی کار شده اند و دود های ناشی از آن بسیار به دنیای واقعی نزدیک است تا جایی که شاید در بعضی صحنه ها بازی را با دنیای واقعی اشتباه بگیرید. در کل می توان گفت که قسمت گرافیک بازی عالی کار شده است ولی مشکلاتی نیز دارد که تیم سازنده به راحتی می توانست این مشکلات را برطرف کند که کوچکترین حرکتی برای حل این مشکلات نشده است. صدا گذاری در Lost Planet در حد متوسط می باشد. صدای اسلحه ها خوب کار شده است و صدای انفجار ها نیز خوب است. صداگذاری شخصیت های بازی که در Cut-scene ها می بینید تقریبا عالی و بی نقص است اما یک مشکل در این بخش وجود دارد، در بعضی مواقع بعد از شنیدن چند انفجار مهیب، صدای بازی چند لحظه بسیار کوتاه کاملا قطع می شود. صدای زوزه باد در مناطقی که طوفان به پا شده و صدای پای Wayne روی برف عالی کار شده است و تقریبا روی کوچکترین صدا ها نیز کار شده است. Lost Planet یکی از بزرگترین عناوین X360 بود که بر روی PC به یک بازی پورت شده معمولی تبدیل شده است. اما به عنوان اولین بازی پشتیبانی کننده از DX10 حتما کسانی که چندین ماه است که کارت های DX10 خریده اند باید این بازی را تهیه کنند تا از گرافیک فوق العاده چشم نواز این بازی لذت ببرند. با صرف نظر از مشکلاتی که در بازی وجود دارد Lost Planet یک بازی زیبا است که می تواند شما را چند وقتی به خود سرگرم کند. |
به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، ساخت بازی «مدافعان کربلا»، توسط شرکت «کهن دشت پارسا» و به سفارش مؤسسه رسانه انجام شده و مراحل تولید و آماده سازی برنامه یک سال زمان برده است.
داستان بازی درباره حمله امریکا و اسرائیل به حرم امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) و قصد تخریب آن ها است که 10 کشور مسلمان و ضد استکبار تلاش می کنند که این اتفاق رخ ندهد.
این بازی به صورت اول شخص است و به همراه چهار بازیکن انجام می شود و این بازیکنان با هوش مصنوعی کنترل می شوند. این بازی در کامپیوترهایی با رم کارت گرافیک 256 قابل نصب است و دموی نسخه اول آن در سومین نمایشگاه رسانه های دیجیتال عرضه شده است.
با توجه به اتمام مراحل ساخت بازی و نمایش نسخه اول آن، این بازی به زودی روانه بازار خواهد شد و علاقه مندان برای کسب جزئیات بیشتر از این بازی می توانند به بخش بازی های رایانه ای سومین نمایشگاه و جشنواره رسانه های دیجیتال واقع در مصلای بزرگ امام خمینی(ره) مراجعه کنند.