راسخون

اشعار دفاع مقدس

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

بسپار شیعه دستِ تبرا زمام را
از بانیِ سقیفه بگیر انتقام را

وقتش رسیده است که مختومه اش کنی
پرونده ی تقیه ی تیغ و نیام را

گفتم که با مغیره برادر نمی شوم
بر سنگ قبر من بنویس این کلام را

دیگر بس است هرچه ندیده گرفته اند
آقاییِ قبیله ی وحدت مرام را

باید به ذوالفقار امام نجف سِپُرد
سرهایِ این خوارجِ نطفه حرام را

چیزی نمانده است به فتحِ ریاض و قدس
صهیون به گوشِ شیخ رسان این پیام را

وحید قاسمی

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

بزرگیم, روحیم, تن نیستیم
همین دست و پا و بدن نیستیم

تجلى اسماء ربیم ما
در این “خویش تن”،خویشتن نیستیم

 

بدن, پیرهن پاره ى روح ماست
بفهمیم که پیرهن نیستیم

وجود بدون وجودیم ما
از اوئیم, ” او ” ئیم , ” من” نیستیم

نباید بخوانیم پروانه را
اگر عاشق سوختن نیستیم

شکستیم دندان مبادا کسى
بگوید اویس قرن نیستیم

زمین مال زهراست, پس هر کجا
بمیریم, دور از وطن نیستیم

و با پیرهن دفن ما جائز است
شهیدیم, گیر کفن نیستیم

خلاصه از این نشئه باید که رفت
در این خاکدان دائما نیستیم

پیوست:

عقیق یمن در رکاب على ست
اگر بی خیال یمن نیستیم

چرا حرف از کدخدا میزنید
مگر رعیت پنج تن نیستیم؟
علی اکبر لطیفیان

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

راز شهادت طالعِ اقبالِ آن ها بود
عرشِ الهی گرم استقبالِ آن ها بود

در سینه ی آیینه جای خود،خدا دیدند
عشقِ شهادت دائماً در فالِ آن ها بود

چون شبنمی بودند در آیینه ی خورشید
آرام رفتند و زمین دنبالِ آن ها بود

یک عده روی خاک رمل فکه،یک عده
در مکه اوج ساعت اجلال آن ها بود

یک عده وقت صبح و یک عده صلاه ظهر
رفتند چونکه وقتِ اِستهلالِ آن ها بود

از بین ما آنها پریدند و سفر کردند
شوق وصال حق تعالی بالِ آن ها بود

شاعر:علی مشهوری”مهزیار”

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

تقدیم به رهبر نیجریه شیخ ابراهیم زكزاكی...

 

چـه نـافـذ است نگـاه تمـام معنایش

سیاه نه كه سپید است بخت یلدایش

سلاله ای ز خلیل است شیخ ابراهیم

نژاد اوست ز جـوْن و حسین آقایش

چهـار دسته گلش داده نـذر ام بنین

سـر گــلایه ندارد ولـی ز غـم هایش

امیدوار بُـود تا میان خـون ، اربـاب

سرش نهاده به بالین كند تماشایش

اگر معاویه ها دوره اش كنند اصلاً

به عشـق حیدر كرار نیست پـروایش

به هر كُجای جهان بنگرید ؛ دریابید

هنوز شیعه غریب است مثل مولایش

به سینه چاک على، فاطمه نظر دارد

جهانیـان بگـذارند اگـر چـه تنهایش

اگر چه همسر او را میان خانه زدند

ولـى فــداى عـلى و فــداى زهـرایش

آهاى عالمیان شیعه ی على این است

که در طـریق نـلـرزیده است پاهایش

 

احسان محسنی فرد

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

به مناسبت عروج ملکوتی شهید حاج حسین همدانی

 

خوب است عاشق با همین باور بمیرد

باید به راه دوست در آخر بمیرد

یک روز اگر بی عشق روی دوست سر کرد

حکمش فقط این است که دیگر بمیرد

بی تاب بعد از جبهه ها بودی تو سردار

هیهات آتش زیر خاکستر بمیرد

این رزق هر کس نیست در دوران غیبت

با تیر و تیغ دشمن کافر بمیرد

اما تو را گویا خدا اینگونه فرمود:

حیف است این سردار در بستر بمیرد

با زینب کبری چه گفتی در حریمش

گفتی که باید نوکرت بهتر بمیرد

سردار بی سردار ، یا زینب غلامم

باید غلامت مثل یک نوکر بمیرد

خوب است عاشق در میان شهر غربت

مثل حسین بی یار و بی لشکر بمیرد

خوب است عاشق در پی اثبات عشقش

لب تشنه روی خاکها بی سر بمیرد

قربان آن بانو که روی خاک میگفت

ای گل برای پیکرت مادر بمیرد

هرگز نمی شد باورم که بچه من

بر روی خاک کربلا پرپر بمیرد

قسمت نکن یا رب کسی وقت شهادت

در پیش چشم کودک و همسر بمیرد

 

مجتبی شکریان همدانی

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

مدافعان حرم

چقدر با شعف و تاب و تب شهید شدند
برای دختر شاه عرب شهید شدند

برای حفظ حرم سینه را سپر کردند
شبیه عابس و حر و وهب شهید شدند

من الغریب به آنها رسید نامه عشق
مدافعان حرم منتخب شهید شدند

برای او نوه های غلام ترکی و جُون
چقدر آدم عالی نسب شهید شدند

به احترام قدمهای حضرت زینب
دمشق یا که نشد، در حلب شهید شدند

برای روضه ی آن دست بسته می مردند
میان روضه ی او شب به شب شهید شدند

مسیر قافله تا شام گریه ها کم داشت
گریستند و وجب در وجب شهید شدند

نوای بر لب آنها ذبیح العطشان بود
گمان کنم که همه تشنه لب شهید شدند

به اقتضای ادب بر سر بریده شاه
همه بدون سر و با ادب شهید شدند

 

محسن حنیفی

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

برای قربانیان مظلوم حادثه جانسوز منا-محکومیت آل سعود

شد فاجعه در دشت منا ناله برآرید
صد بار ز اصحاب جفا ناله بر آرید
ای وای که از فتنه ی حکام سعودی
گردیده منا کرب و بلا ناله بر آرید
آن جامه سپیدان که شهیدان خدایند
رفتند به دامان خدا ناله برآرید
یک سو پدر افتاده و یک سو پسر افتاد
زین فاجعه تا روز جزا ناله بر آرید
بستند به مهمان خدا بیت خدا را
با فکر به آن خون خدا ناله بر آرید
ای قوم سعودی که شما خادم غربید
وقتش برسد تا که شما ناله برآرید
یک روز که رهبر دهدم اذن به میدان
با بغض فرو خورده ی ما ناله بر آرید


سیروس بداغی

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

نشسته آتش کینه به جان نیجریه
شکسته شد به ستم استخوان نیجریه

دوباره قصه ی تاریخ ، دست ظلم اینبار
نکرده رحم به پیر و جوان نیجریه

 

وزید باد شدیدی و برگ ها را کشت
که حادتر شده حال خزان نیجریه

افق به حرف درآمد،چرا که خون زمین
به جوش آمده در آسمان نیجریه

ببین در آینه ی (( ما رایت الا عشق ))
که هیچ کس نشده روضه خوان نیجریه

به مرگ روبروی کفر قد علم کردند
درود بر همه ی شیعیان نیجریه

بلندگوی حسینیه شد شکسته ولی
بلند تر شده صوت اذان نیجریه

#

به گوش کل جهان می رسد تمام خبر
اگر شود قلم ما زبان نیجریه

مجتبی خرسندی

 

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

بصیرت در مذاکره با شیطان

 

سوختیم از داغ غفلت، سوختیم ای خام‌ها!

دانه‌ها را چیده‌اند اما به سوی دام‌ها

هر که پای برگه‌ها را، مست، امضا می‌کند

پای خون را باز خواهد کرد در حمام‌ها

این جماعت نیست! جمعی از فراداهای ماست!

ساز خود را می‌زند تکبیرة الاحرام‌ها

ای مسلمان! دین نداری لااقل آزاده باش

کفرها گاهی شرف دارند بر اسلام‌ها

راه سختی پیش رو داریم بعد از کربلا

سنگ‌ها در کوفه‌ها ، دشنام‌ها در شام‌ها

آه اگر مولا چراغ خیمه را روشن کند

آه اگر روشن شود تاریکی ابهام‌ها

آه از آن بزمی که بعد از لقمه‌های چرب و نرم

جام‌های زهر می‌نوشیم از «برجام»ها

تیغ شعرم تیز شد اما غلافش می‌کنم

موسم صلح و سکوت است و زبان در کام‌ها!

 

زهرا بشری موحد

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

برای قربانیان مظلوم حادثه جانسوز منا-محکومیت آل سعود.

 

در دشت منا کرب و بلا دیده ام ای وای
پر پر شده مهمان خدا دیده ام ای وای
یاران همه افتاده به صحرای بلایند
حجاج خدا غرق بلا دیده ام ای وای
از من تو مپرس علت بی تابی ام ای دوست
زخمی شده ام ، جور و جفا دیده ام ای وای
خوابِ از سر من رفته که بی تاب و حزینم
یک فاجعه در دشت منا دیده ام ای وای
یک سو تن عریان ، طرفی حوله ی احرام
از فتنه ی این قوم چِها دیده ام ای وای
بالای سر آن تن افتاده به صحرا
من غربت یاران شما دیده ام ای وای
آقا به خدا نیست دگر طاقت دوری
از بس که در این خانه خطادیده ام ای وای

 
mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

جُستیم به امر ولی از کفر برایت
آماده رزمیم به امید شهادت
سرخوردگی از آنِ شما هست و ذلالت
لعنت به شما و سرِ حجاج سلامت

این نام شما هست که در حال هُبوط است
این آل سعود است که در حال سقوط است

ای دولت منحوسِ ستمکار، بترسید
از غُرّشِ شیران علی وار بترسید
از حکم جهادی که دهد یار بترسید
از نعره ی یا حیدرکرار بترسید
ما را بشناسید، که ما اهل نبردیم
در غزوه ی خندق همه دیدید چه کردیم

آن طایفه ای کز بِلَدِ قوم ثمود است
منحوس ترین طِیفِ عرب آل سعود است
عمری است که سرمست، سگِ هار یهود است
رو در روی شیطانِ لعین گرم سجود است
نفرینِ خداوند به این گَلّه ی خونخوار
بر حاکمِ آدم کُشِ شیاّد ستمکار

ما را مپسندید بر افروخته باشیم
در آتشِ غیرت همگی سوخته باشیم
ما چشم به دستان ولی دوخته باشیم
در روز مبادا جگر اندوخته باشیم
ظلم و ستم از سوی شما اوج گرفته
در سینه ی ما شور علی موج گرفته

در کشور ما میثم تمار زیاد است
در بینِ عجم مالک و مختار زیاد است
در پای ولی قاسمِ سردار زیاد است
در کرببلا مسلم و عمّار زیاد است
اسلام تَبَش رو به هزار است بدانید
ای قوم نجس، فاتحه ی خویش بخوانید

این مملکت از ریگ بیابان نهراسد
سوگند که از ظلمِ فراوان نهراسد
از حاکم مستِ عربستان نهراسد
یک شیر که از گَلّه ی خوکان نهراسد
ما، مادرمان چِل نفر را به زمین زد
در کوچه چِهِل مرد قَدَر را به زمین زد

فرمان بدهد سیدعلی، جان به کف آییم
با زردیِ سربندِ شهِ لوکشف آییم
با پای پیاده همگی از نجف آییم
با پرچم حیدر همه با یک هدف آییم
از سمتِ خراسان به سوی حَرْبْ بیاییم
از میمنه و میسره تا غرب بیاییم

رضاباقریان

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

هیهات منا الذله

 

خواهیم اگر هماره تکریم شویم

هیهات که پیش خصم تسلیم شویم

عمریست که ما ریزه خور زهراییم

بهتر که تمام عمر تحریم شویم

***

تدبیر و امید ما به این دولت نیست

دولت که ولی نعمت این ملت نیست

آن جبهه که عزت از ولایت دارد

تسلیم مذاکرات با ذلت نیست

***

تا با عمل خود از علی دم بزنیم

فریاد سر دشمن خاتم بزنیم

این پرچم جمهوری اسلامی را

بایست که بر فراز عالم بزنیم

 

 

محمود ژولیده

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

شهدای غواص

 

ما تبار عاشقان از بام دنیا بگذریم

با وجود صد خطر از بام دنیا بگذریم

چون نسیم عاشقی ازگلشن دریای خون

پیش چشم دشمنان پنهان و پیدا بگذریم

گاه هجرت تا قدمگاه شهید کربلا

با شنا در بحر خون این گونه شیدا بگذریم

در صف پیکار با اهریمن چون دیو و دد

دست بسته با میانداری زهرا بگذریم

وصف ما را در بهاران بلبلان خواندن چنین

همچو طوفان از میان سنگ خارا بگذریم

جنس ما از خاک و اب و گریه های همدلی است

همچو غواصی ز اب هفت دریا بگذریم

دست مارا دشمنت بست و به زیرخاک کرد

ما چو ماهی با شنا از دام دنیا بگذریم

در اسارت همچو زینب بوده ما را این سرود

با شهادت بحر خون را همچو موسی بگذریم

 

سید حسن جبارپورشفیعی

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

هفته دفاع مقدس-تقدیم به پدرهای شهدا

 

گاه گاهی که دلش ویرانه ی غم می شود

باز می سازد خودش را؛ باز محکم می شود

انحنای نخل تنها گردن محصول نیست

سرو هم گاهی در اندوه ثمر خم می شود

شاهدم بابای تنهای شهیدی هست که

زخم هایش سال ها با اشک مرهم می شود

قطره قطره آب می گردند مادرها ولی

سایه ی عمر پدرها ناگهان کم می شود

در مقام قرب چیزی کم ندارد از شهید

پیش پای او شهادت تا کمر خم می شود

نام زیبای شهیدش وقت رفت و آمدش

بر سر دیوار کوچه خیر مقدم می شود

روزهایی که سر خاک جوانش می رود

روزهای هشتم ماه محرم می شود

 

محمد بیابانی

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

از بانی این عزا نخواهیم گذشت
از خون شهیدها نخواهیم گذشت
از هرچه که بگذریم تا آخر عمر
از آل سعود ما نخواهیم گذشت

هرچند که در منا یکی از آداب
سنگی است که میشود به شیطان پرتاب
این است شعار حاجیان در جمرات
لعنت به محمد بن عبدالوهاب

مارا به عزا اگر نشاندند ولی
در غیرت ما دمی نیفتد خللی
یک روز به انتقام برمی خیزیم
شمشیر به دست پشت فرزند علی

اسلام محمدی است اسلام علی
پر می شود از سبوی حق جام علی
یک روز می آید که نباشد نامی
بر صفحه ی روزگار جز نام علی

شاعر علی ذوالقدر