راسخون

مشاعره صائمین - 3

razdarealifateme15 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1170
|
تاریخ عضویت : بهمن 1393 

یک گوشه از عبای دلارامِ ما بگیر
امشب سحر نمی شود! ای صبح! پا بگیر

شب، بی‌تو سر نمی شود؛ آتش گرفته‌ایم
امشب سحر نمی‌شود؛ آتش گرفته‌ایم

saraalighanbari1360 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 9841
|
تاریخ عضویت : شهریور 1389 

محراب جان! برای پدر،جان پناه باش

ای خشت خشت مسجد کوفه! گواه باش

ای مهر! امشب آیینه را بی ملال کن!

دیدار آخر است،علی را حلال کن

احمد بابایی

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

نظری ز لطف و رحمت به من شکسته دل کن
تو که یار دردمندی تو که یار بینوایی

 

همه ی عمر همچو شهری طلب مدد از او کن
که بجز علی نباشد به جهان گره گشایی

saraalighanbari1360 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 9841
|
تاریخ عضویت : شهریور 1389 

یا عظیم المن! گناه آورده ام

غافر التوب! اشتباه آورده ام

لاتودبنی ،خودم شرمنده ام

تازه قلبم را به راه آورده ام

عدتی فی کربتی! دلخسته ام

من جوانی تباه آورده ام

رضا تاجیک

t5s6p1 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 952
|
تاریخ عضویت : آذر 1392 

مسجد، خموش و شهر پر از اشک بی‌صداست

‌ای چاه خون گرفته کوفه علی کجاست؟ 

saraalighanbari1360 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 9841
|
تاریخ عضویت : شهریور 1389 

تنگ غروب و ساحل شور و نوای شب قدر

شکسته کشتی دلم،به ناله های شب قدر

بر پر سجاده ی دل،گره نشسته،وا نما

ای گل سجاده نشین،به یک دعای شب قدر

 

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

رو سیه و زار و سرافکنده‌ام                    باز به سوی تو پناهنده‌ام

ای همه عفو تو فراترزحد                   یا واحد یا احد یا صمد

saraalighanbari1360 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 9841
|
تاریخ عضویت : شهریور 1389 

دلت را با خداوند آشنا کن

ز عمق جان خدایت را صدا کن

دل غفلت زده مانند سنگ است

مس دل را به یاد او طلا کن

به پیش او گشا دست نیازی

به درگاه بلند او دعا کن

zahra_53 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 28735
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 

احمد علوی:

نیمه‌شب بود و سایه‌ها آرام، کوچه را خیس اشک می‌کردند

گفت مولا که زود برگردیم، تا غم یار را نفهمیدند

 

لات‌هایی که عبدود بودند، ابتدا با هبل بلی گفتند

بعد از آن هم که یاعلی گفتند، «أین عمّار» را نفهمیدند

saraalighanbari1360 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 9841
|
تاریخ عضویت : شهریور 1389 

دل را بخر چنان حر تا آیم از میان بر

بی عجب و بی تکبر از راه خیمه گاهی

امشب به عشق حیدر ما را ببخش یکسر

جان حسین و زینب بر ما بده پناهی

zahra_53 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 28735
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 

محمد سهرابی

یا علی ای حدوث را ممکن

یا علی ای وقوع را امکان

با تو هر لحظه می شود صادر

بر خلایق ز مهدی ات فرمان

 

saraalighanbari1360 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 9841
|
تاریخ عضویت : شهریور 1389 

نوح آمد با تمام انبیا

مرتضی در ازدحام انبیا

هر یک از خیل رسل تا می رسید

آستینش یا عبایش می کشید

کی خدای بیت! راه بیت گیر

دست ما بر دامن پاکت امیر

حسن لطفی

 

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست

می زخمخانه به جوش آمده می باید خواست

نوبه زهد فروشان گران جان بگذشت

وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست

saraalighanbari1360 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 9841
|
تاریخ عضویت : شهریور 1389 

تویی آن روزه دار تابستان

در زمستان تویی امیر صلات

در تصرف به ما ز ما اولی

صاحب مال ما ز خمس و زکات

بر تو از ما ز خالق تو درود

بر تو از ما ز فاطمه صلوات

محمد سهرابی

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

تنهاترین، غریب‌ترین مرد کوفه بود
کیسه بدوش کوفه و شبگرد کوفه بود

عمری ز خاطرات مدینه کباب شد
تنها انیس، راز دلش چاه آب شد


محمد حسن بیات لو