اخبار کلی 27فروردین 90
خبرگزاري فارس: استاد اقتصاد دانشگاه مفيد گفت: براي حذف صفر ابتدا بايد تمام متغيرهاي اقتصادي مانند يارانهها، ارز، صادرات و واردات كه به دلايل مثبت و يا منفي ثابت نگهداشته شدهاند به حالت عادي و بلند مدت خود برسند تا اين سياست معنا پيدا كند.
كيا حسيني در گفتوگو با خبرنگار اقتصادي باشگاه خبري فارس «توانا» در خصوص حذف صفر از پول ملي، اظهار داشت: با توجه به اينكه اين تجربه در كشورهايي مانند تركيه در شرايط ثبات اقتصادي انجام گرفته است، به نظر ميرسد كه اكنون زمان مناسبي براي اين مسئله نيست.
وي عنوان كرد: براي حذف صفر ابتدا بايد تمام متغيرهاي اقتصادي مانند يارانهها، ارز، صادرات و واردات كه به دلايل مثبت و يا منفي ثابت نگهداشته شدهاند به حالت عادي و بلند مدت خود برسند تا اين سياست معنا پيدا كند.
اين استاد دانشگاه بيان داشت: در شرايط عدم بازگشت به حالت عادي فاكتورهاي اقتصادي، هر فرايند آزادسازي و يا شوك اقتصادي باعث ايجاد تلاطم قيمتها در آن بخش خواهد شد.
كياحسيني با اشاره به محدوديتهاي موجود در صادرات و واردات، ابراز داشت: اگر محدويتها برداشته شوند و نرخ ارز تغيير كند مطمئنا قيمت پول ملي نيز تغيير كرده و صفرها مجدداً نمايان خواهند شد.
وي با بيان اينكه هدفمندي يارانهها هنوز به سرانجام و ثبات نرسيده، گفت: با نمايان شدن اثرات هدفمندي، صفرها دوباره ايجاد خواهند شد بنابراين اكنون زمان مناسبي نيست.
اين كارشناس ابراز داشت: در ضمن اينكه تغيير ارزش پول فقط تاثيرات كوتاه مدت رواني بر تورم دارد، به نظر ميرسد كه حذف صفر در مبادلات بينالمللي نيز تاثيري نداشته باشد.
وي عنوان كرد: پس از ثبات اقتصادي، صفرها اذيت كرده و حذف صفر از پول ملي كشور مفيد خواهد بود.
كياحسيني در خصوص نظر برخي از كارشناسان مبني بر گسترش تجارت الكترونيك بجاي حذف صفر، اظهار داشت: گسترش تجارت التكرونيك در حالي كه مانع پولشويي ميشود ولي نياز به فناوري و سيستم امنيتي بالا دارد.
انتهاي پيام/ص
خبرگزاري فارس: استاد اقتصاد دانشگاه مفيد گفت: براي حذف صفر ابتدا بايد تمام متغيرهاي اقتصادي مانند يارانهها، ارز، صادرات و واردات كه به دلايل مثبت و يا منفي ثابت نگهداشته شدهاند به حالت عادي و بلند مدت خود برسند تا اين سياست معنا پيدا كند.
كيا حسيني در گفتوگو با خبرنگار اقتصادي باشگاه خبري فارس «توانا» در خصوص حذف صفر از پول ملي، اظهار داشت: با توجه به اينكه اين تجربه در كشورهايي مانند تركيه در شرايط ثبات اقتصادي انجام گرفته است، به نظر ميرسد كه اكنون زمان مناسبي براي اين مسئله نيست.
وي عنوان كرد: براي حذف صفر ابتدا بايد تمام متغيرهاي اقتصادي مانند يارانهها، ارز، صادرات و واردات كه به دلايل مثبت و يا منفي ثابت نگهداشته شدهاند به حالت عادي و بلند مدت خود برسند تا اين سياست معنا پيدا كند.
اين استاد دانشگاه بيان داشت: در شرايط عدم بازگشت به حالت عادي فاكتورهاي اقتصادي، هر فرايند آزادسازي و يا شوك اقتصادي باعث ايجاد تلاطم قيمتها در آن بخش خواهد شد.
كياحسيني با اشاره به محدوديتهاي موجود در صادرات و واردات، ابراز داشت: اگر محدويتها برداشته شوند و نرخ ارز تغيير كند مطمئنا قيمت پول ملي نيز تغيير كرده و صفرها مجدداً نمايان خواهند شد.
وي با بيان اينكه هدفمندي يارانهها هنوز به سرانجام و ثبات نرسيده، گفت: با نمايان شدن اثرات هدفمندي، صفرها دوباره ايجاد خواهند شد بنابراين اكنون زمان مناسبي نيست.
اين كارشناس ابراز داشت: در ضمن اينكه تغيير ارزش پول فقط تاثيرات كوتاه مدت رواني بر تورم دارد، به نظر ميرسد كه حذف صفر در مبادلات بينالمللي نيز تاثيري نداشته باشد.
وي عنوان كرد: پس از ثبات اقتصادي، صفرها اذيت كرده و حذف صفر از پول ملي كشور مفيد خواهد بود.
كياحسيني در خصوص نظر برخي از كارشناسان مبني بر گسترش تجارت الكترونيك بجاي حذف صفر، اظهار داشت: گسترش تجارت التكرونيك در حالي كه مانع پولشويي ميشود ولي نياز به فناوري و سيستم امنيتي بالا دارد.
انتهاي پيام/ص
خبرگزاري فارس: نظام عاقله يك نوع پيمان شرعى است كه اشخاص از روى علم و اختيار تعهد مىكنند تا از خانواده كه مقدسترين نهاد اجتماعى است، حمايت كنند كه از هم نپاشد.
چكيده
از نظر همه مذاهب اسلامى ديه قتل و جنايتخطايى به ترتيب ارث بر عهده چند طايفه است.عاقله عبارتند از: خويشاوندان ذكور جانى كه منتسب به پدر باشند، آزادكننده جانى، ضامن جريره و امام.
مقاله حاضر داراى دو بخش است: در بخش اول نويسنده ابتدا عاقله را از نظر لغتشناسان و فقها تعريف كرده آنگاه اجماع فقهاى اسلام و روايات رسيده از ائمه عليهم السلام در اثبات عاقله را مورد بررسى قرار داده است.سپس به كيفيت تقسيط ديه بر افراد عاقله پرداخته و با بيان نظرت مختلف، به اين نتيجه رسيده كه حكم عاقله، حكم حكومتى است و لذا تقسيط ديه به عهده حاكم شرع است تا اختلافى بوجود نيايد.
نويسنده در بخش دوم ابتدا به فلسفه تشريع اين حكم پرداخته و نتيجه گرفته كه عاقله پيمان شرعى و اختيارى، به منظور حمايت از خانواده است.سپس به اشكالات مخالفان پاسخ داده و به اين نتيجه رسيده كه اين حكم از احكام مترقى اسلام است.
كليد واژهها: 1- عاقله 2- عصبه 3- قتل خطايى 4- جنايتخطايى 5- ديه 6- ضامن جريره 7- تقسيط ديه.
1- مقدمه
از اختصاصات و ابتكارات بزرگ فقه اسلام - اعم از شيعه و سنى - تشريع "عاقله " است كه از جمله قوانين مترقى و عادلانه اسلام در باب قصاص و ديات و قوانين جزايى و نيز نشانه جامعيت آن است; زيرا نظام عاقله داراى آثار مهم سياسى، اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى است و به لحاظ تحكيم پيوندهاى خانوادگى حائز اهميت است و نيز هيچ مانع حقوقى در جوامع كنونى ندارد.ما در اين مقاله در صدد بحث و بررسى پيرامون اين مساله مهم هستيم.ابتدا عاقله را از ديدگاه اهل لغت و فقها تعريف مىكنيم و ديدگاه فقهاى بزرگ را بيان مىكنيم و بعد فروع و جزئيات آن و اختلاف نظر فقهاى اماميه و اهل سنت را بررسى مىكنيم و در پايان فلسفه و حكمت تشريع و آثار اجتماعى و سياسى و خانوادگى آن را مورد بحث قرار مىدهيم و برخى از اشكالاتى را كه در اين رابطه مطرح شده نقد و بررسى مىكنيم.
2- تعريف عاقله
بدون شك هر كس مرتكب جرم و جنايتى شود، - چه قتل نفس باشد و يا جراحتى بر كسى وارد كند - مسؤوليت كيفرى آن متعلق به شخص او است و او ضامن ديه و هر گونه غرامت تعيينشده خواهد بود.اين اصل، مستفاد از قرآن مجيد است كه مىفرمايد: "و لاتزر وازرة وزر اخرى " . (1)
آنچه مسلما از اين اصل خارج شده، مواردى است كه عاقله انسان ضامن است و آن جايى است كه انسان از روى خطاى محض كسى را بكشد و يا جراحتى به اعضاى كسى وارد كند.عاقله با شرايطى كه بيان خواهد شد، بايد ديه جنايتخطايى را بدهد و خود جانى ضمانت مالى ندارد.
فقيه بزرگ و نامدار شيعه در كتاب ارزشمند "شرايع الاسلام " فرموده است: "عاقله انسان به ترتيب چهار دستهاند:
اول: عصبه كه خويشاوندان شخص مىباشند، دوم: معتق يعنى آزاد كننده او، سوم: ضامن جريره، چهارم: امام عليه السلام.اين چهار دسته به ترتيبى كه ارث مىبرند ضامن جنايات خطائى انسان مىباشند " . (2)
بنابراين، در هر مورد ديگرى كه شك كرديم، اصل برائت ذمه جارى مىكنيم و حكم مىكنيم كه ديه و يا جنايتبر عهده شخص جانى خواهد بود و ديگران حتى امام عليه السلام و مسؤول بيتالمال، ضمانتى ندارند.
صاحب جواهرقدس سره مىگويد: "علت اينكه پرداخت كننده ديه خطا را عاقله ناميدهاند چند چيز است:
اول اين است كه: چون شترى را كه به منظور ديه مقتول در نظر گرفته مىشده، در خانه ولى خون، عقال مىكردهاند; يعنى زانوى آن را با طناب مىبستند كه نتواند حركتبكند، از اين جهت عاقله ناميده شده است.عاقله از واژه عقل است و عقل هم به معناى عقال كردن است.
دوم اينكه: عقل به معناى منع كردن و بازداشتن است و به مناسبت اينكه دادن ديه، وسيله منع كردن و بازداشتن ولى دم است از قصاص و كشتن قاتل، آن را عاقله ناميدهاند و سوم اينكه: واژه عقل به معناى خود ديه است و عاقله به معناى كسى است كه متحمل ديه جنايتخطايى مىشود " . (3)
آنچه صاحب جواهر فرموده است، همان چيزى است كه از گفتار لغتشناسان هم استفاده مىشود.
احمدبن محمدالفيومى در كتاب المصباحالمنير مىنويسد: "عقلت البعير عقلا، بر وزن ضرب يضرب به معناى اين است كه وسط ذراع شتر را با ريسمان بستم و اين واژه به معناى عقال است و در اين صورت جمع عقل مىشود عقل; مثل كتاب و كتب و اگر گفته شود: عقلتالقتيل عقلا، به معناى پرداخت ديه آن مقتول است " و اصمعى گويد: "ديه را عقل ناميدن به جهت مصدرى آن است; به اين مناسبت كه شترى كه براى ديه آماده كرده بود، در خانه ولى مقتول عقال مىكردند، آنگاه به خاطر كثرت استعمال، بر خود ديه اطلاق شده است; چه آن شتر باشد و يا طلا و نقره و يا چيز ديگر و گاهى گفته مىشود: عقلت عنه، به معناى دادن غرامت است و يا هر چيزى كه از بابت ديه و يا غرامتهاى ديگر بايد پرداخت كند " . (4)
اگر عاقله از عقل به معناى منع باشد، مناسبت آن روشن است; زيرا با دادن ديه به ولىدم، مانع از قصاصكردن او مىشود و اگر به معناى عقالكردن شتر هم باشد، مىتوان اينگونه گفت كه با بستن شتر ديه در خانه ولىدم، در حقيقت دست او را مىبندد از كشتن قاتلى كه از روى خطاى محض، شخص مقتول را كشته است و با پرداخت ديه به ولىدم، خون قاتل محفوظ مىماند و با نوعى مصالحه، غائله خاتمه پيدا مىكند.شايد هم عقال به معناى منع است; چون شتر را از حركت منع مىكند.
3- عاقله كيست؟
همان گونه كه اول بحث اشاره شد، عاقله انسان كه متحمل ديه صاحب جنايت مىشوند، چهار طايفهاند:
اول - خويشان صاحب جنايت و آنان عصبه انسان مىباشند كه توضيح آن خواهد آمد.دوم - معتق; يعنى كسى كه او را آزاد كرده است.سوم - ضامن جريره; يعنى كسى كه ضامن جنايت او شده باشد; زيرا معمول بوده است كه گاهى دو انسان بىوارث با يكديگر قرارداد مىكردند كه هريك خطايى مرتكب شود، ديگرى ديه او را بدهد و هريك زودتر بميرد، ديگرى وارث او باشد.چنين كسى اگر مرتكب خطايى بشود، ضامن جريره ديه او را مىدهد و دين اسلام اين قرارداد را امضا كرده است.چهارم - در صورتى كه هيچ يك از سه مورد يادشده ممكن نشد، امام عليه السلام ديه او را مىدهد و اگر جانى بميرد و وارث ديگرى نداشته باشد، وارث او هم امام عليه السلام خواهد بود.
شيخالطائفه، ابوجعفرالطوسى - قدسالله نفسهالزكيه - در كتاب خلاف، مساله 698 كتابالجنايات در باره معناى "عصبه " فرموده است: "العاقلة كل عصبة خرجت منالوالدين والمولودين و همالاخرة و ابنائهم اذا كانوا من جهة اب و ام او من جهة اب والاعمام و ابنائهم واعمامالاب وابنائهم والموالى و به قالالشافعى و جماعة اهلالعلم; عاقله تمام كسانى هستند كه از پدر و مادر متولد شده باشند و يا تنها از جهت پدر باشند و يا از فرزندان آنان باشند و آنان برادران و فرزندان آنها مىباشند.اگر از يك پدر و مادر باشند و يا از جهت پدر تنها باشند و همينطور عموها و فرزندانشان و نيز عموهاى پدر و فرزندان آنان جزو عاقلهاند و نظر شافعى و جماعت اهل علم از عامه هم همين است " . (5)
لغتشناسان نيز واژه "عصبه " را به اقارب پدرى و مادرى و يا پدرى تنها معنا كردهاند:
در كتاب مصباحالمنير چنين آمده است: "العصبةالقرابة منالذكور الذين يلدون بالذكور و هذا ما قاله ائمةاللغة و هو جمع عاصب مثل كفره و كافر...و عصبالقوم عصبا مثل ضرب احاطوا به لقتال او حماية فلهذا اختصالذكور بهم; عصبه خويشان ذكوراند كه به ذكور دلالت مىكنند و اين است آنچه پيشوايان اهل لغت گفتهاند و عصبه جمع عاصب است، مثل اينكه كفره جمع كافر است و اگر گفته شود عصبالقوم عصبا، مثل ضرب يضرب ضربا است و معناى آن، احاطهكردن اطراف قوم استبه منظور جنگ با دشمن و يا در مقام حمايتكردن از آنها و از جهت اينكه به معناى احاطهكردن است، اختصاص به خويشان مرد پيدا كرده است " . (6)
صاحب جواهر فرموده است: "عصبةالرجل بنوه و قرابته لابيه و انما سموه عصبة لانهم عصبوا به اى احاطوا فالاب طرف والعم طرف والاخ جانب و عنى مجمعالبحرين ان عصبة الرجل بنوه و قرابته لابيه و قال فى مختصرالنهاية الاثيرية الاقارب من جهةالاب.; در صحاحاللغة آمده است: عصبه انسان، فرزندان و خويشان پدرى او هستند و عصبه گفته شده استبه خاطر اينكه "عصبوا " به معناى "احاطه كردند " است; چون پدر انسان يك طرف و عموى او طرف ديگر و برادر يك طرف او را احاطه مىكنند و همينگونه از كتاب مجمعالبحرين طريحى نقل شده است كه عصبه انسان به معناى فرزندان و خويشان پدرى مىباشند و همين معنا نيز در كتاب مختصر نهايه ابناثير آورده شده است " . (7)
آنچه از كلمات فقها و اهل لغت استفاده مىشود، اين است كه خويشان مادرى را عصبه نمىگويند; بلكه عصبه، خويشان پدرى هستند و بايد آنها متحمل ديه خطاى جانى باشند.محقق حلى در كتاب شرايعالسلام فرموده است: "وضابطالعصبه من يتقرب بالاب كالاخوة و اولادهم والعمومة و اولادهم ولا يشرط كونهم من اهلالارث فىالحال و قيل همالذين يرثون ديةالقاتل لوقتل; معيار در عصبهبودن كسانى هستند كه خويشاوند پدر باشند نه مادر; مثل برادران و فرزندان آنها و عموها و فرزندان آنها و شرط نيست كه وارث قاتل باشد بالفعل، [ بلكه اگر ارث هم نبرند، باز عاقله او محسوب مىشوند; ] و گفته شده عاقله آن است كه وارث قاتل باشد در همان زمانى كه قاتل مىمرده است " . (8)
ولى اين قول را صاحب جواهر و ديگران رد كردهاند به اينكه از ديه انسان، ذكور و اناث، حتى زوج و زوجه و همينطور خويشان مادرى ارث مىبرند، اما پرداختكننده ديه خطاى او نمىباشند; بنابراين شرط عاقلهبودن، ارثبردن قاتل نيست.پس روشن شد كه عاقله همان عصبه انسان است كه خويشاوندان پدر و مادرى و يا پدرى او محسوب مىشوند و اين فتوا نزد قريب به اتفاق شيعه و فقهاى عامه مشهور است; چنانكه محقق بزرگ شيعه، شهيد ثانى، در مسالك به آن تصريح نموده است. (9)
در مقابل اين قول، تنها از اصحاب اماميه، مرحوم ابنجنيد اسكافىقدس سره فرموده است: "عاقله انسان اقرب كسانى هستند كه سهم معينى از ارث مىبرند و اگر وارث به مسماة نبود، ديه خطايى بين خويشاوندان پدرى به طور اشتراك بين خويشان پدرى و مادرى به طور اثلاثى تقسيم مىشود " مستند اين قول، روايتسلمةبن كهيل است; ولى اين روايت ضعيف است و مورد اعتناى بزرگان نيست.
در اينكه عاقله، ضامن ديه است، بين فقهاى شيعه و سنى اتفاقنظر است; اگرچه در بعضى از جزئيات با هم اختلافنظر دارند.آنچه مورد اتفاق و اجماع همه فقهاى مسلمين است، ديه قتل خطاى محض است.ولى اهل سنت مانند شافعى و ديگران در قتل شبهعمد هم مىگويند ديه بر عاقله است; ولى از نظر فقهاى اماميه، ديه بر شخص قاتل است. شيخالطائفه ابوجعفر طوسىقدس سره در مساله 684 كتابالجنايات خلاف گويد: "ديه قتل نفس در قتل خطا بر عاقله است و همينطور در جنايات اطراف و در اين مساله هيچ اختلافنظرى وجود ندارد; ولى نزد شافعى در قتل شبهعمد نيز بر عاقله است، ولى در نزد ما اماميه ديه از مال قاتل است، همانطورى كه در قتل عمد، ديه بر قاتل است، بدون هيچ اشكالى.دليل ما اجماع فرقه و اخبار رسيده از معصومين عليهم السلام است و نيز اصل برائت ذمه عاقله هم در قتل شبهعمد اقتضا مىكند كه ديه بر خود قاتل باشد; زيرا اشتغال ذمه نياز به دليل دارد و ما دليلى بر اشتغال ذمه عاقله نداريم " . (10)
اختلاف نظر بين اماميه و اهل سنت، تنها در قتل شبهعمد است.اماميه آن را ملحق به قتلعمد، ولى اهل سنت ملحق به خطاى محض كردهاند.عبدالرحمن جزيرى از فرقه حنفيه، در قتل شبهعمد، قصد فعل را مؤثر دانسته است; مانند كسى كه عصا را بلند كرده و به سر كسى زده است، ليكن چون معمولا با اين آلت، قتل محقق نمىشود و تصادفا منجر به قتل شده است، ملحق به قتل خطا است و اگر بگوييم ديه بر قاتل است، بايد مال فراوان بدهد و موجب استيصال و درماندگى او خواهد شد; بنابراين بايد ديه را عاقله تحمل كند. (11)
پرواضح است كه اين استدلال ناتمام است; زيرا فرق بسيار استبين قتل خطا و شبهعمد; چون در خطا اصلا قصد فعل نداشته است; مانند كسى كه تيراندازى كرده به قصد كشتن حيوانى و اصلا خبر نداشته كه در آنجا انسانى وجود داشته است و به طور اتفاق تير به انسان اصابت كرده و كشتهشده است; ولى در شبهعمد مسلم است كه قاتل قصد فعل و كشتن مقتول را داشته است، اگرچه آلتى را كه به كار برده است، نوعا باعث قتل نباشد; بنابراين ترديدى در مقصربودن قاتل نيست و از اين جهت ملحقساختن شبهعمد به خطاى محض صحيح نخواهد بود; پس بايد گفت نظر اماميه حق است، بعلاوه اينكه، اجماع طايفه و اخبار رسيده از معصومين عليهم السلام نيز بر آن دلالت مىكند.
4- محدوده عاقله
محدوده عاقله كدام است؟ آيا اختصاص به خويشان پدرى مانند عمو و فرزندانشان و برادر و فرزندانشان دارد يا اينكه پدر و اولاد پدرى هم جزو عاقله هستند؟ در اين باره بين فقها اختلافنظر است.مرحوم شيخ طوسى در كتاب خلاف ادعاى اجماع كرده است كه پدر و فرزندانش داخل عاقله نيستند; در مقابل، جماعتى از فقها از جمله، فقيه نامور شيعه، محقق حلى، در كتاب شرايعالاسلام و از معاصران، مرحوم آيهالله گلپايگانىقدس سره و آيةالله خوئىقدس سره فرمودهاند: پدر و اولاد جانى هم جزو عاقله مىباشند. (12)
براى اثبات قول اول سه دليل ذكر كردهاند:
1- اصالت عدم اشتغال آنها از تعلق به ضمان.اين استدلال صحيح نيست; براى اينكه تمسك به اصل عدم اشتغال ديه وقتى است كه نصى نباشد و اينجا با تصريح اهل لغت - كه مراد از عصبه اقارب پدرى هستند - جايى براى اصل مزبور نيست.پدر انسان و پدران او هرچه بالا رود و فرزند انسان و فرزندان او هرچه پايينتر روند، نزديكترين خويشاوندى را به انسان دارند; بعلاوه عدم اشتغال آباء و ابناء، مستلزم اشتغال ذمه ديگران است كه آنجا نيز همين اصالت عدم اشتغال جارى است.بنابراين اين اصل جارى مىشود، چنانكه صاحب جواهرقدس سره به اين مطلب اشاره كردهاند.
2- صحيح محمدبن قيس به نقل از امام باقر عليه السلام قال: "قضى اميرالمؤمنين عليه السلام على امراة اعتقت رجلا و اشترطت ولائه ولها ابن فالحق ولائه بعصبتهاالذين يعقلون عنه دون ولدها; اميرالمؤمنين عليه السلام درباره آن زنى كه مردى را آزاد كرده بود و شرط كرده بود ولاى آن مرد را و آن زن داراى پسرى بود امام ولاى آن زن را به عصبهاش - كه عاقله او را مىپردازند - ملحق كردند و پسرش را استثنا كردند " . (13)
بنابراين آن زن ديه را نبايد بدهد.
اين روايتشريف دلالت ندارد كه پسر از عاقله استثنا شده است، بلكه مدلول آن اين است كه پسر آن زن از ارثبردن ولاى آن شخصى كه آزاد شده، استثنا شده است و ارثنبردن آن پسر از ولاء، غير از جدايى او از عاقله است. (14)
3- حديث نبوى كه آن را كشفاللثام و سالك از اهل سنت نقل كردهاند و آن حديث اين است: "لايؤخذالرجل بجريرة ابيه و لا بجريرة ابنه " اولا اين حديث از جهتسند ضعيف است; چون از طريق شيعه نيست و ثانيا احتمال دارد كه منظور از عدم اخذ به جريره اب و ابن، جريره عمدى باشد نه جريره خطايى كه مربوط به عاقله است.
بنابراين قول دوم درستتر بهنظر مىرسد و آن اينكه پدر و فرزندان قاتل و جانى، جزو عاقله به شمار مىآيند.از كسانى كه اين قول را برگزيدهاند مىتوان از مرحوم محقق، صاحب جواهر، اسكافى، شيخ مفيد، شيخالطائفه (در كتاب نهايه و حائريات) ابنادريس حلى، يحيىبن سعيد، فاضلين، صيمرى و شهيد (در لمعه)، فاضل مقداد (در التنقيح) نامبرد.
دليل آن اين است كه عصبه شخص - بر اساس معناى لغوى آن - كسانى هستند كه او را احاطه كردهاند و طبعا اين معنا شامل اب و ابن هم مىشود و مراد مرحوم محقق هم همين است كه در مقام استدلال فرموده است: "لانهما ادنى قومه " يعنى به جهت اين است كه اب و اولاد نزديكترين افراد قوم انسان محسوب مىشوند.بنابراين از اين بيان معلوم مىشود كه شهرت و اجماعى كه بر قول اول ادعا شده، پايه و اساس درستى ندارد; زيرا چگونه ممكن است اجماع و شهرتى در بين قدما باشد، با اينكه بسيارى از قدما و متاخرين، قول دوم را اختيار كردهاند.
ليكن آنچه نزد فقهاى اماميه قطعى و مسلم است، اين است كه شخص قاتل خطايى داخل عاقله نيست و در مقابل ديه، ضمانتى ندارد; بلكه نزد علماى اسلام مسلم است جز ابوحنيفه.
شيخ طوسىرحمه الله در كتاب خلاف گفته است: "القاتل لا يدخل فىالعقل بحال مع وجود من يعقل عنه منالعصبات و بيتالمال و به قالالشافعى و قال ابوحنيفه القاتل كاحدالعصبات يعقل كما يعقل و احد منهم دليلنا انالاصل برائةالذمة و دخوله يحتاج الى دليل و عمومالاخبار التى قدمناها يقتضى ان الدية علىالعاقله كلها فى رواية ابنمسعود و جابر " . (15)
شيخالطائفه در اين عبارت به دو دليل استدلال كرده است; اول: به اصل برائت ذمه قاتل از ديه، دوم: به عموم اخبارى كه بيان مىدارد ديه قتل خطايى بر عاقله است نه قاتل و اگر ما بخواهيم قاتل را داخل در عاقله قرار دهيم دليلى نداريم.
صاحب جواهرقدس سره مىفرمايد: اجماع محصل و منقول قائم است كه قاتل، داخل عاقله نيست و ضمانت ندارد; بعلاوه، بودن ديه قتل خطايى بر عاقله از ضروريات مذهب اماميه است و يا از ضروريات معلوم نزد مسلمانان است، اگرچه ابوحنيفه مخالفت كرده است.بنابراين روشن است كه قاتل، بدهكار ديه نيست و داخل محدوده عاقله نيست. (16)
نكته ديگر آنكه فقها اشاره كردهاند كه زنان، بچگان و ديوانگان از محدوده عاقله خارجاند و نبايد سهمى از ديه را پرداخت نمايند.در اين باره، صاحب جواهررحمه الله ذيل كلام محققرحمه الله مىفرمايد: من در اين مساله مخالفتى پيدا نكردم و همين مطلب را شيخالطائفه در كتاب مبسوط اعتراف كرده است.اما دليل آن اين است كه زن، داخل مفهوم عصبه نيست و صبى و مجنون هم اگرچه مفهوما داخل عصبه هستند، اما اطلاق ادله ضمانت عاقله نسبتبه جنايتخطايى آنها را شامل نمىشود و يا دستكم مشكوكالاطلاق است.علت عدم شمول يا از جهت انصراف ادله است از آنها و يا اينكه ادله از جهت وجود اجماع مشكوكالاطلاق است.در هر صورت، اين مساله هم از مسلمات است كه صبى و مجنون ضامن ديه نمىباشند (17) وليكن جاى شبهه نيست كه آنها از ديه قاتل ارث مىبرند و همه اصحاب به آن معترفاند.
در دو مورد از احكام عاقله، بين اماميه و اهل سنت اختلاف وجود دارد و آن اين است كه اهل ديوان و اهل بلد در ديه مشاركت ندارند; چنانكه محقق حلىقدس سره در كتاب شريف شرايع مىفرمايد: "ولا يدخل فىالعقل اهلالديوان ولا اهلالبلد اذا لم يكونوا عصبة. " شهيد ثانىرحمه الله در شرح كلام مرحوم محقق مىفرمايد: "مراد از اهل ديوان كسانى هستند كه امام عليه السلام آنها را منظم كرده براى جهاد با دشمن و براى آنان غذا و طعام قرار داده و براى آنان فرمانده معينى تعيين كرده است. اين افراد نبايد متحمل ديه قتل بشوند، مگر اينكه از جمله عصبه قاتل باشند " . (18)
در ميان علماى اهل سنت، ابوحنيفه مىگويد: "والعاقله هم اهلالديوان ان كانالقاتل من اهلالديوان يؤخذ من عطاياهم فى ثلاث سنين و اهلالديوان هم اهلالرآيات والالوية و همالجيش الذين كتبت اسمائهم فىالديوان والجريره لان سيدنا عمر - رضىالله عنه - هو اول من دون الدواوين و جعلالعقل على اهلالديوان و كان ذلك بمحضر منالصحابة - رضىالله عنهم - من غير نكير منهم ولانالعقل كان على اهلالنصرة و قد انتبانواع باالقرابة والحلف والولاء والعد و فى عهد عمر - رضىالله - صارت بالديوان فجعلها على اهله اتباعا للمعنى " . (19)
كه اگر قاتل جزو افراد اهل ديوان باشد، بايد اهل ديوان ديه قتل او را بدهند.
در استدلال ابوحنيفه دو مطلب است: اول اينكه عمر در زمان تصدى خلافتش، ديه را بر اهل ديوان قرار داد و اين عمل مورد انكار هيچيك از صحابه واقع نشد; پس فعل عمر حجت است.
ولى جواب اين دليل را فقهاى اماميه مانند شهيدقدس سره (در مسالك) و صاحب جواهرقدس سره دادهاند به اينكه فعل عمر مخالف با معهود در زمان رسول خدا صلى الله عليه وآله است; چون بالضروره معلوم بوده است كه پيامبر صلى الله عليه وآله ديه را بر عصبه قرار داده است و اصلا در زمان ايشان ديوانى وجود نداشته است.حتى در زمان ابوبكر هم واقع نشده است.پس اين عملى است مخالف با نظر رسول خدا و حجيتى ندارد.ممكن استبگوييم فعل عمر در آن زمان به اين خاطر بوده است كه اهل ديوان از اقارب و عصبه آن مرد قاتل بودند; بنابراين فعل عمر دلالتى ندارد كه ديه بر اهل ديوان است، حتى اگر عصبه قاتل هم نباشند.البته اين مطالب با فرض مماشات است والا از منظر ما اماميه، فعل غيرمعصوم هيچگونه حجيتى ندارد.
دليل دوم ابوحنيفه اين است كه اصولا حقيقت عاقله اين است كه بتوانند انسان را يارى كنند و اهل نصرت چهار دستهاند; اول: اقرباء و خويشاوندان، دوم: كسانى كه با آنها پيمان بستهاند، سوم: اهل ولاء، چهارم: كسانى كه داراى قدرتى باشند.پس به علت توانايى نصرت در اهل ديوان، عمر هم ديه را بر آنان قرار داده است.
اين استدلال از اولى ضعيفتر استبراى اينكه آنچه مسلم است اين است پيامبر ديه قتل خطا را بر عاقله قرار دادهاند و اصلا معهود نبوده است كه اهل ديوان و يا جيش در مقابل ديه قتل خطا ضمانتى داشته باشند و گفتار ابوحنيفه مطلبى استباطل. بنابراين حق اين است كه اهل ديوان از عاقله و محدوده آن خارجاند.
مورد دوم اين است كه اهل بلد قاتل اصلا داخل عاقله نمىباشند و نبايد سهمى از ديه را بدهند اگرچه در اين مورد هم ابوحنيفه مىگويد: "اگر اهل ديوان نبودند بايد ديه را اهل بلد بپردازند " . (20)
از طريق اماميه هم در روايتى كه سلمةبن كهيل نقل كرده آمده است: "ان لم يكن له قرابة من قبل امخ ولا قرابة من قبل ابيه ففض الدية على اهل الموصل ممن ولد بها و نشا ولا تدخلن فيهم غيرهم من اهلالبلد " . (21)
وليكن اين حديث از ديدگاه فقهاى اماميه ضعيف است و مورد عمل اصحاب نيست.علت ضعف اين روايت اين است كه سلمةبن كهيل از طايفه زيديه عامه است. (22)
بنابراين اهل بلد هم داخل در محدوده عاقله نخواهند بود.
5- شرايط عاقله براى پرداخت ديه
مشهور بين فقهاى اماميه اين است كه عاقله اگر فقير باشد، پرداخت ديه بر او واجب نيست.صاحب جواهر فرموده است: "من در اين مساله مخالفى نيافتم. " محققرحمه الله در شرايعالاسلام فرموده است: "نعم لا يتحملالفقير شيئا و يعتبر فقره عندالمطالبه و هو حولالحول. " بنابر نظر ايشان كسى كه وقت مطالبه ديه - كه سر سال است - غنى باشد، بايد ديه را بدهد ولو اينكه قبلا فقير باشد و اگر كسى قبل از زمان مطالبه غنى باشد، ولى وقت مطالبه فقير باشد، تحمل ديه بر او واجب نيست; بنابراين ميزان غنى و فقير بودن، هنگام مطالبه ديه است.
بنابراين، همانطورى كه كشفاللثام گفته است، اگر كسى فقير باشد ولى بتواند كسب كند و ديه را بپردازد، بر او واجب نيست، بلكه ميزان دارابودن بالفعل است; بر خلاف اهل سنت كه مىگويند اگر شخص فقير قادر به كسب باشد بايد ديه را بدهد.
صاحب جواهررحمه الله گويد: "از ديدگاه بسيارى از فقهاى اماميه استفاده مىشود كه اين حكم نزد اماميه مفروغ عنه بوده و كسى در آن ترديد نكرده و مورد تسالم اصحاب بوده است.از فقهاى معاصر هم امام خمينىقدس سره و آيةالله گلپايگانىقدس سره در كتاب مجمعالمسائل همين نظر را اختيار كردهاند.نسبتبه قدماى اصحاب هم ظاهرا يا فتوا مشهور بوده است و يا (بالاتر از مشهور) در حدى بوده است كه مخالفى پيدا نشده است.
شيخ در مبسوط مىگويد: "والذى يتحملالعقل عنالقاتل منالعاقله من كان منهم غنيا او متجملا و اماالفقير فلا يتحمل شيئا منها و يعتبرالغنى والفقر حينالمطالبه والاستيفاء و هو حولالحول ولايعتبر ذلك قبلالمطالبه فمن كان غنيا عندالحول طالباه و ان كان فقيرا تركناه و ان غنيا قبل ذلك " . (23)
مفاد كلام شيخقدس سره نيز همان مفاد كلام محقققدس سره است و به طور ارسال مسلم شرط فرموده است كه بايد عاقله در وقت اداى ديه مقتول غنى باشد و اگر فقير باشد بر او ديه واجب نيست; اگرچه قبل از آن هم غنى باشد.محقق اردبيلى در مجمعالفائدة و البرهان فرموده است: "ولعل دليل اشتراط الوجدان عندالمطالبه الاجماع اولهم نص ماتعرفه و يحتمل عدمه فيصبر عليه حتى يجد كسائر ديونه " . (24)
ايشان به بيان دو قول اكتفا فرموده ولى احتمال داده است كه مساله اجماعى بوده و يا نصى وجود داشته و به ما نرسيده است و در طرف مقابل فقط صرف احتمال را بيان كرده است.
مرحوم آيةالله خوئى قدس سره فرموده است: "غنى در عاقله شرط نيست، بلكه فرقى بين فقير و غنى در اينجا وجود ندارد. " ايشان در تكملةالمنهاج فرموده است: "هل يعتبرالغنى فىالعاقله المشهور اعتباره و فيه اشكال والاقرب عدم اعتباره. " و در مبانى آن فرموده است: "وجه اشكال اين است كه فتواى مشهور دليل ندارد.بلى، اگر اجماعى در مساله ثابتشود، مطلب تمام است ولكن اجماعى وجود ندارد; بنابراين فرقى بين غنى و فقير نيست در جهت اطلاقات ادله " . (25)
ايشان فرمودهاند در مساله اجماعى وجود ندارد، ولى قول خلاف مشهور را به كسى نسبت ندادهاند، در نتيجه بايد بگويند، اولا فقير هم بايد ديه را بدهد و اگر به خاطر فقر نتوانستبدهد، مديون است كه در زمان ممكن بايد پرداخت كند.ولى بايد گفت فرق استبين مديون در ساير ديون (غير از ديه) و در مورد عاقلهاى كه خودش تنگدستشده است - كه بر طبق آيه شريفه "فنظرةالى ميسرة " بايد صبر كند تا دارا شود - و بين آن عاقله فقيرى كه بالفعل مديون است; پس نمىتوانيم بگوييم در حال فقر، تكليف پرداخت ديه متوجه او مىشود و قياس كنيم اين را به مديونى كه نادار شده است; زيرا در فرض اول واجد بوده و سپس تنگدستشده است، اما در فرض بعدى اين است كه از اول فقير بوده است پس خداوند چگونه او را مكلف مىكند به اداى اين دين در حالى كه قادر به پرداخت نيست; بنابراين اطلاق ادله مخدوش مىشود و فقير را شامل نمىشود و يا مشكوكالشمول است.اگر شك كنيم، اصالتبرائت ذمه فقير از اين ديه جارى مىشود و اين اصل بدون معارض است; براى اينكه به هر حال ذمه غنى بلااشكال مشغول مىشود; بنابراين به اعتبار قول مشهور، فقير، بدهكار ديه نخواهد بود; همانگونه كه امام خمينىقدس سره در تحريرالوسيله اختيار كردهاند.
علاوه بر آن، تحميل ديه بر فقير اجحاف است; چون موجب عسر و حرج شديد است و شرعا جايز نيست.حتى اگر تحميل ديه بر غنى هم اجحاف باشد، جايز نيست تا چه رسد به فقير كه به طريق اولى جايز نيست و قطعا موجب مشقت و عسر و حرج است.پس به دليل "قاعده لاحرج " اين تكليف برداشته شده است; بنابراين يا ادله اطلاق ندارد و يا مشكوكالاطلاق است.تحميل ديه بر غير قاتل خلاف اصل است; بنابراين با اصل وجوب ديه خطا بر عاقله منافات ندارد; زيرا حكم مختص به عاقله غنى است نه مطلق عاقله.
6- مقدار ديهاى كه عاقله بايد بدهد
در اينكه بر عاقله واجب است ديه جراحت موضحه و بالاتر از آن را تا قتل خطايى بدهد، در ميان فقهاى اماميه اختلافى وجود ندارد و اجماع فقها بر آن مسلم است. محقق حلىقدس سره فرموده است: "و تحملالعاقله ديةالموضحة فما زاد قطعا و هل تحمل ما نقص قال فىالخلاف نعم و منع فى غيره و هوالمروى غير ان فىالرواية ضعفا " (26) و نيز محققرحمه الله فرموده: "موضحه آن جراحتى است كه بر كسى وارد شود كه تا به استخوان برسد و نيز روى استخوان ظاهر شود. " صاحب جواهر فرموده است: "در اين تعبير اختلافى نديدم " . (27)
شيخالطائفهقدس سره در كتاب خلاف گفته است: "ديه كمتر از موضحه هم بر عهده عاقله است " ابنادريس حلىقدس سره هم در اين نظر با شيخ موافقت كرده است اما در كتاب نهايه فرموده است: "ديه كمتر از موضحه بر عهده خود جانى است و ذمه عاقله از آن برى است " و اين قول را بسيارى از فقهاى شيعه اختيار كردهاند; مانند حلبىرحمه الله (در كافى) و ابنزهرهرحمه الله (در كتاب غنيه) وابنحمزه (در وسيله) و ديگران كه ظاهرا مشهور بين قدماى اماميه و متاخرين همين قول است.دليل قول اول، اطلاق اخبار عاقله است كه بين موضحه و غير آن فرقى نگذاشته است.و اما دليل قول دوم، روايتخاصهاى است از امام باقر عليه السلام كه فرموده است: "قضى اميرالمؤمنين عليه السلام انه لا تحملالعاقله الاالموضحة فصاعدا و ما دون السمحاق اجر الطبيب سوىالديه " . (28)
با اين روايت، عموم را تخصيص مىزنيم.
اين روايت همان روايتى است كه در كلام محقق آمده و فرموده است كه در آن ضعف سندى وجود دارد و آن اين است كه ابنفضال، فطحى مذهب بوده است; ليكن اين مطلب درست نيست; چنانكه صاحب جواهرقدس سره فرموده است: "ولو اينكه ابنفضال تا آخر عمرش بر مذهب فطحيه بوده باشد، باز هم روايت، موثق است نه ضعيف و روايت موثق را ما حجت مىدانيم. " به همين دليل علامهقدس سره در بسيارى از كتابهايش - غير از كتاب قواعد - متمايل به قول دوم شده است.بعد از علامه هم فخرالمحققين و فاضل مقداد و صميرى و شهيد ثانى و عده ديگرى از فقها قول دوم را اختيار كردهاند.گفته شده است كه اين قول، مشهور بين فقها است، همانگونه كه در كتاب رياض آمده است.و نيز گفته شده ابنفضال تا آخر عمر بر مذهب فطحيه باقى نبوده است و وقت مرگ برگشته و امامىمذهب شده است كه با اين وجود روايت صحيح تلقى مىشود.
نيز ممكن است مراد از تضعيف روايت در قول علامه، ضعفى باشد كه شامل روايت موثق هم بشود و مقصودش اين باشد كه روايت صحيح نيست نه اينكه حجت نباشد; بنابراين با توجه به اينكه روايت، معارضى هم ندارد بايد به آن عمل شود.مقتضى اصل برائت هم اين است كه جنايت مادونالموضحه بر عهده شخص جانى باشد; براى اينكه مقتضاى آيه شريفه "ولا تزروازرة وزراخرى " اين است كه جنايت جانى مطلقا بر عهده خودش باشد.از اين اصل، ديه جنايت موضحه و بالاتر از آن خارج شده است و مادونالموضحه، تحت اصول اولى باقى مىماند و به حكم آيه يادشده بر عهده شخص جانى است.
صاحب جواهرقدس سره مىفرمايد: "علاوه بر ادله مذكور - از آنجايى كه صدور جنايتهاى خطايى مردم زياد است - اگر بگوييم هرگونه جنايتخطايى ديهاش بر عاقله است، لازمهاش اين است كه اولا موجب مشقتبر مردم شود و اين مطلب به حكم "قاعده لاحرج " مرفوع است و ثانيا چون مىگويند ديه آنها بر عهده عاقله است و خودشان ضمانتى ندارند چهبسا موجب تسامح و تساهل مردم در ارتكاب جنايتشود در حالى كه سيره عملى مسلمين در هر زمان و مكان برخلاف آن است.بنابراين ما شك مىكنيم در شمول اطلاقات باب عاقله كه شامل مادونالموضحه هم بشود; حتى ديه جراحات و ضمان موضحه به دليل اجماع و به دليل موثق ابنفضال بر عهده خود جانى نيست.بنابراين اقوى دو قول دوم است; واللهالعالم " . (29)
7- مدت پرداخت ديه
فقهاى عظيمالشان شيعه فرمودهاند: عاقله جانى بايد ديه خطايى را در مدت سه سال پرداخت كنند.در اين مساله هم اختلافى وجود ندارد، بلكه صاحب جواهرقدس سره در اين مساله ادعاى اجماع كرده است.آغاز محاسبه براى پرداخت ديه، مرگ "مجنىعليه " است كه بايد آخر هر سال يك سوم ديه را پرداخت كند.در اين جهت فرقى بين ديه كامل و ناقص وجود ندارد; مثلا ديه ذمى و ديه زن كه نصف ديه مرد است.دليل اين حكم روايت ابىولاد است كه مشايخ ثلاث با سند تمام روايت كردهاند: "عن ابى ولاد عن ابىعبدالله عليه السلام قال كان على عليه السلام يقول تستادى ديةالخطاء فى ثلاث سنين و تستادى ديةالعمد فى سنة " . (30)
اما مدت ارش جنايات مورد اختلاف است.از شيخ در كتاب مبسوط نقل شده است: "در صورتى كه كمتر از ثلث ديه باشد بايد در پايان سال پرداخت كند; چون بدهكارى عاقله نسبتبه ديه ضمان نقدى نيست، بلكه مؤجل است.
محقق قدس سره بر اين قول اشكال كرده و گفته است كه: "محتمل است جمله "تستادى ديةالخطاء فى ثلاث سنين " ، مختص به صرف ديه نفس باشد نه ديه اعضا و ارش جنايات; بنابراين مقتضاى اصالةالحلول در مستحق و داين اين است كه اين دين حال و بر خود جانى واجب باشد و چون نص ديگرى نداريم، نمىتوانيم ارش جنايات را بر ديه نفس قياس كنيم; چون تنها در اصل خطايىبودن شريكاند ولى در ساير خصوصيات با هم فرق دارند. " شيخرحمه الله در كتاب مبسوط ارش جنايات را به سه قسم تقسيم كرده است: 1- به اندازه ديه باشد 2- اقل از ديه باشد 3- اكثر از ديه باشد.اگر به اندازه ديه باشد بايد بگوييم جارى مجراى ديه نفس است و مدت آن سه سال است و اگر به اندازه ثلث ديه باشد و يا كمتر از ثلثباشد، مدت آن يك سال است و اگر كمتر از دو ثلثباشد، ثلث اول را سر سال بدهد و باقيمانده را در سال دوم; همينطور، اگر ارش جنايتبه اندازه دو ثلث و يا زيادتر باشد، زايد بر دو ثلث را در سال سوم بايد بدهد و اگر ارش جنايت از ديه انسان بيشتر باشد، مانند اينكه دو چشم كسى را كنده باشد و يا دو دست كسى را قطع كرده باشد، اگر مجنىعليه دو نفر باشند بايد براى هر كدام از اين دو نفر سر سال اول، ثلث ديه و سر سال دوم، ثلث دوم و سر سال سوم، ثلثسوم ديه را بدهد و اما اگر مستحق يك نفر باشد، باز هم سر سال بيشتر از ثلثبر او واجب نيست; بنابراين براى دو چشم، يك سدس و براى دو دست هم يك سدس بايد بدهد كه در مدت شش سال بايد پرداخت كند.اين بود خلاصه و ماحصل آنچه مرحوم شيخ در مبسوط فرموده است. (31)
ولكن محقق اردبيلى مطلب شيخرحمه الله را قبول ندارد و مىگويد: "قاعده عقليه و نقليه اقتضا مىكند كه غير از خود جانى كس ديگرى ضمانت عاقله را بر عهده نداشته باشد، مگر در موردى كه اجماعى باشد و يا دليل لفظى مثل نص داشته باشيم; مانند ديه موضحه و بيشتر از آن و يا ديه نفس در صورت قتل خطايى كه با دليل موجود بايد در مدت سه سال پرداختشود.
اما در مورد ارش جنايات مىگوييم: اولا تحمل آن بر عاقله خلاف اصل است، بلكه بايد خود جانى متحمل شود مگر آنچه به دليل خاصى يقينا از اين قاعده خارج شده باشد; مثل ديه موضحه و مافوق آن.ثانيا اصل در پرداخت اين است كه حال باشد نه مؤجل; چون دليلى نداريم كه بايد و يا مىتواند در مدت بپردازد. (32)
بنابراين كلام محقق اردبيلىقدس سره به واقع نزديكتر است، چون ما مىتوانيم ارش جنايت را با ديه نفس خطايى با هم قياس كنيم و دليل ديگرى هم نداريم و همانگونه كه محققرحمه الله هم فرمود، روايت "تستادى ديةالخطاء ثلاث سنين " مربوط به قتل نفس واجب است.
8- فلسفه تشريع عاقله در اسلام
قطعا تشريع قانون عاقله در اسلام مانند ساير احكام آن، داراى فلسفه و حكمتهاى فراوان و فوايد كثيرهاى است، هم براى فرد و هم براى جامعه اسلامى، خصوصا براى خانواده و نظام آن.ما در اين بخش به اهم آنها اشاره مىكنيم:
1- نظام عاقله موجب تقويت و تحكيم خانواده است.قانون عاقله موجب تعديل تعصبات قبيلهاى و خانوادگى مىشود.علامه مجلسىقدس سره فرموده است: در زمان جاهليت مردم تعصب بسيارى به حفظ خويشاوندان خود داشتند، به گونهاى كه قاتل را حمايت مىكردند و او را از ولى مقتول دور نگاه مىداشتهاند و نمىگذاشتند به سزاى عملش برسد ولو اينكه به ناحق كسى را كشته بود.شارع مقدس به منظور تعديل تعصبات، در باب قتل خطايى - كه قاتل در آن تقصيرى ندارد - مقرر فرمود كه ديه بر ورثه و خويشان او تقسيم شود كه هم باعث قلتحمايت ايشان شود و هم كار بر قاتل آسان شود; چون تقصيرى نداشته است و از روى خطا انجام داده است. (33)
بنابراين وقتى خويشاوندانى كه مشمول قانون عاقلهاند، شرعا موظف به پرداخت ديه قتل خطايى شدند، تعصبات بىجا و بىرويهاى كه در بعضى از اقوام و قبيلهها است، تعديل و سبك مىشود و لااقل اينكه بجا و حسابشده مصرف مىشود.قانون عاقله موجب تقويت و استحكام بنيان خانواده و موجب ارتباط و اتصال اعضاى خانوادهها مىشود; چون وقتى از ناحيه شارع مقدس، خانوادهها موظف باشند كه ديه قتل و نايتخطايى خويشاوندان را بدهند، باعث مىشود يكديگر را شناسايى كنند به طورى كه اگر فردى از خانوادهها در كشورهاى خارجى هم زندگى كند، مورد غفلت قرار نمىگيرد و بدينوسيله با ديگر فاميل ارتباط برقرار مىكند و بدينوسيله پيوند خانوادگى تقويت مىشود.وقتى رابطه خانوادگى مستحكم شود، در مشكلات زندگى يكديگر را كمك مىكنند.فلسفه اينكه اسلام بر مساله صلهرحم تاكيد فراوان كرده است، همين است كه روابط خانوادگى مستحكم شود تا در روزهاى سخت همديگر را كمك كنند.قانون عاقله موجب حفظ نسبهاى خانوادگى و فراموشنشدن خويشاوندى مىشود.
بنابراين نظام عاقله يك نوع پيمان شرعى است كه اشخاص از روى علم و اختيار تعهد مىكنند تا از خانواده كه مقدسترين نهاد اجتماعى است، حمايت كنند كه از هم نپاشد. محقق بزرگ، شهيد ثانىقدس سره، در كتاب مسالكالافهام در اين باره مىگويد: "علما گفتهاند: تحميل غرامتبر غير جانى خلاف قاعده است الا اينكه چون قبايل عرب در زمان جاهليت از روى تعصب در مقام حمايت و نصرت جانى برمىآمدند و مانع مىشدند كه اولياى مقتول بتوانند انتقام بگيرند و يا حقشان را از قاتل و جانى بگيرند، شارع متعال مقرر فرموده، در صورتى كه جنايت عمدى نباشد، در عوض اين حمايت و نصرت بىجا براى كمك به قاتل بذل مال كنند و عاقله جانى كه خويشاوندان او هستند، ديه مقتول را بدهند و چون اين حمايت و دادن ديه از طرف جانى را به اجانب تشبيه كردند - كه در مقام اصلاح ذاتالبين نياز به مال دارند - خداوند اجازه داده است كه از سهم زكات در راه اصلاح ذاتالبين صرف نمايند و نيز شارع متعال به منظور اينكه بر خويشاوندان مشقت نباشد، دادن ديه جنايتخطايى را مؤجل و مدتدار قرار داده است نه نقدى، تا از اين راه هم قاتل جانى را حمايت و كمك كرده و هم بر عاقله مشقت نكرده باشد. (34)
2- بدون شك از نظر اسلام خون شخص مسلمان بسيار اهميت دارد و به هيچوجه و در هيچ شرايطى نبايد هدر برود و از طرف ديگر چون فعل شخص جانى از روى خطا بوده است و هيچگونه عمدى در كار نبوده و بىتقصير است و قتل و جنايتخطايى هم برخلاف قتلعمدى زياد واقع مىشود و ديه انسان هم مال عظيمى است و پرداخت آن مشكل است و لذا تحميل آن بر جانى خطايى در حد اجحاف است و همراه با مشقت، لذا حكمت الهى اقتضا مىكند كه خويشاوندان جانى براى كمك و اعانت و همراهى با او ديه را تحمل كنند و بين آنان تقسيم شود تا هم خون مسلمان هدر نرود و هم بر قاتل و جانى خطايى دشوار نباشد.بنابراين قانون عاقله، هم موجب حفظ خون مسلمان است و هم موجب مواسات با جانى. (35)
3- اساس و ريشه جنايتهاى خطايى، سهلانگارى و عدم احتياط است و علت اين دو هم سوءتربيت و عدم توجيه جنايتبراى جنايتكاران است و مسؤول تربيت، همان عاقله و خويشاونداناند كه به هم اتصال دارند; زيرا هر فردى از خانوادهاش متاثر است و به اقارب و خويشان خود شباهت دارد و در حقيقت اهمال و عدم احتياط ميراث خانواده است كه به وارث رسيده است و از آنجا كه خانواده هم متاثر از جامعهاى است كه در آن زندگى مىكند، در حقيقت مىتوان گفت همين اهمال و عدم احتياط در نهايت، ميراث اجتماع است; بنابراين در مرحله اول واجب استبر عاقله كه ديه را تحمل كنند و اگر عاقله و خويشاوندان جانى عاجز باشند، بايد جامعه ديه را تحمل كند و زمانى كه امام عليه السلام و يا حاكم اسلامى ديه را از بيتالمال مىدهد، در حقيقت جامعه آن را تحمل مىكند.اگر خويشاوندان آگاهى به اين حكم داشته باشند، در مقام تعليم و تربيت و توجيه خويشاوندان خود برمىآيند.به عبارت ديگر مىتوان گفت اين سهلانگارى و عدم احتياط در شخص جانى، معلول خانواده و درك اينكه جانى پشتوانه خانوادگى دارد و يا پشتوانه اجتماعى دارد و آنان از او حمايت مىكنند بوده است پس بايد خويشاوندان او و افراد جامعه خطاى جانى را تحمل كنند. (36)
4- بىشك نظام خانوادگى در اسلام - كه يك اجتماع كوچك است - و جامعه اسلامى - كه اجتماع بزرگ است - بر اساس تعاون و هميارى استوار شده است.وظيفه هر فردى در نظام خانواده و اجتماع اين است كه به افراد آن كمك كند و در برابر آنان بىتفاوت نباشد.قطعا قانون عاقله موجب به وجودآمدن اصل تعاون و هميارى و همكارى بين افراد خانواده و جامعه خواهد شد.از آنجا كه جرايم خطايى زياد اتفاق مىافتد، بايد در تمام اوقات خانواده با هم ارتباط داشته باشند; بنابراين ارتباط و پيوند خانوادگى هميشگى و دايمى خواهد شد. (37)
9- دو اشكال و پاسخ آنها
9- 1- اشكال اول و پاسخ آن:
بعضى اشكال كردهاند كه قانون عاقله با قوانين موضوعه، مخالف و ناهماهنگ است.منظور آنان اين است كه تحمل اجبارى ديه از طرف خويشاوندان جانى كه در اين ماجرا تقصيرى ندارند، جايگاه حقوقى ندارد و حقوق موضوعه اين زمان آن را نمىپذيرد.
در پاسخ مىگوييم: قانون عاقله از قوانين مترقى و عادلانه اسلام است; زيرا بنابر اين حكم الهى - كه اگر كسى از روى خطا جنايتى مرتكب شود، براى اينكه خون مجنى عليه كه يك فرد مسلمان است هدر نرود، وظيفه خويشاوندان قاتل است كه ديه مقتول را از مال خودشان پرداخت كنند، مشروط بر اينكه از نظر مالى تمكن داشته باشند و ساير حدود و شرايط را هم رعايت كنند - هيچگونه اشكال و ايراد حقوقى ندارد; بلى اگر اين حكم در مورد شخص معينى بود، مثلا اگر زيد مرتكب جنايتشد بايد خويشاوندان او ديه را بدهند، قابل ايراد بود; ولى اگر اين حكم عام باشد و در رابطه با همه خويشاوندان باشد چه اشكالى دارد؟ اگر در ضرر و خسارتى همه افراد نسبتبه يكديگر عهدهدار باشند، چه اشكالى دارد؟ امروز از اين فرد اين خطا صادر مىشود، فردا از ديگرى و...عهدهگيريها در برابر عهدهگيرى شخص جانى و ديگران است; مثل اينكه در عقد شرعى و قانونى اين قرار و معاهده را بگذراند.خلاصه عهدهگيرى اين شخص بلاعوض نيست، بلكه در مقابل عهدهگيرى خود شخص و ديگران از اين عاقله است; نظير اينكه چند دولتبا هم قرار بگذارند كه هر كدام به واسطه حوادث يا حادثه خاصى در معرض تحمل خساراتى قرار گرفتند، ديگران بپردازند.اين يك امر منطقى و معقول است كه در اين مورد به حكم شرعى و الهى مقرر شده است.
مسلمانى كه به اختيار خودش اسلام را پذيرفته باشد، همه قوانين و مقررات آن دين را قبول كرده و خود را مكلف و متعهد به اجراى آن مىداند و در حقيقتبا پذيرش اسلام عملا اين مسؤوليت را پذيرفته است و اين معاهده بين همه خويشاوندان بسته شده است كه اگر مرتكب جنايتخطايى بشوند، بايد ديه را بپردازند; بنابراين عاقله يك قرارداد شرعى است و همه آن را پذيرفتهاند.قطعا عاقله هيچ اشكال قانونى ندارد و با حقوق موضوعه هم منافاتى ندارد.
آيةاله صافى گلپايگانى در جواب اين اشكال فرمودهاند: "تعجب است از كسى كه از قابل پذيرش و اجرا بودن اين حكم سؤال مىكند، در حالى كه مىبيند در دنياى كنونى و به اصطلاح متمدن و حقوقدان، خسارت جنايت و خيانتهاى عمدى يك نفر را اگرچه دهها و صدها ميليارد باشد، از ملتش و از نسلهاى بعد از او گرفته و مردم مستضعف به جرم جنايت و خيانت عمدى او محكوم به استصغار و استحقار و در واقع بردگى ديگران و فاقد عزت و استقلال مىشوند.چگونه است كه اين قانون ظالمانه را چون دول بزرگ غربى مىپذيرند، حقوقدانان حرفى نمىزنند اما در مورد قانون الهى عاقله ايراد مىكنند؟ !
در دنيايى كه ملت آلمان به اتهام قتل جمعى از يهوديها به دست هيتلر هنوز هم بعد از گذشتن بيش از نيم قرن بايد به يهوديان غرامتبدهند و آن را قانونى مىدانند، چگونه قانون عاقله در مورد قتل خطايى با وجهه حقوقىاى كه دارد مورد اشكال واقع مىشود؟ يهوديها حتى از ملتهايى كه دولتهايشان با هيتلر رابطه داشتند، غرامت مىطلبند و به زور آمريكا و دول استكبار دريافت مىكنند و نيز از سوئيس مطالبه غرامت كردهاند و سوئيس هم راضى شده كه ششصد ميليون دلار بدهد تا دست از سرش بردارند. اينها مورد اشكال هيچ حقوقدانى نيست و كسى نمىگويد بعد از پنجاه سال اين مردم سوئيس چرا بايد غرامتبدهند؟ غير از اين است كه اين قانون را غرب عمل مىكند و با زور سرنيزه پياده كرده است و لذا از نظر حقوق امروز مسالهاى نيست; اما قانون عاقله در اسلام و در بين مسلمين كه خود اسلام را اختيار كردهاند و خود را متعهد و مكلف به آن مىدانند از طرف آنها و استضعافشدگان فكرى آنها مورد حرف واقع شده است.بديهى است موجب اتخاذ اين موضعها جز حقارت و ذلت و خودباختگى در برابر اجانب نيست والا مسلمان قوى و مؤمن و متعهد، خودش را و تعاليم دينش و فرهنگش را برتر و بالاتر از هر فرهنگ و قانون مىداند. (38)
9- 2- اشكال دوم و پاسخ آن:
اشكال ديگرى كه در مورد عاقله مطرح شده، اين است كه قانون عاقله، به زمان صدر اسلام اختصاص دارد و در زمان ما و در جامعه كنونى قابلاجرا نيست; در حقيقت عاقله حكمى است موقتى نه دايمى.تعجب اين است كه اين اشكال از دانشمندانى مانند عبدالقادر عوده كه خود فلسفه و حكمتهاى قانون عاقله را مورد بحث و بررسى قرار داده و آن را نظامى عادلانه دانسته و مورد تاييد قرار داده، مطرح شده است! او مىگويد: اين نظام در زمان ما قابلاجرا نيست; براى اينكه اساس و بنيان در اين قانون وجود عاقله و خويشاوندانى است كه ديه را تحمل كنند; ولى در زمان ما غالبا عاقلهاى وجود ندارد، چون زمانى عاقله وجود خارجى داشت كه مردم نسبهاى خود را حفظ مىكردند و به خويشاوندى اهميت مىدادند و خود را به قبايل و عشيره خودشان منتسب مىكردند; ولى در جامعه كنونى اين مطلب وجود خارجى ندارد; حتى افرادى كه جد خودشان را بشناسند اندكاند; بنابراين چارهاى نيست كه يا ديه خطايى را بر خود جانى تحميل كنيم و يا بگوييم ديه بر بيتالمال است و از آنجا كه ارجاع به شخص جانى موجب هدررفتن خون افراد مىشود و همينطور تحميل بر بيتالمال هم موجب خالىشدن خزينه دولت مىشود بهتر اين است كه دولتيك ماليات عمومى از مردم بگيرد و مصرف آن را براى پرداخت ديه جنايتخطايى قرار دهد تا هم جانى متحمل ديه نشود و هم بيتالمال كم نشود. (39)
در پاسخ مىگوييم، احكام اسلام قابل تغيير نيست.قانون عاقله به زمان صدر اسلام اختصاص ندارد، بلكه حكمى است عام و ابدى و در جامعه كنونى و جوامع آينده قابل پذيرش و اجرا است.حكم بدون دليل، افترا بر خدا است و لذا هيچيك از فقهاى مسلمين چه اماميه و چه اهلسنت و جماعت اينگونه فتوا ندادهاند.و اينكه ايشان ادعا كرده است كه مردم انساب خود را فراموش كردهاند و خويشان خود را نمىشناسند، صرف يك ادعا بيش نيست، بلكه برعكس، وقتى ما به جامعه اسلامى نگاه مىكنيم مشاهده مىكنيم كه غالبا حتى اقوام و اقارب دور خود را هم مىشناسند و در اثر تعاليم نورانى اسلام با يكديگر ارتباط دارند.بلى ممكن است در افراد انگشتشمارى به علت ناآگاهى و يا عدم تدين واقعى به اسلام رعايت نشود كه اين مساله خاص است و از محل بحثخارج است كه مىتوان با تبليغات صحيح و گسترش مساله صله ارحام در جامعه اين نقيصه را به حداقل كاهش داد.
بر فرض اگر خانوادهاى پيدا شود كه اقوام خود را (افراد عاقله) نشناسد، وقتى جنايتى واقع شود در مقام شناسايى آنان برخواهد آمد.همانگونه كه اگر مسالهاى مانند ميراث مطرح شود، حتى خويشاوند دور هم شناسايى مىشود.بنابراين در قابليتبه اجرا درآمدن حكم عاقله هيچ ترديدى نيست; بويژه آنكه قانون عاقله از احكام حكومتى اسلام است و اجراى آن بر عهده حكومت است.حاكم شرع حكم عاقله را اجرا مىكند تا جامعه اسلامى و خانواده از بركات مادى و معنوى و تربيتى آن بهرهمند گردند.
پى نوشت ها:
1) نجم (53)، 38.
2) محقق حلى: شرايعالاسلام، مؤسسه معارف اسلامى، قم، 1415ق، ج 4، ص 299.
3) نجفى، محمدحسن: جواهرالكلام فى شرح شرايعالاسلام، دارالكتب الاسلامية، تهران، 1393ق، ج 42، ص 416.
4) فيومى، احمد: المصباحالمنير، مطبوعات محمدعلى، قاهره، 1347ق، ج 2، ص 82.
5) طوسى، محمدبن حسن: الخلاف، تهران، جزء سوم، ص 128.
6) قيومى، احمد: المصباحالمنير، ج 2، ص 72.
7) نجفى، محمدحسن: جواهرالكلام فى شرح شرايعالاسلام، ج 42، ص 416.
8) محقق حلى: شرايعالاسلام، ج 4، ص 299.
9) شهيد ثانى: مسالكالافهام، مؤسسه معارف اسلامى، قم، 1419ق، ج 15، ص 508.
10) طوسى، محمدبن حسن: الخلاف، پيشين، جزء سوم، ص 128.
11) الجزيرى، عبدالرحمن: الفقه علىالمذاهب الاربعه، دارالكتب العملية، بيروت، 1409ق، ج 5، ص 378.
12) گلپايگانى، محمدرضا: مجمعالمسائل، دارالقرآن الكريم، قم، 1411ق، ج 3، ص ; خوئى، ابوالقاسم: مبانى تكملة المنهاج، نجف، 1396ق، ج 2، ص 439.
13) شيخ حر عاملى: وسائلالشيعه، داراحياء التراث العربى، بيروت، 1391ق، ج 16، باب 39 ابواب العتق، حديث 1.
14) نجفى، محمدحسن: جواهرالكلام، ج 42، ص 420; خوئى، ابوالقاسم: مبانى تكلمة المنهاج، ج 2، ص 440.
15) طوسى، محمدبن حسن: الخلاف، جزء 3، ص 182.
16 و 17) نجفى، محمدحسن: جواهرالكلام، ج 42، ص 421.
17 و 18) شهيد ثانى: مسالكالافهام، ج 15، ص 511.
19) الجزيرى، عبدالرحمن: الفقه علىالمذاهب الاربعه، جلد 5، ص 378.
20) همان، ج 5، ص 379.
21) شيخ حر عاملى: وسائلالشيعه، ج 18، باب 2 عاقله، ج 1.
22) زيديه دو فرقهاند: 1- زيديه مطلق كه شيعه مىباشند 2- زيديه تبريه كه اينها امامتحضرت علىبن ابىطالب عليهالسلام را از نص رسول خدا قبول ندارند، بلكه از راه شورا قبول دارند.عقايد اينها با عقايد عامه مخلوط است و مورد مذمت مىباشند.
مامقانى، عبدالله: تنقيح المقال، المطبعة المرتضوية، نجف، 1352ق، ج 2.
23) طوسى، محمدبن حسن: المبسوط، مكتبةالمرتضوية، تهران، 1387ق، ج 7، ص 177.
24) اردبيلى، احمد: مجمعالفائده و البرهان، انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين، قم، 1416ق، ج 14، ص 285.
25) خوئى، ابوالقاسم: مبانى تكملةالمنهاج، ج 2، ص 441.
26) محقق حلى: شرايعالاسلام، ج 4، ص.
27) نجفى، محمدحسن: جواهرالكلام، ج 2، ص 327.
28) شيخ حر عاملى: وسائلالشيعه، ج 19، باب 2 عاقله.
29) جنايت موضحه عبارت از اين است كه زخم به استخوان برسد و سفيدى استخوان ديده شود.
30) شيخ حر عاملى: وسائلالشيعه، ج 19، باب 14 دياتالنفس، حديث 1.
31) ر.ك.طوسى، محمدبن حسن: المبسوط، ج 7، ص 174.
32) اردبيلى، احمد: مجمعالفائده و البرهان، ج 14، ص 499.
33) مجلسى، محمدباقر: حدود و ديات و قصاص، ص 155 با كمى تغيير.
34) شهيدثانى: مسالكالافهام، ج 15، ص 508.
35) الجزيرى، عبدالرحمن: الفقه علىالمذاهبالاربعه، ج 5، ص 278; عبدالقادر عوده: التشريعالجنائىالاسلامى، مؤسسةالرسالة، بيروت، 1405ق، ج 2، ص 201.
36) عبدالقادر عوده: التشريح الجنائىالاسلامى، ج 1، ص 676.
37) همان، ج 1، ص 675.
38) استفاده از استفتاء ايشان كه نزد اينجانب موجود است.
39) عبدالقادر عوده: التشريع الجنائى الاسلامى، ج 2، ص 201.
نويسنده: حجةالاسلام والمسلمين على محامد (استاديار گروه فقه و مبانى حقوق اسلامى دانشگاه قم)
منبع:فصلنامه علوم انساني شماره2
انتهاي پيام/
خبرگزاري فارس: قرآن كريم براى تحقق دوباره امت واحد، اين مؤلفهها را پيشنهاد مىدهد: اخوت بين مسلمانان، مودت مسلمانان، الفتبين مسلمانان، رحمت مسلمانان در قبال همديگر، رافتبين مسلمانان، عفو، فضل، صفح، اصلاح، تعارف، احترام به ساير اديان و پيامبران الهى و رد انحصارطلبى گروهى خاص در مورد خداوند .
در اين مقاله نگرش قرآن به همگرايى و وحدت ميان انسانها و عوامل بر هم زننده آن مورد بررسى قرار گرفته است . از ديدگاه قرآن، انسانها در آفرينش از يك گوهرند و وحدت دارند، يعنى همه از حضرت آدم به وجود آمدند، ليكن به سبب امتحان بشر و ظهور استعدادها و ظرفيتهاى او و نيز حسد و دنياطلبى، فرقهگرايى، تفرقه افكنىهاى دشمنان و بدخواهان، القائات شيطانى، مسخره كردن متقابل افراد و گروهها، دادن لقبهاى زشتبه يكديگر و سوء ظن به يكديگر، اين وحدت فرو پاشيده است . قرآن كريم براى تحقق دوباره امت واحد، اين مؤلفهها را پيشنهاد مىدهد: اخوت بين مسلمانان، مودت مسلمانان، الفتبين مسلمانان، رحمت مسلمانان در قبال همديگر، رافتبين مسلمانان، عفو، فضل، صفح، اصلاح، تعارف، احترام به ساير اديان و پيامبران الهى و رد انحصارطلبى گروهى خاص در مورد خداوند .
مقدمه
آيا انسانها ذاتا از يكديگر بيگانهاند يا در ذات خود به همكارى و همگرايى تمايل دارند؟ در صورت همگرايى ذاتى انسانها، چه عواملى باعث تفرقه و واگرايى و فروپاشى وحدت مىشود؟ به نظر مىرسد با توجه به آموزههاى اسلامى، دلايل فراوانى مبنى بر وجود زمينهها و عناصر همگرايى، وفاق، اتحاد و تعاون و در يك كلام امت واحده در انسانها وجود دارد كه در اين مقاله به مطالعه و بررسى اين موضوع مىپردازيم .
منظور از "وحدت انسانها " ، توحيد اعتقادى و دينى و كنار گذاشتن اختلافات فكرى و اعتقادى و سليقهاى ميان آنها نيست، بلكه مراد اين است كه با حفظ اين اختلافات، نسبتبه هم همدلى پيدا كنند و به حقوق يكديگر احترام بگذارند و مصالح متقابل را رعايت كنند . همچنين منظور از "وحدت امت اسلامى " ، وحدت مواضع اعتقادى و فقهى و عدم بيان آنها نيست، بلكه مقصود اين است كه نخست فرقههاى اسلامى به طور صحيح يكديگر را بشناسند، از مواضع فكرى و اعتقادى هم كاملا مطلع شوند و براى حفظ و گسترش كيان اسلام از نزاعى كه قرآن كريم آن را نهى كرده "لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم " (1) بپرهيزند و براى دفاع از ساحت قران و اصول ثابت و مشترك اسلامى، يد واحده باشند .
از ديدگاه قرآن كريم، انسانها وحدت در خلقت دارند، چون خداوند آنها را از "نفس واحده " آفريده است . "نفس " به معناى عين است و نفس هر شئيعنى عين آن شئ، و نفس انسان آن چيزى است كه قوام انسان به آن است و انسان به واسطه آن، انسان است و آن مجموع روح و جسم انسان در اين دنيا و روح به تنهايى در برزخ است . (2)
در آيات ذيل بر مفهوم نفس واحده تاكيد شده است:
[1 . ] يا ايها الناس اتقوا ربكم الذى خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا كثيرا و نساء; (3) اى مردم، از پروردگارتان پروا كنيد، همو كه شما را از يك تن يگانه بيافريد و همسر او را هم از او پديد آورد و از آن دو مردان و زنان بسيارى پراكند .
علامه طباطبايى و فخر رازى معتقدند مراد از "نفس واحده " در آيه شريفه حضرت آدم عليه السلام و مراد از "زوجها " همسرش حواست كه اين دو والدين انسانها هستند و خلقتحوا نيز از آدم عليه السلام است; بنابراين خلقت همه انسانها به حضرت آدم منتهى شده و وحدت در خلقت دارند . (4)
محمد رشيد رضا نيز با تاكيد بر اين كه همه انسانها از نفس واحده خلق شدهاند و وحدت در خلقت دارند، مىگويد: در اين كه آن "نفس واحده " كيست، اقوال مختلفى است لكن منافاتى ندارد كه مراد حضرت آدم عليه السلام باشد . (5)
فخر رازى در تفسير آيه فوق مىگويد: اين امر كه همه انسانها از "نفس واحده " خلق شدهاند مىطلبد كه نوعى انس و اتحاد بين انسانها برقرار باشد تا موجب زيادتر شدن محبت و ترك تفاخر و تكبر بريكديگر شود . (6)
خبرگزاري فارس: مديرعامل شركت مهندسي و ساختمان نفت گفت: منابع مالي براي پروژههاي اصلي مهندسي و ساختمان نفت يعني پروژههاي پالايشگاهي تامين شده و از طريق اوراق مشاركت و صندوق انرژي تخصيص خواهد يافت.
فرهاد احمدي در گفتوگو با خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس با بيان اينكه 34 پروژه در دست اجرا داريم كه براي انجام آنها به سرمايهگذاري بالغ بر 19 هزار ميليارد تومان نياز است، اظهار داشت: منابع مالي براي پروژههاي اصلي مهندسي و ساختمان نفت يعني پروژههاي پالايشگاهي تامين شده و از طريق اوراق مشاركت و صندوق انرژي تخصيص خواهد يافت.
وي اضافه كرد: پروژههاي امام خميني شازند، توليد بنزين بندرعباس، افزايش ظرفيت بندرعباس، بهبود فرآيند اصفهان، تثبيت ظرفيت اصفهان، بهبود فرآيند تهران و شهريار تبريز در دست اجراست كه براي اجراي آنها بالغ بر 14 ميليارد و 230 ميليون دلار سرمايهگذاري نياز داريم.
مديرعامل شركت ملي مهندسي و ساختمان نفت اضافه كرد: يكي از پروژههاي ما پالايشگاه شهريار تبريز است كه بايد براي آن فاينانسور يا سرمايهگذار پيدا كنيم اما زمان اين اتفاق مشخص نشده و در اختيار ما نيست.
وي افزود: براي بقيه پروژهها اگر فاينانس داخلي پيدا نشود هزينه پروژه از منابع داخلي نفت يا شركت ملي پالايش و پخش فرآوردههاي نفتي تامين ميشود.
انتهاي پيام/ص
خبرگزاري فارس: معاون سازمان امور مالياتي گفت: تاكنون7500 نفر از طلافروشان در كشور براي اظهارنامه ماليات بر ارزش افزوده ثبتنام كردند كه نسبت به دوره قبل كه 4 هزار و 800 نفر بود، رشد قابلتوجهي نشان ميدهد.
محمدقاسم پناهي در گفتوگو با خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس، افزود: در لايحه بودجه 90 ماليات كالا و خدمات كه شامل ماليات بر ارزش افزوده نيز است، حدود 5 هزار و 600 ميليارد تومان پيشبيني شده است كه در كميسيون تلفيق هزار ميليارد تومان به اين رقم افزوده شد كه البته اين رقم منوط به تصويب مجلس شوراي اسلامي در جلسه علني است.
معاون سازمان امور مالياتي افزود: منابع ماليات بر كالا و خدمات شامل 5 قسمت از جمله ماليات بر ارزش افزوده، ماليات فرآوردههاي نفتي، عوارض خروج مسافر از كشور، ماليات سيگار، ماليات نقل و انتقال خودرو و شمارهگذاري است كه بخش ماليات بر ارزش افزوده عمده اين رقم را يعني حدود 4 هزار و 100 ميليارد تومان تشكيل ميدهد.
پناهي افزود: با توجه به اينكه نرخ ماليات بر ارزش افزوده در سال جاري براساس قانون برنامه پنجم با افزايش يك درصدي به 4 درصد ميرسد، امكان افزايش درآمد ماليات به راحتي وجود دارد و دولت و مجلس بر اجراي كامل اين قانون تأكيد دارند.
وي گفت: افزايش هزار ميليارد توماني درآمد ماليات بر كالا و خدمات به خاطر ماليات فرآوردههاي نفتي است كه البته اين رقم به شرط تصويب در صحن مجلس است، اما پيشبيني ميشود از محل افزايش قيمت حاملهاي انرژي ماليات بيشتري در اين بخش وصول شود و اين در واقع منطق افزايش هزار ميليارد توماني درآمد مالياتي است.
معاون سازمان امور مالياتي در مورد سهم درآمد دولت از ماليات نسبت به درآمدهاي نفتي گفت: آنچه از ماليات برعهده سازمان مالياتي قرار دارد، به جز ماليات بر واردات رقم 29 هزار و 500 ميليارد تومان در لايحه بودجه پيشبيني شده است كه از اين رقم 5 هزار و 600 ميليارد تومان ماليات بر ارزش افزوده است.
خبرگزاري فارس: مدير عامل صندوق توسعه صادرات طلا و جواهر ضمن اشاره به وجود مافيا در بازار داخلي طلا اقدام بانك مركزي در حراج سكه را نادرست عنوان كرد و با تأكيد بر لزوم بازنگري در قوانين از دولت خواست دستهاي پشت پرده در بازار داخلي طلا را همانند بازار مسكن كنترل كند.
علي فخرموحدي در گفتوگو با خبرنگار اقتصادي باشگاه خبري فارس «توانا» در ارتباط با وضعيت موجود بازار طلا و جواهر و حباب چندهزار توماني در بازار، اظهارداشت: بعد از اجراي طرح تحول اقتصادي (هدفمندي يارانهها) فضايي در جامعه بوجود آمده كه عدهاي منتظر هستند چه اتفاقاتي در اقتصاد ميافتد تا سوار موج جريانات جديد شوند و بهرهبرداريهاي خود را از اين وضعيت انجام دهند.
وي افزود: نوسانات قيمت طلا در بازارها و بورسهاي بينالمللي اتفاق تازهاي نيست اما از سال 2007 به بعد (ورشكستگي بورسهاي بينالمللي و بحران مسكن امريكا و اروپا) سرمايهگذاران دنيا به بازار امني كه توليد آن بازار كم ولي مصرف آن زياد است، روي آوردند.
مدير عامل صندوق توسعه صادرات طلا و جواهر با بيان اينكه بازار فلزات گرانبها و نيمه گرانبها از جمله بازارهايي بود كه سرمايهگذاران بينامللي به آن روي آوردند، گفت: اين افراد سرمايههاي خود را از سال 2007 به بعد به بازار طلا هدايت كردهاند. از اين تاريخ به بعد قيمت طلا روند صعودي داشته است.
اين مقام مسئول در بازار طلا و جواهر ضمن اشاره به وجود طلاهاي اسقاطي، ذخاير بانكهاي مركزي و طلاهاي استخراج شده از معادن در دنيا، گفت: البته صنعت طلاي دنيا دسترسي به طلاهاي بانكها و اسقاطي ندارد بلكه اين صنعت به مصرف طلاي استخراج شده از معادن نياز دارد.
موحدي تأكيد كرد: زماني كه ميزان توليد معادن طلاي دنيا يكنواخت اما مصرف آن سير صعودي پيدا كرده طبق علم اقتصاد بايد قيمت اين كالا افزايش پيدا كند؛ اين اتفاق از سال 2007 موجب افزايش لحظهاي قيمت طلا و جواهر شد.
* نگراني از كاهش ارزش پول ملي به جو رواني بازار طلا دامن ميزند
وي با اشاره به اعياد و مراسمهاي مذهبي و سنتي در داخل كشور، گفت: در اعيادي مانند نوروز و شعبان مصرف طلا در بازار داخلي افزايش پيدا ميكند و قيمت طلا از قيمتهاي بينالمللي بالاتر ميرود. به اين اتفاق "حباب قيمتي " ميگويند.
مدير عامل صندوق توسعه صادرات طلا و جواهر بيان كرد: در شرايط فوق برخي افراد نادانسته اسير جو رواني ميشوند كه از سوي افراد خاصي در بازار داخلي ايجاد شده است.
موحدي در بخش ديگري از سخنان خود انتشار اخباري از جمله حذف چهار صفر از پول ملي و همچنين كاهش نرخهاي سود تسهيلات و سپردههاي بانكي را موجب گسترش جو رواني موجود در بازار طلا و جواهر دانست و افزود: برخي افراد گمان ميكنند با حذف صفرها از پول ملي ارزش پول كشورمان كاسته ميشود و ديگر امكان خريد طلا و ... وجود نخواهد داشت درحالي كه اين تصور اشتباه است.
اين فعال در بازار طلا و جواهر با بيان اينكه نگرانيها از طرح تحول اقتصادي نيز از جمله مواردي است كه به جو رواني موجود در بازار طلا و جواهر دامن ميزند، ادامه داد: سخنان اقتصاددانان در يك ماه اخير مبني براينكه تضعيف ريال و كاهش نرخ سود سپردهها موجب ضررديدن سپردهگذاران در سالجاري خواهد شد موجب شده كه مردم سپردههاي خود را به سمت بازار سرمايه و طلا هدايت كنند.
* نگراني از شكستن حباب بازار سرمايه، مردم را به بازار طلا ميكشاند
مدير عامل صندوق توسعه صادرات طلا و جواهر اضافه كرد: به دليل اينكه قدرت نقدشوندگي سرمايه در بازار طلا بالاست مردم به سرعت به اين بازار روي ميآورند و در اين بخش سرمايهگذاري ميكنند.
وي در ادامه ضمن اشاره به اينكه ايران در طول هفته تنها 4 روز مثبت با دنيا در ارتباط است، گفت: عملاً در هفته 3 روز از دنيا عقب هستيم و به همين دليل بانكها نميتوانند خود را با دنيا تطبيق دهند. (جمعه دنيا باز هست اما ايران تعطيل و شنبه و يكشنبه دنيا تعطيل ايران باز است و پنجشنبه نيز ايران به صورت نصفه روز فعاليت مثبت دارد)
موحدي در بخش ديگري از سخنان خود ضمن بيان اينكه نگراني از شكستن حباب موجود در بازار سرمايه باعث روي آوردن مرم به بازار مطمئن طلا و جواهر شده است، تصريح كرد: از سوي ديگر مسئولان اقتصادي نيز مدام اعلام ميكنند كه مردم طلا نخرند و همين امر عكسالعمل معكوس را به همراه ميآورد و موجب افزايش تقاضا براي خريد طلا توسط مردم ميشود.
* حراج سكه نميتواند اشتياق مردم به خريد طلا را بكاهد؛
اين مقام مسئول در بازار طلا و جواهر با اشاره به حراج سكه و شمش در بانك كارگشايي، ادامه داد: حراج سكه در بانك از ساعت 4 الي 8 بعد از ظهر نميتواند ولع نياز خريداران طلا را مرتفع نمايد.
وي افزود: لفظ حراج در بانك گشايي غلط است؛ اصلا هيچ سيستمي در دنيا وجود ندارد كه طلا را حراج نمايد بايد اعلام شود فروش سكه به قيمت بازارهاي بينالمللي.
مدير عامل صندوق توسعه صادرات طلا و جواهر با تأكيد براينكه بانك مركزي بايد در حراج سكه توسط بانك كارگشايي تجديد نظر نمايد، گفت: عليالرغم اينكه تمام مسئولان اقتصادي به مردم توصيه ميكنند كه اسير صف و روند مشكلدار بازار طلا نشويد اما مردم متأسفانه قرباني وسوسههاي افراد خاصي ميشوند.
موحدي در ادامه تأكيد كرد: به طور كلي روند بازارهاي داخلي طلا رو به صعود است اما به دليل برخي نواقص قيمت طلا در بازار داخلي مشابه كالاهاي ديگر بالاتر از قيمتهاي جهاني است.
* مافيا به بازار طلا هم آمد؛ سرمايههاي كلان عدهاي خاص بازار طلا را ناآرام كرد
اين فعال بازار طلا و جواهر درباره دلايل عدم موفقيت بانك مركزي براي كنترل قيمتها در بازار طلا و سكه از طريق حراج، گفت: عدهاي سرمايههاي كلاني در اختيار دارند و با هدايت آن به بازارهاي مختلف موجب افزايش قيمت ميشوند (همان اتفاقي كه براي بازار مسكن رخ داد) الان اين افراد سرمايههاي خود را به بازار طلا آوردهاند.
مدير عامل صندوق توسعه صادرات طلا و جواهر ادامه داد: اقدامات دولت و بانك مركزي و همچنين بازنگري در قوانين از مهمترين راهكارهاي كنترل بازار طلاست. با حراج سكه نميتوان قيمتها را واقعي كرد بانك مركزي بايد در راهكار خود تجديدنظر نمايد.
انتهاي پيام/ص
خبرگزاري فارس: طرح حذف 3 يا 4 صفر از پول ملي ايران كه در بيش از 71 كشور دنيا سابقه موفق و ناموفق دارد، نگراني برخي كارشناسان را مبني بر مهيا نبودن زمينه اين كار برانگيخته است و ترديد در نظر كارشناسي بانك مركزي مبني بر حذف صفرها يا چاپ اسكناس درشتتر عدم اجراي طرح در سال جاري را تقويت مي كند.
به گزارش خبرنگار اقتصادي باشگاه خبري فارس «توانا» كشورهاي مختلفي سياست حذف صفر را اجرا كردند كه عدد آنها به 71 كشور مي رسد، برخي از اين كشورها موفق و برخي ديگر ناموفق بودهاند. اين سياست معمولا در كشورهايي صورت ميگيرد كه سالهاي طولاني تورمهاي دورقمي را تجربه كردهاند.
برزيل يكي از كشورهايي است كه در زمينه حذف صفر پيشرو بوده و به دليل تورمهاي شديدي كه در سالهاي متمادي دچار آن بود بارها واحد پولي خود را تغيير داد.
در سالهاي 1930 تا 1942 برزيل دوبار واحد پولي خود را تغيير داد و همچنين در سال 67 براي اولين بار 3 صفر از پول ملي خود را حذف كرد اما اين اقدام باز هم نتوانست آبي بر روي شعلههاي آتش تورم اين كشور بريزد به طوري كه در سال 1981 بار ديگر تورم به 151 درصد رسيد.
پس از آن چندين بار ديگر برزيل صفرهاي پول خود را حذف كرد به طوري كه از سال 1930 يعني زماني كه نرخ تورم برزيل به دو هزار درصد رسيده بود تاكنون، در شش مرحله در مجموع 18 صفر از پول ملي خود را حذف و هشت بار اقدام به تغيير واحد پولي كرده است. به اين ترتيب ميتوان برزيل را يكي از كشورهاي ناموفق در اين زمينه دانست.
كشورهاي موفق در اجراي اين سياست را ميتوان آلمان، هلند و تركيه برشمرد. نكته قابل توجه و مشتركي كه در اين كشورها ميتوان برشمرد حذف صفرها به همراه سياستهاي پولي و مالي مناسب در جهت كنترل تورم بوده است.
نكته ديگري كه در اين بين به چشم ميخورد وجود تورم بالا يا ابر تورم در كشورهاي اجرا كننده اين سياست بوده است به طوري كه برخي از آنها دچار تورم بالاي 100 درصد بودهاند؛ مسالهاي كه در اقتصاد ايران سابقه نداشته است.
* علت ارائه پيشنهاد حذف صفر از زبان طراح
طرح حذف صفر از پول ملي براي اولين بار در سال 86 توسط غلامرضا مصباحيمقدم عضو كميسيون اقتصادي مجلس و عضو ناظر آن روزهاي شوراي پول و اعتبار مطرح شد كه استقبال اين نهاد و بانك مركزي را به همراه داشت.
اين اقتصاددان در تشريح علل اين پيشنهاد با اشاره به گزارش بانك مركزي پيرامون سرانه اسكناس در كشور گفت: براساس گزارش بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران سرانه اسكناس در ايران 110 برگ است، در حالي كه در كشورهاي اروپايي 12 - 10 برگ و در تعدادي از كشورهاي منطقه 20 - 15 برگ است.
نماينده تهران در مجلس ادامه ميدهد: اين حجم اسكناس موجب از دست رفتن فرصتهاي ارزشمند مردم در داد و ستد پول و موجب هزينههاي مادي اضافي براي بانكها از جمله بانك مركزي و مردم شده است.
به گفته وي صفهاي طولاني بانكها و معطلي ناشي از آن، نصب دستگاههاي شمارشگر در بانكها، تعداد زياد خودپردازها و صف متقاضيان مقابل آنها بلكه بالاتر از اين احساس كمبود آنها، فرسودگي شديد و سريع اسكناس، هزينه چاپ و محور اسكناس، همه حكايت از زيادي تعداد اسكناس در كشور دارد.
اين كارشناس اقتصادي علت وجود اين حجم از اسكناس در كشور را تورمهاي سه دهه گذشته عنوان ميكند و اظهار ميدارد: ارزش پول ملي ايران به شدت كاهش يافته است به گونه اي كه واحد پول ايران (ريال) هيچ مصرفي ندارد، بلكه يكصد ريالي نيز در معاملات قابل استفاده و توجه نيست و در مورد مسكوكات پولي اكنون ارزش واقعي سكهها بيش از ارزش اعتباري آنهاست در نتيجه سوداگران به جمعآوري سكه و ذوب آن و قاچاق به خارج كشور روي آوردهاند.
وي خاطرنشان ميكند: در سال 1351 اسكناس هزار توماني منتشر شده است، براساس برآورد بانك مركزي اكنون قدرت خريد آن هزار توماني 128 هزار تومان است . در حال حاضر يكهزار تومان ما نزديك به يك واحد پولي تعدادي از كشورها است.
وي براي حل مشكل پيشنهاد ميدهد: در مرحله اول، كارت اعتباري به جاي پول منتشر شود، به احتمال قوي مشابه ساير كشورهايي كه از كارت اعتباري استفاده ميكنند، بيش از 90 درصد معاملات با كارت اعتباري انجام خواهد يافت.
مصباحي ميافزايد: در مرحله دوم با كاهش نياز به اسكناس براي پاسخ به تقاضاي اسكناس درشت، اسكناسهاي 10، 20، 50 و 100 هزار توماني منتشر شود.
همچينين مصباحي مقدم با اشاره به عدم استفاده مردم در زبان محاوره از واژه ريال استفاده از تغيير نام واحد پولي به تومان يا واژهاي شبيه به آن را پيشنهاد ميدهد.
* حذف 3 صفر در اولويت قرار ندارد
طهماسب مظاهري رئيس كل بانك مركزي وقت نيز به حذف سه صفر پول ملي اشاره كرده و با تأكيد بر اينكه اين طرح درحد يك ايده قابل اتكا است مي گويد: بحث حذف سه صفر به كاهش يا افزايش تورم ارتباطي ندارد و در واقع نتيجه تورم است.
وي با اشاره به اينكه اسكناس موجود نياز مردم را برطرف نمي كند به چاپ انواع چك پولها در سيستم بانكي اشاره كرده و افزود: از نتايج اين طرح اين است كه ديگر نيازي به چاپ اسكناسهاي درشت نيست.
مظاهري با تأكيد بر اينكه اين طرح نياز به بررسي دقيق و كارشناسي دارد و گفته است: حذف سه صفر در اولويتهاي اول ما قرار ندارد.
در اين بين كارشناسان متعددي به اظهارنظر در اين باره پرداختند؛ مرتضي الله داد يكي از كارشناساني است كه در آن سال با مثبت ارزيابي كردن حذف صفرها بيان داشت: نگاهي به تجربه حذف 6 صفر از پول ملي تركيه نشان مي دهد كه اين كشور براي انجام چنين كاري، با اعمال سياستهاي پولي و مالي و با لحاظ مكانيزم نگرش بازار، اقدام به تعديل اقتصادي نمود. ايران نيز اگر قصد دارد تا به حذف صفر از پول ملي خود اقدام كند، ابتدا بايد نرخ تورم بالاي خود را با اعمال سياستهاي پولي و مالي كنترل كند.
نقطه مشترك ديدگاههاي كارشناسان در آن سالها حذف صفرها پس از كنترل و تثبيت نرخ تورم بود كه البته اين ديدگاه در بين مسئولان بانك مركزي هم وجود داشت.
* مظاهري: اگر رئيس كل بانك مركزي نبودم حذف سه صفر را گزينه بهتري ميدانستم
پس آنكه اين طرح در بين سياستگذاران و كارشناسان مورد استقبال قرار گرفت بيشتر بحثها به نحوه اجرا و تعداد صفرهاي حذف شده سوق يافت. برخي از كارشناسان حذف سه صفر و برخي ديگر حذف چهار صفر را پيشنهاد ميكردند.
بحث بر سر اين موضوع داغ بود و رئيس كل بانك مركزي در آن زمان هر كجا ميرفت با سوال تكراري خبرنگاران درباره حذف صفر مواجه ميشد كه در جواب عنوان ميكرد: اين طرح فعلا در مجمع عمومي بانك مركزي مطرح و مراحل كارشناسي آن در حال انجام است.
وي ميافزايد: چهار روش به اين صورت است يكي وضع موجود با چاپ اسكناس درشت، دوم رعايت قانون فعلي پولي بانكي كه در ماده يك هر يك ريال را معادل يكصدم گرم يا دقيقاً 00581/0 گرم طلا ميداند كه ارزش واقعي آن حدود 240 تومان است، گزينه سوم حذف سه صفر و گزينه چهارم حذف چهار صفر از پولي ملي است.
مظاهري تصريح ميكند: اگر رئيس كل بانك مركزي نبودم به عنوان يك كارشناس حذف سه صفر از پول ملي را گزينه بهتري مي دانستم.
* بهمني: حذف صفرها پس از هدفمندي يارانهها
به گزارش فارس، پس از جدي شدن طرح هدفمندي يارانهها و ارسال لايحه آن به مجلس همه نگاهها و فضاي رسانهاي به اين سمت رفت و كمتر روزنامهاي بود كه در اين باره مطلب بنويسد. رفتن مظاهري از بانك مركزي و جايگزيني آن با محمود بهمني براي مدتي به سوژه رسانهها تبديل شده بود و به دليل اينكه نرخ تورم در سال 87 در مهر ماه يعني زمان اين رفت و آمدها به 25 درصد رسيده بود و نرخ تورم نقطه به نقطه به 29.5 درصد و بحث مهم اولويت كنترل نرخ تورم يا كاهش نرخ بيكاري، سياستهاي اين نهاد در قبال كنترل نرخ تورم و سياستهاي پولي بيشترين سوال از رئيس كل جديد بود.
ماهها گذشت و بالاخره پس از كش و قوسهاي فراوان قانون هدفمندي يارانهها به اجرا درآمد و به نظر ميرسيد يكي از شروط اجراي اين طرح برداشته شده است اما در چند ماه اول سال به دليل اينكه ذهن جامعه با هدفمندي يارانهها و حواشي آن درگير بود در اين باره حرفي به ميان نيامد.
سال 89 هم به اتمام رسيد؛ در ابتداي سال 90 رئيس كل بانك مركزي كه به قصد تشريح جزئيات بسته سياستي نظارتي در نشست خبري حاضر شده بود نسبت به سرنوشت طرح حذف صفرها مورد سوال قرار گرفت كه بهمني پاسخ داد: سال قبل هم اعلام كردم بعد از هدفمندي يارانهها و مشخص شدن آثار اين قانون بانك مركزي حذف صفرها را در دستور كار قرار خواهد داد.
وي اضافه كرد: هدف بانك مركزي حذف 4 صفر از پول ملي است و بايد گفت كه تمام كار كارشناسي اين سياست اجرا شده و ظرف كمتر از 6 ماه آينده برنامه نهايي به دولت فرستاده خواهد شد.
* آيا حذف صفرها نظر كارشناسي بانك مركزي است؟
نكته قابل تأمل در صحبتهاي بهمني در اين جمله وي در همان نشست خبري نهفته است: « به اعتقاد بنده اگر بانك مركزي امكان انتشار اسكناس 50 و 100 هزار توماني را داشت ميتوانست به نفع كشور عمل كند و موجب كاهش هزينه چاپ اسكناس شود؛ اما سياستگذاران حذف صفرها را مناسبتر از چاپ پول درشت ميدانند؛ بنابراين بانك مركزي سياست حذف صفرها را اجرا خواهد كرد».
اين جمله بهمني بيانگر اعتقاد وي به چاپ اسكناس درشتتر است نه حذف صفرها.
سياستگذاران اشاره شده در صحبتهاي رئيس كل بانك مركزي چه كساني هستند؟ آيا اين سياستگذاران در درون بانك مركزي قرار دارند يا ساير نهادهاي اقتصادي.
به نظر ميرسد در بانك مركزي يا به تعبيري در بين سياستگذاران اقتصادي ديدگاه واحدي درباره اين طرح وجود ندارد.
اين گمان زماني جديتر ميشود كه سيد شمسالدين حسيني وزير امور اقتصادي و دارايي دو روز قبل از اظهارات بهمني از كاهش سه صفر از پول ملي خبر داد.
همچنين وي به عنوان سخنگوي اقتصادي دولت در نشست خبري در پاسخ به پرسش يك خبرنگار كه آيا دينار اسلامي جاي ريال را ميگيرد، گفت: در مورد مصاحبه رئيس كل بانك مركزي چنين مطلبي ديده نشده و جزئيات اصلاح پول ملي را بانك مركزي مشخص ميكند اما جمعبندي كارشناسي بانك مركزي در حال حاضر حذف 4 صفر از پول ملي است.
بانك مركزي به عنوان تنها نهاد سياستگذار در حوزه پولي كه بهمني رياست آن را بر عهده دارد معتقد به انتشار اسكناسهاي درشتتر است و علت اتخاذ چنين تصميمي را نظر سياستگذاران عنوان ميكند اما وزير امور اقتصادي و دارايي طرح حذف چهار صفر را جمعبندي كارشناسي بانك مركزي ميداند.
فارغ از اينكه اين طرح در بانك مركزي نهايي شده است يا خير در چند روز گذشته كاشناسان متعددي در اين باره ديدگاههاي خود را مطرح كردند و بار ديگر اين طرح كه به اعتقاد برخي از كارشناسان چندان مهم و تأثيرگذار بر متغيرهاي اقتصادي نيست به سوژه روز رسانهها تبديل شد.
* نگرانيهاي كارشناسان نسبت به حذف صفر و پاسخ بهمني
ديدگاهها و نظرات كارشناسان همانند روزهاي ابتدايي مطرح شدن حذف صفرها است و تفاوت چنداني ندارد.
نگراني برخي كارشناسان؛ افزايش انتظارات تورمي، زمان و نحوه اجراي طرح است كه معمولا براي هر طرحي مطرح ميشود.
در همين باره يك كارشناس اقتصادي ضمن تأكيد بر عدم تأثير حذف صفرها بر متغيرهاي اقتصادي، ميگويد: عليرغم اينكه اين اقدام موجب تغيير در متغير اسمي ميشود اما نگراني بابت انتظارات تورمي وجود دارد زيرا اگر ريال باقي بماند و فقط چهار صفر حذف شود امكان تصور كاهش ارزش پول در بين افراد جامعه بهوجود بيايد.
وي معتقد است اجراي اين طرح بايد پس از اجراي كامل هدفمندي يارانهها انجام شود.
برخي ديگر از كارشناسان با ابراز نگراني از رند شدن قيمتها در جهت افزايش، پيشنهاد كردند اجراي اين طرح به پس از هدفمدي يارانهها موكول شود.
نگرانيها به حدي است كه بهمني در واكنش به اين صحبتها گفت: اين طرح هيچ تاثيري بر كاهش و يا افزايش قيمتها ندارد به دليل اينكه به طور مثال اگر در حال حاضر هزار تومان بابت خريد كالايي پرداخت كنيم، با حذف صفرها از پول ملي باز هم همان كالا را با يك ريال خريداري خواهيم كرد.
وي براي اينكه به اين نگرانيها خاتمه دهد گفت: البته اجراي اين طرح نيازمند آگاهي و فرهنگ سازي به آحاد مختلف جامعه است و ميتوان با بررسيهاي كارشناسي، با لحاظ تغييراتي در اين طرح به مرور آن را در جامعه اجرايي كنيم.
نكته ديگري كه در بين اظهارات كارشناسان وجود داشت لزوم كاهش نرخ تورم و تثبيت آن قبل از حذف صفرها بود كه بهمني با بيان اينكه اين طرح به صورت تدريجي صورت خواهد گرفت به صورت تلويحي موافقت خود را با نظر كارشناسا مبني بر حذف صفرها پس از كنترل نرخ تورم اعلام كرد.
به گزارش فارس، به هر ترتيب طرح حذف صفرها يا اصلاح واحد پول ملي در كشورهاي مختلف صورت گرفته است و اين تجربه كشورها در اجراي اين طرح كه براي برخي موفق و برخي ديگر ناموفق بوده است در اختيار سياستگذاران اقتصادي قرار دارد.
قريب به اتفاق كشورهاي موفق در حذف صفر داراي شرايط مشابهي مانند مهار تورم از طرق مختلف بودهاند و از طرف ديگر كشورهاي ناموفق در اين زمينه سياستهاي كنترل نرخ تورم را اجرا نكردند و به همين دليل بارها صفرهاي واحد پول ملي خود را كاهش دادند كه اين عملا نشاندهنده شكست اين طرح بوده است.
اميد است بانك مركزي با بررسي كارشناسي و درس گرفتن از تجربيات كشورهاي اجرا كننده اين طرح و انتخاب راهبردي واحد و فارغ از دخالتهاي نهادهاي تصميمگير در عرصه اقتصاد طرح حذف صفر را با كمترين مشكل به سرانجام برساند.
گزارش از: مرتضي ماكنالي
انتهاي پيام/ص
خبرگزاري فارس: دبير انجمن خودروسازان گفت: بر اساس جدول پيشنهادي وزارت صنايع به موسسه استاندارد، امسال برخي از خودروهاي داخلي بدون تجهيز به ايربگ (كيسه هوا) توليد خواهند شد.
احمد نعمت بخش در گفتوگو با خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس اظهار داشت: با توجه به مشكلاتي كه در تأمين ايربگ وجود دارد، جدول زمانبندي براي تجهيز خودروهاي داخلي به كيسه هوا تدوين شده كه در آن به برخي از خودروها براي نصب ايربگ مهلت داده شده است.
وي با بيان اينكه طبق مصوبه هيأت دولت، وزارت صنايع بايد جدول زمانبندي نصب ايربگ بر روي خودروهاي داخلي را تدوين كند، تصريح كرد: بر اساس اين جدول طي سال جاري برخي خودروها با يك ايربگ، برخي با 2 ايربگ و برخي نيز بدون ايربگ توليد خواهند شد.
انتهاي پيام/ص
خبرگزاري فارس: همايش ملي رويكرد ايراني به دانش سياست خرداد ماه امسال با حضور اساتيد برجسته علوم سياسي دانشگاههاي كشور در تبريز برگزار ميشود.
به گزارش خبرگزاري فارس از تبريز دبير اجرايي اين همايش ملي جمعه شب در جمع خبرنگاران هدف از برگزاري اين همايش را بررسي انديشهها و نظريههاي ارائه شده توسط دانشمندان و نظريهپردازان ايراني و مسلمان برشمرد.
جعفر جمشيديراد گفت: همايش ملي رويكرد ايراني به دانش سياست براي اجرايي كردن تاكيدات و منويات مقام معظم رهبري مبني بر بوميسازي علوم انساني صورت ميگيرد كه اميدواريم با مشاركت انديشمندان علوم مرتبط نتايج گيراتري به دنبال داشته باشد.
وي خاطر نشان كرد: فراخوان اين همايش در دو محور انديشه سياسي ايراني، انديشه سياسي اسلامي و علم سياست و دانش سياست از منظر ايراني و اسلامي از سوي انجمن علوم سياسي ايران براي دريافت مقالات منتشر شده و داوري آن نيز از سوي كميته علمي در حال بررسي است و تبريز ميزبان اين همايش به عنوان شهر اولينها خواهد بود.
وي برگزاري اين همايش ملي در تبريز را نقطه عطفي در دانش علم سياست برشمرد و افزود: تا به حال در بسياري از مراكز علمي و دانشگاهي، فعاليت علمي در حوزه علوم سياسي صرفاً به نقل و بررسي نظريههاي صاحبنظران بزرگ و جهاني محدود شده است اما انجمن علوم سياسي ايران با برگزاري اين همايش ملي در صدد است به ارائه و نشر نظريهها و انديشههاي خاص دانشمندان ايراني در مقولات مختلف مرتبط با دانش سياست بپردازد.
وي با يادآوري اين نكته كه اين همايش دهه اول خرداد ماه سال جاري در سالن همايشهاي استاد شهريار دانشگاه آزاد اسلامي تبريز با حضور اساتيد و نظريهپردازان بنام و شاخص علوم سياسي دانشگاههاي ايران و دانشجويان رشتههاي مرتبط و مسئولان برگزار ميشود گفت: رهاورد اين همايش قطعاً به پر بار كردن متون مرتبط با دانش سياست منتهي ميشود.
انتهاي پيام/ك30
خبرگزاري فارس: تيم فوتبال شاهين بوشهر با شكست دو بر صفر فولاد خوزستان در آسمان ليگ برتر فوتبال ايران اوج گرفت.
به گزارش خبرگزاري فارس از بوشهر، عصر جمعه تيمهاي شاهين و فولاد خوزستان در ورزشگاه شهيد بهشتي بوشهر در مقابل بيش از 12 هزار تماشاگر در ديدار حساس به مصاف هم رفتند.
فولاد خوزستان كه در ميانه جدول قرار داشت و از عدم سقوط خود مطمئن بود در مقابل شاهيني قرار گرفت كه خطر سقوط را احساس و در كنار چند تيم پايين جدول براي بقا در ليگ برتر تلاش ميكرد.
تغيير كادر مديريتي و مربيگري شاهين نتيجه مثبت داشت و اكبر ميثاقيان با حضور در شاهين علاوه بر پيروزي خارج از خانه مقابل استيل آذين، در خانه نيز موفق به نتيجهاي ايدهآل شد.
در بازي امروز شاهين به لطف حضور تماشاگران بيشمار خود و تلاش و دوندگي بازيكنانش در نيمه اول تلاش كرد تا از هر روزنهاي كه شده دروازه فولاد را باز كند اما دفاع چند لايه و خط مياني محكم فولاد مانع از رسيدن بازيكنان شاهين به دروازه اين تيم شد.
در مقابل فولاد با تجربه نيز سعي ميكرد از معدود فرصتهاي بهدست آمده خود را به دروازه شاهين نزديك كند و در چند مورد موفق بود اما مدافعان هوشيار شاهين مانع از گلزني مهاجمان خطرناك فولاد شدند.
نيمه اول بازي كه تقريبا حمله خطرناكي از سوي دو تيم را شاهد نبوديم با نتيجه صفر به صفر به پايان رسيد تا نيمه مربيان آغاز شود.
شاهين در نيمه دوم بازي را هجومي آغاز كرد و چند دقيقهاي در زمينه فولاد خيمه زده بود تا بتواند دروازه حريف را باز كند، در مقابل فولاد نيز از چند موقعيت به دست آمده حملات خيلي خطرناكي روي دروازه شاهين داشت كه نوروزي و آرش افشين اين موقعيتها را از دست دادند.
شاهين با تشويق هواداران خود نبض بازي را در اختيار گرفت و در دقيقه 58 بازي ايون پتروويچ روي پاس طلايي عماد رضا صاحب موقعيت تك به تك با دروازهبان فولاد شد و با يك ضربه دقيق گل نخست شاهين را به ثمر رساند.
ورزشگاه شهيد بهشتي بوشهر با اين گل منفجر شد و تماشاگران بوشهري نيز بعد از اين گل يكصدا تيم خود را تشويق ميكردند.
اما اين پايان كار نبود و در ميان حملات متعدد فولاد، باز هم روي كار زيباي پترويچ و عماد رضا، عباس پورخسرواني صاحب موقعيت شد و در محوطه هجده قدم در دقيقه 80 گل دوم شاهين را به ثمر رساند تا كار براي فولاد تمام شود.
حملات فولاد نيز نتيجهاي نداشت و اين بازي حساس و پرتماشاگر در نهايت با نتيجه دو بر صفر به سود شاهين پايان يافت.
داوري اين بازي برعهده محسن تركي بود و به مهدي نوري و عباس پورخسرواني از شاهين و اميد خورج از فولاد نيز كارت زرد نشان داد.
شاهين با اين پيروزي صاحب 33 امتياز از 30 بازي شد و با سه پله صعود در رده دوازدهم جدول قرار گرفت.
انتهاي پيام/ج20/ك
خبرگزاري فارس: اولين اجلاس سه جانبه وزراي امور خارجه ايران، تركيه و آذربايجان امروز (شنبه) در شهر اروميه برگزار ميشود.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از اداره كل اطلاعات و مطبوعات وزارت امور خارجه، روساي جمهور سه كشور ايران، تركيه و آذربايجان يك سال قبل در خصوص برگزاري اين اجلاس سه جانبه توافق كردند و نشست مقدماتي وزراي امور خارجه ايران، تركيه و جمهوري آذربايجان چهار ماه قبل در حاشيه اجلاس اكو در استانبول برگزار شد.
سه كشور با توجه به روابط تاريخي، ريشهدار، ميراث فرهنگي، تمدني و مناسبات همسايگي در زمينههاي اقتصادي، سرمايهگذاري مشترك، امور مرزي، حمل و نقل و ترانزيت و امور فرهنگي همكاريهاي سه جانبه را گسترش خواهند داد.
در اين ارتباط علياكبر صالحي وزير امور خارجه كشورمان روز جمعه وارد شهر اروميه شد و در فرودگاه اين شهر مورد استقبال استاندار و مسئولان آذربايجان غربي و نمايندگان اروميه در مجلس شوراي اسلامي قرار گرفت.
وزير امور خارجه كشورمان در اولين مرحله از سفر خود به اروميه با حجتالاسلام والمسلمين حسني امام جمعه اروميه ديدار و سپس با عزيمت به نقطه صفر مرزي از تاسيسات و امكانات پايانه مرزي سرو واقع در مرز آذربايجان غربي و استان حكاري تركيه بازديد كرد و مسئولان مربوطه پيرامون امكانات، ظرفيتها، آمار و ارقام و خدمات گمركي اين پايانه در جهت رفت و آمد مسافر، صادرات و واردات و ترانزيت كالا توضيحاتي ارائه كردند.
«جلالزاده» استاندار آذربايجان غربي نيز يادآور شد كه اين اولين سفر وزير امور خارجه كشورمان به اين پايانه ميباشد.
صالحي نيز طي سخناني گسترش همكاري با كشورهاي همسايه را از اولويتهاي سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران برشمرد و با اشاره به روابط سياسي خوب كشورمان با همسايگان از جمله تركيه، عراق و جمهوري آذربايجان بر ضرورت استقاده از ظرفيتها و امكانات براي تسهيل رفت و آمدها تأكيد كرد.
رئيس دستگاه ديپلماسي همچنين طي بازديدي از دفتر نمايندگي وزارت امور خارجه در اروميه با توجه به خدمات و فعاليتهاي اين دفتر بر ضرورت تقويت و ارتقاء سطح فعاليتهاي آن با توجه به گسترش مبادلات تجاري و تردد مسافر با همسايگان اين استان تأكيد كرد.
انتهاي پيام/ش
خبرگزاري فارس: رئيس سازمان جهاد كشاورزي گيلان از ايجاد بانك اطلاعاتي خاك كشاورزي به صورت پايلوت در نقاط مختلف اين استان خبر داد.
اردشير روحي امروز در گفتوگو با خبرنگار فارس در رشت با اشاره به ايجاد بانك اطلاعاتي خاك اظهار داشت: در اين بانك آزمايش خاك در چهار نقطه شرق، غرب، جنوب و شمال نقاط مختلف را به صورت پايلوت انتخاب كرديم.
وي دليل اين كار را استفاده بيرويه كود توسط كشاورزان اعلام كرد و افزود: به دليل اينكه بانك اطلاعاتي خاك در استان وجود نداشت كودهاي فسفاته، پتاسه و اوره بيش از نياز خاك و حتي در مواردي به خاطر عدم نياز خاك مورد استفاده قرار ميگرفت كه در اين صورت بافت خاك تغيير ميكرد.
رئيس سازمان جهاد كشاورزي گيلان ادامه داد: در راستاي اجراي طرح تجهيز يكپارچهسازي در اراضي كشاورزي و با زير و رو كردن خاك مزرعه، خاكي كه در سالهاي طولاني بر اثر استفاده از تراكتور سفت شده بود با اين بر هم زدن خاك مواد مغذي در لايه بيروني خاك قرار ميگيرد و كشاورزان با افزايش محصول مواجه ميشوند.
به گفته وي كود بايد بر اساس نياز اراضي كشاورزي به منظور غنيسازي خاك استفاده شود.
روحي با اشاره به اينكه آزمايش خاك به صورت پايلوت در مناطق مختلف استان انجام ميشود، تصريح كرد: بانك اطلاعاتي خاك طبق مشخصات هر منطقه در شمال، جنوب، شرق و غرب گيلان انجام شد و نياز هر منطقه از گيلان در زمينه كود و غنيسازي خاك مشخص شده است.
وي در ادامه از اختصاص 25 درصد تسهيلات موجود در استان براي احياي بخش كشاورزي و ايجاد اشتغال در آن خبر داد و گفت: با دريافت اين تسهيلات اصلاح ساختار كارخانهها، بهبود مرغداريها، گلخانهها، نوسازي تراكتورها، موتورهاي تيلر و غيره در استان انجام ميشود و گيلان بايد از اين تسهيلات دولت بهرهمند شود.
رئيس جهاد كشاورزي گيلان با بيان اينكه تاكنون 15 درصد اين مهم تحقق يافته است، تصريح كرد: براي داشتن كشوري مستقل بايد كشاورزي مستقل داشته باشيم و براي رسيدن به اين هدف نيز بايد تسهيلات به خوبي ارائه شود.
وي بهرهمندي از اعتبارات عمراني استاني را از اهداف مهم خواند و افزود: گيلان به دليل اينكه استاني كشاورزي است نياز به ايجاد زيرساختها در اين بخش دارد.
روحي ايجاد آببندانها، حفر چاه، ايجاد سدهاي كوتاه و خاكي، توسعه شبكه آبي، احداث كانالهاي بتوني براي كاهش پرتي آب و صرفهجويي در آب را از برنامههاي اين سازمان عنوان كرد.
وي امسال را سال فرآوري، بستهبندي و بازرگاني در بخش كشاورزي دانست و بيان داشت: بايد مشتقات تبديل محصولات كشاورزي را در استان ايجاد كنيم تا در كشاورزي بهرهوري توجيه اقتصادي داشته باشيم.
رئيس سازمان جهاد كشاورزي گيلان با تاكيد بر ضرورت فرآوري، بستهبندي و بازرگاني عسل، گردو، فندوق و انواع محصولات كشاورزي گفت: در سال جهاد اقتصادي بايد به دنبال كار شاخص و اصلاح ساختار كارخانههاي برنجكوبي باشيم.
وي گيلان را داراي 238 هزار هكتار اراضي كشاورزي و 400 هزار بهرهبردار دانست و اظهار داشت: بايد از تمام ظرفيتهاي استان به خوبي استفاده شود و پراكندگي در بخش اجرا را با برنامهريزي صحيح برطرف كرده و فرهنگسازي آب را در مردم عمومي كنيم.
روحي خاطرنشان كرد: بايد با برنامهريزي درست در بخش آبخيزداري از پراكندگي ناهمگون باران در فصلهاي مختلف سال جلوگيري كرد.
رئيس سازمان جهاد كشاورزي گيلان با اشاره به اينكه برنامهريزي مناسب زنجيره آب در بخش كشاورزي را تكميل ميكند، تصريح كرد: اجراي طرح آبخيزداري و احداث سد، علوفهكاري، درختكاري و غيره در اراضي شيبدار از هدررفت آب جلوگيري ميكند.
انتهاي پيام/ك20