مجموعه جوک و لطیفه 1
شخصي با زني ازدواج مي كند و پس از مدتي با بداخلاقي هاي مكرر او مواجه مي شود. مدتي با زن بداخلاق ملايمت و سازگاري مي كند, لكن بالاخره از كوره درمي رود و او را كتك مفصلي مي زند.
زن, خانه شوهر را ترك مي كند و شكايت او را به نزد پدر خود مي برد. پدر نيز به نوبه خود زن را كتك مي زند و مي گويد:
حالا برو به خانه و به داماد بگو كه اگر تو دختر مرا كتك زدي, من هم تلافي كرده و در عوض, زن تو را كتك زدم.
يه خودكار قرمز برادرش ميميره،تا چهل روز مشكي مي نويسه!
**************
دعاي حسن خان:خدايا تا زنده هستيم ما را از دنيا نبر !
**************
كابينه زندگی مشترك: زن=وزيرسلب آسايش. شوهر=وزير كار . مادرزن=وزيرجنگ . مادرشوهر=وزيراغتشاشات . خواهرزن=جاسوس دوجانبه . خواهرشوهر=وزیراطلا عات وبازرسی . پدرزن=وزيرارشاد . پدرشوهر=رييس تشخيص مصلحت
هر وسیله که مثل ساعت دقیق کار میکند ، تنها در شرایط زیر خراب خواهد شد:
1-هنگامی که به آن نیاز حیاتی دارید.
2-هنگامی که میخواهید با عملکرد مناسب آن جلوی دیگران پز بدهید.
3-دقیقا از روزی که گارانتی آن تمام میشود.
4-وقتی قصد فروش آن را دارید !
5-هنگامی که فقط برای لحظه ای با خود فکر کردید که چقدر از داشتن این وسیله راضی هستید
اگر خواهی بمیری بی بهانه / بخور ماست وخیار وهندوانه
**************
تو زندگی روزی میرسه که پول خریدن یه جوراب هم نداری ولی اون موقع باید به این فک کنی که یکی هست جوراب داره ولی پا نداره پاش کنه
فرق هند با ايران؟ تو هند گاوها محترمند ولي تو ايران محترمها گاون
**************
یارو به رفیقش می گه من یه تمساح پیدا کردم چیکارش کنم؟ میگه ببرش باغ وحش. فردا رفقیش می گه بردیش؟ یارو می گه : آره ، تازه امشب هم می خوام ببرمش سینما … !
حیف نون که سرش رو برای خودکشی روی ریل قطار گذاشته بودپس از واژگونی قطار از محل حادثه گریخت !
**************
يه خانمی 13قلو حامله بوده . 9ماه ميشه ولي بچه هاش به دنيا نميان ميره دكتر و با نگراني ميگه اقاي دكتر چرا من بچه هام به دنيا نميان ؟ دکتر سونوگرافي مي كنه توي مانيتور مي بينه كه از 13 تا بچه 12 تا دخترهستند و1نفر آنها پسر . و پسره دستش رو گذاشته رو شكم مامان و مي گه جون داداش اگه بزارم كسي لخت از اينجا بره بيرون !
يه افسر به يكي از سربازاش مي گه امشب از اول اين كوچه تا اون چراغ قرمز كشيك بده و فردا صبج هم بيا پاسگاه. خلاصه فردا و پس فردا از سربازه خبري نيست روز سوم سربازه پريشون مياد پاسگاه. افسر ازش مي پرسه: چرا اينقدر دير اومدي؟ سرباز مي گه: آخه اون کاميون از تهران مي رفت قم. چراغ قرمزي كه گفتيد، چراغ ترمز اون كاميون بود
آیا میدانید که بهترین وسیله برای تمیز کردن بینی ، انگشت است و تمام مردم دنیا از قدیم از همین ابزار استفاده می کردند
**************
معلم :حسن بگو بين فيل و كك چه تفاوتي هست؟
حسن: يك فيل ممكن است در بدنش كك وجود داشته باشد. ولي كك ممكن نيست در بدنش فيل داشته باشد