جواهر معنوي
شيخ علي اكبر تهراني مي گويد :
از خانه كه خارج ميشوي سعي كن چشمت آزاد نباشد، وقتي چشم ديد، دل هم ميخواهد. اين طور انسان به خطا ميافتد. رسولالله (ص) ميفرمايند : «دنيا زندان مؤمن است » زبان، چشم، گوش، قلب و فكر انسان مؤمن آزاد نيست. دست و پاي انسان مؤمن آزاد نيست. بنده آن است كه در بند باشد . . .
حضرت آيت الله كوهستاني در مورد مرگ و حال انسان در تشييع جنازه چنين بيان داشتند :
دامادي انسان آن روزي است كه انسان را پس از شست و شو و غسل ، آن هم با سدر و كافور و پوشاندن لباس سفيد ( كفن ) روي دست مي گيرند و از هر طرف صدا مي زنند « لا اله الا الله » . اگر آن روز خداي بزرگ به من اجازه دهد سر از تابوت بيرون مي آورم و خطاب به مردم مي گويم : مردم ؛ قدر لا اله الا الله را بدانيد ، ولي حيف كه خدا چنين اجازه اي را نمي دهد .
شيخ علي اكبر تهراني مي گويد :
آيا ارزش دارد انسان به خاطر هفتاد سال زندگي كه سي و پنج سالش شب است و او در خواب ، ده سالش بچه است و چيزي از زندگي نمي فهمد ، پانزده سالش را هم كه يا توي راه است يا سر سفره و يا در دستشويي صرف مي كند ، فقط بخاطر ده سال تا خدا خدايي مي كند در آتش جهنم بسوزد ؟!
شيخ علي اكبر تهراني مي گويد :
آيا ارزش دارد انسان به خاطر هفتاد سال زندگي كه سي و پنج سالش شب است و او در خواب ، ده سالش بچه است و چيزي از زندگي نمي فهمد ، پانزده سالش را هم كه يا توي راه است يا سر سفره و يا در دستشويي صرف مي كند ، فقط بخاطر ده سال تا خدا خدايي مي كند در آتش جهنم بسوزد ؟!
شيخ علي اكبر تهراني مي گويد :
آيا ارزش دارد انسان به خاطر هفتاد سال زندگي كه سي و پنج سالش شب است و او در خواب ، ده سالش بچه است و چيزي از زندگي نمي فهمد ، پانزده سالش را هم كه يا توي راه است يا سر سفره و يا در دستشويي صرف مي كند ، فقط بخاطر ده سال تا خدا خدايي مي كند در آتش جهنم بسوزد ؟!
آيت الله جوادي آملي در بياني ارزشمند مي فرمايند :
بزرگاني مثل مرحوم فيض كاشاني، صدر المتألهين شيرازي و حكيم سبزواري از كساني بودند كه به خواندن غزلهاي حافظ اهتمام داشتند. انسان وقتي غزلي ميخواند، احساس الهي پيدا ميكند و شورش و تبهكاري را كنار ميگذارد. بعضي با شعر و غزل مأنوسند، بعضي با دعا و مناجات، بعضي با قرآن. البته دعا و قرآن را همه ميتوانند استفاده كنند اما آثار ديگر عموميت ندارند.
ببينيد در اين سن چه چيزي شما را بيشتر به سمت خدا جذب ميكند، همان را مغتنم شماريد.
گاه مناجات يك جوان را اداره ميكند، گاه يك غزل يا قصيده كمبودهاي دروني را ترميم ميكند. لذتي كه انسان از يك غزل خوب ميبرد هرگز از ترانه نميبرد، ترانه سمّي است كه لذت كاذب ايجاد ميكند اما غزل شهد است كه لذت صادق ايجاد ميكند و تا آخر پيري با انسان هست.
مرحوم حاج اسماعيل دولابي در مورد اخلاق پسنديده مي گويد :
چقدر اخلاق حميده خوب است . تمام نعمت روي زمين يك طرف ، يك صفت خوب از اخلاق محمد (صلي الله عليه و آله) يك طرف . اميدوارم به اخلاق و صفاتتان رسيدگي كنيد . هر وقت هم ديدي ، سجده كنيد و خدا را شكر كنيد . هر وقت فعل خوبي از تو سر زد ، حرف خوبي به مادرت يا اقوامت گفتي ، گذشت كردي يا اگر ظلمي به تو شد عفو كردي ، سجده كن ؛ همين جور نشيني و بگويي خدا به من داده ولش كني ! پشتش را بگير و خودت را سير كن . اگر چيز خوبي گيرت آمد ، قشنگ نگاه كن . پس هر وقت يك صفت خوب در كار و در عبادتت و در اعمال خيرت پيدا شد ، سجده كن .
مرحوم علامه كرباسچيان مي فرمود :
يكي از اركان تفكر ديني اين است كه بشر بداند بسياري از امور را نمي داند و بايد سر بر آستان بندگي و اطاعت خداوند بنهد .
شيخ علي اكبر تهراني مي گويد :
آيا ارزش دارد انسان به خاطر هفتاد سال زندگي كه سي و پنج سالش شب است و او در خواب ، ده سالش بچه است و چيزي از زندگي نمي فهمد ، پانزده سالش را هم كه يا توي راه است يا سر سفره و يا در دستشويي صرف مي كند ، فقط بخاطر ده سال تا خدا خدايي مي كند در آتش جهنم بسوزد ؟!
آيت الله جوادي آملي در بياني ارزشمند مي فرمايند :
بزرگاني مثل مرحوم فيض كاشاني، صدر المتألهين شيرازي و حكيم سبزواري از كساني بودند كه به خواندن غزلهاي حافظ اهتمام داشتند. انسان وقتي غزلي ميخواند، احساس الهي پيدا ميكند و شورش و تبهكاري را كنار ميگذارد. بعضي با شعر و غزل مأنوسند، بعضي با دعا و مناجات، بعضي با قرآن. البته دعا و قرآن را همه ميتوانند استفاده كنند اما آثار ديگر عموميت ندارند.
ببينيد در اين سن چه چيزي شما را بيشتر به سمت خدا جذب ميكند، همان را مغتنم شماريد.
گاه مناجات يك جوان را اداره ميكند، گاه يك غزل يا قصيده كمبودهاي دروني را ترميم ميكند. لذتي كه انسان از يك غزل خوب ميبرد هرگز از ترانه نميبرد، ترانه سمّي است كه لذت كاذب ايجاد ميكند اما غزل شهد است كه لذت صادق ايجاد ميكند و تا آخر پيري با انسان هست.
مرحوم حاج اسماعيل دولابي در مورد اخلاق پسنديده مي گويد :
چقدر اخلاق حميده خوب است . تمام نعمت روي زمين يك طرف ، يك صفت خوب از اخلاق محمد (صلي الله عليه و آله) يك طرف . اميدوارم به اخلاق و صفاتتان رسيدگي كنيد . هر وقت هم ديدي ، سجده كنيد و خدا را شكر كنيد . هر وقت فعل خوبي از تو سر زد ، حرف خوبي به مادرت يا اقوامت گفتي ، گذشت كردي يا اگر ظلمي به تو شد عفو كردي ، سجده كن ؛ همين جور نشيني و بگويي خدا به من داده ولش كني ! پشتش را بگير و خودت را سير كن . اگر چيز خوبي گيرت آمد ، قشنگ نگاه كن . پس هر وقت يك صفت خوب در كار و در عبادتت و در اعمال خيرت پيدا شد ، سجده كن .
مرحوم علامه كرباسچيان مي فرمود :
يكي از اركان تفكر ديني اين است كه بشر بداند بسياري از امور را نمي داند و بايد سر بر آستان بندگي و اطاعت خداوند بنهد .
شهيد دكتر چمران در مورد درد مي گويد :
درد ، دل آدمي را بيدار مي كند ؛ روح را صفا مي دهد ؛ غرور و خود خواهي را نابود مي كند ؛ نخوت و فراموشي را از بين مي برد و انسان را متوجه خود مي كند ...
چه مقدس است اين درد
امام خميني (ره) مي فرمود :
اگر تهذيب نباشد ، علم توحيد هم به درد نمي خورد
عارف بزرگ ، آيت الله محمد كوهستاني مي گويد :
امكانات رفاهي هر طور كه بخواهم برايم آماده است ، اما من نمي خواهم ، چرا كه نفس را هر طور عادت بدهيد همان گونه پرورش مي يابد ؛ اگر توانستيد كنترل كنيد همان جا مي ايستد ولي اگر نفس را آزاد گذاشتيد ديگر نمي شود او را كنترل كرد ؛ مثلا اگر امروز بگويم اين فرش اتاق من از حصير يا نمد است و بايد تبديل به قاليچه شود ، فردا مي گويم اين قاليچه به درد اين اتاق نمي خورد ، چرا كه بهتر از اتاق است و اتاق بايد عوض شود . اتاق را عوض كردم ، آن وقت مي گويم اين قاليچه ها به درد اين اتاق نو نمي خورد ، بايد قالي يك تخته باشد و پرده اتاق بايد فلان جور باشد و همين طور كه اتاق عوض مي كردم و قاليچه را تبديل مي كردم ، عمر شيخ محمد هم در اين مسير تمام شد . پس همين جا نفس را كنترل مي كنيم تا كش پيدا نكند .
شما بايد متوجه باشيد كه اگر در زندگي نفس را كنترل نكنيد گرفتار مي شويد و تا آخر عمر بايد مشغول اين كارها باشيد .