پاسخ به:مشاعره رضوی
دلم امشب برای تو هوایی است
سکوت من ز درد بی نوایی است
الا ای یوسف شهر خراسان
دلم بی تاب اسماعیل طلایی است
السلام علیک یا ایها الرئوف
از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست
تا به دستِ كرم تو به نوایی نرسد
از سر ِ راه محال است گدا برخیزد
اصفهان نگین فیروزه ای جهان
دلخسته و رسته، از هر چه گسسته خواهان شماييم، يا ضامن آهو!
خدایا چنان کن سرانجام کار تو خوشنود باشی و ما رستگار
وقتی ز راه دور به پیش تو آمدیم
دیگر به رو نیار که آلوده و بدیم
با شوق بوسه ای به کف صحن انقلاب
از شهر خویش تا به دیار تو پر زدیم
می کشاند عطر تو زنبور ها را تا حرم
در مشبک ها براشان شهر کندو میزنی
از تن گلدسته ات چون نور بالا می رود
رو به قلب آسمان فریاد «یا هو» می زنی
فراز مأذانه ها ای جماعت گمراه چه می کنید شما بی صدا سخن کوتاه حرام باد اذان موذنی که نگفت دوبار أشهَدُ أنا عَلی ، وَلیُ الله
یله کن باز نظر را که غزالی بزند
دلی از عاشق در حال زوالی بزند
می زند تن به قفس، کفتر دل تا بپرد
دور گلدسته ی قدّت پر و بالی بزند
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
دین را به جز ولای تو اصل و اصول نیست تهلیل بی ولای تو هرگز قبول نیست
آفتاب آمد دلیل آفتاب گر دلیلت باید از وی رخ متاب
تو که بال و پرم را کرده ای باز نمک گیرم چرا کردی از آغاز؟ دلم با عشق و دستم با ضریحت کبوتر با کبوتر، باز با باز
زیباست در آسمان سلام هشتم
این کوچ پرنده ها به بام هشتم
افتاده در آسمان چه هشتی انگار
رفتند زیارت امام هشتم
من و تا مشهدت فرسنگ ها راه من و این پای لنگ و دست کوتاه من و دوری، من و حسرت، من و بغض من و آه و من و آه و من و آه
هرچند بَدَم اگر كه بهتر نشدم
پيش كرم تو شاه گداتر نشدم
در بارگهت اگرچه نوكر نشدم
هرچند كه آهو و كبوتر نشدم
گر پا بدهي سگِ نگهبان توام
ماه از فروغ خشت طلایت وضو گرفت بی آبرو ز خاک درت آبرو گرفت
من خوب میدانم بدم اما دوباره آمدم خاکیِ راه مشهدم پس سر به راهم یا رضا !
اي قبله ي نياز سماواتيان رضا
پير مغانِ دير خراباتيان رضا