راسخون

طنز

sadrian کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 336
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

جک :هواپيما داشت سقوط مي کرد . همه داشتن جيغ ميزدن به جز يه آقاهه ! ازش مي پرسن چرا تو ساکتي ؟ ميگه : ماله بابام که نيست بذار سقوط کنه 

sadrian کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 336
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

جک : غضنفر تلويزيون تماشا ميکرده،مي بينه هر پنج تا کانال رازبقا داره.به بچه اش ميگه:برو ببين آنتن تلويزيون توي طويله نيفتاده؟ 

sadrian کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 336
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

جک : طرف ميره صدا و سيما تِست دوبلوري بده. خلاصه ميشينه اون پشت و مسئول اونجا ميگه شروع كن. تركه ميگه:
پدر هانا : هانا بيا شامتو بخور!
مادر هانا : هانا بيا شامتو بخور!!
برادر هانا : هانا بيا شامتو بخور!!!
جناب مسوول شاكي ميشه، ميگه: برو بيرون آقا!! وقت مارو نگير!
تركه ميگه: آخه چرا!؟ يارو ميگه: مرتيكة ابله، هانا اصلاٌ پدر مادر نداره!
تركه ميگه: آقا!! تورو جون بچه‌هات يك فرصت ديگه به من بده ؟
خلاصه اونقدر ماس مالی ميكنه تا طرف راضي ميشه. باز تركه ميره پشت دستگاه، ميگه:
خانوادة دكتر ارنست...
دكتر ارنست : هانا بيا شامتو بخور!!!
 

sadrian کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 336
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

جک : گاو و الاغ و اردک
کبریت و گاز و فندک
گنجیشک و غاز و لک لک
ولنتاین مبارک
 

sadrian کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 336
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

جک : 2تا دیوونه به هم میرسن ،
اولی : تو دستم چیه ؟
دومی : اتوبوس؟!!!
اولی : قبول نیست .
صدای بوقش رو شنیدی !!!
 

sadrian کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 336
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

جک :يه بار يه دزد فرار مي کنه، مي ره تو جوب میخوابه! پليسا پيداش مي کنن؛ بهشون ميگه: شما حق ندارين منو دستگير کنين؛ از اينجا مربوط به نيروي درياييه 

sadrian کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 336
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

جک :تا شما خانه تان سمت شمال ده ماست
قبله دهکده مان سمت شمال است عزیز
پنجره بین من و توست مرا بوسه بزن
بوسه از آن طرف شیشه حلال است عزیز
 

sadrian کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 336
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

جک :دو نفر تنبل بانک ميزنند !
اولی به دومی ميگه: خب بيا بشمريم.
دومی ميگه: حوصله داری فردا راديو ميگ
 

sadrian کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 336
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

جک :عبارت ?کلاه سرت گذاشتن تا زانو? يعني چه؟ الف) فروش پرايد دوگانه سوز بدون مخزن. ب) قول تحويل ال نود تا پس فردا. ج) تحويل پژو ۴۰۵ با يک مأمور آتش نشاني در صندوق عقب. د) من مادرم مريضه، کارت سوختتو بده، چند ليتر بـنـزيـن بزنم 

sadrian کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 336
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

نکته اخلاقی : زندگی واسه ما آدما مثل دفتر ! برگه اولش خوش خط مينويسی و دوست داری به آخرش برسی وسطاش خسته ميشی بد خط مينويسی و هی برگه حروم ميکنی 

sadrian کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 336
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

جک :شخصي مشغول شستن ماشينش بود. ازش پرسيدند: چرا از پلاك ماشين شروع كردي؟ جواب داد: آخر دفعه قبل كه ماشين مي‌شستم، وقتي به پلاكش رسيدم، ديدم ماشين خودم نيست. 

sadrian کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 336
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

جک : اگه جمیله با ادیسون ازدواج کنه !
بچشون چی می شه ؟


؟؟


رقص نور .
 

sadrian کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 336
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

جک :سفيد رنگ آرامش است ، اگر در اتاقی با رنگ سفيد بمانی از فرط آرامش ديوانه می شوی .

سياه رنگ جدی است ، اگر در اتاقی با رنگ سياه بمانی از فرط نااميدی ديوانه می شوی .
قرمز رنگ جذاب و گرم است، اگر در اتاقی با رنگ قرمز بمانی از فرط هيجان ديوانه می شوی .
زرد رنگ زندگی است ، اگر در اتاقی با رنگ زرد بمانی از فرط اضطراب ديوانه می شوی . اصولا اگر زياد در اتاق بمانی . . . ديوانه می شوی ، زياد هم ربطی به رنگها ندارد .
 

sadrian کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 336
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

جک :طرف لب دريا همش داد ميزد آفرين، ما شا ا .... ،
ازش ميپرسن چه کار ميکنی ؟
ميگه : پسرم یک ساعته رفته زير آب هنوز بر نگشته ... عجب نفسی داره ... !
 

sadrian کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 336
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

جک :تو جاده پليس جلو يه ماشينو ميگيره و ميگه چون از صبح اولين كسي هستي كه كمربند ايمني بستي برنده 100 هزار تومن شدي حالا ميشه بدونم ميخاي باهاش چي كار كني؟ مرد ميگه:ميرم گواهينامه ميگيرم زنش سريع ميگه :جناب سروان اين وقتي مشروب ميخوره پرت و پلا زياد ميگه بچشوون از اوون پشت ميگه بابا نگفتم با ماشين دزدي قاچاق نكنيم؟ يه صدا از صندوق عقب مياد :از مرز رد شديم يا نه؟