رسانه های انقلابی
|
دوشنبه 9 بهمن 1357 |
سه شنبه 10 بهمن 1357 |
|
چهارشنبه 11 بهمن 1357 |
پنجشنبه 12 بهمن 1357 |
|
شنبه 14 بهمن 1357 |
یکشنبه 15 بهمن 1357 |
|
دوشنبه 16 بهمن 1357 |
سه شنبه 17 بهمن 1357 |
|
چهارشنبه 18 بهمن 1357 |
پنجشنبه 19 بهمن 1357 |
|
شنبه 21 بهمن 1357 |
یکشنبه 22 بهمن 1357 |
|
دوشنبه 23 بهمن 1357 |
بی رحم ترین شکنجه گران تاریخ ایران
انقلاب اسلامی ایران، پدیدهای شگرف در تاریخ معاصر است که توجه به ابعاد آن میتواند زمینه مناسبی برای مطالعات جامعهشناسی انقلاب باشد. در هر انقلابی، نحوه ارتباط بین انقلابیون و توده مردم در پیشرفت اهداف انقلاب مؤثر بوده است. در جامعهشناسی انقلاب اسلامی نیز عامل ارتباطگیری و پیامرسانی بهعنوان یک وسیله مهم در گسترش انقلاب از مرکز به سراسر کشور مورد توجه نویسندگان بوده است. با توجه به شرایط تاریخی وقوع انقلاب اسلامی، رسانههای مختلفی در سطح ایران و جهان حضور داشتهاند که آن رسانهها به دو دسته مهم تقسیم میشوند: رسانههای سنتی و رسانههای جدید. رسانهها یکی از ابزارهای تبلیغاتی و جایی برای مبارزه با شرایط خفقانآور حاکم بر فضای قبل از انقلاب بودند. اگرچه رسانهها در آن زمان مانند امروز در دسترس و گسترده نبودند و این رسانههای سنتی بودند که خبر را دهان بهدهان و گوش به گوش میرساندند. همین اطلاعرسانی در قالب گروههای کوچک، محله و شهر شکل وسیعتری بهخود میگرفت تا جایی که میتوان یکی از عوامل موثر در پیروزی انقلاب را نقش رسانههای انقلابی دانست. رسانهها و ابزارهای تبلیغاتی قبل از انقلاب، مانند تلویزیون، رادیو، سینما، روزنامه، نوار ضبط صوت، منابر و اعلامیهها بودند. این رسانهها چند ویژگی بارز داشتند، یکی از ویژگیهای آنها این بود که نسبت به امروز محدودیتهایی داشته و کارایی رسانههای امروز را نداشتند. از دیگر ویژگی این رسانهها این است که از آنها میتوان بهعنوان رسانههای سیاسی نام برد، رسانه سیاسی به آن دسته از ابزار و وسایل ارتباط جمعی گفته میشود که بخش عمدهای از پیامهای آنها محتوای سیاسی دارند. این رسانهها در دو گروه سنتی و مدرن یا کوچک و بزرگ تقسیم میشوند. منابر و مساجد را میتوان رسانههای سنتی، نوارهای ضبط صوت را رسانههای کوچک و مطبوعات، فیلم، رادیو و تلویزیون را رسانههای مدرن و بزرگ نامید. با توجه به جو سیاسی قبل از انقلاب و درگیریهای سیاسی میتوان گفت که این رسانهها تا حد زیادی و یا کاملا سیاسی بودند.
رسانههایی مثل تلویزیون، رادیو، سینما و مطبوعات زیر نظر مستقیم رژیم پهلوی بودند و از هرجهت سعی در حفظ و تثبیت حاکمیت این رژیم داشتند و اگر هم میخواستند بر ضد آنها کار کنند، بهدلیل نظارت شدیدی که بر این رسانهها اعمال میشد، هرگز قادر بهچنین کاری نبودند.
سیستم ارتباطی رژیم شاهنشاهی
از زمانیکه جرقههای اولیه قیام مردم در 15 خرداد 1342 در ایران زده شد تا بهمن 1357 دقیقا دو جریان در تقابل درگیری علنی و پنهان با هم بودند. جریان رژیم شاه و نیروهای سرکوبگر آن تمام وسایل ارتباطجمعی از تلویزیون و رادیو گرفته تا مطبوعات را در دست داشتند؛ انحصار رسانهای دیکتاتوری بهگونهای بود که اولا از نیروهای انقلابی، چهرهای سیاه، ویرانگر و ضدتمدن بهجامعه ارائه میکردند و از سوی دیگر، وقایع رخدادهای مهم و سرنوشتساز که بازتاب آن در میان مردم برای رژیم نتایج مثبتی بهبار نمیآورد، بهکلی در سکوت سانسور خبری رسانه نادیده گرفته میشد و یا اینکه با صورتی تحریف شده و مخدوش انتشار مییافت. بهطور مثال، هنگامی که امام خمینی در سال 1342 توسط عوامل امنیتی رژیم دستگیر شد، رسانههای وابسته به رژیم هیچ خبری در مورد دستگیری ایشان منتشر نساختند. از طرف دیگر، سیاستهای غربگرای دیکتاتور، فرهنگی را در رسانهها (بهخصوص سینما و تلویزیون) ترویج میداد که تناسبی با عقاید، فرهنگ و دین ملت ایران نداشت. این خود شکافی عمیق میان اعتماد مردم و رسانههای وابسته به دیکتاتوری ایجاد میکرد. زیرا محتوای فرهنگی رسانههای رژیم، غربی، ضد مذهبی و در تقابل با عرفیات و اخلاقیات جامعه مذهبی ایران بود.
ویژگی دیگر نظام رسانهای شاهنشاهی، یک سویه بودن پیامهای ارتباطی بود که به جامعه عرضه میشد. این یکطرفه بودن علاوهبر تضعیف ارتباط عناصر رژیم با مردم، سبب میشد طیف خاصی از نیروهای اجتماعی از آن استقبال کنند که بعضا در بوته حاکمیت دارای نقش و امتیازاتی بودند. یکطرفه بودن جریان ارتباط شامل پیامهای آمرانه و سرکوبگرانه بود، و این نه برای مردم خوشایند بود و نه میتوانست رژیم را از تجاوز و تعدی رسانهای بر مردم باز دارد.
رسانههای انقلابی
رسانههایی که در اختیار نیروهای انقلابی قرار داشت شامل منابر و مساجد، نوارهای ضبط صوت و همینطور اعلامیهها بودند؛ البته از تاثیر دیوارهایی که به شعارهای انقلابی مزین شده بودند هم نمیتوان گذشت. این رسانهها شامل رسانههای سنتی و کوچک میشوند.
در طول 15 سال حرکت به سوی انقلاب، رهبر تبعیدی انقلاب برای پیشبرد اهداف خود از سیستم ارتباطات سنتی استفاده کردند. از آنجا که انقلابیون هیچ رسانه قدرتمند مدرنی در اختیار نداشتند، برای اصلاح کمبودهای رسانهای خود، دست به ابتکارات بیسابقهای زدند.
ویلیام هاکتن، استاد محافظهکار دانشگاه ویسکانسن آمریکا، با در نظر گرفتن تجربه ایران در بهکارگیری ارتباطات سنتی در جریان انقلاب اسلامی گفت: «آنچه در ایران روی داد، بیسابقه و حیرتانگیز بود. در ماههای اخیر دو نوآوری ارتباطی دیگر ماشین زیراکس و نوارکاست، نقش با ارزش خود را در کوششهای انقلابی اثبات کردهاند. در ایران انقلاب آیتالله خمینی اولین انقلاب نوار کاست بود. هزاران نوار کاست که از بیانات آیتالله خمینی پر شده بود در مساجد گذاشته میشد و از چشم پلیس پنهان بود. مهمتر اینکه این ابزارهای کوچک قابل حمل و نقل به دست میلیونها نفر میرسید که از رادیو و تلویزیون و مطبوعات تحت کنترل دولت گریزان بودند. در همان وقت، موقعی که یک شب نامه انقلابی بهطرز مرموزی بهیک دفتر در تهران میرسید، منشیهای هوادار انقلاب فورا از آن کپیهای فراوانی تهیه میکردند و این کار بسیار سریع و مخفیانه صورت میگرفت.»
سیستم ارتباطی انقلاب دارای یک شبکه غیررسمی سازماندهی شده بود که قلب تپنده آن در محل اقامت رهبر انقلاب (پاریس) بود. شاخهها و زیرشاخههای آن سراسر ایران را پوشش میداد. طبق برخی آمارها، عملیات شبکه با بهکارگیری 200 هزار رهبر مذهبی و 90هزار مسجد، بهپیش میرفت. این سیستم در دو سطح فعال بود: هدف اولیهای که سیستم ارتباطی انقلابیون روی آن متمرکز بود؛ پخش و تکثیر عمومی سخنان، پیامها و رهنمودهای رهبر انقلاب از طریق نوار کاست و زیراکس بود. امام خمینی(ره) از طریق این اعلامیهها و نوارها جنبش را در مقاطع مختلف رهبری میکردند؛ با افشای جنایات رژیم و نیز توجه بهطرحها برای آمادهسازی مردم، گروهها را بهاتحاد برای ساقط کردن حکومت و پرهیز از تنش و درگیری دعوت میکردند. در واقع امام خمینی همچون یک متخصص ارتباطات سنتی، به رهبری این شبکه ادامه میدادند.
تحلیل محتوای سخنرانیها، اعلامیهها و پیامهای رهبر انقلاب در نجف، نوفل لوشاتو یا تهران نشان میدهد که ایشان زیرکانه با نشانه گرفتن مشخص شاه و طرح ضرورت سرنگونی رژیم شاهنشاهی و بیان ویژگیهای مدل حکومت اسلامی- بهبهترین وجه- و حفظ تمام مردم حول گروه مبارزان، رهاییبخش توانستند طرح منسجم خویش را در مورد پیروزی انقلاب اسلامی گام بهگام بهاجرا گذارند.
منبر، رسانه چهرهبهچهره
سطح دیگر فعالیت سیستم ارتباطی انقلاب، متوجه گسترش مفاهیم و ارزشهای انقلابی در سطوح زیرین جامعه، در قالب سخنرانیهای روحانیون مستقر در مساجد و دیگر اماکن مذهبی بود.
شاید بتوان از منابر بهعنوان مهمترین و قدرتمندترین این رسانهها در زمان قبل از انقلاب اشاره کرد. با اینکه در آن زمان، رژیم رسانههای بزرگ و مدرن را در اختیار داشت، ولی هیچکدام قدرت و تأثیرگذاری منابر را نداشته است. روحانیون با سخنرانیهای خود علاوهبر اینکه به سخنرانیهای مذهبی و تقویت باورهای مردم میپرداختند، پرده از جنایات رژیم شاه برمیداشتند و مردم را از اوضاع خفقانبار جامعه آگاه میکردند و آنها را بهمبارزه و تظاهرات علیه رژیم دعوت میکردند که واقعا هم مؤثر بودند.
منبر جزو ملزومات اولیه هر مسجد تلقی میگردد. حضور مخاطب در کنار منبر و گوش دادن به وعاظ عملی انتخابی است. بین واعظ و مخاطب رابطه اعتماد وجود دارد. در کنار منبر، سرعت ارتباط زیاد است و ارتباط بهطور کامل صورت میگیرد. در برابر منبر، ارتباط چهره به چهره صورت میگیرد. گوینده رسانه منبر، چهره مردمی است و در طی زمان قداست پیدا میکند. این رسانه بهدلیل فضای سنتی ـ مذهبی جامعه ایرانی، از قابلیت تأثیرگذاری فراوانی برخوردار بود.
روحانیون با مبدل ساختن مسجد به پایگاه نیروهای انقلابی، در عین حالیکه حلقهای واسط میان رهبری انقلاب و تودهها بودند، خود نیز با شرح و تبیین آنچه مدنظر آیتالله خمینی و در جهت اهداف انقلاب بود، تلاش کردند مردم را رهبری و سازماندهی کنند تا در مواقع ضروری بدون واهمه علیه رژیم به خیابانها بریزند و حضور رهبر انقلاب در ایران را خواستار شوند.
در واقع منبر بهعنوان رسانه عمومی اسلام نقش شگفتیساز و حماسی را در انقلاب اسلامی ایفا کرد. زیرا سخنرانان روحانی با استفاده از آن بهعنوان تریبونی در جهت رساندن صدای انقلاب به گوش ملت ایران استفاده کردند.
از منظر ارتباطی، انتخاب تکنیک سخنرانی و خطابه از سوی انقلابیون، حاوی پیام روشن و آگاهانهای است. زیرا سخنرانیها و خطابهها با برقراری ارتباط نزدیک و بدون خدشه، میان سخنران و مخاطبان میتواند بهعنصر تعیینکننده جایگاه ویژهای ببخشد.
پیامرسانی از طریق رسانههای سنتی (منبر) در دو مقطع مهم با کارویژگیهای خاصی صورت گرفت. مقطع اول نهضت، هنوز حضرت امام از ایران تبعید نشده بود و مقطع دوم از تبعید حضرت امام تا پیروزی انقلاب اسلامی را شامل میشود. طیفی از وعاظ در طی این دو مقطع از سال 1341 تا بهمن 1357 در صدد برآمدند با استفاده از رسانه منبر، مشروعیت نظام حاکم را بهچالش بکشانند و توانستند افکار عمومی جامعه را بهسوی نهضت جلب کنند.
آیتالله طالقانی و حجتالاسلام فلسفی بهعنوان دو تن از پیشگامان نوگرای پیامرسانی از منبر نقش بهسزایی در آگاهی مردم داشتند.
این دو شخصیت در مقطع قبل از تبعید امام با رویکردی نو از منبر برای پیامرسانی بهره میبردند و حتی علاوهبر آن در رادیو نیز برنامههای تربیتی ـ اخلاقی ارائه میکردند.
موج دوم پیامرسانی نهضت، از تبعید امام تا پیروزی انقلاب بود. مبارزه و پیامرسانی در زمان تبعید رهبری نهضت از طریق مبارزات علنی و مخفیانه تداوم یافت. تلاشهای آیتالله سعیدی بهعنوان پیشگام پیامرسانی آموزههای نهضت و حجتالاسلام هاشمینژاد بهعنوان پیامرسان نهضت جزو ماندگارترین مبارزات رسانهای انقلاب است.
نوارهای ضبط صوت و اعلامیهها
نوارهای ضبط صوت هم یکی دیگر از رسانههایی بود که آن زمان از آن استفاده میشد. امام خمینی(ره) که آزادی بیان و دسترسیشان به رسانههای جمعی محدود شده بود، برای رساندن پیامشان بهمردم و پرهیز از محدودیتهای تحمیل شده از سوی رژیم، از «رسانههای کوچک» سود جستند. از تبعیدگاه خود در نجف و سپس در پاریس، پیامها را با نوار ضبط صوت و تلفن به ایران میفرستادند.
این نوارها بعدا در شمار هزارها تکثیر و در تمام کشور توزیع میشد. در بسیاری موارد، سخنرانیهای ایشان روی کاغذ پیاده و برای توزیع انبوه تکثیر میگردید.
از دیگر رسانههایی که در اختیار نیروهای انقلابی بودند، از اعلامیهها میتوان نام برد که شامل مطالب گوناگون و مربوط به گروههای مبارز مختلفی بودند و هدف واحدی را دنبال میکردند از جمله: دعوت بهمبارزه، برملا کردن جنایات شاه و...
مهمترین اعلامیههای پخش شده مربوط به بیانات و پیامهای امام خمینی(ره) بود که توسط گروههای مختلف تکثیر و میان مردم توزیع میشد. گروهها نیز خود اقدام به نشر مطالب مورد نظرشان بهاین وسیله میکردند.
با اینکه رژیم پهلوی رسانههای مدرن و بزرگی را در دست داشت و بر آنها بهطور جدی و دقیق نظارت میکرد و در راستای حفظ حاکمیت خود آنها را پیش میبرد، ولی با این حال نتوانست از این رسانهها که یکی از مهمترین و قدرتمندترین ابزارهای هر حکومتی برای نیل به اهداف و حفظ قدرتشان است، استفاده کند ولی در مقابل نیروهای انقلابی با استفاده از رسانههای سنتی و کوچک مثل نوارهای ضبط صوت که قطعا قدرت و کارایی رسانههای حاکمیت را دارا نبودند، توانستند بیشترین تأثیرات را بر مردم بگذارند و حربههای رسانههای حاکمیت را بیاثر کرده و پایههای رژیم پهلوی را متزلزل کنند.
رسانه های سال 42 تا سال 57 که انقلابیون از آنها استفاده کردند شامل چه مواردی بوده است؟
به نظرم از روزنامه و مجله، کاغذ دیواری و اعلامیه و ضبط صوت و خیلی کم رادیو و تلویزیون.
انتشار اخبار امام و انقلاب بیشتر به چه روشی انتشار پیدا میکرد؟
از طریق اعلامیه ها، و دست نوشته ها، نوارهای ضبط شده، دهان به دهان گشتن اخبار.
چه کسانی و گروهی و چگونه اخبار نهضت امام را پوشش میدادند؟
افراد زیادی با نیت های مختلف، بعضی خیرخواهانه و بعضی مغرضانه. چون این کار ممنوع بود مجبور بودند پنهانی و سریع انجام دهند و بیشتر اوقات شبانه و زیر پوشش های فراوان. و گاهی پخش اعلامیه های امام در شلوغی ها.
امام وقتی در تبعید بودند چگونه اخبار داخل ایران را به او اطلاع میدادند؟
احتمالاً از طریق تلفن یا تلگراف چون سریع متوجه می شدند و یا نامه که البته نامه زمان زیادی می برد.
پیام های امام از خارج چگونه بدست مردم می رسید؟
به نظرم از طریق نامه و تلگراف، و نوارهای ضبط شده.
آرشیو روزنامه های قبل از انقلاب(کیهان و اطلاعات)
جریانات و حاشیههای شکل گیری انقلاب اسلامی ایران، به خصوص در دی و بهمن 57 بسیار زیاد، جالب و شنیدنی بوده و هست ولی متأسفانه تا به امروز استفاده کافی و کاربردی از آرشیوهای صوتی و تصویری و همچنین روزنامهها و جراید آن زمان برای عموم مردم و به خصوص قشر جوان و نسل سوم انقلاب نشده است.
روزنامهها به عنوان بزرگترین مرجع خبری و رسانهای در آن زمان، نقش بسیار زیادی در پوشش خبری اتفاقات و جریانات انقلاب را بر عهده داشتند.
یکی از روزنامههایی که به پوشش گسترده جریانات آخرین روزهای حکومت پهلوی میپرداخت و میتوان گفت به نوعی همسو با حرکت انقلابی مردم ایران بود، روزنامه اطلاعات میباشد.
این روزنامه به عنوان قدمی ترین روزنامه در حال انتشار ایران با گزارشات و عکسهای خود نقش به سزایی در خبررسانی جریانات انقلاب اسلامی داشت.
با توجه به در اختیار داشتن روزنامه اطلاعات از تاریخ 26 دی 1357 الی 28 بهمن 1357 [اوج حرکت و خیزش مردمی در پیروزی انقلاب] در آرشیو سایت بچههای قلم، صفحات اول ویژهنامه این روزنامه از تاریخ 9 تا 23 بهمن 57 برای استفاده شما عزیزان با حجم کم و کیفیت قابل قبولی آماده شده است.
این صفحات به عنوان سندی ماندگار در تاریخ رسانهای مکتوب ایران اسلامی باقی خواهد ماند.
انقلابی که ثمره خون هزاران شهید گلگون کفن و یاران و همفکرانشان میباشد.
.: برای دیدن تصاویر در سایز بزرگتر روی آن کلیک کنید.
.: صفحات به صورتی آماده شده که فونتهای کوچکتر روزنامه نیز قابل خواندن باشد.
|
دوشنبه 9 بهمن 1357 |
سه شنبه 10 بهمن 1357 |
|
چهارشنبه 11 بهمن 1357 |
پنجشنبه 12 بهمن 1357 |
|
شنبه 14 بهمن 1357 |
یکشنبه 15 بهمن 1357 |
|
دوشنبه 16 بهمن 1357 |
سه شنبه 17 بهمن 1357 |
|
چهارشنبه 18 بهمن 1357 |
پنجشنبه 19 بهمن 1357 |
|
شنبه 21 بهمن 1357 |
یکشنبه 22 بهمن 1357 |
|
دوشنبه 23 بهمن 1357 |
آرشیو روزنامه های انقلاب از ابان تا بهمن 57
آرشیو روزنامه های انقلاب
اشاره:
نوشته ای که پیش رو دارید، متن سخنرانی جناب آقای صفار هرندی است که تحت عنوان «جریان شناسی مطبوعات پس از انقلاب » در نشست بیستم کانون گفتمان دینی ایراد گردید که پس از اندکی تلخیص و ویرایش تقدیم می گردد .
وقتی که انقلاب به پیروزی رسید، نیروهای مطبوعاتی مسلمان متعهد، بسیار ناچیز بلکه در حد صفر بود با صرف نظر از یکی دو مطبوعه که یکی از آن ها در حوزه علمیه قم چاپ می شد; مثل «مکتب اسلام » و پیش از آن «مکتب تشیع » ، این ها به ظاهر کار مطبوعاتی داشتند اما با یک کار مطبوعاتی واقعی بسیار فاصله داشتند - . خود این ها هم این مطلب را می پذیرند . با این حساب، ما در این زمینه هیچ چیزی در دست نداشتیم و با این بضاعت وارد انقلاب شدیم .
مطبوعاتی که به نفع انقلاب مصادره شدند، همان ها هم در خدمت انقلاب نبودند . روزنامه کیهان و روزنامه اطلاعات که همین دومی باعث آن رسوایی مقاله معروف بود که منجر به انقلاب شد . روزنامه کیهان پیش از انقلاب، ظاهری روشن فکرانه تر داشت و محل تجمع نیروهایی بود که معروف شده بود این نیروها گرایش مردمی دارند . همین دو روزنامه هم در برخورد با انقلاب، بسیار خطرناک و منافقانه برخورد کردند .
اگر کسی که در جریان انقلاب قرار نگرفته باشد، تاریخ انقلاب را نداند و فقط بخواهد از مطبوعات آن دوره، به سراغ تاریخ انقلاب برود، تصور می کند که این انقلاب به دست یک مشت توده ای، عناصر وابسته به جبهه ملی و سازمان منافقین به ثمر نشسته است . و جماعتی از روشن فکران و گه گاه هم عناصر روحانیت .
برای این شخص این طور جا می افتد که انقلاب در این مملکت با هدف های اعلام شده، از طرف آن گروه ها دنبال می شده، ناگهان یک جماعت روحانی از راه رسیده اند و خودشان بر سر سفره ای انداخته اند که دیگران آماده کرده بودند و آن را به نفع خود مصادره کرده اند . این تصور را شما در روزنامه های به جا مانده از اول انقلاب خواهید دید . هتاکی و پرده دری در این زمینه به جایی رسید که کارکنان مسلمان و متعهد داخل روزنامه کیهان - اکثرا از کارگران شریف این نشریه بودند - راه افتادند و جلوی کار را گرفتند و گفتند: ما نمی گذاریم روزنامه ای که مال مردم مسلمان است، هم سو با گروهک ها و دشمنان انقلاب باشد . این ها به طرف قم آمدند . حضرت امام هنوز در قم تشریف داشتند و با امام، اعلام بیعت و وفاداری کردند . امام هم حرکت این ها را تایید کردند و جملاتی فرمودند که خیلی جالب است . بعضی می گویند قلم مقدس است به هر صورتی که باشد ولی امام رحمه الله در آن جا می فرمایند که: «این قلم ها از سر نیزه شاه بدتر است . قلمی که تهتک به ساحت مقدسات مردم می کند از سر نیزه دژخیمان پهلوی خطرناک تر است . چه کسی گفته که قلم بالاصالة مقدس است .
بعد از انقلاب، وقتی که با یک چنین جریانی روبه رو شدیم، نیروهای انقلابی به این نتیجه می رسند که خودشان باید یک کاری انجام دهند . اولین جرقه نیروهای خالص مسلمان در حزب جمهوری زده می شود که بانی آن رهبر معظم انقلاب بوده اند . آقای مهندس موسوی و دیگران هم این روزنامه را تدارک کردند ولی باز جریان مطبوعاتی در خدمت انقلاب نبود; زیرا این یک جریان مبتدی و نوپا بود . بضاعت روزنامه نگاری کشور بعد از انقلاب هم، یک سره در اختیار جریاناتی بود که با روح و اصل دین سر ستیز داشتند یا بی تفاوت بودند . کم تر روزنامه نگاری در «اطلاعات » ، «کیهان » ، «آیندگان » و «رستاخیز» و مجلاتی مثل «زن » و «اطلاعات هفتگی » و مجلات وقیحی مثل «سپید و سیاه » ، «تهران مصور» و . . . . پیدا می کنید که یک مقدار انگیزه دینی و اخلاق انسانی در وجودش شعله ور باشد .
بخش ادبیات روزنامه کیهان، در اختیار کسانی بود که رسما اهل ستیز با دین بودند . افرادی مثل احمد شاملو و کسانی که تعلقات ضد دینی خود را اظهار کردند .
«زن روز» نشریه فاسد آن وقت بود . آن روزها این نشریه، وسیله ای بود برای گسترش فحشا و وارد کردن سبکی از زندگی غرب که قصد داشتند عنصر ایرانی را با آن تربیت بکنند . اساسا شکل گیری این مجله برای تغییر ذایقه و زندگی مردم جامعه ما بوده است . حال این که این ها چه کارهایی کرده اند، بماند . در یکی از کارهاشان مسابقه دختر و بانوی شایسته گذاشته بودند که این کار گرفته شده از همان مسابقه ملکه زیبایی بود که غربی ها برای خود دارند . این ها ملاک شایستگی را قد و قواره، سایز بدن و قسمت های مختلف بدن زن های مسلمان ما قرار داده بودند . دختران و زنان ما را به این سمت و سو می کشاندند . بعضی از دست اندرکاران این گونه اقدامات کثیف و فاسد، امروز هم پشت صحنه بعضی از این مطبوعات واقع شده اند . خانمی که در کنفرانس برلین، آن هتاکی ها را نسبت به جمهوری اسلامی داشت و آن هرزه گویی ها را کرد، از کسانی است که در راه انداختن فحشای پیش از انقلاب در مجله زن روز، عنصر تعیین کننده ای بود . همسر او هم که یک عنصر فاسدی است و کم تر اسمی از او به میان می آید ولی کسانی که این مسائل را تعقیب کرده اند، می دانند که این عنصر فاسد در گذشته انقلاب و سابقه مطبوعاتی خودشان بیش ترین خدماتشان این است که فواحش خارج کشور را دعوت بکنند و پسر و دختر ما را پای پلکان هواپیما بکشانند تا برای آن ها هورا بکشند . این ها بانیان و راه اندازان چنین جلساتی بوده اند .
در اوایل انقلاب، طبیعی بود که بسیاری از این ها به دلیل شدت فسادی که کرده بودند (تا جایی که بعضی از هم کاران آن ها نمی توانستند، این ها را تحمل کنند) از گردونه خارج شدند و برخی از آن ها فرار کردند . این یک ریزشی بود که به نفع جریان انقلابی صورت گرفت . اما هنوز مطبوعات پالایش نشده بود، هنوز کسانی بودند که اگر سلطنت طلب نبودند در عوض توده ای و کمونیست و دوست دار چریک های فدایی خلق بودند . وابسته به گروه های ملی گرا و روشن فکران لاییک بودند . اگر مارکسیست نبودند، عناد آن ها با اندیشه ها و اعتقادات دینی مردم به حدی بود که آن را در نوشته های خود ظاهر می کردند . در دو سه سال اول انقلاب که بلوغ اندیشه انقلابی و مذهبی بود، این ها را به تدریج یا سر جای خودشان نشاندند یا برخی از این ها را از دور خارج کردند . در این دو سه سال هم عده ای از این ها که دست شان آلوده به دست گروهک های محارب و . . . بود، راه گریز را پیش گرفتند و به خارج پناهنده شدند . برخی از آن ها هم در درگیری با منافقین و گروه های مسلح به درک واصل شدند; ولی بعضی از آن ها که اهل محافظه کاری بیشتر و اهل رعایت (به نوعی) بودند، باقی ماندند و در بدنه مطبوعات رسوخ کردند . در این دوره کسان دیگری وارد کار می شوند . بنده به کیهان اشاره کنم که به عنوان یک مدل و قوی ترین مجموعه مطبوعاتی کشور تاثیرگذار در عرصه مطبوعات بوده است; بسیاری از چهره های جناحی در عرصه مطبوعات سال های اخیر را در کیهان قبل از انقلاب پیدا می کنید .
بسیاری از عاملین نشریات زنجیره ای کسانی بودند که در کیهان کار می کردند، کیهان نقطه ای است که روی آن بیشتر باید تامل کرد . اما این جماعتی که جدیدا (بعد از انقلاب) وارد شدند چه کسانی بودند؟ مخصوصا در کیهان، یک گروه از کسانی بودند که همراه آقای دکتر یزدی، اوایل انقلاب، از طرف حضرت امام رحمه الله مدیریت کیهان را برای یک دوره یک سال و اندی، به عهده گرفتند . این گروه وابستگان نهضت آزادی و بعضی از پیوستگان به سازمان منافقین بودند . عده ای از همین ها که وابسته به این سازمان بودند ادعا می کردند که ما مدتی بود که از سازمان جدا شده بودیم، و تحت عنوان اعلامیه هایی که بعدا تبدیل به کتاب «روند جدایی » شد، اعلام جدا شدن کرده بودند . از عناصری که در روند جدایی از منافقین جدا شده بودند، نام کسانی را باید به خاطر بسپارید که سالیان سال پس از دهه شصت بعد از این که بساط منافقین برچیده می شود، این ها همچنان در عرصه مطبوعاتی ما حاضر بودند و به فعالیت های خود ادامه می دادند . در این دوره هفت، هشت ساله بعد از سال شصت، مدیریت عالی روزنامه کیهان در اختیار آقای خاتمی بود . در عین این که وزیر ارشاد بود، مدیر کیهان هم بود .
آن افرادی که عرض می کنم، با مخفی کردن خودشان در پشت چهره های موجهی مثل ایشان و شهید شاه چراغی و . . . به فعالیت های آن چنانی مشغول بودند . در اواخر دهه شصت به عنوان کار فرهنگی، چیزی به اسم کیهان فرهنگی راه انداختند و جای پایی برای کسانی نظیر آقای دکتر سروش درست کردند . آن افراد با بقیه مجموعه و با شخص آقای خاتمی و دوستان دیگری که در آن دوره به روزنامه پیوسته بودند، مثل آقای نصیری و دیگر عزیزان، در اثر مواجهه با این جریانات صالح، راهی جز خارج شدن از روزنامه و موسسه کیهان پیدا نکردند . این مجموعه بعد از خارج شدنش از روزنامه کیهان سر از نشریه کیان در می آورد .
در این دوره اقدامات دیگری هم صورت می گیرد . در یک دوره ای، جریان چپ مسلمان ما، شروع به نزدیک شدن به این جریان تحول خواه دگرگون طلب کیان می کند و پیوندی بین این دو جریان برقرار می شود .
جریان کیان پیش از این ارتباطاتی با نهضت آزادی برقرار کرده بود . علی رغم این که این ها در اوایل انقلاب، سایه نهضت آزادی را با تیر می زدند، در اواخر دهه شصت عرض پوزشی خدمت مهندس بازرگان می برند و می گویند: ما را ببخش که در گذشته چپ روی می کردیم . الآن آمده ایم که عذر خواهی بکنیم . در این دوره بین جریان لیبرال و جریان روشن فکر چپ پیوندی می خورد که این یک امر مباح، بلکه مستحبی تلقی می شود . این که چرا جریان چپ خط امامی وارد چنین گردونه فساد و خرابی می شود، تحلیل مفصل خود را می طلبد . آقای محمد قوچانی در یک مقاله اشاره می کند که بعد از دهه هفتاد محفلی تحت عنوان محفل یا حلقه کیان در این مجله برپا شد که در روزهای چهارشنبه جلساتی داشتند و عناصری از جاهای مختلف در این جا شرکت می کردند و نقل می کند که نفراتی از سازمان مجاهدین انقلاب نیز در جلسه بودند; از آقایان روشن فکران حوزوی بودند، عده ای از روند جدایی بودند و . . . که به هم پیوند می خوردند و به تعبیر ایشان، هسته اولیه جریان اصلاح طلبی را پایه گذاری می کنند .
اتفاق دیگری که می افتد، این است که از آغاز این دهه، با جریان شکل گیری چنین گروهی در داخل، ارتباطات با خارج هم شروع می شود . کسانی که در اول انقلاب، به عنوان عناصر مفسد از مجموعه مطبوعاتی کشور ریزش کرده بودند، به تدریج دوباره آفتابی می شوند و سر و کله آن ها در این مطبوعات جدید التاسیس پیدا می شود . در این میان یک جنس مطبوعات تازه ای به میدان می آید که حرف آن ها این بود که وقتی مملکت بعد از جنگ وارد دوره سازندگی شده، باید مطبوعات هم تراز سازندگی را هم وارد کنیم; لذا سبک و سیاق جدیدی از روزنامه نگاری به میان می آید . ظاهرا می گویند که به سیاست کاری نداریم و فقط طرف دار فضای گل و بلبل هستیم و می خواهیم برای مردم تفنن و تفریحی داشته باشیم ولی در باطن این حرکت که ظاهر یک اقدام فرهنگی و اجتماعی را دارد، حرکت بسیار رندانه ای نهفته است . می بینیم که اولین تشکیک ها و تردیدها در باب مبانی حکومت دینی، در همین نشریات شکل می گیرد . مقاله «وکالت یا ولایت » که توسط آن آقایی که از دنیا رفت نوشته شد، جرقه تشکیک در بنیاد اندیشه امام را زد; البته در بیرون، چیزهایی می گفتند ولی در مطبوعات، اول بار در آن جا شکل گرفت; حتی گفت که پیامبر عظیم الشان اسلام صلی الله علیه و آله از طرف خداوند ماموریتی برای تشکیل حکومت نداشتند; چه رسد به ولی فقیه .
یک مقدار که جلوتر می آییم، رد پای عناصری که در خارج از کشور به عنوان نیروی ضد انقلابی علیه انقلاب فحاشی می کردند و مقاله ها و اعلامیه های علیه شخص امام و انقلاب را می نوشتند، این ها آهسته، آهسته مقالات و اشعار و . . . خود را در مطبوعات داخل کشور چاپ می کردند . در اوایل بدون نام اصلی خود کار می کردند و کم کم با نام اصلی خود کار کردند . یک آقایی که در سال 74 در نشریه پر مقاله ای نوشته است و رسما می گوید اگر می خواهید براندازی آرام و بی سر و صدا در ایران صورت گیرد، باید گروه هایی تحت عنوان میانجی (اسم مقاله هم در جست و جوی میانجی است) یعنی واسطه پیدا کنیم و آن ها را برانگیزیم تا رژیم را سرنگون کنیم . خود این شخص می گوید: با توجه به این که سروش و حلقه کیان موجه تر هستند و حتی در میان حوزه های علمیه، سپاه و نهادهای انقلابی عواملی دارند که از آقای سروش حمایت می کنند، ما باید از طریق این ها به درون حاکمیت نفوذ بکنیم; چرا که رژیم هنوز به این ها اعتماد مختصری دارد و وقتی که ما اقداماتمان را به وسیله آن ها انجام دهیم، نمی توانند آن ها را ضد انقلاب معرفی کنند; چرا که آقای سروش در اول انقلاب، عضو شورای انقلاب فرهنگی بوده و یک مدتی هم جزء لیدرهای فکری انقلاب حساب می شد . مگر می توان او را به آسانی ضد انقلاب نامید . جماعت انجمن های اسلامی دانشگاه ها و . . . دنبال او هستند; پس ایشان وسیله خوبی برای مقابله با نظام است .
آن ها از این سر پل وارد می شوند و کم کم این نقطه را توسعه می بخشند . یک روزی شما چشم باز می کنید و می بینید همین آقای رامین احمدی که در سال 74 در نشریه «پر» مقالاتش چاپ می شد و دزدانه مقالاتش وارد کشور می شد، بعد از سال 76 رسما با گردنی افراشته در نشریات و مطبوعات زنجیره ای داخلی، علیه حکومت و نظام مقاله می نویسد . این فقط یک نمونه بود . الی ماشاء الله ازاین افراد وجود دارند که با بهره گیری از گستره آزادی، وارد مطبوعات شدند .
گستره آزادی مطبوعات از دید عده ای تا آن جا بود که دشمنان امام و کسانی که از امام با الفاظ بسیار زشتی نام برده بودند و اسم خود را پای اعلامیه هایی که امضا کرده بودند، می نوشتند از سال 76 به این ها فرصت داده می شود بدون این که از گذشته کثیف خود استغفار و توبه کنند، داخل کشور بیایند و مدعی هم بشوند و بگویند شما در این مدت، مملکت را با آن جنگ و شعارهای انقلابی و قطع رابطه با امریکا خراب کردید .
حال بیایند و تقاص بگیرند . این پیشینه دردآور مطبوعات ما است .
وقتی صحبت براندازی می شود و می گوییم یکی از کانون های براندازی، مطبوعاتی با این پیشینه بودند، اغراق نکرده ایم . آن وقت که رهبر معظم انقلاب فرمودند: باید جلوی پایگاه های دشمن در مطبوعات گرفته شود و تعطیل شوند، سخنی کاملا با اطلاع و با حکمت بوده است . یک سخن شعاری نبود .
پی نوشت ها:
1) مقاله توهین آمیز نسبت به حضرت امام خمینی رحمه الله پس از شهادت حضرت آیت الله مصطفی خمینی .
2) نشریه سلطنت طلب ها با سرمایه اشرف پهلوی در خارج از کشور تاسیس شده است که بنیادی به نام بنیاد پر دارد .
محبوب ترین نشریات ما بعد از انقلاب
روزنامه هفت صبح: شاید اینها آخرین نشریات مهم تاریخ مطبوعات ایران باشند؛ نشریاتی که هر کدام در دوره ای آمدند و موجی با خود ایجاد کردند. دیگر با آغاز دوران دیجیتال بعید است هیچ نشریه دیگری بتواند موج سازی را آغاز کند. برج و باروی مطبوعات در سراسر جهان یک به یک فرو می ریزند و برگشتی در کار نیست...
انتخاب این 10 نشریه با سلیقه هفت صبح بوده است. از میان روزنامه ها، کیهان و شرق و همشهری را انتخاب کردیم ولی خودمان اهمیت اعتماد به عنوان دیرپاترین روزنامه بخش خصوصی یا جام جم به خاطر رقابت پیروزمندانه اش با همشهری را می دانیم، یا تاثیر سلام بر سپهر سیاسی کشور و همینطور دنیای اقتصاد به عنوان نشریه خصوصی و اقتصادی موفق.
در میان نشریات جوان پسند، چلچراغ را انتخاب کردیم. طبیعی است که ارزش ایران جوان و همشهری جوان را به خوبی می دانیم. هفته نامه مهر را به خاطر آغاز سبک غیرعادی اش که مبتنی بر تک نگاری نویسندگانش بود به یک نشریه موفق دیگر مثل تماشاگر ترجیح دادیم. گل آقا در میان نشریات طنز و پیام امروز در میان ماهنامه های سیاسی جبهه و دوکوهه را به خاطر سبک جنجالی سیاسی شان انتخاب کردیم. جایگاه مجله فیلم و دانستنی ها حداقل برای کسانی که دهه 60 روزنامه خوان بودند، غیرقابل خدشه است. به هر حال این انتخاب ما برای مطبوعات است؛ هر چند با دو روز تاخیر از روز خبرنگار.
روزنامه شرق و هفته نامه شهروند امروز
این دو نشریه در یک کلام خلاصه می شوند: «قوچانی»! سردبیر جوان، باسواد و کاربلدی که توانست فصلی جدید در مطبوعات سیاسی کشور رقم بزند. او که کشش وافر به نشریات پرصفحه دارد، حجم مطالب معمول یک ماهنامه یا فصلنامه را در هفته نامه شهروند امروز و حجم مطالب یک هفته نامه را در روزنامه ای به نام شرق جا می داد؛ آنقدر که نقد عموم خوانندگانش به جای کم بودن مطالب خواندنی به انبوه مطالب و فرصت کم مطالعه دست کم بخشی از آن بود.
روزنامه شرق، دوم شهریور 1382 منتشر شد و تا به امروز چهار بار توقیف شده است. قوچانی از این میان فقط دو توقیف در کارنامه خود دارد. این روزنامه توانست نگاه تحلیلی - سیاسی - اجتماعی را با نگاهی تعدیل شده و در عین حال نزدیک به روزنامه های توقیف شده دوران اصلاحات مانند توس و جامعه، روزنامه مخاطبان عموما اصلاح طلب شود.
قوچانی پس از سه سال همراهی شرق دست از کار نکشید و با فشار در تغییر مدیریتی شرق راهی نشریه ای دیگر شد. هفته نام شهروند امروز، هفته نامه ای خبری - تحلیلی بود که به سردبیری محمد قوچانی، اسفند 85 به روی دکه ها آمد و آبان 87 برای بار نخست توقیف شد. دور دوم انتشار آن نیز که از تیر 90 آغاز شده بود با سردبیری رضا خجسته رحیمی، فقط یازده شماره عمر کرد و بار دیگر توقیف شد.
هفته نامه شهروند با مدیرعاملی حمید عطریانفر، توانست در مدتی کوتاه به پشتوانه انبوهی از روزنامه نگاران نام آشنای ایران و همچنین نشر مطالب گروهی از فعالان فرهنگی و سیاسی کشور، و همینطور توانایی مالی چشمگیر پشتیبانانشان، به نام نشریه ای متفاوت شناخته و با اقبال در فروش همراه شود.
گرچه توقیف شهروند امروز پایان کار این گروه نبود و در هفته نامه «ایران دخت» تا توقیف آن در سال 88 میزبان این روزنامه نگاران بود. دو سال بعد، هفته نامه آسمان با سردبیری قوچانی اجازه انتشار پیدا می کند؛ هفته نامه آسمان از آبان 90 تا بهمن 92 منتشر شد ولی تغییر امتیاز آن به روزنامه و انتشار 6 شماره از آن، خیلی سریع به توقیف نشریه منجر شد.
ماهنامه پیام امروز
دهه 70- ساختمان آجری دوراهی قلهک؛ محله بروبیا روزنامه نگاران کاربلدی بود که روایت دیگری از جریان آن دوران را نشر می دادند. نشریه ای که 15 خرداد 1373 به روی دکه ها آمد و هفت سال بعد، چراغش خاموش شد.
نویسندگان پیام امروز گرچه عموما، سابقه کار روزنامه نگاری حوزه فرهنگ و ادب داشتند ولی در این چارچوب نماندند. همزمان با دوران تحولات اقتصادی و سیاسی ایران و ماجرای اختلاس 123 میلیاردی، پا را چند قدم فراتر گذاشتند و نشریه ای سیاسی - اقتصادی را در متن رقم زدند.
این ماهنامه در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، بیشتر به اقتصاد می پرداخت و با پوشش نگاه بیرونی، سیاست ایران را از منظر خبرنگاران و گزارشگران غربی بازتاب می داد.
با شروع دوره اصلاحات، کم کم زور سیاست بر اقتصاد در پیام امروز چربید و رقیب روزنامه های دوران اصلاحات شد. عدم وابستگی حزبی «پیام امروز» موجب شد در دورانی که رأی افراد با روزنامه ای که می خواندند مشخص می شد، دایره خوانندگانش فزونی پیدا کند و به عنوان یکی از تاثیرگذارترین های دهه 70 نامش باقی بماند.
ماهنامه فیلم
از سال 61 که اولین شماره مجله فیلم روی دکه رفت بیش از 30 سال می گذرد. این ماهنامه سینمایی در دو شماره اول با نام «سینما ویدئو» منتشر شد و بعد به «فیلم» تغییر نام داد. در طول این سال ها هزاران مخاطب تخصصی سینما همراه این نشریه نوستالژیک بودند. کم نیستند کسانی که چندین سال کلکسیون این مجله را گوشه اتاق شان جمع کردند و بعدها به منتقدان و سینماگران مشهوری تبدیل شدند.
تداوم انتشار این ماهنامه تخصصی که به طور خصوصی اداره می شود، در 477 شماره بی گمان مدیون ثبات تیم مدیریتی آن است. مسعود مهرابی به عنوان صاحب امتیاز و مدیرمسئول و هوشنگ گلمکانی به عنوان سردبیر سهم بسزایی در سه دهه سینمای پس از انقلاب ایران دارند.
در دهه 60 و 70 که خبری از اینترنت و ماهواره نبود، عاشقان سینه چاک سینما مرجعی غیر از همین مجله نداشتند؛ آن هم در دوران ممنوعیت ویدئو و وی اچ اس که فقط در چند سینمای خاص در سانس های محدود، فیلم های اروپای شرقی و شوروی سابق به نمایش گذاشته می شد.
در رویکرد این مجله از همان ابتدا نوعی تعادل وجود داشت. نه خیلی به نشریات روشنفکری شبیه بود و نه خیلی به نشریات عامه پسند پهلو می زد؛ همین مسئله باعث شد طیف مخاطبان بیشتری را برای جذب در دسترس داشته باشد.
هفته نامه گل آقا
«شاغلام»، «غضنفر»، «ممصادق»، «کمینه عیال ممصادق» و ... یادگارهای شخصی هستند که در فضای دهه 60 توانست یک تنه طنز و نقد را به نشریات کشور بازگرداند.
«کیومرث صابری فومنی» با نام مستعار «گل آقا» در سال 1363، یعنی دورانی که فضای جامعه در تب و تاب دوران جدید بود و طنزنویسی هنوز مجالی برای عرصه ظهور نداشت، با یادداشت های روزانه طنز با نام مستعار «گل آقا» و تحت عنوان «دو کلمه حرف حساب» با محتوای انتقاد از مشکلات جامعه در صفحه سوم روزنامه اطلاعات، تحول بزرگی در فضای مطبوعات کشور به وجود آورد.
خیلی ها بالا رفتن آستانه تحمل مسئولان در زمینه نقد و طنز را مدیون او می دانند. او 6 سال بعد در سال 1369 اولین هفته نامه طنز بعد از انقلاب با نام گل آقا را منتشر کرد که تا سال های سال یکی از پرطرفدارترین نشریات کشور بود و روزهای پنجشنبه هر هفته خیلی ها را به پای کیوسک ها می کشاند.
دولتمردان و مدیران دولت هاشمی از سوژه های مورد علاقه هفته نامه گل آقا بودند و در این میان مرحوم حسن حبیبی، معاون رئیس جمهور وقت (هاشمی رفسنجانی) پای ثابت همیشگی کاریکاتورهای روی جلد گل آقا بود.
در سال 81 گل آقا ناگهان آخرین شماره خود را منتشر کرد و کیومرث صابری این بار در سرمقاله خود نه نامی از شاغلام برد، نه از غضنفر و برای اولین و آخرین بار در انتهای سرمقاله اش به جای نام گل آقا، نام خودش را زیر آن نوشت.
در سال 86 هفته نامه گل آقا مدت کوتاهی توسط دختر کیومرث صابری فومنی (گلنسا) منتشر شد که پس از مدتی تصمیم به توقف انتشار آن گرفته شد و تا امروز تنها شعار گل آقا باقی مانده: «یک دهان دارم دوتا دندانِ لق/ می زنم تا زنده هستم حرفِ حق».
ادامه دارد ................
ادامه:
دوهفته نامه دانستنی ها
با وقوع انقلاب و در میان بحبوحه تغییرات سیاسی سریع کشور، احتمالا فقط «فرانه بهزادی» و همکارانش بودندکه به درستی تشخیص دادند انتشار مجله ای علمی بهترین گزینه در آن دوران است.
فرانه بهزادی دختر علی بهزادی است که بنیانگذار و مدیر نشریه سپید و سیاه بود که پیش از انقلاب منتشر می شد و در همان دوره تعطیل شد. نام نخست دانستنی ها، «دانستنی ها برای جوانان» بود که پس از چند شماره نامش به عنوان امروزی آن، تغییر پیدا کرد.
دانستنی ها از همان ابتدای کار نگاهی عامه پسند داشت به هر آنچه «دانستنی» به حساب نام می گیرد و موضوعات مربوط به دانش و فناوری، طبیعت و تاریخ از جمله سرفصل های مطالب دانستنی ها بود.
این نشریه علمی - ترویجی که عنوان «نخستین مجله دایره المعارفی و تمام رنگی ایران» را به نام خود کرد و توانست در ابتدای دهه 60 به فروش رویایی چند صد هزار نسخه در ماه دست پیدا کند. با اینحال پس از نزدیک به دو دهه وقفه در انتشار و در پاییز 88 گروه مجلات همشهری با خرید امتیاز این نشریه، از برند «دانستنی ها» برای انتشار مجله ترویجی دانش و فناوری خود سود می جوید؛ اتفاقی که سبب شد بار دیگر لقب پرفروش ترین به این دوهفته نامه برسد؛ البته این بار در میان مجلات چاپی گروه مجلات همشهری.
روزنامه کیهان
روزنامه کیهان به عنوان یکی از قدیمی ترین نشریات ایران که از سال 1321 روی دکه رفت و از آن زمان انتشار آن تقریبا بدون وقفه ادامه یافته است؛ یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین نشریات کشور محسوب می شود. فارغ از اینکه در دوره های مختلف چه گروهی و با چه طرز فکری در رأس مدیریت آن قرار داشته اند، روزنامه کیهان برای همه مهم بوده است.
از دوران قبل از انقلاب و دهه 60 که بگذریم، از ابتدای دهه 70 «حسین شریعتمداری» سکاندار هدایت این روزنامه بوده است. شریعتمداری در روزنامه کیهان و محمد کاظم انبارلویی در روزنامه رسالت دو چهره شاخص رسانه ای جریان اصولگرا محسوب می شوند.
شاید سر و شکل رنگ و رو رفته و نحوه صفحه آرایی کیهان چندان مورد پسند مخاطبان جوان مطبوعات واقع نشود اما سرمقاله های تند و آتشین شریعتمداری هر روز بازتاب گسترده ای در سایت ها و فضای سیاسی ایران دارد، ضمن اینکه این روزنامه دیگر شمایل یک روزنامه کلاسیک به خود گرفته که نسل اولی های انقلاب عادت دارند هر روز عصر یک لیوان چای بنوشند و کیهان بخوانند.
البته از این نکته هم نگذریم که کیهان مخالفان زیادی دارد، عده ای معتقدند گاهی مصالح ملی را رعایت نمی کند و در اتهام زنی به چهره های مطرح سیاسی پروایی ندارد اما با اینحال هنوز پیوند شریعتمداری و کیهان ناگسستنی به نظر می رسد. کیهان در مجموع بیشتر از اینکه یک روزنامه عمومی باشد، یک روزنامه حزبی به نظر می رسد.
هفته نامه شلمچه و جبهه
هفته نامه های «شلمچه» و «جبهه» و ماهنامه «صبح دوکوهه» روزگاری رسما توپخانه منتقدان دولت اصلاحات و سازندگی بودند. این نشریات به لحاظ ماهوی به هفته نامه یالثارات حسین (ع) (ارگان رسمی انصار حزب الله) قرابت فکری داشتند.
وجه اشتراک این نشریات حضور «مسعود ده نمکی» بود. احتمالا خیلی از متولدین دهه 70 که برای سری فیلم های اخراجی ها هورا می کشند، نمی دانند تا دو دهه پیش مسعود ده نمکی در اوج جوانی نماد جریان فوق رادیکال در سپهر سیاسی ایران بود.
ضریب نفوذ بالای ده نمکی و دوستانش در نیمه دوم دهه 70 در میان جوانان حزب اللهی قابل انکار نیست. نقطه قوت این نشریات که بین سال های 1375 تا 1384 منتشر می شدند، زبان صریح و جسورشان بود. آنها حتی در انتشار آگهی ها هم خلاقیت به خرج می دادند و مثلا در هر شماره از نشریه جبهه 20 یا 30 صفحه به آگهی هیات ها و مراسم مذهبی اختصاص داشت.
قلم بی پروای نویسندگان این نشریات اتمسفر سیاسی نیمه دوم دهه 70 خیلی جواب می داد اما اکنون در دوران اعتدال و دهه 80 و 90 بعید است مشتری خاصی داشته باشد و مسعود ده نمکی بهتر از هر کسی این نکته را می داند.
روزنامه همشهری
ارزان، تمام رنگی و پر از آگهی! روزنامه ای که به صاحب امتیازی شهرداری تهران، انتشار خود را از 24 آذر 1371 آغاز کرد و خیلی سریع توانست به خودکفایی مالی برسد. نشریه ای که به پشتوانه کرباسچی و با بهره گیری از چاپ مدرن، جریانی متفاوت از نشریات سیاه و سفید آن زمان در پیش گرفت.
قیمت مناسب و استفاده از تصاویر و طرح های رنگی، بسیاری از مخاطبان را به رغم اختصاص بخش عمده ای از مطالب به شهر تهران، به سوی این روزنامه کشاند. (البته رانت مالی غیرمنصفانه شهرداری و حمایتش از این روزنامه را نباید فراموش کرد.)
طراحی آگهی و پوشش متفاوت نیازمندی ها، با گرافیکی متفاوت از دیگر روزنامه ها، این روزنامه را به رسانه رسمی تبلیغات چاپی در تاریخ معاصر ایران تبدیل کرد که هنوز هیچ رقیبی به این قدرت به خود ندیده است.
به لطف نیازمندی های پرسود روزنامه همشهری، آزمون و خطاهای بسیاری را این روزنامه از سر گذراند؛ از چاپ نسخه همشهری در امارات تا چاپ همشهری عصر؛ از انتشار بیش از 20 مجله رسمی و مجوزدار و دهها عنوان ویژه نامه محلی و موضوعی گرفته تا پایگاه خبری آنلاین.
برخی از این تجربه ها رنگ یک سال کامل به خود ندیدند و برخی دیگر ستونی جدید برای برند همشهری به حساب می آیند. روزنامه همشهری در جدیدترین حرکت خود، از فناوری «واقعیت افزوده» برای افزودن صدا و تصویر به متن روزنامه به واسطه گوشی های هوشمند و تبلت ها بهره برده است.
هفته نامه مهر
تمام رنگی در قطع تابلوئید به سبک روزنامه های اروپایی! هفته نامه مهر درست یک ماه پیش از دوم خرداد 76 مجوز گرفت و نشریه ای وابسته به حوزه هنری تبلیغات اسلامی بود؛ نشریه ای که به پشتوانه محمد علی زم، ریاست وقت حوزه هنری توانست ورای خطوط قرمز زمان خود حرکت کند و خیلی سریع تبدیل به نشریه ای پرفروش شود.
مهر در سال های 79 و 80 با استفاده از چهره هایی مثل میرشکاک، نبوی، برادران موسوی، افخمی، خوشخو، معززی نیا و یعقوبی بهار دوباره ای را آغاز کرد اما با رفتن زم این تیم هم از مهر جدا شدند.
هفته نامه چلچراغ
از سال 81 پای هفته نامه ای با لگوی عجیب و جلد کاهی به دکه ها باز شد که شعار «شنبه خوب، شنبه چلچراغ» را همراه داشت و خیلی زود به یکی از تاثیرگذارترین و پرطرفدارترین نشریه های جوانان کشور تبدیل شد.
چلچراغ اما بدون شک نقطه عطفی در تاریخ مطبوعات ایران بود که توسط گروهی از روزنامه نگاران مطرح با ایده های نو و خلاقانه برای جوانان راه اندازی شد و خیلی زود به جایگاه تاثیرگذاری دست پیدا کرد. چلچراغ در فضای اصلاح طلبانه آن سال ها با ایده های آوانگارد خود بسیاری از جوانان را روزنامه خوان کرد و روزنامه نگاران زیادی هم وارد فضای مطبوعات کرد. تابوشکنی و دوری از فضای خشک و کُند روزنامه نگاری، جزو ارکان اصلی چلچراغ بود که البته به میزان طرفدارانش، منتقد هم داشت و خیلی ها این نشریه را به زرد بودن متهم می کردند.
این هفته نامه جزو معدود نشریاتی بود که صفحات آن با نام نویسندگانش شناخته می شدند و در جشن های چلچراغ، نویسندگانش حتی از بازیگران هم محبوب تر بودند.
در آن سال ها خط قرمزهای نشریات آرام آرام پررنگ تر شدند و چلچراغ هم آرام آرام خط و سوی ملایم تری در پیش گرفت. با وجود آن که چلچراغ در طول سال های انتشار خود تغییرات زیادی را دید اما حیاتش را حفظ کرده و همچنان در حوزه جوانان مشغول به فعالیت است.
عموزاده خلیلی صاحب امتیاز و آرش خوشخو، منصور ضابطیان، علی میرمیرانی، بزرگمهر شرف الدین، امیر مهدی ژوله و بزرگمهر حسین پور سردبیرهای دوره های مختلف آن از ابتدا تا امروز بوده اند.
فهرست روزنامههای ایران
|
|
این فهرست روزنامهها در ایران میباشد اولین روزنامه در ایران سال ۱۸۳۵ میلادی منتشر شد. در ۱۹۰۷ (دوران انقلاب مشروطه ایران)، ۹۰ روزنامه در ایران چاپ میشد.
محتویات
- ۱ روزنامههای دورهٔ قاجاریه
- ۲ روزنامههای دورهٔ مشروطه
- ۳ روزنامههای دورهٔ پهلوی
- ۴ روزنامههای دورهٔ جمهوری اسلامی ایران
- ۵ منابع
روزنامههای دورهٔ قاجاریه
در دوران قاجاریه این روزنامهها و نشریات به طور گسترده چاپ میرسیدند و نزد عموم شناخته شده بودند:
- کاغذ اخبار
- وقایع اتفاقیه (که بعدها نامش به
- روزنامه دولت علیه ایران تغییر یافت)
روزنامههای دورهٔ مشروطه
در ابتدای دورهٔ جنبش مشروطه ایران این روزنامهها و نشریات به طور گسترده چاپ میرسیدند و نزد عموم شناخته شده بودند:
روزنامههای دورهٔ پهلوی
در دوران حکومت پهلوی این روزنامهها و نشریات به طور گسترده چاپ میرسیدند و نزد عموم شناخته شده بودند:
- روزنامه اطلاعات (در دورهٔ جمهوری اسلامی ایران نیز منتشر میشود)
- روزنامه کیهان (در دورهٔ جمهوری اسلامی ایران نیز منتشر میشود)
روزنامههای دورهٔ جمهوری اسلامی ایران
پس از انقلاب اسلامی ایران برخی روزنامهها نظیر اطلاعات و کیهان به انتشار خود ادامه دادند. در این دوره همچنین روزنامهها و نشریات زیر نیز به طور گسترده به چاپ رسیدهاند و نزد عموم شناخته شده بودهاند:
- تماشا
- خراسان
- قدس
- هفتهنامه پرشین
- یاس نو
- تهران تایمز
- روزنامه تابناک
- بامداد
- شرق
- روزنامه شهروند
- سرمایه
- رسالت
- خرداد
- خورشید
- جام جم
- ایران
- همشهری
- هممیهن
- اعتماد
- افتخار
- دنیای اقتصاد
- عصر رسانه
- عصر ما
- عصر آزادگان
- آفتاب یزد
- آفرینش
- ابرار ورزشی
- ابرار
- راه مردم
- نیمنگاه
- روزنامه وطن امروز
- روزنامه قانون
- روزنامه جوان
- الگو:روزنامه جهان صنعت
- روزنامه امین
کدام یک از روزنامه و رسانه های امروزی در آن روز با همین نام فعالیت داشت؟
روزنامه اطلاعات و روزنامه کیهان