رسانه های انقلابی
مصاحبه مهم امام خمینی (ره) با خبرنگاران خارجی و داخلی
برترین ها/ در روز 14بهمن 1357 ش امام خمینی (ره) با خبرنگاران خارجی و داخلی مصاحبه مهمی انجام داد.
متن صحبت های امام به اسن شرح است: بسم الله الرحمن الرحیم. من سلطنت شاه را قانونی نمی دانم. رژیم سلطنتی از اول غیرقانونی بود. مجلس مؤسسان به زور تأسیس شد و به این ترتیب رژیم شاه از اول جنبه قانونی نداشت. ما این دولت را نمی توانیم بپذیریم. ملت ایران رأی بر سقوط سلطنت داده است. بنابراین ما نه مجلس را قبول داریم و نه حکومت را قانونی می دانیم. باید دولت کنار برود. شورای انقلاب حکومت تعیین خواهد شد و حکومت موقّت موظف خواهد بود که مقدمات رفراندوم را تهیه کند. قانون اساسی که تدوین شده به آراء عمومی گذاشته می شو که اگر مردم قبول کردند رژیم جمهوری و قانون جمهوری خواهد بود. من اعلام می کنم که دولت فعلی غاصب است و غیرقانونی است و اگر زیادتر از این لجاجت کنند، مسئول خواهند بود. آیت الله خمینی در پاسخ سؤالات خبرنگاران گفتند: بختیار را در صورتی می پذیرم که استعفا بدهد. در موقعی دیگر نتوانیم راه حل مسالمت آمیز پیدا کنیم و من باید نصیحت کنم که دولت غاصب کاری نکند که مجبور شویم مردم را به جهاد دعوت کنیم. ما از ارتش می خواهیم هرچه زودتر به ما متصل شوند. ما می خواهیم ارتش مستقل باشد و از قید اجانب خارج شود. آزاد شود. آنها فرزندان ما هستند ما به آنها محبت داریم باید به دامن ملت بیایند. ارتش و ملت از همدیگر هستند. ارتش باید از دولت غاصب کنار برود تا مردم تکلیفشان را با او معین کنند. ما برای اقلیت های مذهبی احترام قائل هستیم. تمام اتباع خارجی در ایران به طور آزاد زندگی خواهند کرد. نظر من راجع به رادیو و تلویزیون و مطبوعات اینست که در خدمت ملت باشد. دولت ها حق هیچ نظارت ندارند.
رادیو انقلاب؛ صدای خاطرات ۵۷
تسنیم/ معاونت صدای رسانه ملی با اختصاص دادن رادیو انقلاب اقدام به پخش خاطرات انقلاب کرده است. خاطراتی که همواره توانسته مورد توجه مردم و شنوندگان قرار بگیرد.
رسانهها در همه جای دنیا میکوشند علاوه بر ایجاد تازگی و برانگیختن حس جاذبه در مخاطب، شماری از مخاطبان را بعنوان دنبال کنندگان دائمی، همراه خود سازند و در این رهگذر با نگاهی به مخاطبان عام و گذری، تلاش دارند ویژگیهای خاص تری را نسبت به دیگر رسانهها در قالب برنامههای تخصصی وارد کنند. در صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران از سالها پیش با نام گذاری مفهومی شبکههای تلویزیونی و بعدها کانالهای مختلف رادیویی، روند رو به رشد شبکههای نیمه تخصصی با کارکردهای خاص را شاهد بودیم. شبکه یک به عنوان شبکه ملی، دو کودک، سه با عنوان شبکه جوان، کانال تلویزیونی چهار با نام شبکه فرهیختگان، شبکه پنج بعنوان کانالی برای بینندههای تهرانی و در شکلی کاملا تخصص، شبکه خبر در حوزه مخاطب محوری ورود کردند.
شکل گیری شبکههای تخصصی با کارکردها و اهداف خاص مولود همین طرز تلقی از مخاطب و منجر به ازدیاد کمی و بعضا کیفی شبکههای تخصص شده است. این روند در معاونت صدا از سالهای دور جهت گیری خاصی را به خود دیده بود. جدایی کانال دو رادیو و فعالیت در قالب رادیو فرهنگ شاید نخستین و در عین حال سادهترین عملکرد تخصصی رسانه در کشورمان بود و حتی جلوتر از تلویزیون، پیش قدم ایجاد شبکههای مختلفی چون جوان، قرآن، معارف، ورزش، سلامت، گفتوگو و... شد.
با شکل گیری کانال رادیویی گفتوگو، نگاه تخصصی به عرصه برنامه سازی در حوزه معاونت صدا رنگ و بویی دیگر به خود گرفت که ناشی از طراحی برنامههایی حرفهای با ساختاری مطابق با ویژگیهای به روز برنامه سازی در دنیا بود. این رادیو با نظر به مزیتهای برنامه سازی در بعد درون گفتمانی، توانست شاکلهای حرفهای در حوزه برنامههای گفتوگو محور را در رسانه پیاده سازی و به عنوان الگو به دیگر شبکهها معرفی کند. ساختاری که در بعد کلام محور رادیو، اصلیترین ابزار به منظور برقراری ارتباط با مخاطب است که با ورود به حوزه مباحث تخصصی، بیش از سایر المانها در برنامه سازی رادیو، مورد استفاده قرار میگیرد. همین ویژگی همزمان با فرا رسیدن بهمن ماه و گرامیداشت روزهای پیروزی انقلاب دست مایهای برای برنامه سازان رادیو انقلاب قرار گرفته؛ رادیویی تخصصی که از دل رادیو گفتوگو و با شعار «مروری بر خاطرات انقلاب» از بهمن ماه آغاز بکار کرد.
سال هاست با آمدن بهمن، عادت کردهایم به نوای «بوی گل سوسن و یاسمن» و سرود «ایران ایران» که شنیدنش از رسانه ملی هنوز تازگی دارد. آن هم برای رسانهای که در دنیای پر هجمه شبکههای پر رزق و برق بیگانه، باید تلاش برای نو آوری و به روز بودن را سرولوحه قرار دهد تا مخاطب احساس عقب ماندگی نکند در برابر دیگر رسانهها که سوار بر قطار تکنولوژی به سرعت نور در حرکتند. در این میان تکرار، یک چاقوی دو لبه است که اگر با مناسبتهای تقویمی و خاطرات خوش عجین شود، ارمغان و دستاوردی مخاطب پسند برای مخاطب خواهد بود. درست مثل آرشیو موسیقیهای انقلابی سازمان که هر سال با فرا رسیدن این ایام، جان تازهای در کالبد برنامههای ویژه رسانه ملی میدمد.
امسال که عضو جدید خانواده صداوسیما در میان شبکههای تخصصی معاونت صدا ظهور و بروز یافته، بیش از پیش رنگ و لعاب پیروزی و جشن انقلاب را در میان دیگر شبکهها به منصه ظهور گذاشته و با رویکردی گفتوگو محور، در کنار برنامههای ترکیبی و مخاطب پسند، سعی در ایجاد لحظاتی خوش برای شنوندههای همیشگی رادیو دارد و در این بین تلاش میکند با بهره گیری از حضور اساتید به نام حوزه تاریخ معاصر، به بازخوانی رخدادهای پیش، حین و اندکی بعد از انقلاب اسلامی بپردازد. رادیو انقلاب گرچه شبکهای تخصصی با رویکردی مبتنی بر المانهای درون گفتمانی (یعنی آنچه در رادیو گفتوگو اتفاق میافتد) پیش میرود؛ اما بهرهمندی از شگردهای برنامه سازی در رادیو همچون موسیقی درخواستی (که عموما قطعات انقلابی را شامل میشود) و بهرهمندی از نظرات و دیدگاه مخاطبان در قالب تماسهای تلفنی یا ارتباط پیامکی را از یاد نبرده است.
در این بین اصلی ترین کارکرد رادیو انقلاب، بازخوانی جریانهای سیاسی، توجه به اصل نفوذ و ایجاد فتنه در بدنه انقلاب و بررسی خط سیر تحولات بین الملل و تطابق این محورها را شرایط و زمان کنونی و تاکید بر جانمایی نقاط عطف تاریخ معاصر ایران در شرایط حساس کنونی، استوار است. این شبکه رادیویی با در دست داشتن قویترین گروه کارشناسی اعم از مجریان و مهمانان برنامهها، نه فقط یک رادیوی خاطره ساز، بلکه مصداق تضارب آرا و نقد درون گفتمانی نیز هست.
به گونهای کهگاه اصلی ترین خط و ربطهای تاریخی که در اسناد و کتب این حوزه به صورت مکتوب مستند سازی شده، مورد نقد تحلیلگرانی همچون جواد منصوری، جواد سخا، حسین کنعانی مقدم، حمیدرضا ترقی و... قرار میگیرد. افرادی که هر یک در بطن جریانات و حتی جلسات اصلی روزهای آغازین انقلاب حضور داشتند و در رادیو انقلاب به استناد واقعیات و تجارب شخصیشان از زندانها، مذاکرات با بنی صدر، فتنه افکنیهای گروههای التقاطی همچون حزب توده و... تا گفتههایی را برای شنوندههای این رادیوی تخصصی بازگو میکنند.
رسانه های سال 42 تا سال 57 که انقلابیون از آنها استفاده کردند شامل چه مواردی بوده است؟
1 - اعلامیه
2 - نوار ضبط صوت
3 - منبر
4 - مسجد، حسینیه ها
5 - تشکل های مردمی و . . .
انتشار اخبار امام و انقلاب بیشتر به چه روشی انتشار پیدا میکرد؟
از طریق اعلامیه آن هم به صورت پنهانی و نوار های ضبط شده.
چه کسانی و گروهی و چگونه اخبار نهضت امام را پوشش میدادند؟
علما و کسانی که امام آن ها را قبول داشتند.
امام وقتی در تبعید بودند چگونه اخبار داخل ایران را به او اطلاع میدادند؟
از طریق برخی از علما و بزرگان وهم چنین برخی از مبارزین { مانند: سید حمید روحانی و علی اکبر ناطق نوری، عزت الله خلیلی و . . . }.
منبر و خطابه و وعظ توسط روحانیون به عنوان رسانه چگونه بوده است؟
عالی و کارگشا بوده است و یکی از انواع رسانه ها در آن زمان می باشد.
چه رسانه ای بیشتراز رسانه های دیگر انقلابی بوده است؟
به نظر من منبر ها.
کدام یک از روزنامه و رسانه های امروزی در آن روز با همین نام فعالیت داشت؟
1 - اطّلاعات
2 - کیهان
نقش رسانهها در بررسی الگوهای توسعه ایران قبل و بعد انقلاب
«انتظار نداشته باشید که با 30 سال، تمدنی ساخته شود؛ در دریایی از لائیکها، ما یک جزیره الهی هستیم و طبیعی است در چنین فضایی، کنشگری امری بسیار دشوار است؛ با این حال میتوان به آینده امید داشت.»
این جملات بخشی از مطالب عنوان شده در نشست امروز با موضوع «بررسی الگوهای توسعه در ایران و نقش رسانههای جمعی قبل و بعد از انقلاب اسلامی» بود.
به گزارش روابط عمومی دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانهها و به نقل از خبرگزاری ایسنا، نشست تخصصی بررسی الگوهای توسعه در ایران و نقش رسانههای جمعی قبل و بعد از انقلاب اسلامی با حضور دکتر حسن خجسته (رییس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات و معاون سابق سازمان صداوسیما) و اساتیدی چون دکتر علی گرانمایهپور، دکتر داود نعمتی انارکی (مدیر کل روابط عمومی صداوسیما و عضو هیات علمی دانشگاه صداوسیما) و دکتر عبدالحسین کلانتری (عضو هیات علمی دانشگاه تهران) صبح امروز - یکشنبه - در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد.
در این پژوهشگاه مستند «انقلاب 57» که پیشتر از شبکه من و تو پخش شده بود پس از نمایش بخشهایی، مورد نقد و بررسی قرار گرفت.
دکتر علی گرانمایهپور در بررسی الگوهای توسعه در ایران به برنامههای توسعه ایران قبل از انقلاب اشاره کرد و گفت: اگر الگوهای توسعه قبل از انقلاب را بررسی کنیم، میبینیم که رضاشاه و محمدرضا پهلوی سعی کردند با الگو گرفتن از نظریات کسانی مانند آرتور لوئیس، اولین اقدامات خود را در زمینه توسعه در کشور پیاده کنند تا اجرای برنامه سوم و چهارم توسعه، این نظریات با تکیه بر الگوی اقتصاد کشاورزی پیاده شد اما از زمانی که آنها سعی کردند کشور را به سمت صنعتی شدن پیش ببرند، به یک باره با تحولات زیادی در بافتهای مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران روبرو شدند. شاه از سال 1327 تا 1356 پنج برنامه عمرانی را شروع کرد که عمدتا بر توسعه زیرساختها متکی بود؛ برنامه هفت ساله اول از 1327 تا 1334 به مرحله اجرا درآمد که شامل توسعه صادرات و تامین مایحتاج مردم بود. برای اجرای این برنامه یک میلیارد و 500 میلیون ریال بودجه تعیین شده بود که برای اجرای آن، مشاوران آمریکایی در حوزه کشاورزی به کار گرفته شدند.
او در ادامه دربارهی برنامه دوم شاه در حوزه توسعه عنوان کرد: شاه برنامه دوم را از سال 1334 تا 41 و در یک وضعیت نامطلوب اقتصادی آغاز کرد. ما در فاصله سالهای 32 تا 34 و متاثر از کودتای 28 مرداد 32 شاهد یک رکود اقتصادی شدید بودیم با این حال شاه کوشید که سطح فرهنگی و زندگی مردم را ارتقا دهد با این وجود در این برنامه هم محور، کشاورزی بود که نمونه بارز آن اجرای طرح سد دز و شبکه آبیاری خوزستان بود.
وی خاطرنشان کرد: برنامه پنج ساله دوم از سال 1342 تا 1346 به مرحله اجرا درآمد. برای ارائه تحلیل درست از این برنامه باید متوجه بود که فرهنگ اجتماعی ایران از قرون متمادی، تاثیر گرفته از فئودالیسم بود که ریشه آن در مالکیت زمین است. شاه هم متاثر از کشورهایی مانند کره و ژاپن، دست به یکسری اصلاحات ارضی زد و هدفش هم این بود که فئودالهای بزرگ را به سمت سرمایهگذاری در حوزههای صنعتی و تجاری سوق دهد اما در نهایت اتفاقی که افتاد این بود که حکومت و دولت به مالک اصلی این زمین تبدیل شد.
این مدرس حوزه جامعهشناسی در دانشگاه با بیان این مطلب که محوریت برنامه پنج ساله سوم عمرانی از کشاورزی به صنعت تغییر یافت، مطرح کرد: در این حوزه ما برای اولین بار شاهد تحرک جغرافیایی در کشور یا همان شهرنشینی بودیم که البته به دلیل اجرای نامناسب برنامه ها بیشتر به حاشیه نشینی و گسترش حلبی آبادها منجر شد. در برنامه پنج ساله چهارم هم که از 1347 تا 1351 را شامل می شد ما برای اولین بار با رشد اقتصادی در کشور روبرو شدیم؛ البته نباید نادیده گرفت که دولت شاه هم طبق روال کشورهای جهان سوم دست به برخی آمارسازیها زد.
گرانمایهپور گفت: برنامه پنج ساله پنجم هم از سال 1352 تا 1356 اجرا شد که در آن برای اولین بار سازمان برنامه و بودجه تدوین این برنامه را برعهده گرفت؛ البته یکی از اشتباهات استراتژیک شاه در این مقطع هم این بود که نتوانست فاصله بین طبقه متوسط و طبقه محروم جامعه را از بین ببرد.
او سپس به برنامه پنج ساله بعد از انقلاب که از سال 57 تا 61 برنامهریزی شده بود، اشاره کرد و گفت: در آن سالها عدم وجود اطلاعات و آمارهای جامع، بهنگام و در دسترس، ساختار سیاسی و اجتماعی کشور، فقدان فهم مشترک در سطح توسعه کاستیها و ناهماهنگیهای قانونی درخصوص برنامهسازی، عدم وجود الگوی روشن در رابطه علی و معلولی صحیح میان اجرای برنامه، بلندپرواز بودن اهداف برنامه و همچنین تداخل مفاد برنامههای توسعه با شرح وظایف از دیگر مواردی است که میتوان در نقد پنج ساله برنامه توسعه پس از انقلاب اشاره کرد.
او سپس در ادامه با نگاهی به تفاوتهای مفهوم رشد و توسعه در پس از انقلاب یادآور شد: از مهمترین آفتهای برنامههای توسعه در جهان سوم که همواره دولتها را گمراه میکند ترکیب آمارهای رشد و توسعه است. همان کاری که شاه کرد. متأسفانه کشورهایی که توسعه را شروع میکنند آمار آن را با ادغام اعداد با کیفیت تعیین میکنند. نبود اطلاعات جامع ساختار متمرکز سیاسی و اجتماعی کشور فقدان فهم مشترک در زمینه مفاهیمی مانند توسعه کاستیها و ناهماهنگیهای قانونی در خصوص برنامه ریزی، نبود الگوی روشن در رابطه علی و معلولی صحیح میان اجزای برنامه ها، بلند پروازی اهداف برنامه ها و تداخل مفاد برنامههای توسعه با شرح وظایف دستگاه ها و همچنین دولت زدگی در برنامهها، از جمله نقدهایی بود که گرانمایه پور در پنج برنامه عمرانی دولت های مختلف قبل از انقلاب عنوان کرد.
او سپس به عناصر توسعه که دارای شش بُعد زمان توسعه، فضای توسعه، شتاب توسعه، ظرفیت تخریبی توسعه، توزیع توسعه و توازن توسعه است، اشاره کرد.
گرانمایهپور در ادامه به شکلگرفتن تفکر و الگوهای توسعه که از چه زمانی بوده است، اشاره کرد و گفت: پس از جنگ جهانی دوم سه گروه به دنبال توسعه بودهاند؛ کشورهایی که آسیب دیده از جنگ بودند، کشورهایی که استقلال یافته بودند همچون کشورهای آفریقایی و آسیایی و گروه سوم کشورهای پیروز در جنگ بودند که برای سلطه بر کشورها و ایجاد رونق و بازسازی خرابیهای جنگ برنامه توسعه را شروع کردند.
این مدرس دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود درباره توسعه عنوان کرد: همواره نقدهایی به جامعه رسانه و روشنفکران داشتهام و آن اینکه چرا مقایسه توسعه را به زمانهای قبل و بعد از انقلاب اختصاص میدهید؟ چرا خودمان را با کشورهایی که همزمان با ما توسعه را شروع کردند تطبیق ندهیم؟ در زمانی که انقلاب 57 رخ داد ایران به عنوان ژاندارم منطقه، به عنوان یکی از کشورهای توسعه یافته مطرح بود. پس از انقلاب ما برای توسعه چند الگو را تجربه کردیم. الگوی توسعه ژاپنی که میبایست نگرشمان نسبت به کار را تغییر میدادیم که در این الگو موفق نشدیم. سپس به سراغ الگوی پدر معماری توسعه مالزی رفتیم که آن هم جواب نداد. همچنین در دولت نهم و دهم نیز با اقتباس از یک الگوی چینی نتوانستیم به آن ایدهالی که مد نظر بود برسیم. بنابراین یکی از مشکلاتی که در حال حاضر وجود دارد این است که ما در اقتباس از الگوهای توسعه دچار مشکل هستیم. اما یکی از پاسخهایی که میتوان برای این پرسش که چرا قبل از انقلاب با کشورهای حاشیه فرق داشتیم و به نوعی نسبت به آنها پیشرفتهتر بودیم، داد این است که آنها دچار جنگ نشدند، دچار تحریم نشدند و ... .
او سپس به این نکته تأکید کرد که توسعه را باید در محل و زمان خودش بررسی کرد. اگر میبینید که کشورهایی توسعه یافتهاند به خاطر دسترسی به منابعی بوده است که داشتهاند.
گرانمایهپور در پایان این نشست همچنین به این نکته پرداخت که دولت پیش از این مطرح کرده بود، صداوسیما به موفقیتهای دولت کم میپردازد و گفت: شما باید به ماهیت و کارکرد نظام رسانهای برگردید. شما باید ببینید اصول و روش تبلیغات سیاسی چیست.
در بخش دیگری از نشست نقش رسانههای جمعی قبل و بعد از انقلاب اسلامی، دکتر عبدالحسین کلانتری، عضو هیات علمی دانشگاه تهران در سخنانی ابتدایی درخصوص مستند پخش شده از انقلاب 57 از شبکه من و تو گفت: موضوع قسمت اول این مستند بحث توسعه ایران است که آیا انقلاب حاصل توسعه یافتگی پیش از موئد ایران بوده است یا نه؟
او گفت: اساتید پیش از این روی تحلیل انقلاب اسلامی ایران کار کردهاند. این تحلیل روایتی است که ارزشی آکادمیک ندارد اما کار هنری خوبی در ساخت این مستند انجام دادهاند وگرنه توانمندی این روایت را نمیرساند. اکثر این مدلها در این مستند ضبط شده و قدرت تدوینگری ندارد.
او سپس در تعریف عنوان توسعه عنوان کرد: توسعه یکی از مفاهیم کاملا ارزشی در حوزه اجتماعی است اما نکتهای که وجود دارد این است که همه فکر میکنند و به آن اذعان دارند. اما متاسفانه این مسئله در کشاکش بحثهای آکادمیک نادیده گرفته میشود و گویی مسیر حتمی و ضروری تاریخ همانی است که تاکنون طی شده است؛ لذا ما هم همان توسعه را باید داشته باشیم. توسعه در دوره خاصی از تاریخ به عنوان طرحی از کشورهایی که پیروزمند از جنگ جهانی دوم بیرون آمده بودند، پخش شد. این پروژه توسعه همان ثبت تجددی بود که غرب آغاز کرده بود و آن را به اقصی نقاط جهان تجویز میکرد. اما کلاسیکترین جامعهشناسان همان غربیها مارکس بود که پیشبینی میکرد سرمایهداری تجاری باید جهانی باشد. در این پروسه است که ما نیز ناخواسته با این تمدن جدید آشنا میشویم. به نوعی توسعه و تمدن غرب مهمان ناخوانده ما بودند.
دکتر کلانتری ادامه داد: کل رویکردی که در دوره قبل از انقلاب بر ما حاکم بود این بود که به پیشواز این توسعه فرهنگ غرب رفته بودیم. حتی برنامهنویسان ما آمریکاییها بودند که با کمی جرح و تعدیل برنامهها را اجرا میکردند. مشکل اساسی در فهم ما از مدلهای توسعه در ایران این نیست که شاخصهای توسعه اقتصادی ما چه وضعیتی پیدا کرده است. مشکل اینجاست که ما در پسِ چنین تحلیل نمیتوانیم افقهای توسعه را ببینیم. در واقع مشکل اساسی آن دوره، درست بودن یا نبودن زیرساختها نیست بلکه مشکل این بود که ما در آن مسیر کلی حرکت میکردیم که به سمت و سویی برویم که رعایت حرکت ما، غرب باشد. اما پس از انقلاب اتفاقاتی که میافتد یک اراده جمعی شکل میگیرد تا یک افق جمعی تنظیم شود. ارادهای که زنده میشود میخواهد خودش افق جمعی تنظیم کند. برنامه توسعه پس از انقلاب این نبود که صرفا رفاه بیشتر شود. اگر این بود شاید سراغ مدلهای دیگری میرفتند. برنامه توسعه پس از انقلاب خواستار یک افق چشمانداز جدید بود که از سال 61 آغاز میشود و سال 62 اجرا میشود. اما به دلیل تقارن با جنگ اجرا نمیشود. سپس به سال 68 میرسد که یک به یک این برنامهها شروع و تدوین میشود. اما اشکال عمدهای که وجود داشت این بود که در تمام این دوره تاریخی در سعی و تلاش بودیم که به مدل خاص خود برسیم و چشمانداز گذاشتن برای برنامههای توسعه برای ما نقطه عطفی بود.
او سپس در ادامه گفت: مشکل ما از آنجایی آغاز میشود که ایران مسیر تاریخ مجزایی را طی میکند. تفاوت عمده دوره قبل از انقلاب و بعد از انقلاب در افقها و نیز گفتمان حاکم بر این دو دوره بود. با این حال اشکال کار این است که ما بعد از 35 سال میخواهیم همان عینکهای 35 سال قبل را به چشم بزنیم و ببینیم از جهات مختلف مثلا مقوله تحرک اجتماعی زنان و حقوق بشر در چه وضعیتی هستیم. اسناد و مدارک و شواهد حکایت از این دارد که پس از انقلاب کوششهایی صورت گرفت تا ما مسیرهای خودمان را در حیطه انقلاب پیدا کنیم و در واقع به مدل های خودمان هم رسیدیم.
کلانتری شکلگیری جریانهایی مانند جشنواره فیلم عمار را در حوزه فرهنگ نمونهای از این افقگشاییها در حوزه ادبیات دین و رسانه دانست و یادآور شد: انتظار نداشته باشید که با 30 سال، تمدنی ساخته شود؛ در دریایی از لائیکها، ما یک جزیره الهی هستیم و طبیعی است در چنین فضایی، کنشگری امری بسیار دشوار است با این حال میتوان به آینده امید داشت.
دکتر کلانتری همچنین در بحث نقش رسانههای جمعی قبل و بعد از انقلاب اسلامی مطرح کرد: اسناد و مدارک موجود حکایت از این دارد که کوششهایی صورت گرفته و پیش از این به مدلهایی رسیدهایم که هنوز به صورت تئوریک موجود نیست. نمونه آن نیز میتوان به ادبیات دین و رسانه اشاره کرد که ادبیات نحیفی است. ما در ایران تجربههایی داشتیم که افقهایی داشته است. پس نباید انتظار داشت پس از 35 سال به مدل خاصی در ارتباطات و رسانه برسیم. اما در عین حال مسیری که حرکت میکنیم روشنکننده و امیدوارکننده است.
اولین حكومت نظامی در دوران انقلاب اسلامی، در شهر اصفهان شكل گرفت. مقررات حكومت نظامی پیرو نشست شورای تأمینی استان اصفهان در روز 20 مرداد 1357 مصادف با ششمین روز از ماه مبارك رمضان به اجرا درآمد و اولین اعلامیه های حكومت نظامی توسط سرلشكر رضاناجی فرماندارنظامی اصفهان و حومه به اجرا گذارده شد. حكومت نظامی پس از یك رشته آتش سوزی ها و انفجارهای عمدی دولت به عنوان «عامل زمینه ساز» شكل گرفت. در این حوادث، هتل شاه عباس، ادارات دولتی، سینماها و بسیاری نقاط دیگر به آتش كشیده شد. پس از این حوادث برنامه ریزی شده اعلامیه ای از طرف دولت منتشر شد و متن آن به این شرح توسط داریوش همایون سخنگوی دولت برای خبرنگاران قرائت شد:
اقدام دولت، ارتش و شاه دراعلام حکومت نظامی در اصفهان، غیرقانونی و حاکی از هراس و آشفتگی جدی رژیم پهلوی بود. زیرا بر اساس قوانین، بدون تصویب مجلس شورای ملی برقراری حکومت نظامی وجهه ی قانونی نداشت.
«به اطلاع عموم می رساند، شب گذشته عده ای خرابكار كه هیچ هدفی جز نابودی و ویرانی ندارند، در شهر اصفهان دست به تظاهرات زدند و شروع به آتش زدن اموال عمومی مردم كردند، از جمله قسمتی از هتل شاه عباس و یك پمپ بنزین و چند مؤسسه خصوصی را به آتش كشیدند و درختها را بریدند و شیشه ها را شكستند، به صورتی كه بیم آن می رفت تمام شهر را به آشوب و آتش بكشند. به دنبال این حوادث امروز دولت از نظر وظیفه ای كه به عهده دارد، به درخواست مقامات محلی، حكومت نظامی در اصفهان اعلام كرد كه از خرابكاری و اتلاف اموال مردم و كشت و كشتار جلوگیری شود. جای تأسف است در حالی كه كشور ما با گامهای استوار به سوی گسترش آزادیها پیش می رود، مشتی خرابكار فریب خورده كه اعمالشان همه مخالف اصول و تعالیم عالیه اسلامی و تنها به سود مقاصد و عناصر ضدملی است، با وحشیگری هائی موجب برهم زدن نظام اجتماعی و خسارت مالی و جانی می شوند. البته این گونه اعمال وحشیانة ضدملی و غیرانسانی كه در دین مبین اسلام نیز محكوم شده است، كوچكترین خللی در تصمیم دولت در افزایش آزادیهای فردی و گسترش فضای سیاسی كشور وارد نخواهد كرد و به منظور حفظ همین آزادی و امنیت زندگی هموطنان عزیز است كه دولت وظیفه خود می داند با كمال قدرت جلو این آشوبگریها را بگیرد. دولت همه اقدامات لازم را برای دستگیری و مجازات قانونی خرابكاران و آشوبگران خواهد كرد و به مشتی فریب خورده بی خبر از اصول انسانی و ملاحظات ملی و دینی اجازه نخواهد داد سلامت كشور را دستخوش وحشیگریهای خود كنند.»
اعلام حكومت نظامی در اصفهان در صدراخبار رسانه های گروهی خارجی قرار گرفت. خبرگزاری فرانسه درگزارشی نوشت:
«به دنبال وخامت اوضاع، پلیس به تظاهر كنندگان حمله كرد و شورش گسترش یافت و زد و خوردها تا ساعت 2 بامداد روز جمعه ادامه داشت و عده ای از نوجوانان توسط سربازان به قتل رسیدند. جمعه صبح سركوب پلیس شدت یافت و زره پوشهای ارتش در نقاط حساس شهر مستقر شدند و بی مهابا هرگونه اجتماع مردم را به مسلسل بستند. طبق اظهار مخالفان تمام رهبران مذهبی اصفهان دستگیر شده و به مقصد نامعلومی اعزام شده اند.»
در اثر درگیری های روز بیستم مرداد ماه و منطقه مرکزی اصفهان، بیش از چهل تانک و خودرو به آتش کشیده شده و در پی شلیک مامورین، تعداد قابل ملاحظه ای از مردم کشته شده بودند: «تعداد کشته ها در منزل آیت الله خادمی و اطراف آن به قدری زیاد بود که به وسیله مامورین آتش نشانی و با استفاده از ماشین های آنان مبادرت به شستشوی زمین های خون آلود و جمع آوری جنازه ها گردیده است»
اقدام دولت، ارتش و شاه دراعلام حکومت نظامی در اصفهان، غیرقانونی و حاکی از هراس و آشفتگی جدی رژیم پهلوی بود. زیرا بر اساس قوانین، بدون تصویب مجلس شورای ملی برقراری حکومت نظامی وجهه ی قانونی نداشت. مجلس ده روز بعد از اجرای حکومت نظامی، در روز 29 مرداد 1357، اجرای آن را در اصفهان به مدت یک ماه تصویب نمود و چند روز پس از آن توسط عبدالله ریاضی رییس وقت مجلس شورای ملی، به ستاد ارتش شاه ابلاغ گردید. داریوش همایون سخنگوی دولت جمشید آموزگار نیز نتوانست چگونگی اعلام حکومت نظامی در اصفهان و تطبیق آن با قوانین کشوری را توجیه نماید.
به دنبال وخامت اوضاع، پلیس به تظاهر كنندگان حمله كرد و شورش گسترش یافت و زد و خوردها تا ساعت 2 بامداد روز جمعه ادامه داشت و عده ای از نوجوانان توسط سربازان به قتل رسیدند. جمعه صبح سركوب پلیس شدت یافت و زره پوشهای ارتش در نقاط حساس شهر مستقر شدند و بی مهابا هرگونه اجتماع مردم را به مسلسل بستند. طبق اظهار مخالفان تمام رهبران مذهبی اصفهان دستگیر شده و به مقصد نامعلومی اعزام شده اند
به این ترتیب شهر اصفهان، به رهبری سرلشکر رضا ناجی در اختیار نظامیان قرار گرفت. وی در بدو امر هرآنچه جنگ افزار داشت، از خودروهای بزرگ تا تانک و نفربر و انواع توپ های دوربرد به سطح شهر کشانید. معلوم نبود با این توپ ها، که بردی بین ده تا سی کیلومتر داشتند، چه اهدافی را در شهر اصفهان، دنبال می کرد! قطعاً هدف اصلی، ارعاب و تهدید عمومی بود. رژیم برآن بود که به هر نحو ممکن، مردم را به سکوت و انفعال وادارد. ناجی دارای شخصیت عجیب بود، او نیز به میزان شدت مقاومت مردم اصفهان، سمج، لجوج و سخت گیر بود. سرلشکر ناجی فارغ التحصیل دانشکده افسری در رشته توپخانه بود و دوره های عالیه را در آمریکا و انگلستان گذرانیده و در وفاداری به رژیم پهلوی، چندین مدال رسمی دریافت کرده بود.
بعدازظهر روز بیستم مرداد: در اغلب خیابان ها و محلات اصفهان جنگ و گریز بین مردم و مامورین دولتی ادامه داشت، ناجی فرمانده ی ارشد نظامی منطقه ی اصفهان، آنچنان در هراس بود که ابتدا در شورای تامین استان پیشنهاد کرد ساعت شروع حکومت نظامی 3 بعدازظهر باشد، اما با مقاومت رییس ساواک، ساعت 8 شب مورد موافقت قرار گرفت. در ساعت 15:40 دقیقه از طریق رادیو و چهل دقیقه پس از آن از طریق تلویزیون اصفهان، اعلامیه ی شماره 1 فرماندار نظامی اصفهان با شدت و ابهت بی سابقه ای پخش شد و تلاش فراوانی به کار گرفته شد تا ورود مستقیم ارتش به عرصه ی درگیری ها، خیلی بزرگتر از آنچه بود، جلوه نماید.
اطلاعیه ی فرماندار نظامی در اصفهان بی سابقه و اجرای آن سخت بود. زیرا علاوه بر عزم انقلابیون بر تداوم مبارزه، از آنجایی که مردم در ماه مبارک رمضان طبق آداب و سنن دینی کهن، خود را مقید به برگزاری مجالسی می دانستند که محقق شدن آن با ممنوعیت آمده در اطلاعیه در تعارض بود، لذا حکومت نظامی هر روز بیشتر از روز قبل با خواسته های بر حق مردم مسلمان اصفهان تضاد حاصل نموده، حضور نظامیان و تجهیزات سنگین و رعب آور آن ها را در میادین و چهار راه سدی در مقابل احقاق حقوق عامه ی مردم بود. هرچند که منابع و رسانه های دولتی، تلاش فراوانی را به کار گرفتند تا اعلام حکومت نظامی را به عنوان اقدامی مثبت در جهت تامین منافع و حفظ جان و مال مردم اصفهان بنمایانند.
فضل الله فرخ از اعضای حزب موتلفه اسلامی و از مبارزین دوران انقلاب این واقعه را بدین گونه شرح می دهد:«قبل از اینكه حكومت نظامی اعلام شود در سالن غذاخوری پادگان نیروی هوایی واقع در خیابان پیروزی كه همافرها جمع بودند تصویر امام (ره) از تلویزیون نشان داده میشود كه همگی صلوات می فرستند یك عدّه از رۆسا اعتراض میكنند درگیری ایجاد میشود در این بین به نیروهای گارد شاهنشاهی اطلاع داده می شود و آنها نیز برای سركوب همافران میآیند همافران هم وقتی كه متوجه حضور نیروهای گارد شدند و احساس كردند جانشان در خطر هست، به اسلحهخانه می روند و اسلحه ها را برمیدارند. درگیری دوطرفه خیلی شدیدی آغاز میشود. شب به من كه خانه بودم تلفن كردند كه بین نیروهوایی و گارد شاهنشاهی درگیری شده و به مردم بگویید به كمك بیایند. مردم نیز به كمك آنها رفتند وضعیت به گونه ای شد كه اسلحه دست مردم هم افتاد. آن شب برای اولین بار بود كه مردم مسلح شدند. همافرها اسلحه را دست مردم دادند و حتی مردمی كه اسلحه گرفته بودند ، نمیدانستند چگونه استفاده كنند. همافران به آنها طریقه استفاده از اسلحه را آموزش دادند. این رویداد برای رژیم خیلی گران تمام شد. لذا فردای آن روز یعنی 21 بهمن یك مرتبه اخبار ساعت 2 رادیو اعلام كرد كه از ساعت 4بعدازظهر حكومت نظامی است.همه ما در اقامتگاه امام بودیم. وحشت كردیم كه یك توطئهای دركار هست.معمولاً شبها حكومت نظامی برقرار بود كه آن هم از ساعت 9 الی 10 شب، ولی هیچ وقت حكومت نظامی از ساعت 4 بعدازظهر اتفاق نیفتاده بود. امام چیزی نگفتند. ما همینطور نگران بودیم كه خیابان خلوت میشد. خیابان ایران كه از صبح تا شب حتی نصف شب مملو از جمعیت بود یك دفعه خلوت شد. مردم می دویدند تا قبل از ساعت 4 بعد ازظهر به خانه برسند. ما هم نگران از اینكه حالا كه خیابان خلوت شده به اینجا حمله می شود و جان امام در خطر خواهد افتاد. حتی بعضیها به امام گفته بودند كه امشب را شما بروید جای دیگر چون اینجا یك توطئهای در كار هست .
حكومت نظامیبرای این بود كه خیابان را خلوت كنند. و با توپ و تانك خیابان ایران، اقامتگاه امام را بكوبند و نه تنها امام كه تمام علمای بزرگ شهرستانها و استانها هم در خدمت امام بودند همه آمده بودند. ساعت 3 الی 30/3 بود كه خیلی خیابان خلوت شده بود یك مرتبه آمدند از اتاق امام گفتند: امام فرموده: حكومت نظامیلغو است مردم بیرون بیایند ما گفتیم چگونه به مردم بگوییم ما كه رادیویی تلویزیونی در اختیار نداریم . مردم هم الان بروند در شهر بگویند امام گفته كسی باور نمیكند. در صورتی كه آیتالله طالقانی به مردم گفته بود زود بروید خانههایتان كه اینها قصد كشتار دارند و حتی به امام تلفن كرده بود كه شما فرمودید مردم بیرون بیایند؟ امام فرموده بود: بله آیت الله طالقانی در جواب گفته بودند: اینها قصه كشتار دارند حمام خون راه میاندازند، قتل عام میكنند. امام گفته بود: نه مردم باید بیرون بیایند. ایشان اصرار كرده بود كه آخرش امام فرموده بود: كه اگر دستور این باشد شما چه میفرمایید كه آقای طالقانی گریهاش گرفته بود وگفته بود: این سید با جای دیگر ارتباط دارد بگذارید كارش را بكند. یك عدهای رفته بودند اطراف آقای طالقانی را گرفته بود كه آقا از امام بخواهید كه این دستور را لغو كند تا مردم بیرون نروند كه كشته شوند. خلاصه ما مانده بودیم چه كار كنیم وچه طور به مردم خبر بدهیم. چند راه برای اطلاع به مردم وجود داشت یكی از طریق همان شبكه تلویزیونی كه نزدیك اقامتگاه امام بود و دوم از طریق تلفن. هر كسی با تلفن به اقوام و دوستانش خبر بدهد كه امام این را فرموده و از آنها هم بخواهند كه به دیگران بگویند این هم یك راه بود .
راه سوم این بود كه مینیبوسهایی كه در آنجا بلندگو رویشان نصب بود و هر روز از آن استفاده میكردیم و آرم مدرسة رفاه را داشتند را داخل شهر برده و با بلندگو به همه اطلاع بدهیم كه امام گفته: حكومت نظامی لغو شده است. راه دیگر هم اینكه آن دستور امام را تایپ و تكثیر كنند و به ماشینها بدهند كه روی شیشههایشان بزنند.و این كار انجام شد. نیم ساعت نگذشت كه از بیرون صدای بوق زدن ماشین میآمد مثل این كه كاروان عروسی بوق میزند من سر خیابان اصلی رفتم و دیدم تمام ماشینها یكی یك مقوا زدند روی شیشههایشان كه به دستور امام حكومت نظامیلغو است و بوق میزنند. ساعت 4 كه شد باید هیچ كس داخل خیابان نمی بود ولی دوباره خیابان ایران و خیابانهای اطراف مملو از جمعیت شد و آن شب طوری شده بود كه من حتی در بعضی محلهها كه رفتم. داخل كوچههاو پسكوچهها زن و بچه و اینهایی كه نمیتوانند بروند داخل خیابان از خانه آمدند داخل كوچه نشستند. چون امام گفته بود:همه بیرون بیایند تا این حدّ رعایت كردند یعنی در خانه ننشستند آمدند داخل كوچه ، پشت در خانهها نشستند .
آن شب با یك مقدار اسلحهای كه از شب قبلش دست بعضیها افتاده بود به كلانتری ها و پادگانها حمله می كردند. همه كلانتریها شب 22بهمن به تصرف مردم درآمد. حتی یادم هست كه جلوی اقامتگاه امام ایستاده بودیم یكی از رفقای شهیدم كنار من ایستاده بود می بیند كه جوانها با موتور میآیند، میروند و ژ3 دستشان هست و شعار سر می دهند .او باورش نمیشد به من گفت: فلانی یك توطئهای در كار نباشد؟ گفتم :نه آقا تمام شد. گفت: یعنی این رژیم اینقدر پوشالی بود كه كارش به این سادگی تمام بشود. گفتم: آره باباش از این قویتر بود همینطور تمام شد، خلاصه فردایش انقلاب به پیروزی رسید. پادگانها به تصرف مردم درآمد خیلی از سران ارتش فرار كردند و خیلی هم مخفی شدند.»
آنانكه تاریخ انقلاب اسلامی ایران را مطالعه كرده و یا خود در پیدایش آن نقش داشته اند، به خوبی می دانند كه روند رخداد این محاسبه بزرگ در زمستان 56 به انتشار مقاله توهین آمیز درباره حضرت امام (ره) تسریع شد. در مقاله « ارتجاع سرخ و سیاه ایران» كه 17 دی ماه 1356در روزنامه اطلاعات به چاپ رسید علاوه بر توهین به حضرت امام (ره)، روحانیان ضد رژیم شاه را مرتجعین سیاه خوانده و به همكاری پنهانی با كمونیست های بین المللی برای بی اثر كردن دستاوردهای انقلاب سفید متهم شدند. انتشار این مقاله موج اعتراضات مردم و روحانیان را به دنبال داشت كه به شهادت جمعی از مردم منجر شد. بعد از این رویداد و با برگزاری مراسم چهلم آن در شهرهای مختلف كه هر كدام به شهادت جمعی دیگر از نیروهای انقلاب توسط رژیم پهلوی انجامید. روند انقلاب سرعت بیشتری گرفت. از اوایل تابستان 57 بار دیگر سرعت حوادث رو به كندی نهاد، تا اینكه در 28 مرداد 57 در بیست و پنجمین سالگرد كودتای 28 مرداد، سینماركس آبادان به آتش كشیده شد و به دنبال آن حادثه 17 شهریور روی داد.
سال پایانی حكومت پهلوی در حالی آغاز شد كه علی رغم اوج گیری اعتراضات مردمی كمتر كسی باور می كرد كه این رژیم نتواند سال جاری را به پایان برساند. تابستان 1357 دوره پر التهابی بود كه به سقوط حكومت پهلوی انجامید.
روز 16 شهریور به ویژه در تهران، اعتصاب سراسری اعلام شد و همچنین به دعوت روحانیان تهران در این روز راهپیمایی بزرگی صورت گرفت. با این كه روحانیان تهران برای روز 17 شهریور تظاهرات و راهپیمایی پیش بینی نكرده بودند، امام مردم قرار تجمع این روز را در میدان ژاله گذاشتند. فرماندار نظامی تهران هنگام وقوع فاجعه ارتشبد غلامعلی اویسی بود. اویسی حكم تلخ حكومت استبدادی را در ساعت 9 صبح به مردم حاضر در میدان چشاند و با گشودن رگبار مسلسل به روی مردم بی گناه، تعداد قابل توجهی از مردم را به شهادت رساند و بسیاری را زخمی كرد.
حادثه 17 شهریور تاثیر عمیقی بر روند نهضت مردم ایران گذاشت با این كه ظاهراً سه هفته كشور را با آرامش نسبی رو به رو كرد ولی نه تنها توقفی در روند انقلاب ایجاد نشد بلكه كینه عمومی از حكومت شاهنشاهی افزایش یافت. مردم در سراسر كشور یك هفته دست به اعتصاب زدند، تمامی بازارها ، بیشتر اماكن كسب تا 25 شهریور در اعتراض به این كشتار وحشیانه تعطیل بودند.
حماسه 17 شهریور، صدای در بغض خفته ی گلگون كفنانی بود كه بعد از سال ها صبر و تحمل و ستیز و مبارزه با دیدن بزرگ مردی از صالحان و مجاهدان فی سبیل الله یك دفعه تبدیل به نعره و فریاد عدالتخواهی و آزادی و دفاع از ارزش های اسلامی گردیده و موج آن سرتاسر كشور را فراگرفته و لرزه به قصرهای پوشالی طاغوتیان افكند.
دولت اطلاعیه ای صادر كرد و در آن وقایع پیش آمده 17 شهریور را بخشی از یك توطئه ضد مردمی دانست، كه خلاف تذكرات « آیات عظام و علمای اعلام» صورت گرفته بود، در اطلاعیه دولت آمده بود « به طوریكه ملاحظه گردید كسانی در جریان یك توطئه ضد مردمی عمل می كنند علی رغم تذكراتی كه از جانب آیات عظام و علمای اعلام در جهت حفظ آرامش و خودداری از ایجاد بلوا و آشوب داده شده بود و همچنین با نادیده گرفتن مقررات اعلام شده در اطلاعیه دولت ، اقدام به برگزاری تظاهرات و آشوب گری وسیع نموده و با طرح زننده ترین شعارها كه دقیقاً با قانون اساسی كشور مغایر است، به قانون شكنی و برهم زدن نظم عمومی پرداختند ... »
17 شهریور یا « جمعه سیاه» به هر صورت كه روایت شود، یك حقیقت انكار ناپذیر در خود نهفته داشت. « نابودی رژیم شاه از طریق یك انقلاب بنیادین تنها گزینه پیش رو بود. اگر در سال های گذشته اكثر تظاهر كنندگان روحانیان، دانشگاهیان و بازاریان بودند؛ از خرداد 57 رفته رفته طبقه كارگر و مزدبگیران شهری هم به صف مخالفان علنی پیوستند . این همدلی پیش از هر زمان دیگر در 17 شهریور نحوه عینی پیدا كرد. پیوند كارگران و اقشار متوسط جامعه نه تنها راهپیمایی ها را به اجتماعات میلیونی تبدیل كرد، بلكه نبض حیات رژیم را دردست انقلابیان قرار داد. یك روز بعد از جمعه خونین یعنی شنبه 18 شهریور ، 700 كارگر پالایشگاه تهران دست به اعتصاب زدند،اعتصابی كه در كمتر از 48 ساعت پالایشگاه های اصفهان ، شیراز تبریز، آبادان را نیز در نوردید. این اعتصاب ها كه رفته رفته گسترش بیشتری می یافت و بانك ها و معادن و كارخانه های صنعتی را هم در بر می گرفت، اقتصاد رژیم پهلوی را فلج كرد و از سوی دیگر دامنه تظاهرات و راهپیمایی ها، شهرهای كوچكتر را هم در بر گرفت.
شاه كه در برابر موج حوادث یارای تصمیم گیری و مقابله نداشت به تصمیم گیریهای ضد و نقیض پرداخت. او از یك سو شدت عمل به خرج داد و دستور داد كه در شهرها حكومت نظامی بر پا كند، دفاتر روزنامه های مهم را به اشغال درآوردند و بردولت عراق فشار آورد تا امام (ره) را اخراج كند از سوی دیگر شاخه زیتونی را به نشانه صلح بالا برد و دستور آزادی 1126 زندانی سیاسی را صادر كرد كه میان آنان عده ای از عمده ترین چهره های مخالف به چشم می خوردند، تصمیم گیری های ضد و نقیض شاه، نشان می داد كه دیگر نمی توان به او اعتماد داشت، او بیش از هر زمان دیگر متزلزل شده بود . شاید 17 شهریور ،آغاز بی خوابی های آریا مهر ایران بود. بی خوابی هایی كه گذر از سرنوشت محتوم رژیم پهلوی را گریزناپذیر نمود.
روزی حضرت امام «قدس سرة» به بنده فرمودند: «اگر این مردی که- شاه- عمل به قانون اساسی کند و احترام سلام و مذهب شیعه را نگاه دارد، چکار به او داریم؟ ما که نمی خواهیم شاه بشویم. نصیحت می کنیم، هشدار می دهیم؛ کاری بر خلاف قانون اسلام نکند تا برای ما تکلیف شرعی بیاورد».
ایشان در درس اصول خود فرموده بودند: «چطور می شود اسلامی که می خواهد دنیا را اداره کند و برای راه رفتن، غذا خوردن افراد تکلیف معیّن کرده، آن وقت برای بینش سیاسی، قضاوت و حکومت تکلیف معیّن نکرده؟ آیا اصلاً چنین چیزی مقبول است؟»
حضرت امام «قدس سرة» وقتی احساس کردند که نقشه های عمیقی برای اسلام کشیده شده، و قرآن و اسلام در ایران در معرض خطر قرار دارد و رژیم پهلوی برای این ملت چه خواب هایی دیده است، حرکت خود را آغاز کردند؛ تنها به این منظور که دین الهی باقی بماند. وقتی که همسرشان به ایشان می گفتند: آقا یک کمی آرام بنشینید و آرام تر صحبت کنید، امام فرمودند: «والله تکلیف است. می دانم به شما سخت می گذرد، اما این تکلیفی الهی است و باید انجام بدهم».