سخنان بزرگان در مورد مرگ
«نوشدارو که پس از مرگ به سهراب دهند// عـقل داند که بدان زنده نگردد سهراب»
o ناشناس
· «لیکن بالفعل مسیح از مردگان برخاسته و نوبر خوابیدگان شدهاست. زیرا چنانکه به انسان مرگ آمد، به انسان نیز قیامت مردگان شد.»
o رساله اول به قرنتیان، ??، ??-??
· «به درستیکه شراب فریبندهاست و مرد مغرور آرامی نمیپذیرد که شهوت خود را مثل عالم اموات میافزاید و خودش مثل مرگ سیر نمیشود.»
o حبقوق نبی، ?، ?
«خانه شریران منهدم خواهد شد اما خیمه راستان شکوفه خواهد آورد. راهی هست که به نظر آدمی مستقیم مینماید اما عاقبت آن طرق مرگ است.»
o امثال سلیمان، ??، ??-??
«چنانکه عدالت مؤدی به حیات است، همچنین هرکه شرارت را پیروی نماید او را به مرگ میرساند.»
o امثال سلیمان، ??، ??
· «همان به که نصیحت یاد گیریم// که پیش از مرگ یک نوبت بمیریم» · «گنجهای شرارت منفعت ندارد اما عدالت از مرگ رهایی میدهد.»
o امثال سلیمان، ??، ?
«و چون مهر چهارم را گشود، حیوان چهارم را شنیدم که میگوید: «بیا (و ببین)!» و دیدم که اینک اسبی زرد و کسی بر آن سوار شده که اسم او مرگ است و عالم اموات از عقب او میآید؛ و به آن دو اختیار بر یکربع زمین داده شد تا به شمشیر و قحط و مرگ و با وحوش زمین بکشند.»
o مکاشفه یوحنا، ?، ?-?
· «و چون او را دیدم مثل مرده پیش پاهایش افتادم و دست راست خود را بر من نهاده گفت: «ترسان مباش! من هستم اول و آخر و زنده؛ و مرده شدم و اینک تا ابدالابد زنده هستم و کلیدهای مرگ و عالم اموات نزد من است.»
o مکاشفه یوحنا، ?، ??-??-??
«نگفتم زلف تو دزد است از کیدش مباش ایمن// به مرگ گله راضی شو چو گرگی را شبان کردی»
o قاآنی شیرازی
آمین آمین به شما میگویم، اگر کسی کلام مرا حفظ کند، مرگ را تا ابد نخواهد دید.»
o انجیل یوحنا، ?، ??
«نیست مرگ است، هست، هست حیات// نیست کفر است و هست، هست ایمان// مرگ جهل است و زندگی دانش// مرده نادان و زنده دانایان»
o ناصرخسرو
· «نشنیدی حدیث خواجه بلخ// مرگ بهتر که زندگانی تلخ»
o سعدی
«مر سگان را عید باشد مرگ اسب// روزی وافر بود بی جهد و کسب»
o مولوی
· «لباس مرگ بر اندام عالمی زیباست// چه شد که کوته و زشت این قبا به قامت ماست»
o عارف قزوینی
· «گویی رگ جان میگسلد زخمه ناسازش// ناخوشتر از آوازه مرگ پدر آوازش»
o سعدی