مقالات
انسان در ميان موجودات از شرافت و كرامت مخصوصي برخوردار است و وظيفه و رسالتي خاص دارد ، مسوول تكميل و تربيت خود و اصلاح جامعه خويش است ، جهان مدرسه انسان است و خداوند به هر انساني بر طبق نيت و كوشش صحيح و درستش پاداش مي دهد . يكي از مسائل مهم اسلامي ، لزوم پوشيدگي زن بيگانه و غير خويشاوند است . كه در قرآن كريم به اين مطلب اشاره شده است . در فقه اسلامي ما واژه حجاب وجود ندارد ، بلكه حكم ستر و پوشش است و بعدها واژه حجاب جايگزين « ستر » گرديد . حجاب زن مايه مباهات زن است ، حجاب سند شخصيت زن است نه وسيله عقب ماندن او در اجتماع ، حجاب حريم مقدس و قلعه آرامش زن است . رسم است كه هر چيز با ارزش را پنهان دارند تا از دستبرد نااهلان مصون باشد . اي زن ، تو نيز با حجاب باش تا اسرار وجوديت ، از ارزش نيفتد . حجاب پوشش جسم توست . چرا كه پيامبر اكرم (ص) آن را براي تو به ارمغان آورد ، تا با استفاده از آن به امنيت برسي و با وقار و آزادي در جامعه ظاهر شوي و جذابيت وجودت باعث نشود كه ميكروبها و انگلهاي جامعه حقيقت وجود تو را تهديد نموده و آن را به فساد و تباهي بكشاند . حجاب صدف است و گوهري گرانبها با حجاب شدن به نمايش گذاشتن شخصيت واقعي زن و محدود كردن جسم و آزاد گذاشتن روح و عقل و بي حجابي يعني « پنهان شدن حقيقت زن در پوشش جاذبه هاي جنسي » و بد حجاب ميكروب جامعه است كه بر روح و افكار افراد رسوخ مي كند و آن را مشوش مي كند . حجاب به عنوان سرمايه عظيمي براي زن ، اين نقش مهم را ايفاء مي كند ، پرده هاي سياهي بر چشم هوسبازان كشيده و به او اجازه مي دهد سرمايه هاي وجود خويش را در كانون گرم خانواده متمركز نموده و با عزمي استوار و خلل ناپذير اولين هسته اجتماعي را پي ريزي كند اگر خداوند متعال حجاب را بر زن واجب كرد ، چون زن يك موجود زينتي و ظريفي است و مي خواسته با اين حجاب زن را يك موجود محترم بداند ، نه اينكه فقط وسيله اي باشد براي دفع شهوت مرد .
يكي از مسائل مهم زنان مسلمان به لحاظ حضور آنان در جامعه و اشتغال، موضوع حجاب زن مسلمان است.حجاب از ضروريات فقه اسلام ميباشد. هيچ فقيه شعيه يا سني نه تنها مخالفتي با حجاب زن مسلمان نداشته است،بلكه فقها به حكم قرآن، وجوب حكم حجاب زن مسلمان را يكي از ضروريات دين اسلام ميدانند، گرچه از مسئلهحجاب در شرع اسلام تعاريف مختلفي از علماي شيعه و سني در كتابهاي فقهي و تفسيري مطرح شده است، اماحجاب به هر مفهوم و معنايي كه باشد، تعارضي با مفهوم و معناي حضور زن در جامعه ندارد، اگر چه بعضي ازمصاديق حجاب، بنا به تفاسير علماي مذاهب اسلامي، ممكن است در عمل موجب سختيهاي فراواني برايحضور زن مسلمان در جامعه باشد، ولي اين موضوع به برداشت خاص يا سليقهاي بعضي از علماي مذاهبمختلف اسلام برميگردد كه با مباني فقه اماميه و مستندات تاريخي زنان پيامبر(ص) چندان منطبق نيست. لازم به ذكر است بحث مفصل حجاب ضمن مباحث حقوق زنان كامل نيست، بلكه نيازمند سرفصلها و عناوينمتعددي است كه در حد يك مقاله يا كتاب مستقل قابل بررسي است، اما مسئله حجاب را به لحاظ يك مقولهفرهنگي در قلمرو فقه، قانون و سياست; همچنين حضور زنان مسلمان در جامعه، مورد بررسي قرار ميدهيم. موضوعشناسي حجاب حجاب از ماده حجب به معناي پوشش است. البته مسئله حجاب كه مربوط به پوشش زن مسلمان است، از مسئلهحرمت نگاه به زن مسلمان كه مربوط به مرد است، بايد تفكيك شود. ممكن است پوشش در شرايطي واجبنباشد، ولي نگاه كردن حرام باشد. بنابراين موضوع نظر و نگاه به زن مسلمان غير از موضوع حجاب است كهمربوط به زن مسلمان است; زيرا موضوع نگاه به زن، مربوط به مرد مسلمان است كه در دو قلمرو با قصد لذتجنسي و بدون قصد لذتبردن در مواقع مختلف مورد بررسي فقهي قرار ميگيرد. بنابراين موضوع حجاب زندر جامعه، ربطي به نگاه مردان به زنان در جامعه ندارد; بلكه موضوع حجاب به لحاظ محدوديت زنان مسلمان يااحترام به آنان مستقلا بحث ميشود
يكي از مسائل مهم زنان مسلمان به لحاظ حضور آنان در جامعه و اشتغال، موضوع حجاب زن مسلمان است.حجاب از ضروريات فقه اسلام ميباشد. هيچ فقيه شعيه يا سني نه تنها مخالفتي با حجاب زن مسلمان نداشته است،بلكه فقها به حكم قرآن، وجوب حكم حجاب زن مسلمان را يكي از ضروريات دين اسلام ميدانند، گرچه از مسئلهحجاب در شرع اسلام تعاريف مختلفي از علماي شيعه و سني در كتابهاي فقهي و تفسيري مطرح شده است، اماحجاب به هر مفهوم و معنايي كه باشد، تعارضي با مفهوم و معناي حضور زن در جامعه ندارد، اگر چه بعضي ازمصاديق حجاب، بنا به تفاسير علماي مذاهب اسلامي، ممكن است در عمل موجب سختيهاي فراواني برايحضور زن مسلمان در جامعه باشد، ولي اين موضوع به برداشت خاص يا سليقهاي بعضي از علماي مذاهبمختلف اسلام برميگردد كه با مباني فقه اماميه و مستندات تاريخي زنان پيامبر(ص) چندان منطبق نيست. لازم به ذكر است بحث مفصل حجاب ضمن مباحث حقوق زنان كامل نيست، بلكه نيازمند سرفصلها و عناوينمتعددي است كه در حد يك مقاله يا كتاب مستقل قابل بررسي است، اما مسئله حجاب را به لحاظ يك مقولهفرهنگي در قلمرو فقه، قانون و سياست; همچنين حضور زنان مسلمان در جامعه، مورد بررسي قرار ميدهيم.
جاب و جنبه رواني حجاب
نبودن حريم ميان زن و مرد و آزادي معاشرتهاي بى بند و بار هيجانها و التهابهاي ج ن س ى را فزونى ميبخشد و تقاضاي س ك س را به صورت يك عطش روحي و يك خواست اشباع نشدنى درمىآورد. غريزه ج ن س ى غريزهاى نيرومند، عميق و «دريا صفت» است، هر چه بيشتر اطاعتشود سركشتر مىگردد، همچون آتش كه هر چه به آن بيشتر خوراك بدهند شعلهورتر مىشود. براى درك اين مطلب به دو چيز بايد توجه داشت:
1. تاريخ همان طورى كه از آزمندان ثروت ياد مىكند كه با حرص و آزى حيرتآور در پى گرد آوردن پول و ثروت بودهاند و هر چه بيشتر جمع مىكردهاند حريصتر ميشدهاند، همچنين از آزمندانى در زمينه مسائل ج ن س ى ياد مىكند. اينها نيز به هيچ وجه از نظر حس تصرف و تملك زيبارويان در يك حدى متوقف نشدهاند. صاحبان حرمسراها و در واقع همه كسانى كه قدرت استفاده داشتهاند چنين بودهاند.
كريستن سن نويسنده كتاب ايران در زمان ساسانيان در فصل نهم كتاب خويش مىنويسد:
«در نقش شكار طاق بستان فقط چند تن از سه هزار زنى كه خسرو (پرويز) در حرم داشت مىبينيم. اين شهريان هيچ گاه از اين ميل سير نمىشد. دوشيزگان و بيوگان و زنان صاحب اولاد را در هر جا نشان مىدادند به حرم خود مىآورد. هر زمان كه ميل تجديد حرم مىكرد نامهاى چند به فرمانروايان اطراف مىفرستاد و در آن وصف زن كامل عيار را درج مىكرد. پس عمال او هر جا زنى را با وصف نامه مناسب مىديدند به خدمت مىبردند.» از اين گونه جريانها در تاريخ قديم بسيار مىتوان يافت.در جديد اين جريانها به شكل حرمسرا نيست، به شكل ديگر است، با اين تفاوت كه در جديد لزومى ندارد كسى به اندازه خسرو پرويز و هارون الرشيد امكانات داشته باشد.در جديد به بركت تجدد فرنگى، براى مردى كه يك صد هزارم پرويز و هارون امكانات داشته باشد ميسر است كه به اندازه آنها از جنس زن بهرهكشى كند.
2.هيچ فكر كردهايد كه حس «تغزل» در بشر چه حسى است؟ قسمتى از ادبيات جهان عشق و غزل است. در اين بخش از ادبيات، مرد، محبوب و معشوق خود را ستايش مىكند، به پيشگاه او نياز مىبرد، او را بزرگ و خود را كوچك جلوه مىدهد، خود را نيازمند كوچكترين عنايت او مىداند، مدعى مىشود كه محبوب و معشوق «صد ملك جان به نيم نظر مىتواند بخرد، پس چرا در اين معامله تقصير مىكند» ، از فراق او دردمندانه مىنالد. اين چيست؟ چرا بشر در مورد ساير نيازهاى خود چنين نمىكند؟ آيا تاكنون ديدهايد كه يك آدم پول پرستبراى پول، يك آدم جاه پرستبراى جاه و مقام غزلسرايى كند؟ ! آيا تاكنون كسى براى نان غزلسرايى كرده است؟ چرا هر كسى از شعر و غزل ديگرى خوشش مىآيد؟ چرا همه از ديوان حافظ اينقدر لذت مىبرند؟ آيا جز اين است كه همه كس آن را با زبان يك غريزه عميق كه سراپاى وجودش را گرفته است منطبق مىبيند؟ چقدر اشتباه مىكنند كسانى كه مىگويند يگانه عامل اساسى فعاليتهاى بشر عامل اقتصاد است!!
بشر براى عشقهاى ج ن س ى خود موسيقى خاصى دارد، همچنانكه براى معنويات نيز موسيقى خاص دارد، در صورتى كه براى حاجتهاى صرفا مادى از قبيل آب و نان موسيقى ندارد.
من نمىخواهم ادعا كنم كه تمام عشقها ج ن س ى است و هم هرگز نمىگويم كه حافظ و سعدى و ساير غزلسرايان صرفا از زبان غريزه ج ن س ى سخن گفتهاند.اين مبحث، مبحث ديگرى است كه جداگانه بايد بحثشود.
ولى قدر مسلم اين است كه بسيارى از عشقها و غزلها عشق و غزلهايى است كه مرد براى زن داشته است. همين قدر كافى است كه بدانيم توجه مرد به زن از نوع توجه به نان و آب نيست كه با سير شدن شكم اقناع شود، بلكه يا به صورت حرص و آز و تنوع پرستى درمىآيد و يا به صورت عشق و غزل. ما بعدا در اين باره بحثخواهيم كرد كه در چه شرايطى حالتحرص و آز ج ن س ى تقويت مىشود و در چه شرايطى شكل عشق و غزل پيدا مىكند و رنگ معنوى به خود مىگيرد.
به هر حال اسلام به قدرت شگرف اين غريزه آتشين توجه كامل كرده است. روايات زيادي درباره خطرناك بودن «نگاه» ، خطرناك بودن خلوت با زن، و بالاخره خطرناك بودن غريزهاي كه مرد و زن را به يكديگر پيوند ميدهد وارد شده است.
اسلام تدابيرى براى تعديل و رام كردن اين غريزه انديشيده است و در اين زمينه، هم براى زنان و هم براى مردان تكليف معين كرده است.يك وظيفه مشترك كه براى زن و مرد هر دو مقرر فرموده مربوط به نگاه كردن است:
قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم...قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن .
خلاصه اين دستور اين است كه زن و مرد نبايد به يكديگر خيره شوند، نبايد چشم چرانى كنند، نبايد نگاههاى مملو از شهوت به يكديگر بدوزند، نبايد به قصد لذت بردن به يكديگر نگاه كنند.يك وظيفه هم خاص زنان مقرر فرموده است و آن اين است كه بدن خود را از مردان بيگانه پوشيده دارند و در اجتماع به جلوهگرى و دلربايى نپردازند، به هيچ وجه و هيچ صورت و با هيچ شكل و رنگ و بهانهاى كارى نكنند كه موجبات تحريك مردان بيگانه را فراهم كنند.
روح بشر فوق العاده تحريك پذير است.اشتباه است كه گمان كنيم تحريك پذيرى روح بشر محدود به حد خاصى است و از آن پس آرام مىگيرد.
همان طور كه بشر - اعم از مرد و زن - در ناحيه ثروت و مقام از تصاحب ثروت و از تملك جاه و مقام سير نمىشود و اشباع نمىگردد، در ناحيه ج ن س ى نيز چنين است.
هيچ مردى از تصاحب زيبارويان و هيچ زنى از متوجه كردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هيچ دلى از هوس سير نمىشود.
و از طرفى تقاضاى نامحدود خواه ناخواه انجام ناشدنى است و هميشه مقرون ستبه نوعى احساس محروميت. دست نيافتن به آرزوها به نوبه خود منجر به اختلالات روحى و بيماريهاى روانى مىگردد.
چرا در دنياى غرب اينهمه بيمارى روانى زياد شده است؟ علتش آزادى اخلاقى ج ن س ى و تحريكات فراوان سكسى است كه به وسيله جرايد و مجلات و سينماها و تئاترها و محافل و مجالس رسمى و غير رسمى و حتى خيابانها و كوچهها انجام مىشود.
اما علت اينكه در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان يافته است اين است كه ميل به خودنمايى و خودآرايى مخصوص زنان است.از نظر تصاحب قلبها و دلها مرد شكار است و زن شكارچى، همچنانكه از نظر تصاحب جسم و تن، زن شكار است و مرد شكارچى. ميل زن به خودآرايى از اين نوع حس شكارچيگرى او ناشى مىشود. در هيچ جاى دنيا سابقه ندارد كه مردان لباسهاى بدن نما و آرايشهاى تحريك كننده به كار برند. اين زن است كه به حكم طبيعتخاص خود مىخواهد دلبرى كند و مرد را دلباخته و در دام علاقه به خود اسير سازد. لهذا انحراف تبرج و برهنگى از انحرافهاى مخصوص زنان است و دستور پوشش هم براى آنان مقرر گ
الف) دل آرام و مطمئن
از آن جا که حجاب یکی از احکام الهی است، انسان با عمل کردن به دستورات خداوند متعال به مقام قرب الهی نائل می شود. در جوار امن و قدس ربوی قرار می گیرد و در نتیجه به یک طمأنینه و اطمینان قلبی در رعایت احکام اسلامی دست می یابد و به کمال رضایت مندی می رسد علاوه بر این سبب اظهار دوستی به خداوند متعال و ائمه و در نتیجه محبوب خدا شدن می شود چنان که آیه شریفه می فرماید: اگر خدا را دوست می دارید از من پیروی کنید که خدا شما را دوست بدارد و گناه شما را ببخشد که خداوند آمرزنده و مهربان است.
دوست داشتن و محبوب دیگران بودن یک نیاز فطری و روانی انسانی است با حفظ حدود شرعی و اطاعت از خداوند و محبوب خدا و اولیا شدن نیاز را ارضاء نموده و به اطمینان خاطر می رسد. و در پرتو این امر احساس ارزشمندی، اعتماد به نفس پیدا می کند چیزی که نبود آن باعث جلوگیری های خیابانی و مشکلات ارتباطی می شود.
ب) حجاب، نیاز فطری
انسان ها یک نیاز فطری درونی به نام حیا و شرم دارند. علاوه بر مطالعات مردم شناسی و روان شناسی جنسی، از مطالعات تاریخی نیز استفاده می شود که انسان در هیچ مقطعی بدون پوشش زندگی نکرده است و این مطلب حاکی از وجود شرم و حیای ذاتی انسان است. پرفسور اسوالد شوارتز، طبیب و روان شناس اتریشی می نویسد: «علاوه بر مردم شناسی تجزیه و تحلیل روان شناسی نیز ثابت می کند که احساس شرم، یکی از صفات عمده نوع بشر است. هیچ قبیله ای هر قدر هم بدوی بوده باشد شناخته نشده است که از خود شرم بروز ندهد و بچه های کوچک نیز شرم دارند.»
از آیات مربوط به خلقت حضرت آدم و حوا نیز فطری بودن پوشش و حجاب استفاده می شود. پس حجاب پاسخ مثبت به این نیاز درونی و فطری است که در نهایت به سلامت روانی فرد منجر می شود.
ج) حفظ بهداشت روانی
یکی از فواید و آثار مهم حجاب، ایجاد آرامش روانی است. فقدان حجاب و آزادی معاشرت های بی بند و باری میان زن و مرد هیجان ها و التهاب های جنسی را فزونی بخشد و تقاضای سکس را به صورت عطش روحی و یک درخواست اشباع نشدنی در می آورد.
استاد شهید مطهری در این زمینه می فرماید: «روح بشر فوق العاده تحریک پذیر است، اشتباه است که گمان می کنیم تحریک پذیری روح بشر محدود به حد خاصی است و از آن پس آرام می گیرد.... هیچ مردی از تصاحب زیبا رویان و هیچ زنی از متوجه کردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هیچ دلی از هوس سیر نمی شود. از طرفی تقاضای نامحدود خواه نا خواه انجام نشدنی نیست و همیشه مقرون است با نوعی احساس محرومیت و دست نیافتن به آرزوها که به نوبه خود منجر به اختلالات روحی و بیماری های روانی می گردد.»
د) بازیابی شخصیت
اگر زنان از حجاب بی بهره باشند هر گونه توجهی به آنان جنبه شهوانی دارد، در نتیجه ارزش های راستین آنان فراموش می شود. به همین جهت تا زمانی که جاذبه ظاهری دارند مورد توجه هستند و وقتی این جاذبه از بین می رود، احساس غربت، پوچی و پشیمانی می کنند. هر قدر زن از شخصیت معنوی و زیبایی های درونی بر خوردار باشد به همان میزان خود را از به نمایش گذاشتن زیبایی های ظاهری بی نیاز می بیند و احساس ارزشمندی بدون شروط دیگران پیدا می کند. پس حجاب رمز بازیابی شخصیت زن مسلمان است چنین زنی در خود کمبودی احساس نمی کند و ارزش خویش را در تن آرائی و خودنمایی و حرکات هوس انگیز نمی داند.
آثار اجتماعی
بر چیدن زمینه فساد
بد حجابی زن در جامعه آتش هوس را در اندرون مرد می افروزد، مردان کم اراده و سست عقیده را به چشم چرانی که خود منشا بسیاری از مفاسد است وا می دارد چنان که امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرمایند: «نگاه تیری از تیرهای زهرآگین شیطان است چه بسا یک نگاه که حسرت طولانی در پی دارد.» بنابر این حجاب زمینه بسیاری از مفاسد را بر می چیند.
ب ) افزایش بهره وری و فعالیت های اجتماعی
اگر زنان و مردان در محیط های جداگانه ای مشغول تحصیل، کار و یا هر نوع فعالیتی باشند و یا اگر فرضاً در یک محیط مشغول هستند شوونات اسلامی را مراعات کنند، این امر از توقف و رکود کارآیی مردان از سوئی و از سوی دیگر از ایجاد مانع از پرداختن زن به کار و فعالیت اجتماعی جلوگیری می کند. مطالعات دانشمندان تربیتی نشان داده در آن مدارسی که دختر و پسر با هم درس می خوانند، کم کاری، عقب افتادگی، عدم مسئولیت به خوبی مشاهده شده است.
ختصاص یافتن التذاذهای جنسی به محیط خانواده
حجاب، جامعه را از بی بند و باری ها و لذت های جنسی پاک می کند و التذاذهای جنسی را به نهان خانه زناشویی و محیط خانواده می برد و به این ترتیب از بسیاری از ناهنجاری های اجتماعی از قبیل افزایش میزان طلاق، بی علاقگی به ازدواج و ... که مشکلات زیادی را برای جامعه فراهم می کنند. جلوگیری به عمل می آورد.
حریم روابط نامحرم ها 1. به حد ضرورت اكتفا كنید: اسلام زن و مرد نامحرم را از صحبت كردن با هم و برخوردهایی كه لازمه رسیدگی به كارهای روزمرّه است منع نموده است البته در صورتی كه بدون هیچ شائبهای بوده و به مسائل دیگر آلوده نباشد.[1]
2. حریم نگه دارید: حریم نگه داشتن میان زن و مرد نامحرم در متون روایی و در سیره معصومین ـ علیهم السّلام ـ ذكر شده است، سنّت جاری مسلمین از زمان رسول اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ همین بوده و زنانی از شركت در مجالس و مجامع منع نمیشدهاند ولی همواره اصل «حریم» رعایت میشده و در مساجد و مجامع حتی در كوچه و معبر زن و مرد مختلط نبوده[2] و درب ورودی زنان در مسجدالنبی ـ صلی الله علیه و آله ـ جدا بوده است.
به روحیات، سن و شرایط ویژه خود توجه كنید: اگر حساسیتی نسبت به صحبت نمودن و برخوردهای مستمّرِ دختر و پسر وجود داشته باشد، به روحیّات و سن و شرایط ویژه آن دو بستگی دارد، دختر و پسر پس از بلوغ سرشار از غرایز و عواطف بوده و تأثیرپذیری بسیاری دارند، در این سن حكومت و سلطه غرایز جنسی فراگیر میشود و بر اعمال و رفتار و اندیشهی جوان سایه میافكند. احساس نیازی كه در جوانان نسبت به جنس مخالف وجود دارد باعث میشود كه آنان هر لحظه به دنبال پاسخی برای ارضای آن و جبران كمبود روحی ـ روانی خود باشند.
در بسیاری از برخوردها، دختر و پسر هر چند به بهانههای گوناگون با هم آشنا میشوند امّا اندك اندك براساس تسلّط طبیعی غرایز نگاه و سخن و رفتارشان رنگ و بویی دیگر گرفته و چه بسا بعد از مدتی به یكباره متوجه میشوند عواطف و احساسات و عفت و
به سیره معصومین - علیهم السلام - توجه كنید: در حدیثی آمده حضرت علی ـ علیه السّلام ـ كراهت داشت تا به زنان جوان آغاز به سلام كند، و پیرامون حكمت آن فرمود: «ترس از آن دارم كه تحت تأثیر صدای او واقع شوم و ضرر آن از ثوابی كه از سلام میبرم بیشتر شود».[9]
از شوخی با نامحرم بپرهیزید: در حدیثی پیرامون شوخی و مزهپرانی زن و مرد نامحرم آمده است: «ابوبصیر میگوید: به زنی در روخوانی قرآن میدادم كمی با او شوخی كردم؛ وقتی خدمت امام باقر ـ علیه السّلام ـ رسیدم به من فرمود: چه چیزی به زن گفتی. رنگم پرید و خجالت كشیدم. بعد فرمود: دیگر به طرف آن زن مرو و درس مده».[10]
همچنین احادیثی درباره عذاب كسانی آمده كه با زنان نامحرم شوخی و خوش طبعی میكنند.[11]
با توجه به آیات و احادیث فوق به خوبی حكم اختلاط و همدوشیها و روابط بیحدّ و مرزی كه متأسفانه دارد در سطح جامعه رواج پیدا میكند و حتی به اسم روشنفكری به آن دامن زده میشود مشخص میشود كه برخلاف نص صریح معارف اسلامی و آموزههای دینی است.
ثمرات قرار دادن حریم در روابط زن و مرد عبارتند از:
1. جلوگیری از آشفتگی ذهنی.
2. كنترل غرایز جنسی.
3. پرهیز از قرار گرفتن در موضع تهمت.
4. آرامش روانی.
5. تحكیم نظام خانواده و وفاداری به همسر.
6. انجام سالم فعالیتهای اجتماعی.
7. كاهش جرائم اخلاقی همچون سقط جنین، هم جنس بازی و..
8. پیشگیری از ناكامی و شكست در زندگی.
9. موفقیت تحصیلی و شغلی.
10. اجرای فرامین الهی و كسب رضایت خداوند (خداوند متعال در قرآن كریم ضمن بیان دقیق حریمهای لازم در روابط بین زن و مرد، از دوستی زن و مرد در خارج از چارچوب نهی فرموده است).