راسخون

مشاعره صائمین - 3

saraalighanbari1360 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 9841
|
تاریخ عضویت : شهریور 1389 

من از این بندگی و زندگی اش فهمیدم

به خداوند،خداوند دو دنیا حسن است

دم ما هست حسن بازدم ماست حسین

درد ما تا که حسین است مداوا حسن است

حسن لطفی

zahra_53 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 28735
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 

سید محمد جواد شرافت:

تیغی فرود آمد و فرقت شکست آه
فرقت شکست و موی تو در خون نشست آه

خون قطره قطره از تب پیشانی ات گذشت
چشم تو را در آن سحر تیره بست آه


 

saraalighanbari1360 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 9841
|
تاریخ عضویت : شهریور 1389 

های تو هووی من مرا دریاب

خسته ام ،خسته،ای خدا دریاب

شب قدر است و می کنی تقسیم

برسان سهم دوستان یتیم

سهم من چیست؟بندگی کردن

پاک و پاکیزه زندگی کردن

مرتضی امیری اسفندقه

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

    نمک بخور ولی آن را به زخم یار نزن
      به جان زینبت این سفره را کنار نزن
      
      من از تو وعده گرفتم برای افطاری
      بیا و امشبه را حرف غصه دار نزن

      حسین قربانچه

saraalighanbari1360 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 9841
|
تاریخ عضویت : شهریور 1389 

نیمه شبها لا به لای نخل ها گم می شود

چاه می داند دلیل گریه های ذوالفقار

در کنار چاه هر شب ایستاده جبرئیل

تا تکاند از سر دوش علی گرد و غبار

وحید قاسمی

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

رمضان بود و شب نوزدهم

ام كلثوم كنار پدرش

 

سفره گسترده به افطار على

شیر و نان و نمك آورد برش

majid68 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 4493
|
تاریخ عضویت : بهمن 1388 

شب تا به صبح، خیره به در … منتظر شدم

چشمم ز گریه خیس شد اما نیامدی

خاکم به سر، خدا نکند، خواب من مگر-

تعبیر می‌شود که تو بابا نیامدی

fatemeh_75 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10557
|
تاریخ عضویت : آبان 1388 

یا علی ای امیر هر میقات
یا علی ای ظهیر فُلک نجات

این محال است که شوی موصوف
ز آن که تو برتری ز حدّ صفات

محمد سهرابی

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

تو خدا را به چشم دل دیدی 
تو به قرآن حیات بخشیدی 
تو به هر عصر رهبر همه ای 
تو همانا امام فاطمه ای  سلام الله علیها 

غلامرضا سازگار

majid68 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 4493
|
تاریخ عضویت : بهمن 1388 

امشب ز شبهای دگر مظلوم تر بود

این را اذان، وقت سحر اقرار می کرد

 

دنیا برایش صحنه ای پر زغم داشت

که هر سحر را مثل شام تار می کرد

fatemeh_75 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10557
|
تاریخ عضویت : آبان 1388 

دخترش دست را جلو آورد

تا نمک را ز سفره بر دارد

تا که در هم نگاهشان گره خورد

دید بابا دوچشم تر دارد

مهدی مقیمی

zahra_53 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 28735
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 

غلامرضا سازگار :

دامنت با چه گنه سرخ شد از خون سرت 
ای که خلق دو جهان دست به دامان تو اند 
ای به خون خفته بگو کیسة خرمات کجاست 
فقرا منتظر سفرة احسان تواند 

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

در شب بهت چشم عرش خدا

پدري مهمان دختر بود

مثل هر شب دوباره نان و نمك

وقت افطار سهم حيدر بود

مسعود اصلانی 

 

 

saraalighanbari1360 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 9841
|
تاریخ عضویت : شهریور 1389 

دردا که امام بت شکن را کشتند

در حال نماز بوالحسن را کشتند

می گفت علی کنار قبر زهرا

روزی که تو را زدند من را کشتند

سید رضا موید

kuoroshss کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3221
|
تاریخ عضویت : آبان 1391 

در کوچه های کوفه صدای عبور کیست؟

گویا دلی به مقصد دلدار می رود

 

آبستن عزای عظیمی ست کاین چنین

آسیمه سر نسیم سحرگاه می رود

 

قیصر امین پور