پرسش و پاسخ مهدوی
مقصود از خروج دجال كه از علايم ظهور به حساب آمده چيست ؟
پاسخ:
روايات بسيارى در مصادر حديثى اهل سنت درباره خروج دجال در آخرالزمان و قبل از برپايى حكومت امام مهدى عليه السلام وارد شده است .
بخارى به سندش از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كرده كه فرمود:((دجال خروج خواهد كرد تا اينكه در ناحيه اى از مدينه فرود مى آيد ، و سه بار اعلان آماده باش جنگ مى دهد ، آن گاه به سوى او هر كافر و منافقى حركت مى كند)). (1)
در مصادر اهل سنت براى دجال صفاتى ذكر شده است از قبيل :
1- ادعاى ربوبيت مى كند. (2)
2- عمر طولانى دارد. (3)
3- همراه او آب و آتش است . (4)
4- كور را بينا كرده و برص را شفا مى دهد. (5)
5- مرده را زنده مى كند. (6)
6- كسى را مى كشد آن گاه او را زنده مى كند. (7)
7- با او بهشت و آتش است . (8)
8- با او نهرى از آب سفيد و نهرى از آتش است . (9)
9- خواسته او برآورده مى شود. (10)
درباره دجال با اين اوصاف احتمالاتى وجود دارد:
الف : دجال شخصى حقيقى است كه كارهاى خارق العاده اى را در قالب سحر و جادو انجام مى دهد.
ب : مقصود به دجال همان ابليس (شيطان ) است .
ج : احتمال مى رود كه دجال همان سفيانى است كه در روايات شيعه به خروج او در آخرالزمان تاكيد فراوان ده است .
د : مقصود از دجال همان اسرائيل است .
در ابتدا اين احتمال به نظر مى رسد كه احاديث دجال از جمله اسرائيلياتى باشد كه در احاديث اهل سنت وارد شده است زيرا:
اولا : اثرى از اين احاديث در روايات اهل بيت عليه السلام به چشم نمى خورد.
ثانيا : غالب احاديث دجال از كعب الاحبار يهودى الاصل رسيده است . كسى كه تمام افعال و اقوالش مشكوك ه نظر مى رسد.
ثالثا : اين اعتقاد كه مسيح منتظر خروج مى كند و دجال را به قتل مى رساند در عقايد يهود مشاهده مى شود.
در هر حال بر فرض صحت اين روايات احتمال تاءويل اين روايات و رمزى بودن و جنبه سمبليك داشتن آنها زياد است .
سيد محمد صدر رحمة الله عليه مى فرمايد:((دجال رمزى است از اوج تمدن و تكنيك غرب كه با اسلام و مبانى آن ستيز دارد. تمدنى كه در صدد به سلطه كشيدن هر انسانى است ما به طور وضوح مشاهده مى كنيم كه چگونه تمدن و تكنيك غرب مادى گرا در اين عصر بر تمام جوامع حتى مسلمانان تسلط پيدا كرده است ...))(11)
از بيانات استاد محمد طىّ (12) و نويسنده مصرى شيخ محمد فهيم ابو عبيه در تعليقه خود بر كتاب((نهاية البداية و النهاية))(13) نيز همين احتمال به دست مى آيد.
پی نوشتها:
1- صحيح بخارى ، ج 8 ، ص 102.
2- سنن ابن ماجه ، ج 2 ، ص 1360.
3- صحيح مسلم ، ج 8 ، ص 205.
4- صحيح بخارى ، ج 8 ، ص 103.
5- مسند احمد ، ج 5 ، ص 13.
6- مسند احمد ، ج 5 ، ص 13.
7- مستدرك حاكم ، ج 4 ، ص 537.
8- مسند احمد ، ج 5 ، ص 435.
9- معجم الكبير ، ج 2 ، ص 56.
10- صحيح مسلم ، ج 8 ، ص 197.
11- تاريخ ما بعد الظهور ، ص 141 و 142.
12- المهدى المنتظر بين الدين و الفكر البشرى ، ص 177.
13- نهاية البداية و النهاية ، ج 1 ، ص 118.
منبع : موعود شناسی و پاسخ به شبهات، علی اصغر رضوانی، انتشارات مسجد مقدس جمکران
آيه 33 سوره توبه، چگونه بر ظهور امام زمان عليه السلام دلالت دارد؟
پاسخ:
خداوند متعال مى فرمايد:هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدين كله و لو كره المشركون(1) ؛((او كسى است كه رسولش را با هدايت و دين حق فرستاد تا او را بر همه آيين ها غالب گرداند هر چند مشركان كراهت داشته باشند.))مقصود از هدايت در آيه ، هدايت الهى است كه رسول خود را بر آن مبعوث كرده و مراد از((دين حق))نيز همان دين اسلام است . و ضمير در((ليظهره))به دين اسلام بر مى گردد نه رسول خدا صلى الله عليه و آله زيرا مرجعى نزديك تر از كلمه رسول است . و نيز تناسب بين غالب كه دين اسلام است با مغلوب كه اديان ديگر است برقرار مى شود.
فخر رازى مى گويد:((در زمان حضرت عيسى و حضرت مهدى عليه السلام محقق مى شود)). (2)
طبرى مى گويد:((در زمان نزول حضرت عيسى عليه السلام تمام اديان باطل و نابود شده و تنها دين اسلام بر همه اديان غالب خواهد شد)). (3)
از سعيد بن جبير روايت شده كه آيه مربوط به مهدى عليه السلام از اولاد فاطمه عليها السلام است كه خداوند او را بر همه اديان غالب خواهد كرد. (4)
ابو بصير از امام صادق عليه السلام در تفسير آيه فوق روايت كرده كه فرمود:((به خدا سوگند تاويل آيه هنوز تحقق نيافته و نخواهد يافت تا آنكه قائم خروج كند. و هنگامى كه خروج كرد كافر به خداى عظيم در روى زمين باقى نمى ماند)). (5)
پی نوشتها:
1- سوره توبه ، آيه 33.
2- تفسير فخر رازى ، ج 12 ، ص 104.
3- جامع البيان ، ج 13 ، ص 109.
4- الفصول المهمه ، ص 300.
5- تفسير برهان ، ج 3 ، ص 407.
منبع : موعود شناسی و پاسخ به شبهات، علی اصغر رضوانی، انتشارات مسجد مقدس جمکران
آيه 105 سوره انبیاء، چگونه بر ظهور امام زمان عليه السلام دلالت دارد؟
پاسخ:
خداوند متعال مى فرمايد:و لقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادى الصالحون(1) ؛((ما در زبور بعد از ذكر نوشتيم كه بندگان صالح من وارث زمين خواهند شد.))
مقصود از((زبور))در آيه ، زبور داوود و مراد از((ذكر))تورات است . در زبور مى خوانيم :((زيرا كه شريران منقطع مى شوند ولى متوكلان به خداوند وارث زمين خواهند شد ، و حال اندك است كه شرير نيست مى شود ، هر چند مكانش را استفسار نمايى ناپديد خواهد شد ، اما متواضعان وارث زمين شده و از كثرت سلامتى متلذذ خواهند شد)). (2)
و در آيه 29 از مزمور داوود آمده است :((صالحان وارث زمين خواهند شد و در آن تا ابد سكونت خواهند داشت)).
مقصود از كلمه((الارض))در آيه فوق مطلق زمين دنيا و آخرت((بهشت))است ؛ زيرا تخصيص آن به زمين دنيا بدون وجه است . (3)
و مقصود از((عبادى الصالحون))معناى عامى است كه شامل هر زمان و مكان و هر قومى خواهد شد ، و مصداق اكمل و اتم آن مطابق روايات زمانى است كه حضرت مهدى عليه السلام ظهور كرده و زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد. در آن زمان است كه تمام كره زمين در اختيار بندگان صالح خداوند قرار خواهد گرفت .
ابن كثير مى گويد:((خداوند در آيه شريفه بشارت مى دهد بر بندگان صالح خود كه در دنيا و آخرت آنان را سعادتمند كرده و آنان را وارث زمين و بهشت گرداند)). (4)
آلوسى مى گويد:((اگر بگوييم كه اين آيه مربوط به عصر مهدى و نزول عيسى است به اقوال ديگر احتياجى نيست)). (5)
و لذا در ذيل آيه رواياتى نقل شده كه دلالت بر انطباق آيه بر عصر ظهور حضرت مهدى عليه السلام دارد.
ثوبان از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كرده كه فرمود:((خداوند براى من زمين را جمع نمود. پس من مشرق ها ومغرب هاى آن را مشاهده كردم و امت من زود است كه به آن خواهند رسيد)). (6)
امام باقر عليه السلام فرمود:((مقصود از((عبادى الصالحون))اصحاب مهدى عليه السلام در آخرالزمان است)). (7)
پی نوشتها:
1- سوره انبياء ، آيه 105.
2- مزمور ، 37/9-11.
3- الميزان ، ج 14 ، ص 493.
4- تفسير ابن كثير ، ج 2 ، ص 524.
5- روح المعانى ، ج 17 ، ص 95
6- روح المعانى ، ج 17 ، ص 95.
7- مجمع البيان ، ج 7 ، ص 66.
منبع : موعود شناسی و پاسخ به شبهات، علی اصغر رضوانی، انتشارات مسجد مقدس جمکران
آيه استضعاف( سوره قصص ، آيه 5) چگونه بر ظهور حضرت مهدى عليه السلام دلالت دارد؟
پاسخ:
خداوند متعال مى فرمايد:و نريد ان نمن على الذين استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين(1) ؛((اراده ما بر اين قرار گرفته كه بر مستضعفين زمين منت بگذاريم و آنها را پيشوايان و وارثين [روى زمين قرار] دهيم .))
مطابق سياق آيه فوق مفسران اهل سنت و شيعه شاءن نزول آيه را مربوط به قوم بنى اسرائيل مى دانند ، (2) آنان بودند كه روى زمين به استضعاف كشيده و خداوند آنها را بر فرعونيان پيروز گرداند ، ولى ظاهر آيه دلالت بر قانون كلى و اراده و مشيت هميشگى خداوند نسبت به مستضعفين تا روز قيامت دارد خداوند اراده كرده كه به حسب شرايط خاص مستضعفين را بر مستكبرين عالم پيروز گرداند ، كه نمونه اى از آن تحقق مشيت الهى نسبت به پيروزى بنى اسرائيل و زوال حكومت فرعونيان بود. نمونه كامل تر آن حكومت پيامبر اسلام بعد از ظهور اسلام است . و مطابق روايات اسلامى مصداق كامل تر از همه حكومت ها ، حكومت حضرت مهدى عليه السلام در عصر ظهور است كه خداوند حكومت او را كه همان حكومت مستضعفين است در سرتاسر گيتى گسترش خواهد داد و كره زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد اين معنا را مى توان از قرائنى به دست آورد:
1- اراده خداوند در آيه به صيغه مضارع((نريد))آمده كه دلالت بر استمرار دارد.
2- اراده حتمى الهى بر عنوان((مستضعفين))وارد شده و مستضعفين بنى اسرائيل خصوصيت ندارند.
3- رواياتى كه از طرق شيعه و سنى در ذيل آيه وارد شده دلالت بر عموميت اين سنت الهى دارد:
امام صادق عليه السلام فرمود:((همانا آيه مخصوص به صاحب امرى است كه در آخرالزمان ظهور كرده و جباران و فرعونيان را نابود خواهد كرد ، او شرق و غرب زمين را مالك مى شود پس زمين را پر از عدل مى كند همان گونه كه پر از ظلم شده باشد)). (3)
حضرت على عليه السلام فرمود:((دنيا بعد از آنكه در برابر ما همچون شتر بد خلق چموشى و سركشى كرد به سوى ما روى مى آورد و در برابر ما رام مى شود. آن گاه اين آيه را تلاوت نمود:((و نريد ان نمن ...)). (4)
پی نوشتها:
1- سوره قصص ، آيه 5.
2- مجمع البيان ، ج 7 - 8 ، ص 375؛ درالمنثور ، ج 6 ، ص 392.
3- تفسير برهان ، ج 6 ، ص 58.
4- شواهد التنزيل ، ج 1 ، ص 438 ، ح 59؛ ينابيع المودة ، ص 437.
منبع : موعود شناسی و پاسخ به شبهات، علی اصغر رضوانی، انتشارات مسجد مقدس جمکران
آيه قتال( سوره انفال ، آيه 39) چگونه بر ظهور حضرت مهدى عليه السلام دلالت دارد؟
پاسخ:
خداوند متعال مى فرمايد:و قاتلوهم حتى لا تكون فتنه و يكون الدين كله لله ...(1) ؛((با آنان پيكار كنيد تا فتنه برچيده شود و دين همه اش مخصوص خدا باشد.))
آيه فوق دلالت دارد بر اينكه بايد شرك و كفر ريشه كن شود و دين همه اش مخصوص خدا باشد و هيچ مشركى در روى زمين نماند جز آنكه كشته شده يا داخل در دين اسلام شود. اين هدف هنوز تحقق نيافته است در حالى كه بايد تحقق يابد و فتنه از روى زمين برچيده شود و دين خالص براى خدا گردد.
مطابق روايات اين هدف در عصر ظهور حضرت مهدى عليه السلام تحقق خواهد يافت همان گونه كه در آيه 33 از سوره توبه به آن اشاره شد.
آلوسى در ذيل آيه فوق مى گويد:((مقصود آن است كه همه اديان باطل از بين برود يعنى يا اهل اديان از بين رفته و هلاك شوند و يا از ترس و جهات ديگر به دين اسلام بازگردند)). (2)
آن گاه مى گويد:((گفته شده كه تاويل آيه تاكنون محقق نشده است و در هنگام ظهور حضرت مهدى عليه السلام تاويل آن خواهد آمد و در آن عصر هيچ مشركى بر روى زمين باقى نخواهد ماند)). (3)
از امام صادق عليه السلام در مورد آيه فوق سؤال شد ، حضرت فرمود:لم يجى ء تاويل هده الاية ولو قد قام قائمنا بعد سيرى من يدركه ما يكون من تاويل هذه الاية و ليبلغن دين محمد صلى الله عليه و آله ما بلغ الليل حتى لا يكون مشرك على ظهر الارض ...(4) ؛((هنوز تاويل آيه نيامده است و اگر قائم ما قيام كند زود است كسانى كه او را درك مى كنند تاويل اين آيه را ببينند. البته دين محمد به تمام نقاطى كه شب پوشش آرام بخش خود را بر آن مى افكند خواهد رسيد تا اينكه در سراسر زمين شرك و بت پرستى باقى نماند.))
پی نوشتها:
1- سوره انفال ، آيه 39.
2- روح المعانى ، ج 9 ، ص 174.
3- روح المعانى ، ج 9 ، ص 174.
4- تفسير صافى ، ج 20 ، ص 303.
منبع : موعود شناسی و پاسخ به شبهات، علی اصغر رضوانی، انتشارات مسجد مقدس جمکران
حكمت معين نبودن وقت ظهور حضرت مهدی علیه السلام چيست ؟
پاسخ:
گاهى اين سؤال در ذهن انسان خطور مى كند كه چرا وقت ظهور در منابع اسلامى معين نشده است ؟ در جواب اين سؤ ال مى گوييم :
1- كسى كه منتظر شخص دوست داشتنى است و وقت آمدن او را نمى داند هميشه در حال انتظار است ، هميشه آماده است هميشه در صدد پياده كردن دستورات او در خود و اجتماع است ولى در صورتى كه زمان رسيدن او را بداند خصوصا آنكه بداند كه بسيار دور است ماءيوس شده و هرگز خود را به اين زودى آماده نمى كند.
2- معين نبودن وقت ظهور ، يك نوع امتحان است براى مردم تا معلوم گردد آيا مردم با اين همه سختى هاى مختلف روحيه خود را از دست مى دهند يا خير؟
3- گاه مصلحت در تقديم و تاءخير زمان غيبت است كه اين معنا با معين بودن زمان ظهور سازگارى ندارد. و لذا در قصه حضرت موسى عليه السلام به جهت ادامه ملاقات او با خداوند از سى روز تا چهل روز عده اى به انحراف كشيده شدند.
4- در صورت معين بودن ظهور ، دشمنان حضرت عليه السلام در صدد تدارك بر آمده و با حضرت در همان زمان به مقابله بر خواهند خواست . لذا در روايات اسلامى از عنصر((ناگهانى بودن ظهور))به عنوان عنصر اساسى در پيروزى حضرت ياد شده است .
امام صادق عليه السلام به ابن النعمان فرمود:((اى پسر نعمان به راستى عالم نمى توان به هر چه اطلاع دارد تو را آگاه سازد ... پس عجله نكنيد به خدا سوگند! سه بار اين امر - امر فرج - نزديك شد ولى به جهت آنكه شما آن را فاش كرديد خداوند آن را به تاخير انداخت . به خدا سوگند نزد شما سرى نيست مگر آنكه دشمنان شما به آن از شما آگاه ترند)).
5- در صورت عدم تعيين وقت ظهور حالت انقطاع و توجه و تضرع خاصى بر انسان ها حاكم خواهد شد كه چه بسا اين امر سبب تعجيل در فرج امام زمان عليه السلام گردد. ولى اگر وقت ظهور به طور قطع مشخص باشد ديگر از اين اثر معنوى خبرى نيست .
6- از آنجا كه وقت ظهور همانند علايم ظهور متعلق((بدا))واقع مى شود لذا نبايد به طور دقيق وقت ظهور مشخص باشد تا مردم به كارهايى تشويق شوند كه موثر در ظهور امام زمان عليه السلام است .
منبع : موعود شناسی و پاسخ به شبهات، علی اصغر رضوانی، انتشارات مسجد مقدس جمکران
|
|
|
|
|
|
|
|
|