یادنامه شهدای روحانی
عنوان : ابراهيم رمضاني كريم آباد
|
ابراهيم رمضانيکريمآباد
طلبه شهيد ابراهيم رمضانيکريمآباد فرزند خليل، در چهارم فروردين ماه 1343 در خانوادهاي مذهبي و در يکي از روستاهاي شهرستان ورامين متولد شد. دوران تحصيلات خود را تا پايان مقطع متوسطه با موفقيت طي کرد و موفق به اخذ ديپلم دررشته حسابداري شد. وي از ابتداي دوران طفوليت علاقه بسياري به فرا گرفتن علوم مختلف و مطالعه کتب داشت. در دوران شکوفايي انقلاب اسلامي همگام با امت شهيد پرور در راهپيمائيها و تظاهرات عليه رژيم ستمشاهي شرکت داشت و پس از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي به عنوان يکي از اعضاء فعال واحد فرهنگي بسيج به نشر فرهنگ اسلام و انقلاب پرداخت. بسيار خوش گفتار و آرام بود و در اداي احترام به والدين خود زبانزد بود. علاقه و اشتياق وافر او به فراگيري علوم حوزوي سبب شد تا براي کسب معارف دين مبين اسلام در حوزه علميه از محضر اساتيد بزرگوار بهره جويد. با شروع جنگ تحميلي و احساس اداي تکليف در دفاع از نظام و دستاوردهاي انقلاب اسلامي، از سنگر حوزه به جبهههاي نبرد حق عليه باطل اعزام شد. شهيد رمضاني پس از سه ماه حضور در جبهه جنوب سرانجام در تاريخ بيستم دي ماه سال 65 در منطقه عملياتي شلمچه، پاسگاه زيد در عمليات کربلاي 5 به فيض عظماي شهادت نايل آمد و پيکر مطهرش در جوار آرامگاه امامزاده جعفر در ميان ديگر شهداي شهرستان ورامين آرام گرفت.
در بخشي از وصيتنامه آمده است:
«آري به اطراف خويش بنگر، از شهدا و بسيجيان عبرت بگير، هر کسي را به نام بسيجي مخوان که بسيجي خيلي کم است. بسيجيان واقعي مظلومان شهر و مجاهدان و شهداي جبهه اند. بسيجي گريخته از دنيا و توجه کننده به سوي خداست.»
|
عنوان : شيخ عباس شيرازي
|
عنوان : آيت اللّه سيد محمدباقر حكيم
|
عنوان : آيت الله سيد محمود علايي طالقاني
عنوان : رضا ابراهيمي
عنوان : محمدعلي شرف الدين
عنوان : نصر الله وثوقي
عنوان : محسن عبدالرحمان
عنوان : سيدشكر ا... درياباري
در قسمتي از وصيتنامه اين شهيد عزيز ميخوانيم:
روحش شاد و راهش پر رهرو باد
عنوان : مجتبي رنگ آميز
روحش شاد و راهش پر رهرو باد
عنوان : ذبيح الله كرمي
|
ذبيحالله کرمي
روحاني شهيدذبيحالله کرميفرزند شکرالله،در سال 1330 در ميان خانوادهاي مذهبي و متدين در قريه قمشه از توابع باختران متولد شد. وي علوم قرآني را نزد پدرش فرا گرفت و تحصيلات ابتدايي را در دبستان اسلامي با موفقيت سپري کرد. سپس با تشويق پدر و علاقه وافرش به فراگيري علوم ديني وارد حوزه علميه باختران شد و پس از مدتي براي ادامه تحصيل به شهرستان قم هجرت کرد و در مدارس مختلفي از جمله: مدرسه آيت الله گلپايگاني(ره)، مدرسه فيضيه و مدرسه حقاني،نسبت به کسب معارف،ادبيات صرف و نحو و منطق همت گماشت وبه دليل محسنات فراوانش مورد توجه شهيد قدوسي قرار گرفت.
زنده ياد کرمي در دوران انقلاب عليه رژيم ملعون شاهنشاهي فعاليتي گسترده داشت که از آن جمله ميتوان به سفرهاي متعدد به استانهاي کردستان،باختران و خوزستان براي تهيه اسلحه و تجهيزات نظامي اشاره کرد.شهيد کرمي همواره در مبارزات خود با لباس مقدس روحانيت حاضر ميشد تا سايرين بدانند که روحانيون طلايهداران اين نهضت هستند. وي پس از دستگيري توسط رژيم ملعون، در زندان نيز دست از مبارزه برنداشت و بيشتر اوقات خود را صرف دعا و نيايش ميکرد تا جايي که از سوي شهيد قدوسي در کلاس اخلاق به عنوان فردي نمونه شناخته شد.
زنده ياد کرمي در انجام عبادتها و فرائض ديني خلوص ويژهاي داشت واهل تهجد و شب زندهداري بود.
در قسمتي از وصيتنامه اين شهيد عزيز ميخوانيم:«از شهيدان راه اسلام شرمگينانه عذر خواهي نموده و شاکر خواهم بود اگر اين روسياه را هم به خيل خونبار و کاروان پر کرامت خود بپذيرند.»
وي پس از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي در مسؤوليتهاي متعدد و مهم قضايي و فرهنگي کشور خدمات شايستهاي ارائه نمود و براي حفظ دستاوردهاي نظام اسلامي به عضويت بسيج درآمد و بارها در جبهههاي جنگ تحميلي حضور يافت. سرانجام در آخرين حضور حماسه ساز خويش در هفتم مرداد ماه سال 1367 در منطقه عملياتي مرصاد به نور ابدي و سرچشمه لايزال هستي پيوست و پيکر مطهرش در کنار ساير شهيدان آرام گرفت.
روحش شاد و راهش پررهرو باد |
عنوان : علي اكبر اصغري تركاني
|
علياکبر اصغريترکاني
روحاني شهيد علياکبر اصغريترکاني در 25 تير ماه 1340 در خانوادهاي متدين و مذهبي در تهران متولد شد. پدرش کارمندي صادق و زحمتکش و مادرش زني مؤمن و فداکار و معلم قرآن بود. وي از همان آغاز طفوليت به اداي فريضه نماز و تلاوت قرآن کريم مقيد بود.
دوران تحصيلات ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان خود را با موفقيت سپري کرد و جزء دانش آموزان ممتاز به شمار آمد. در دوران شکوفايي انقلاب اسلامي از ارکان مؤثر و اصلي سازماندهي راهپيمائيها و تظاهرات مدرسه و محله بود و در زمان حکومت نظامي تا پاسي از شب به شعار نويسي روي ديوارهاي شهر مشغول بود. وي که از نوجواني شيفته روحانيت و علماي شيعه بود پس از اخذ ديپلم، براي کسب علوم و معارف ديني راهي شهر مقدس قم شد و در مدرسه علميه رسول اکرم(ص)به تحصيلات حوزوي مشغول و جزو طلاب ممتاز و سرآمد، شناخته شد. وي روحي متواضع و خلقي حسنه داشت،بسيار صبور، متدين و آرام بود. دقت و وسواس وي نسبت به شهريه حوزه علميه به قدري بود که سعي داشت در راهي درست،ضروري و پسنديده خرج شود. وي اعتقاد داشت شهريه طلاب وجهي است که از جانب امام زمان(عج)براي کسب علم تحصيل و تهذيب طلاب پرداخت ميشود و بايد در خرج کردن آن دقت و وسواس داشت. بسيار ساده زيست بود و به شدت از تجملات، اسراف کاري و تبذير پرهيز ميکرد. در اوقات تابستان برادران کوچکتر خود را در حوزههاي علميه با خود همراه ميکرد تا ايشان را با معنويت حاکم بر حوزهها آشنا سازد. سيره و سلوک شهيد علي اکبر اصغري ترکاني بقدري در برادرانش مؤثر بود که تحت تأثير معنويت حاکم و شناخت راه تکامل هر دو برادرش محمد رضا و علي اصغر در مصاف با دشمن زبون بعثي به شهادت رسيدند.
در دوران جنگ تحميلي شهيد علي اکبر بارها در جبهههاي نور عليه ظلمت حضور يافت و به عنوان مبلغ به ارشاد رزمندگان و نشر فرهنگ اسلام ناب محمد(ص) همت گماشت. تا اينکه در آخرين حضور حماسه ساز خويش در سي ام ارديبهشت ماه سال 1365 بر اثر ضد حمله دشمن دين ستيز در ارتفاعات حاج عمران به فيض عظماي شهادت نايل آمد. پيکر مطهرش نيز تاکنون در منطقه به جا مانده است.
در قسمتي از وصيتنامهاش آورده است:«اطاعت از ولايت فقيه واجب است، چون اطاعت از خدا و رسول خدا(ص)و ائمه معصومين(عليهم السلام) واجب ميباشد. پشتيبان ولايت فقيه باشيد که بدين وسيله دنيا و آخرت خود را بيمه کرده ايد. امام(ره) را تنها نگذاريد،گوش به فرمان ايشان باشيد براي فرج آقا و مولايمان حضرت صاحب الامر امام زمان(عج)دعا کنيد و از خداوند بخواهيد ما را نيز از سربازان ايشان قرار دهد. نماز اول وقت را از دست ندهيد، چرا که ممکن است خداي ناکرده سبک شمردن نماز محسوب شود. امام صادق(ع) فرمودند: هر کس نماز را سبک بشمارد شفاعت ما به او نميرسد، نگذاريد فرهنگ شهادت در بين شما کمرنگ شود، ارتباط خود را با خدا زياد کنيد، چرا که ياد خدا دل را آرام ميکند و روح را صفا ميدهد.»
روحش شاد و راهش پر رهرو باد |
عنوان : مرتضي حسيني اشتهاردي
|
مرتضي حسينياشتهاردي
روحاني شهيد مرتضي حسينياشتهاردي فرزند علياصغر، در هيجدهم آذرماه سال 1340 در ميان خانوادهاي مذهبي و متدين در تهران متولد شد. وي تحصيلات ابتدايي و راهنمايي را با موفقيت سپري کرد و همزمان، فعاليتهاي مذهبي خود را آغاز نمود و به عضويت هيئت مکتب الرضا(ع) در مسجد رحمتيه درآمد. شهيد حسيني در اوايل انقلاب با پخش اعلاميههاي امام(ره) و شرکت در تظاهرات عليه رژيم ملعون شاهنشاهي، حضوري فعال در انقلاب داشت.
در سال 1358 به رهنمود استاد خود حجتالاسلام حاج رضا عقيقي راهي شهرستان قم شد و در مدارس مختلفي از جمله مدرسه آيت الله گلپايگاني به فراگيري علوم ديني،معارف اسلامي، جامع المقدمات و علوم جنبي همت گماشت. پس از مدتي با توجه به رهنمودهاي آيت الله العظمي نجفي مرعشي و مرحوم علامه طباطبايي راهي تهران شد تا در کنار درس به تبليغ و ارشاد نوجوانان بپردازد.
شهيد حسيني براي حفظ دستاوردهاي نظام اسلامي و مبارزه با منافقان کوردل به عضويت بسيج در آمد و مسؤوليت مسجد رحمتيه را به عنوان مبلغ به عهده گرفت.
در سال 1361 براي گذراندن آموزش نظامي به شهرستان يزد اعزام شد و از آنجا به دهکده مهريز رفت و همراه ساير برادران رزمنده، گروه ابوذر را تشکيل داد. از فعاليتهاي عمده وي ميتوان به تشويق بچههاي بسيج به نماز جماعت و تشکيل آن در پايگاه، تشکيل مراسم دعاي کميل و توسل و عزاداري در سطح دهکده نام برد. وي پس از پايان آموزش به عنوان مبلغ و رزمنده براي مبارزه با قاچاقچيان به شهرستانهاي کرمان، ايرانشهر و نيک شهر واقع در استان سيستان و بلوچستان اعزام شد. پس از اتمام مأموريت به تهران بازگشت و پس از مدتي چندين بار به عنوان مبلغ مذهبي و فرمانده گروهان براي نشر فرهنگ اسلام ناب محمدي(ص)در جبهههاي جنگ تحميلي حضور يافت. سرانجام در آخرين حضور حماسه ساز خويش در دهم مرداد ماه سال 1362 در منطقه عملياتي مرحله دوم والفجر 2 ـ حاجي عمران ـ به ديدار يار شتافت و پيکر مطهرش در گلزار بهشت زهرا(س)آرام گرفت.
در قسمتي از وصيتنامه اين شهيد عزيز ميخوانيم:«خدايا تو بودي که راه سعادت را به من نشان دادي و مرا به سوي آن رهنمون شدي و اکنون که برمن منت نهادي و مرا به لقاء رساندي، از تو خواستارم پدر و مادرم را از من راضي و اوليا و انبياء و دوستانت را از من دلخوش گرداني.»
روحش شاد و راهش پر رهرو باد |
عنوان : سيد مجتبي برهاني
عنوان : سيدمصطفي رفعتي پور(شمس)
|
سيدمصطفي رفعتيپور(شمس)
روحاني شهيد سيدمصطفي رفعتيپور(شمس) فرزند سيد حسين، در يازدهم اسفند ماه 1327 در خانوادهاي اصيل و روحاني در شهر اصفهان متولد شد. در سن پنج سالگي به دبستان راه يافت و پس از پايان دوره ابتدايي در سن يازده سالگي به فراگيري علوم و ادبيات عرب پرداخت. با استعداد سرشار و پشتکار و علاقه فراوان به زودي مراحل اوليه را پشت سر گذاشت، به طوري که در سن چهارده سالگي کتاب سيوطي را مباحثه کرد. وي در سال 1341 به همراه پدر ارجمندش به عتبات عاليات مشرف شد و در نجف اشرف در محضر آيتالله شاهرودي به لباس مقدس روحاني ملبس گرديد. پس از چهار ماه اقامت در عراق، به اصفهان بازگشت و با جديت در مدرسه علميه صدر ادامه تحصيل داد. وي در آن زمان عليرغم همه فشارها و تمسخرها و سختيها از ادامه تحصيلات حوزوي دلسرد نشد و در پاسخ ياوه گويان اعلام کرد: اگر مرا هم بکشند دست از تحصيل معارف اسلامي و اين لباس مقدس بر نخواهم داشت. در اوايل سال 1342 به مشهد مقدس عزيمت کرد و پس از زيارت بارگاه ملکوتي ثامن الحجج علي ابن موسي الرضا(ع)با امام و مقتداي خود تجديد ميثاق کرد و با روحيهاي صد چندان به کسب معنويت و علوم ديني همت گماشت. او عالمي دلسوز براي جامعه مسلمين و مؤدب به آداب دين و با محبت بود. از نظر استعداد، فهم و هوش و تعهدبه اسلام در دستورات ديني،مردي کم نظير بود و دروسش را نزد اساتيد متعدد کامل کرد.سپس شرايع و معالم و شرح لمعه و قوانين را به ترتيب نزد علماء گرانقدر تلمذ کرد و رسائل و قسمتي از کفايه الصلوه را نزد مرحوم آيتالله حاج رضا همداني در اصفهان فرا گرفت. شهيد شمس همزمان با فراگيري علوم حوزوي در کلاسهاي شبانه دبيرستان نيز شرکت کرد و با موفقيت به اخذ ديپلم نايل آمد. وي در ايام تحصيل به تبليغات و نشر فرهنگ اسلام ناب محمدي(ص) در روشنگري و بيدار سازي مردم به معنويت و متون اسلامي و مسائل و احکام مبادرت ورزيد و در اصفهان امام جماعت مساجد سرطاوه و حاج سيد مصطفي خميني را بعهده گرفت.
وي در سال 1346 با خانوادهاي اصيل وصلت کرد و ثمره اين ازدواج دو فرزند دختر و يک فرزند پسر ميباشد.
در سال 1355 همراه با خانواده عازم تهران شد و ا زمحضر آيت الله حاج آقا مجتبي تهراني بهره گرفت و خارج کفايه را نزد ايشان تلمذ کرد. وي در کنار آيت الله ايرواني و ديگر روحانيون مبارز،براي سرنگوني رژيم منحوس پهلوي و پيروزي انقلاب اسلامي به مبارزه و فعاليت پرداخت که يکي از روحانيون متخصص دانشگاه تهران به شمار ميآمد. پس از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي از سوي نماينده حضرت امام(ره) معاونت کميته انقلاب اسلامي منطقه12 تهران را پذيرفت و در مسجد طليعه ميدان گمرک، به عنوان امام جماعت در سازماندهي بسيج و نشر و تبليغ دستورات اسلام اهتمام ورزيد.
شهيد شمس در مهرماه 1360 براي صدور انقلاب و تبليغات برون مرزي همراه با هيأتي از نمايندگان امام(ره) به حج مشرف شدند. پس از مراجعت از حج مسؤوليت دايره سياسي عقيدتي پليس راه را پذيرفت و در ارتقاء سطح آگاهي مذهبي و سياسي پليس راه سخت کوشش کرد. او معتقد بود: بايد نيروهاي اصيل و مکتبي را باز شناخت و بر اساس تقوا و تعهدي که دارند براي آنها ارزش قائل شد و تاجايي که ممکن است از طرد و نفي کسانيکه زمينهاي براي ساخته شدن دارند،پرهيزکرد.
با توجه به مسؤوليتش به اکثر نقاط کشور و مراکز پليس راه سفر کرد و در دفع نقايص و کمبودها تا سر حد امکان کوشش کرد. وي پس از فتح خرمشهر براي بازگشايي راه خرمشهر و سرکشي به جبهههاي نبرد حق عليه باطل به جنوب کشور عزيمت کرد. پس از بازگشت از جبهه، در روز پنجشنبه سيزدهم خرداد ماه سال 1361 هنگام بازگشت از دايره سياسي عقيدتي و قرار گاه مرکزي پليس راه در نزديکي مسجد محل، توسط منافقين کوردل هدف آتش کينه و خصم آنان قرار گرفت و به فيض عظماي شهادت نايل آمد و پيکر مطهرش در گلزار بهشت زهرا(س) آرام گرفت.
روحش شاد و راهش گرامي باد |