راسخون

مشاعره صائمین - 3

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

هم بازی تمام یتیمان کوفه بود
فکر غذا و سفره‌ی بی نان کوفه بود

پایان رسیده لحظه‌ی چشم انتظاری اش
دلشوره داشت زینب از این بیقراری اش


محمد حسن بیات لو

zahra_53 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 28735
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 

احمد بابایی

شب، بی‌تو سر نمی شود؛ آتش گرفته‌ایم
امشب سحر نمی‌شود؛ آتش گرفته‌ایم

محراب‌جان! برای پدر، جان پناه باش
ای خشت‌خشتِ مسجد کوفه! گواه باش

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

شب و تاریکی و صحرایِ خاموش

فلک از جامه ی ماتم سیه پوش

گرفته در زمین چندین ستاره

یکی خورشید خون آلوده بر دوش

استاد حاج غلامرضا سازگار

fatemeh_75 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10557
|
تاریخ عضویت : آبان 1388 

شبهای قدر افضل اعمال یاعلی ست

اشک به حال غربت مولای ما علی ست

شبهای قدر اعظم شبهای ماتم است

باور کنید حال خدا نیز درهم است

پروانه غریبی

saraalighanbari1360 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 9841
|
تاریخ عضویت : شهریور 1389 

تیشه نزن به ریشه ی خود بنده ی خدا

بیراهه می روی،نشو شرمنده ی خدا

جای غم بهشت،غم پول می خوری؟!

بیچاره ای که مثل پدر گول می خوری

بیهوده هی برای دلت کیسه دوختی

باغ بهشت را به جو ری فروختی؟!

fatemeh_75 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10557
|
تاریخ عضویت : آبان 1388 

یارب العفو که این بنده ی فرّار آمد

از گنه خسته شد و بر در تو زار آمد

شب قدر است ببین عبد گنهکار آمد

عاشق و در به در حیدر کرار آمد

پروانه غریبی

saraalighanbari1360 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 9841
|
تاریخ عضویت : شهریور 1389 

دلمرده ایم و یاد تو جان می دهد به ما

قلبیم و بودنت ضربان می دهد به ما

ماه خدا دو مرتبه بی ماه روی تو

دارد بشارت رمضان می دهد به ما

برگرد!ای که لحظه ی افطار ،عاقبت

یک روز دستهای تو نان می دهد به ما

محمد بیابانی

kuoroshss کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3221
|
تاریخ عضویت : آبان 1391 

اوست مظلوم که تا لحظه ی جان دادن بود

استخوان در گلو و خار به چشمان ترش

 

از شبی که گُل نیلوفریش خُفت به گِل

نه مدینه، همه جا بود سیه در نظرش

 

غلامرضا سازگار

saraalighanbari1360 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 9841
|
تاریخ عضویت : شهریور 1389 

شبهاى قدر ناله بزن بى معطلى

دستم به دامنت،مددى مرتضى على

شبهاى قدر اشك تو را كوثرى كند

زهرا براى شيعه ى خود مادرى كند

وحيد قاسمى

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

در مسجد کوفه بغض ها می شکند
دیوار سکوت با دعا می شکند
گل کرده نوای رستگاری علی
چون فرق سرش عرش خدا می شکند

saraalighanbari1360 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 9841
|
تاریخ عضویت : شهریور 1389 

دیگر رسید لحظه ی فردای بی علی

پوچیم و هیچ ما پس از این،(ما)ی بی علی

ای کاسه های شیر به صف ننگ بر شما

گر از علی کنید تمنای بی علی

مرغ از قفس پرید ،ندا داد جبرئیل

اینک شما و وحشت دنیای بی علی

محسن کاویانی

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

یک عمر تماشای دری خون آلود
یاد آوری حادثه اي سرخ و کبود
کم کم به علی بال پریدن میداد
اي تیغ نیازی به حضور تو نبود

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

در و دیوار مسجد هست شاهد
که من گفتم اذان آخرم را
وداع زندگی را گفتم آن روز
که زد در کوچه قنفذ همسرم را

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

آه امشب لیلةُ القدرِ خداست / ذکر یا رب یا رب و وِرد و دعاست
گاهِ استغفار و دلْ لرزیدن است / گاه توبه، گاهِ آمرزیدن است

saraalighanbari1360 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 9841
|
تاریخ عضویت : شهریور 1389 

تمام هستی عالم به روی دوش علی ست

مدار چرخش افلاک نیز سربندش

میان معرکه هرگز ندید چشم کسی

که ذوالفقار کند تکیه بر کمربندش

حمزه محمدی