مشاعره رضوی
دلم امشب برای تو هوایی است
سکوت من ز درد بی نوایی است
الا ای یوسف شهر خراسان
دلم بی تاب اسماعیل طلایی است
السلام علیک یا ایها الرئوف
تا به دستِ كرم تو به نوایی نرسد
از سر ِ راه محال است گدا برخیزد
دلخسته و رسته، از هر چه گسسته
خواهان شماييم، يا ضامن آهو!
وقتی ز راه دور به پیش تو آمدیم
دیگر به رو نیار که آلوده و بدیم
با شوق بوسه ای به کف صحن انقلاب
از شهر خویش تا به دیار تو پر زدیم
السلام علیک یا ایها الرئوف
می کشاند عطر تو زنبور ها را تا حرم
در مشبک ها براشان شهر کندو میزنی
از تن گلدسته ات چون نور بالا می رود
رو به قلب آسمان فریاد «یا هو» می زنی
یله کن باز نظر را که غزالی بزند
دلی از عاشق در حال زوالی بزند
می زند تن به قفس، کفتر دل تا بپرد
دور گلدسته ی قدّت پر و بالی بزند
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
دین را به جز ولای تو اصل و اصول نیست
تهلیل بی ولای تو هرگز قبول نیست
تو که بال و پرم را کرده ای باز
نمک گیرم چرا کردی از آغاز؟
دلم با عشق و دستم با ضریحت
کبوتر با کبوتر، باز با باز
السلام علیک یا ایها الرئوف
زیباست در آسمان سلام هشتم
این کوچ پرنده ها به بام هشتم
افتاده در آسمان چه هشتی انگار
رفتند زیارت امام هشتم
من و تا مشهدت فرسنگ ها راه
من و این پای لنگ و دست کوتاه
من و دوری، من و حسرت، من و بغض
من و آه و من و آه و من و آه
السلام علیک یا ایها الرئوف
هرچند بَدَم اگر كه بهتر نشدم
پيش كرم تو شاه گداتر نشدم
در بارگهت اگرچه نوكر نشدم
هرچند كه آهو و كبوتر نشدم
گر پا بدهي سگِ نگهبان توام
ماه از فروغ خشت طلایت وضو گرفت
بی آبرو ز خاک درت آبرو گرفت
تورو خواب دیدم ,تورویادمه
همون شب که لالاییِ مادرم...
داره بوی عطرت بهم میرسه
توی خلوت کوپه ی آخرم
من خوب میدانم بدم اما دوباره آمدم
خاکیِ راه مشهدم پس سر به راهم یا رضا !
اي قبله ي نياز سماواتيان رضا
پير مغانِ دير خراباتيان رضا