شهرهای ایران(کجا بریم ؟)
هفتکل شهری است در استان خوزستان که در ۱۳ اردیبهشت ۱۳۰۶ خورشیدی با به نفت رسیدن چاه شمارهٔ یک در دشت طوف سفید، دومین شهر نفتی ایران لقب گرفت و نامش را هفتکل گذاشتند. برخی به اشتباه نام این شهر را هفتگل میخوانند که درست نیست این شهر در سال ۱۳۸۵، تعداد ۲۳٫۶۳۳ نفر جمعیت داشته که از این تعداد ۱۱٫۳۹۰ نفر باسواد بودهاند. ساکنان این شهر، اغلب بختیاری و قشقایی وازقبایل عربی مثل بنی نعامه،زبید،شرفاء،رواشد یا راشدی،آل بوغلی،آل بوفتیله،کرمی بندانی،بنی سعید،عوفی،ضبه،محمدیه ولطفیه هستند.
وجه تسمیه
دشت طوف سفید صدها سال محل قشلاق بختیاریها بود و در زمان حکومت صمصامالسلطنه بختیاری، طایفهٔ لرکی از ایل قشقایی در دشت طوف سفید ساکن شده و به کار دامپروری پرداختند اما همواره از دست اشرار آسایش نداشتند؛ در یکی از این دستبردها، اشرار تعدادی از احشام گله داران را به سرقت برده و باعث ترس زنان و کودکان شدند. سواران قشقایی به تعقیب سارقین پرداخته و هفت نفر از آنها را کشته و برای ایجاد ترس دیگر اشرار، بر بلندای تپهای، هفت سنگ نشانده (کل) به بلندای قد انسان برافراشتند و از آن به بعد آن تپه و نواحی اطراف آنرا هفتاکل نام نهادند و به مرور زمان نام هفتاکل و هفت کل به جای طوف سفید به کار برده شد.
موقعیت جغرافیایی
از لحاظ جغرافیایی تقریباً در مرکز استان خوزستان قرار دارد. این شهر تا اهواز مرکز استان خوزستان ۹۰ کیلومتر، تا رامهرمز ۳۵ کیلومتر تا باغملک ۳۹ کیلومتر تا مسجد سلیمان ۸۰ کیلومتر، تا ایذه ۸۵ کیلومتر و تا شوشتر نیز ۱۰۰ کیلومتر فاصله دارد. محور اهواز، هفتکل، باغملک، ایذه به شهر کرد، اصلی ترین محور ارتباطی استان خوزستان به استانهای چهارمحال و بختیاری و اصفهان محسوب میشود.
بافت شهر
کنسرسیوم نفتی دارسی در حدود سال ۱۳۰۶ خورشیدی در این شهر ساختمانهای بسیاری را برای کارشناسان انگلیسی و کارگران بومی خود بنا نهاد. در بافت این منازل مسکونی ساختمانهای آموزشی، سینما، باشگاه، استخر، درمانگاه و بیمارستان و آتش نشانی پیشبینی شد. هفتکل در آن دوران عروس شهرهای خوزستان خوانده میشد.اما شهرداری هفتکل تا سال ۱۳۴۶ تشکیل نشد. بخشداری هفتکل در سال ۱۳۱۰ تشکیل شد. طبق آمار سال ۱۳۵۵، جمعیت هفتکل در حدود ۱۲۰۰۰ نفر بودهاست. این شهر دارای ۵۵۰ دستگاه خانهٔ کارگری، ۱۲۰ دستگاه کارمندی، سه باشگاه، سه استخر شنای مدرن، دو دبیرستان، و سیزده دبستان بوده و تعداد دانش آموزان مشغول به تحصیل آن ۳۷۰۰ نفر بودهاست و ادارات دولتی آن شامل: بخشداری، اداره پست، دارایی، آمار، آموزش و پرورش و کلانتری بودهاست و تعداد کارکنان دولت در آن سال، ۱۵۶ نفر بودهاست. همچنین، شهر دارای یک فرودگاه نیز بودهاست. هم اکنون این شهر دارای ۲۴ دبستان، ۲۲ مدرسه راهنمایی، ۱۶ هنرستان و ۲ دبیرستان میباشد که تعداد ۶۷۰۰ نفر دانش آموز در آن مشغول تحصیل اند.
هفتکل در جنگ جهانی دوم
در روز سوم شهریور ۱۳۲۰ (۲۵ اوت ۱۹۴۱)نیروهای انگلیس و شوروی (متفقین) علی رغم اعلام بی طرفی کامل ایران در جنگ جهانی دوم، ورود به ایران را آغاز کردند و انگلیس با تنها پنج هزار سرباز توانست خاک ایران را به اشغال درآورد اهمیت منطقهٔ نفت خیز هفتکل و اتکای اقتصادی – نظامی دولت انگلیس به استخراج نفت آن، پای نیروهای انگلیسی را به شهر کشاند. انگلیسیها، چاه شماره ۲۰ هفتکل را Golden Well مینامیدند، چون ۲۰ هزار بشکه نفت از آن، موتور محرکهٔ خودروهای نظامی شان را تامین میکرد.
در برابر تهاجم متفقین بسیاری از فرماندهان لشکرها، راه فرار را در پیش گرفتند و کوچک ترین مقاومتی نشان ندادند. فقط در جنوب و غرب لشکرهای، خوزستان و کرمانشاه تا حدودی مقاومت کردند.
اما در شهر هفتکل، استوار عنایت الله گنجی که فرماندهٔ ژاندارمری فُلــوتین Float-In هفتـــکل بود، وقتی خبردار شد هواپیماهای متفقین قصد فرود در فرودگاه هفتــکل را دارند، خود را به آنجا رساند و اجـازهٔ نشستن به هواپیماها را نداد. اطرافیان به او میگفتند شاه تسلیم شده و کشور را به متفقین سپرده، تو هم تسلیم شو و خودت را به خطر نینداز، اما گنجی گفت: «من سربازم! مملکت مال شاه نیست؛ و من سرباز شاه نیستم، من سرباز وطنم!»
استوار سوار بر اسب، خود را به فرودگاه رساند و تفنگش را به آسمان که در تسخیر جنگندههای متفقین بود نشانه رفت و توانست بعد از چند شلیک، هواپیمای انگلیسی را که در حال فرود آمدن بود ساقط کند. هواپیمای دوم، وقتی اوضــــاع را چنین دید، فرودگاه و اطراف آن را به گلوله بست که در این بین استوار گنجی کشته و پیرمردی بنام «قِلیچ»که از عشایر قشقایی بود و برای کمک به استوار آمده بود نیز زخمی شد.
طبیعت و آب و هوا
پوشش گیاهی منطقه معمولا استپهای کم پشت و دارای بوتههای کَنگر، کتیرا، پونه، سیر کوهی، خارشتر و درختان انار، برهان، کنار و نخلهای پراکندهاست.
جانوران و پرندگانی همچون؛ پلنگ، مار، خرس، روباه، شغال، سوسمار، قوچ، گرگ، کفتار، گراز، بز کوهی، کبک، تیهو، لک لک و شاهین در منطقه یافت میشوند. ولی در گذشته جانورانی چون یوزپلنگ، و آهو نیز یافت میشد.
آب و هوا
آب و هوای هفتکل گرم و نیمه مرطوب است که بیشینه دمای هوا در تابستان به ۴۸ درجه بالای صفر و کمینه دمای هوا در زمستان به ۲ درجه زیر صفر میرسد. میزان متوسط بارندگی سالانه حدود ۳۸۰ میلی متر است.
رودها و منابع آبی
رود تنباکوکا در ۵ کیلومتری خاور هفتکل
رود شور باریک در ۵ کیلومتری شمال شهر هفتکل
رود آب شکر در ۶ کیلومتری جنوب خاوری مرکز هفتکل
آبشار زیبای ملارانی در نزدیکی روستای باستانی بن آسیاب و ته ماندههای آسیابهای آبی قدیم و چشمه آب شیرین
تالاب برم شور در ۲۰ کیلومتری جاده هفتکل به باغملک
اقتصاد
این شهر هم اکنون دومین شهر نفتی خاورمیانه محسوب میشود. و از ۲۴ چاه نفت این منطقه سالیانه بالغ بر ده میلیون تن نفت استخراج میشود.بنا به گزارش نشریهٔ هفتگی هفت روز در هفتکل و نفت سفید، هفتکل و نفت سفید روزانه یکصد و شصت و هشت هزار بشکه نفت خام تولید و صادر میکردند. هفتکل به جز نفت و گاز، معادن سنگ، گچ و آهک نیز دارد. ورود صنعت نفت به شهر هفتکل باعث ایجاد مدرسه، فرودگاه، جاده، سیستم آب و فاضلاب، بهداشت و درمان، بیمارستان، خدمات رفاهی و اجتماعی در منطقه شد. هنگام ورود صنعت نفت به این شهر جامعه آن عشایری بود و نفت برای این که به بقای خود ادامه دهد بافت این جوامع را از عشایری به شهری تغییر داد و نیروهای تحصیل کرده از داخل و خارج کشور را جذب کرد.
شرکت سیمان خوزستان در کیلومتر جاده ۲۲ هفتکل قرار دارد که روزانه ۸٫۸۰۰ تن سیمان تولید میکند.
دو معدن مهر آباد و نمره یک دو منبع بزرگ تولید سنگ گچ در استان هستند، همچنین ۲۷ کوره آهکپزی در هفتکل فعال است.
صنعت قالیبافی در هفتکل رونق دارد. هفتکل یکی از مراکز عمدهٔ تولید گلیم در استان خوزستان است و محصولات آن به کشورهای خارجی صادر میگردد.
نفت و گاز
نخستین چاه نفت هفتکل در سال ۱۳۰۶ حفر شد و میدان نفتی هفتکل، سالها بزرگ ترین تولیدکنندهٔ نفت ایران بود.که از ۱۵ حلقه چاه نفت حفاری شده تا سال ۱۹۶۴ میلادی، سالانه ۹٫۵ میلیون بشکه نفت، صادر میشد. این رقم در سال ۱۹۶۹ از ۱۱ حلقه چاه به ۱۱٫۳ میلیون بشکه و در سال ۱۹۷۰ از ۹ حلقه چاه به ۱۳٫۸ میلیون بشکه نفت افزایش یافت. هم اکنون نیز روزانه حدود ۲۳ هزار بشکه نفت از میدان نفتی هفتکل تولید میشود.تازه ترین مطالعات از بررسی عملکرد میدان نفت سفید نشان میدهد که از سال۱۳۲۴ (زمان آغاز بهره برداری از این میدان) تا پایان سال ۸۷، ۴۳۵ میلیون بشکه نفت و یک هزار و ۱۰۰ میلیارد فوت مکعب گاز گنبدی از این مخزن تولیدشدهاست. هم اکنون نیز با ۱۶ حلقه چاه تولیدی، روزانه به طور متوسط ۱۸ هزار بشکه نفت تولید میشود.
در سال ۱۳۱۳ خورشیدی نخستین حفاری به منبع عظیمی از گاز رسید که از نوع گاز مرغوب بود و روزانه ۱۶۰٫۰۰۰ متر مکعب گاز به مسجدسلیمان که در ۷۲ کیلومتری نفت سفید قرار دارد، توسط لولههای ۶٫۸ اینچی فرستاده میشد تا به سوخت توربینهای آن برسد.
شهر حُر ریاحی یا بیت چریم از توابع شهرستان شوش در استان خوزستان است. این شهر در سال ۱۳۸۵، تعداد ۷٫۸۳۹ نفر جمعیت داشته است نام پیشین این شهرروستای شیخ خلف حیدر میباشد . حر ریاحی از توابع شهرستان شوش در حاشیه رود خانه دز واقع است.
شبیهخوانی در شهر حر
برخی از سالخوردگان منطقه چنین نقل کردند که ابتدااین مراسم توسط شیخ فرحان و شیخ غافل وشیخ فارس ابن شیخ سالم ازقبیله آل کثیر تیره بیت کریم(بیت چریم) بودهاست و شروع آن در اواسط قرن دوازدهم هجری قمری میباشد. شیخ غافل سال (۱۲۲۴هجری قمری مصادف با ۱۱۸۱ هجری خورشیدی) به همراهی شخصی روحانی بنام شیخ حسین به قصد زیارت عتبات عالیات به عراق سفر کرده و به شهر حله رسیدند. به علتی که زمان این سفر مصادف با ماه محرم بود و مراسم عزاداری شبیه یا تعزیه گردانی را مشاهده نمود و شیخ غافل تمایل خود را به برپایی این عزاداری در منطقه خود را به شیخ حسین ابراز نمود و از وی خواست نسبت به یادگیری و یادداشت شعرهای آن اقدام کند. شیخ غافل آن را اجراکرد. در سال بعد شیخ غافل به همراهی شیخ حسین اقدام به برگزاری این مراسم در منطقه خود کردند.
هنرمندان
حدیث صنوبر دختری که در سن ۹ سالگی در مسابقات جهانی نقاشی در بلاروس شرکت کرد و توانست عنوان قهرمانی را کسب بکند. او که در کانون پرورش فکری شهرستان شوش آموزش می دید حدود یک سال بعد از ترک نقاشی از برگزیده شدن نقاشی اش تحت عنوان لالایی مادری باخبر شد.
از هموطنان عزیز ساکن شهر حرریاحی تقاضا می شود در صورت داشتن تصاویری از شهر و جاذبه های گردشگری شهر حرریاحی آنرا در قسمت دیدگاه ( قسمت پایانی مطلب – انتهای صفحه ) و یا از طریق ایمیل (info@seeiran.ir) برای ما ارسال نمایند.
حمیدیه شهری است در استان خوزستان. این شهر در بخش حمیدیه شهرستان اهواز قرار گرفته و در سال ۱۳۸۵، تعداد ۲۲٫۰۰۱ نفر جمعیت داشتهاست .
شهرستان حمیدیه از بی نظیر جاهایی است که در آن جا می توان شن های کویر، آب های رودخانه و درختان جنگل را در کنار هم مشاهده نمود و همچنین چینش زیبای تپه های شنی و وجود غدیرهای آب و گونه های زیبای گیاهی و پرندگان محلی جلوه های زیبایی را به دیدگان می بخشد.
همچنین از لحاظ آثار باستانی شهرستان حمیدیه دارای آثار باستانی بسیار زیادی است که نیازمند کاوش، مراقبت و حفاظت شدیدی هستند.
کیاکلا یکی از شهرهای استان مازندران ایران است. این شهر مرکز شهرستان سیمرغ است. بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۰، جمعیت این شهر برابر با ۸٬۶۰۰ نفر بوده است. این شهر از محلههای کیاکلا، دستکندهکلاً، سرپل، سیدمحله، وازیمال، سوختآبندان و شهرک شهیدبهشتی تشکیل شده است. فاصلهٔ بین راهی کیاکلا از قائمشهر٫ بابل٫ بهنمیر٫ جویبار و ساری به ترتیب ۲۴٫۱۳٫۱۱٫۱۵٬۱۴ کیلومتر است.
پیشینیه تاریخی کیاکلا
نشانههای بر جای مانده از صفویه (امامزاده عبدالله قریه فری کلامن(مری فعلی) بلوک کیاکلا که از دربار صفویه در سده یازدهم مستمری نقدی و جنسی برای آن گرفته میشد) و حتی پیشتر از آن تپههای بجامانده از هزاره اول قبل از میلاد همچون تپه اکوک و آغوزدین همچنین وجود قلعهای قدیمی در یکی از دهکدههای کیاکلا نشان میدهد که مردمی در این دیار سکونت داشتند و این جا مرکز حکومتی بود و تدابیر سخت نظامی همانند دژی استوار برای آن وضع شده بود. نشانهای فرهنگی دیگر همانند مقابر و مشاهد بزرگانی همچون ابویعقوب بن یوسف بن الحکم بن یعقوب تنبلایی و آیت الله سید ابراهیم ثاقبی نجارکلایی و آیت الله سید حسن بهشتی سمناکلایی واز دیگر افراد سرشناس کیاکلا میتوان به شیرزاد گرجی نژاد که مدیر مدرسه قدیمی کیاکلا در محله سرپل بوده اشاره کرد. و تپههای باستانی که به نام “دین” در جای جای این منطقه میباشد گواه این مطلب است.
منابع تاریخی موجود در بعد از ظهور اسلام تا حکومت قاجاریه، مطلب روشن و خاصی را درباره “کیاکلا” بیان نمیکنند. زیرا در قرون گذشته، شهرهای مازندران یا طبرستان به تعداد شهرهای فعلی نبوده است. اما آنچه به اختصار نقل میشود حاکی از آن است که کیاکلا از سال ۲۵۰ هجری قمری و شاید پیش از آن به صورت دهستان و بلوک بوده است.
اردشیر برزگر در کتاب “تاریخ طبرستان” آنجا که در مورد شهرها و آبادیهای بعد از اسلام توضیح داده است یکی از بخشهای آباد را “رزمیخواست” می داند. رزمیخواست بخشی بوده از شهرستان بابل کنونی که تا سده سوم اسلامی در دست اسپهبدان مزمغانی بوده است، چانکه ابن اسفندیار گوید:”… و مزمغان بن ونداد امید پیش از این محمد بن اوس (نایب خلیفه عباسی) به خشم… بود… چون کار حسن زید (داعی الکبیر ۲۵۰-۲۷۰ ق) قوت گرفت از بیشه بیرون آمد و به مامطیر (بارفروشده– بابل) رسید، روز پنجشنبه بیست و ششم شوال (۲۵۰ق) و مردم را با بیعت حسن زید دعوت کرد… حسن زید… پادشاهی رزمیخواست… به او سپرد و مثال داد که با ساری رود… (مصمغان) با حدود ساری رفت و به نوروز آباد (پوتم) لشگرگاه ساخت…” و پوتم را امروز فوتم خوانند. و دهکدهای است میان دو ده جدید الاسلام و اسماعیل کلای بلوک کیاکلای میان دو شهر شاهی و بابل. دوری پوتم از کیاکلا ۱۲ و ساری ۳۳ و جاده شوسه ۵ کیلومتر و دارای ۲۵ خانوار و ۱۵۰ تن مردم.در سفرنامه شخصی که اهل روسیه بود آمده است که در سیدمحله مردمانی قوی هیکل و تنومند زندگی میکردند که به آبادکردن جنگلها و دامداری امرار معاش میکردند. اماکن مذهبی در شهرستان سیمرغ عبارتند از: آستانه سیده آبجی عمه در سیدمحله،آستانه سیده خدیجه درملاکلا،سیدعابد درشیرخوارکلا،امامزاده موسی کاظم در مری،پیرتکیه برج خیل،پیرتکیه موسی کلا،امامزاده سیدعباس در صلحدارکلا اولین کسی که در شهر کیاکلا در حدود شمالی شهر جنب میدان شهید کشوری فعلی سکونت داشته یکی از مالکین بوده که پسری به نام کیا داشت و به دلیل علاقه زیاد به فرزندش این محل را کیاکلا نامگذاری کرد که کلا به معنی آبادی است . در دوران قاجار شخصی که نماینده روسیه در ایران بود به نام عباس اسکندری یا شازده اسکندری (عباس میرزا) که قسمت شمالی ایران را در اختیار داشت در نقطه مرکزی شهر کیاکلا زمینی به مساحت قریب به ۸ هزار هکتار داشت که در آن یک کاخ دو طبقه ۴۴ اتاقه احداث نمود که در دوران ارباب رعیتی اکثر روستاها تحت نظارت او بودند لازم به ذکر است در دوران پهلوی اول کیاکلا مقر حکومت افشار طوس و به عنوان مرکز املاک مازندران بوده است از قدمت این شهر می توان به سابقه دیرینه یکشنبه بازار آن نیز اشاره نموده که هنوز هر هفته برگزار می گردد.
گلوگاه در منطقهای که در دوره اسلامی کبود جامه یا پنجاه هزار نامیده میشد، واقع شده است و محل گلاب است. این شهر در حقیقت جانشین شهر تاریخی نامیه است که بعد از تمیشه در این منطقه بزرگترین شهر قرن اول هجری بوده است. از قرار این شهر بعد از فتنه مغول ویران و مردم آن پراکنده گردیدهاند. آثار خرابهها، سکهها و ادوات دیگری که به دست آمده، قدمت این محل را به ۱۲۵۴ سال پیش میرساند. وجود جرکلباد در شرق گلوگاه به فاصله تقریبی ۲ کیلومتر اهمیت این محل را ثابت میکند.» در شمال غربی گلوگاه تپه تاریخی گراودین، وجود جر یا خندق کلباد در شرق گلوگاه به فاصله تقریبی ۲ کیلومتر اهمیت این محل را ثابت میکند و در جنوب آن بقایای جاده شاه عباسی قرار گرفته است که از مسیر جنگلهای سرسبز، چشمهها، آبشارها و آبهای معدنی قابل توجه و دیدنی به کوههای شرشری محدود میشود و از نظر تاریخی و باستان شناسی اهمیتی ویژه دارد.
طبق نوشته ملگونوف روسی در حدود سال ۱۷۸۰ میلادی آقامحمّدخان قاجار این ایل را از قراباغ و قراداغ (امروزه قره باغ جزء جمهوری آذربایجان و قراداغ جزء آذربایجان خاوری در خاک ایران است) به اینجا کوچانیدهاند.
از نظر تاریخی هم سرنوشت ۲سلسله از سلسلههای تاریخی ایران در این منطقه رقم خورده است. اولی با شکست محمدحسن قاجار در سال ۱۱۷۱هجری قمری در نزدیکی گراودین تپه به دست کریم خان زند که بعد از آن دولت مستقل زندیه تاسیس شد (در همین زمان خندق (جر) کلباد دور تا دور محدوده شهر احداث شد) و دومی بعد از فوت کریم خان و اتحاد خاندان آقامحمدخان قاجار با یکدیگر که باعث شدبر سر تا سر مازندران، گیلان، آذربایجان و قفقاز استیلا یابند و در همان موقع یعنی سال ۱۱۹۵هجری قمری توانستند ایل عمرانلو را از قره باغ و قره داغ بکوچانند و در گلوگاه فعلی سکونت دهند تا از خندق کلباد و منطقه گلوگاه حفاظت کنند و در هنگامه جنگ با سپاه زندیه موفق شوند در همین مکان آنان را شکست سختی دهند و به اسارت بگیرند ایل عمرانلو به منظور سر حد داری و جلوگیری از تهاجم ترکمنها به منطقه فعلی به امر آقامحمّد خان قاجار آمده به طوری که سنگرههای موجود در ساحل خلیج گرگان و نیز قلعهای در شبه جزیره میانکاله (سرتک میان قلعه) این ادعا را ثابت میکند.
جوانان این ایل در مواقع و مراحل مختلف حتی در پای رکاب آقامحمّد خان علیه دشمنان منطقهای و کشوری جنگیدند. به همین جهت آقامحمّد خان قاجار اراضی فعلی و آب اوان را به طور رایگان به افراد این ایل هدیه کرد و طبق فرمانی که از طرف فتحعلی شاه حکم شده طبق معمول سنواتی، کارگران دهات مجاور نهر، قریه اوان را تعمیر و تحویل این عمرانلو دهند، زیرا در مقابل این کار سربازان ایل عمرانلو وظایف خود را در خدمت به مرزداری و مملکت با آسودهخاطر انجام دهند.
بنابراین دست زندیه ابتدا از مازندران و سپس سراسر ایران کوتاه و سلسله زندیه منقرض شد و مقدمات تاسیس رسمی سلسله قاجاریه در سال ۱۱۹۹هجری قمری در پای تپه گراودین فراهم آمد.
وجه تسمیه
از کلمه گلوگاه میتوان دو معنای متفاوت برداشت کرد:
۱-کلمه گلوگاه در زبان فارسی به معنای جای استراتژیک و پر رفتوآمد است که کنترل یافتن بر آن در فنون جنگی بسیار مهم است.
۲-از دو کلمه گلو به معنای گلاب و گاه به معنای جایگاه و محل تشکیل شده است. گلوگاه در منطقهای که در دوره اسلامی کبود جامه نامیده میشد، واقع شده است و محل گلاب است.
موقعیت
گلوگاه در جنوب شرقی دریای مازندران و شمال خطالراس شمالی ترین رشته کوه البرز یعنی (جهان مورا) در مختصات جغرافیایی ۵۳درجه و ۴۸دقیقه طول شرقی، ۳۶درجه و ۴۵دقیقه عرض شمالی و در شرق استان مازندران و شهرستان بهشهر و غرب استان گلستان واقع شده و مساحت آن با اراضی زراعتی جنگل، مرتع، بایر و دایر حدود ۶۵کیلومترمربع است. این شهر در فاصله ۵کیلومتری از دریا واقع شده و ارتفاع مرکز شهر حدود ۴۰متر از سطح دریای آزاد و ۶۷متر از سطح دریای خزر است. این شهر در حقیقت جانشین شهر تاریخی نامیه است که بعد از تمیشه در این منطقه بزرگترین شهر قرن اول هجری بوده است. در شمال غربی گلوگاه تپه تاریخی گراودین، در شرق خندق کلباد و در جنوب آن بقایای جاده شاه عباسی قرار گرفته است که از مسیر جنگلهای سرسبز، چشمهها، آبشارها و آبهای معدنی قابل توجه و دیدنی به کوههای شرشری محدود میشود و از نظر تاریخی و باستان شناسی اهمیتی ویژه دارد.
جمعیت
جمعیت شهر گلوگاه در سال ۱۳۸۵، برابر با ۱۸٫۷۲۷ نفر بوده است.
نقاط دیدنی
توسکاچشمه در قسمت جنوبی شهرستان گلوگاه (بین راه دامغان و گلوگاه)، بنای تاریخی جر کلباد در قسمت شرقی، دریای آرام گلوگاه در سمت شمال و جاده سنگفرش شاه عباسی در جنوب در درون جنگل از مکانهای دیدنی این شهر محسوب میشوند.
خانهٔ شهریاری در روستای یانهسر
خانه شهریاری مربوط به دوره قاجار است و در بخش یانه سر، روستای یانه سر واقع شده، این اثر در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۷۸۴۴ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. این ساختمان محل سکونت سردار رفیع یانه سری یا سردار رفیع یانسری بوده است.
زبان گفتاری
قومیت و زبان مهمترین گروههای اجتماعی در گلوگاه اینگونه است: اکثر اهالی گلوگاه ترک زبان هستند. ایل عمرانلو ترکزبان بوده و عمده کمتری به نام کلبادیها که در گلوگاه ساکناند، غیر از یک طایفه به نام گلو (Golo) مهاجرند و از جاهای دیگر در کلباد فعلی ساکن شدهاند.
گَزَنَک یکی از شهرهای استان مازندران ایران است.
این شهر مرکز بخش لاریجان شهرستان آمل است. شهر کوهستانی گزنک به وسعت ۷۰ هکتار از توابع شهرستان آمل، استان مازندران از سال ۱۳۷۹ بدلیل واقع بودن در مرکز بخش لاریجان بعنوان شهر به رسمیت شناخته شد.و شهرداری گزنک از سال ۱۳۸۱ فعالیت خود را آغاز نمود.
این شهر دارای ۱۰۰۰ نفر جمعیت بوده که حدفاصل استان تهران و شهر آمل واقع می باشد. محور ترانزیتی هراز گزنک را به دو نیمه شمالی و جنوبی تقسیم نمود.همچنین رودخانه کبیر هراز از کنار این شهر عبور مینماید که موجب شکوفا شدن اقتصاد شهر از نظر تولید ماهیان سردآبی شده است.
در قدیم
فرهنگ جغرافیائی ایران در جلد سوم خود مینویسد: گزنک دهی است از دهستان بالالاریجان شهرستان آمل، واقع در ۸ هزار گزی شمال رینه. هوای آن سرد و دارای ۲۲۵ تن سکنه است. آب آنجا از چشمه سار و هراز تامین میشود. محصول آن غلات و لبنیات، حبوبات و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. دو زیارتگاه دارد.
گلوگاه یکی از شهرهای استان مازندران ایران است. این شهر مرکز بخش بندپی شرقی در شهرستان بابل است.
این شهر کوهپایهای در جنوب شهرستان بابل قرار دارد. رودخانه سجرو (سجادرود) از کناره شرقی آن میگذرد این شهر همانند گلوگاهی بوده که پل واسط میان دشت و کوه است و با عبور از این شهر وارد مناطق جنگلی و ییلاقی بخش بندپی شرقی می شویم که دارای ییلاقهای زیاد با آب و هوا و پوشش گیاهی و منابع طبیعی متفاوت بوده و به ییلاقهای مناطق هراز آمل مازندران و ییلاقهای مناطق سواد کوه مازندران مرتبط است. نام محلی این شهر گَلیا و زبان مردم آن تبری ( مازندرانی )و مذهب آنان تشیع است.
جمعیت شهر گلوگاه در سال 1393، برابر با 15000 نفر بوده است
در مورد شهر انبارالوم سه نظريه متفاوت وجود دارد:
– نام روستا ، انبارعلوم بوده( بدليل وجود علماي بزرگ و چهره هاي ديني و تدريس علوم ديني و معارف توسط روحانيون بزرگ اهل تسنن)
– بنا به نظريه دوم ، اسم آن انباراّلّمّ بوده، زيرا ظلم و ستم شاهان و خوانين گذشته مخصوصاً در دوره پهلوي ، مردم دائماً در رنج و درد و متالم بودند و اين اسم يادآور خاطره اي ناخوشايند و تلخ از آن دوران است.
– بنا به نظريه سوم ، نام آن انبارالوم بوده، انبار يعني محل ريختن و نگهداري و انباشتن غله است و الوم يعني گذرگاه و معبر. بنابراين به معني گذرگاهي كه محل نگهداري غله مي باشد.
البته گفتني است كه نظريه سوم به حقيقت نزديكتر است.
موقعیت جغرافیایی
شهر انبارالوم دقيقاً در فاصله 50 كيلومتري شمال گرگان و در 25 كيلومتري شمال شرق شهرستان آق قلا قرار گرفته و از نظر تقسيمات كشوري تابع شهرستان آق قلا است. بنا بر اعلام سازمان مديريت و برنامه ريزي استان در سال1380 داراي 8575 نفر جمعيت مي باشد. اين شهر در حاشيه شمالي رودخانه گرگان قرار گرفته و امتداد آن تا مرز كشور تركمنستان بيابان و دشت، صحرا است و مردم آن به كشاورزي و دامپروري اشتغال دارند.
نگاهی اجمالی به شهر انبارالوم
– شناخت شهر
1-2- ويژگيهاي طبيعي و جغرافيايي
شهر انبارالوم براساس آخرين تقسيمات سياسي و اداري، در شهرستان آق قلا، بخش وشمگير و در دهستان مزرعه شمالي واقع شده است. اين شهر مركز بخش و دهستان مي باشد.
شهر انبارالوم طبق مصوبه هيأت وزيران مورخه 1/7/1380 به شماره 31589/ ت 248475 از روستابه شهر ارتقاء يافت.
شهر انبارالوم در عرض جغرافيايي 37 درجه و 7 دقيقه شمالي و 54 درجه و 35 دقيقه طول شرقي استقرار يافته است. ارتفاع اين شهر از سطح دريا به طور متوسط برابر 9 متر مي باشد.
اين شهر در محدوده اي هموار و دشت قرار يافته است. رودخانه گرگانرود در سمت جنوب شرق، درياچه سد وشمگير در 10 كيلومتري غرب شهر و درياچه اينچه در فاصله 15 كيلومتري شمال شرق شهر قرار گرفته است. شيب عمومي شهر از شمال به جنوب مي باشد. اين شهر در فاصله 25 كيلومتري شهر آق قلا و 50 كيلومتري شهر گرگان استقرار يافته است.
2-2- ويژگيهاي اقليمي
جهت بررسي ويژگيهاي اقليمي شهر انبارالوم از ايستگاه هواشناسي مزرعه نمونه استفاده شده است. اين ايستگاه در عرض جغرافيايي 37 درجه و 7 دقيقه شمالي و 54 درجه و 34 دقيقه طول شرقي استقرار يافته است. ارتفاع متوسط از سطح دريا 5 متر مي باشد.
دما
براساس آمار 2000-1987 ايستگاه هواشناسي مزرعه نمونه، متوسط درجه حرارت سالانه اين ايستگاه برابر 7/21 درجه سانتيگراد ميباشد. متوسط درجه حرارت سردترين و گرمترين ماه سال به ترتيب برابر با 7/6 و 4/28 درجه سانتيگراد در دي و مرداد ماه ميباشد.
متوسط درجه حرارت حداكثر برابر 7/23 درجه سانتيگراد مي باشد. بيشترين و كمترين متوسط حداكثر دما در تير (8/34 درجه سانتيگراد) و دي ماه (9/12 درجه سانتيگراد) مي باشد.
متوسط درجه حرارت حداقل برابر 3/11 درجه سانتيگراد مي باشد. كمترين و بيشترين متوسط دما به ترتيب برابر 4/1 و 9/21 درجه سانتيگراد مي باشد.
بارش
متوسط بارش سالانه ايستگاه مزرعه نمونه طي دوره 2000-1987 برابر 3/357 ميليمتر گزارش شده است كه بيشترين بارش ماهانه طي دوره مذكور به اسفندماه با 0/53 ميليمتر و كمترين ميزان مربوط به تيرماه با 9/7 ميليمتر مي باشد.
بيشترين و كمترين بارش سالانه مربوط به سالهاي 1987 و 1998 به ترتيب برابر437 و 236 ميليمتر مي باشد. بيشترين و كمترين تعداد روزهاي داراي بارندگي مربوط به اسفند با 9 روز و خرداد، تير، مرداد با 3 روز مي باشد. متوسط تعداد روزهاي بارندگي سالانه 62 روز مي باشد.
رطوبت نسبي
مطابق اطلاعات اخذ شده از ايستگاه هواشناسي مزرعه نمونه متوسط رطوبت نسبي سالانه 76 درصد و حداكثر و حداقل رطوبت نسبي سالانه به ترتيب برابر 89 و 63 درصد مي باشد.
حداكثر مطلق رطوبت نسبي مربوط به ماههاي آذر و دي ماه با 94% و حداقل مطلق مربوط به خرداد با 51 درصد مي باشد.
تعداد روزهاي يخبندان
برمبناي اطلاعات مأخوذه از ايستگاه هواشناسي مزرعه نمونه، بطور متوسط طي دوره 2000-1987 تعداد روزهاي همراه با يخبندان حدود 25 روز مي باشد كه بيشترين آن در ماههاي زمستان بخصوص در دي ماه بوده است.
زمين شناسي
منطقه خزر از ديدگاه زمين شاختي در زون البرز قرار مي گيرد كه در آن راندگيهاي طويل باراستاي شمال خاوري ـ جنوب باختري و شمال باختري ـ جنوب خاوري وجود دارد.
برخي از گسله ها جنبا بوده در نتيجه حركات رخداده در امتداد آنها زمين لرزه هاي دهشت باري روي داده است. از جنوب اين منطقه گسل خزر كه گسله اي لرزه زا مي باشد به درازاي بيشتر از 600 كيلومتر راستاي خمدار E-W با شيب به سوي جنوب كه در حد فاصل ميان رشته كوههاي البرز و دشت كرانه اي مازندران قرار دارد عبور مي نمايد.
براساس پهنه بندي خطر نسبي زمين لرزه اين شهر و پيرامون آن در پهنه با خطر نسبتاً بالا جاي مي گيرد.
3- ويژگيهاي اجتماعي و جمعيتي شهر
1-3- تاريخچه و سابقه سكونت
سابقه سكونت شهر انبارالوم به 200 سال پيش بر مي گردد. سكونت خانوارهاي دامدار و برپاكردن آلاچيق هاي خود در كنار هم تشكيل روستايي به نام انبارالوم را دادند در آن زمان اين روستا تنها محل ييلاق دامداران بوده و زمستانها آلاچيق هاي خود را جمع مي كردند، به مرور زمان با احداث آلونكهاي چوبي و گلي در اين روستا سكونت دائم يافته اند.
وجه تسميه انبارالوم برگرفته از فرهنگ، هويت و شرايط زيست محيطي بوده است سه نظريه متفاوت درمورد نام اين شهر وجود دارد.
نخست اينكه عده اي اعتقاد دارند نام اين شهر انبارعلوم بوده و آن به دليل وجود علما و روحانيوني چون (ناز محمد آخوند توماج، حاج غفور آخوند كم، قره ملا توماج) بوده است.
نظريه دوم اين است كه حكومت ستم شاهي رژيم پهلوي كه ظلم و ستم فراواني را بر اين روستا تحميل مي كردند و يادآور و رنج بوده اند،به همين دليل نام روستا را انبارالم ناميده اند
نظريه سوم اينكه نام انبار برگرفته از محل نگهداري انباشتن غله ميباشد و الوم يعني گذرگاه و آبخشور رود، جايي كه دامداران احشام خود را جهت سير آب كردن از طريق الوم به لب رودخانه مي آورند و كليه محصولات كشاورزي خود را در انبارهاي زميني با پوشش كاه و خاك در كنار الوم دفن مي كردند به همين جهت اين شهر به نام انبارالوم يعني الومي كه انبار دارد معروف شده است.
2-3- زبان، دين و مذهب
زبان مورد تكلم ساكنان شهر تركمني و سيستاني مي باشد. به لحاظ دين، ساكنان شهر مسلمان و به لحاظ مذهب، جمعيت تركمن سني و جمعيت سيستاني شيعه مي باشند.
3-3- وضع سواد
براساس سرشماري سال 1375 از 4806 نفر جمعيت 6 ساله و بالاتر اين شهر، 9/75 درصد باسواد بوده اند كه اين نسبت در بين مردان و زنان به ترتيب 8/83 درصد و 67 درصد بوده است لذا جمعيت بي سواد اين شهر 1/24 درصد بوده كه اين نسبت نيز در بين مردان و زنان به ترتيب معادل 2/16 درصد و 33 درصد بوده است.
جمعيت شهر انبارالوم در سال 1385برابر 7258 نفر با تعداد 1220 خانوار مي باشد. شهر انبارالوم در طي دوره هاي مختلف مهاجر پذير بوده است.
متوسط نرخ رشد طبيعي شهر 9/1 درصد مي باشد و بعد خانوار در طي سالهاي 65 و 75 و 1385 به ترتيب معادل6/6 ، 2/6 و 9/5 بوده است كه بيانگر نرخ رشد طبيعي بالا و مهاجرت مي باشد.
براي پيش بيني جمعيت عواملي از قبيل ارتقاء يافتن شهر انبارالوم از روستا به شهروهمچنين از مركز دهستان به مركز بخش، در نظر گرفتن امكانات خدماتي، رفاهي و اداري،رشد شاخصهاي بهداشتي و درماني، كنترل باروري و ساير عوامل اجتماعي، اقتصادي و همچنين متوسط نرخ رشد در طي دوره هاي مختلف در نظر گرفته شده است.
4- ويژگيهاي اقتصادي شهر
1-4- وضع فعاليت
براساس نتايج حاصله از سرشماري عمومي نفوس و مسكن سال 1375، ميزان اشتغال و بيكاري جمعيت 10 ساله و بيشتر ساكنان اين شهر به ترتيب برابر با 9/32 درصد و 3/1 درصد بوده است.
ميزان اشتغال در بين مردان و زنان اختلاف فاحشي دارد به طوريكه در سال مذكور نسبت شاغلين به جمعيت 10 ساله و بيشتر به ترتيب معادل 58 و 8/3 درصد بوده است.
2-4- اشتغال و بخشهاي عمده اقتصادي
برپايه نتايج حاصله از سرشماري سال 1375 از 1340 نفر شاغل، تعداد801 نفر در بخش كشاورزي(8/59 درصد)، 178 نفر (3/13 درصد) در بخش صنعت و معدن و 360 نفر (9/26 درصد) در بخش خدمات مشغول فعاليت بوده اند.
براساس مطالعات ميداني و بررسي هاي صورت گرفته، از 1710 نفر شاغل در سال 1385، در بخشهاي عمده اقتصادي (كشاورزي، صنعت و معدن و خدمات) به ترتيب 6/58 ، 2/14 ، 2/27 به خود اختصاص داده اند.
وسعت اراضي باغي اين شهر 30 هكتار باتوليد 27 تن در سال واراضي زراعي 10842 هكتار مي باشند. زراعت در اين شهر به صورت ديم و آبي صورت مي گيرد. تعداد واحدهاي بهره برداري از اراضي ديم بيشتر از اراضي آبي مي باشد و محصولات زراعي اين شهر شامل گندم، جو، پنبه و محصولات باغي شامل اوكاليتوس و زيتون مي باشد.
دامداري
دامداري در اين شهر از رونق چشمگيري برخوردار است به طوريكه بعد از زراعت فعاليت اصلي ساكنين را تشكيل مي دهد. براساس اطلاعات مأخوذه از مديريت جهاد كشاورزي شهرستان آق قلا اين شهر داري 13687 رأس گوسفند، 1233 رأس بز ،2001 رأس گاو ، 168 نفر شتر ، 9 رأس اسب و 2500 قطعه طيور خانگي مي باشد. تعداد واحدهاي بهره برداري برداي گوسفند، 425 واحد و تعداد مرغداريهاي گوشتي 8 واحد باتعداد 447000 قطعه مرغ مي باشد.
منابع آب كشاورزي
اراضي كشاورزي از طريق سد وشمگير و 10 حلقه چاه عميق مشروب مي شوند. آب سد وشمگير از طريق شبكه آبرساني به اراضي زراعي منتقل مي گردد.
صنعت و معدن
در شهر انبار الوم سه واحد كارگاه صنعتي فعال مي باشد كه در زمينه فعاليتهاي صنعتي نظير تجهيزات و لوازم لوله كشي گاز و بلوك زني فعاليت مي نمايند، همچنين شاغلين در صنعت دستي فرشبافي و زير مجموعه هاي وابسته به آن مشغول فعاليت مي باشند.
در اين شهر 4 شركت تعاوني كه سالانه 3600متر مربع فرش ،150مترمربع پلاس و 500متر مربع نمدتوليد مي كنند به فعاليت مي پردازند.
خدمات
بر پايه مطالعات ميداني، در اين شهر 210 واحد انواع واحدهاي خدماتي ـ تجاري در قالب صنوف مختلف فعال هستند كه واحدهاي خوار و بار فروشي با 84 واحد ، تعميرگاه اتومبيل هاي سبك و موتور سيكلت با 11 واحد و مصالح ساختماني با 12 واحد بيشترين تعداد را به خود اختصاص داده اند.
شاغلين در اين بخش به غير از واحدهاي تجاري در واحد هاي آموزشي ،اداري وانتظامي مشغول فعاليت مي باشند.
3-4- پيش بيني نقش اقتصادي شهر
بررسيهاي انجام شده از جمعيت شاغل شهر انبار الوم در سال 1385 حاكي از آن است نقش اقتصادي شهر، بخش كشاورزي مي باشد.شاغلين اين بخش 6/58 درصد از جمعيت شاغلين را به خود اختصاص داده اند.
سهم شاغلين بخش صنعت و معدن و خدمات به ترتيب معادل 2/14 و 2/27 درصد مي باشد. براساس پيش بيني هاي انجام شده تعداد كل شاغلين شهر در سال 1395 برابر 2230 نفر خواهد بود كه در مقايسه با شاغلين شهر در سال 1385 به لحاظ نسبي افزايش 5/0 درصدي خواهد داشت.
پيش بيني مي شود باتوجه به محوريت بخش كشاورزي به عنوان فعاليت پايه و با قابليت نسبتاً مناسب و همچنين وجود سد وشمگير به عنوان منابع آب تأمين كننده اراضي كشاورزي و ساماندهي شبكه آبرساني، اين بخش در طي افق طرح به عنوان بخش غالب اقتصادي مطرح خواهد بود.
تاتار علیا، شهری است از توابع بخش مرکزی شهرستان رامیان استان گلستان ایران. این شهر در ۲۰ کیلومتری شهرستان رامیان قرار دارد.
جمعیت
بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت این شهر (۱۰۷۱خانوار) ۴۷۰۹نفر بودهاست.
مردم شناسی
اکثریت اهالی این شهر از مردمان ترکمن هستند. اضافه بر این، مردمانی از اقوام دیگر چون سیستانی و بلوچ، و کرد در این شهر مشغول زندگی هستند. این شهر دارای پنج مسجد برای اهل سنت و دومسجد برای اهل تشیع میباشد. همچنین در تاتار علیا سه مدرسهٔ ابتدایی، دو مدرسهٔ راهنمایی، و دو دبیرستان دارد. این شهر یکی از بهترین شهر هاست واز نظر آب و هوایی بهترین دما را دارد.تاتار علیا قبلا روستا بوده و در سال 1390به شهر تبدیل شد.
شهر جلین در ۵ کیلومتر شرق گرگان و در مسیر جاده اصلی گرگان – مشهد قرار دارد
این شهر در سال۱۳۸۷ از روستای جلین تبدیل به شهر جلین شد که این شهر شدن پیامدهایی برای جلین داشت که میتوان گفت در کل خوب بود
اما جمعیت تقریبی جلین حدود ۷۰۰۰ نفر میباشد که ۴۰۰۰ نفر آن را جمعیت خود جلین تشکیل میدهد و حدود ۳۰۰۰ نفر آن را جمعیت سیستانی نشین محله حسن آباد جلین تشکیل میدهد.
سنگدوین، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان علیآباد در استان گلستان ایران.
جمعیت
این روستا در دهستان کتول قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۶۷۱ نفر (۸۶۲خانوار) بودهاست.
تصویب نامه درخصوص تبدیل روستای سنگدوین از توابع دهستان کتول بخش مرکزی شهرستان علی آباد در استان گلستان، به شهر
وزارت کشور
هیئت وزیران در جلسه مورخ ۲۹/۳/۱۳۹۲ بنا به پیشنهاد شماره ۱۵۵۹۸۶/۴۲/۴/۱ مورخ ۱۲/۱۲/۱۳۹۱ وزارت کشور و به استناد ماده (۱۳) قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری ـ مصوب ۱۳۶۲ـ تصویب نمود:
روستای سنگدوین از توابع دهستان کتول بخش مرکزی شهرستان علی آباد در استان گلستان، به شهر تبدیل و به عنوان شهر سنگدوین شناخته می شود.
فراغی، شهری از توابع بخش پیشکمر شهرستان کلاله در استان گلستان ایران است.
این شهر تا تاریخ ۹ بهمن ۱۳۹۱ پیشکمر نام داشت و جزئی از بخش مرکزی شهرستان کلاله بهشمار میآمد. در تاریخ ۹ بهمن ۱۳۹۱ بر اساس مصوبه دولت، روستای پیشکمر مرکز بخش پیشکمر شهرستان کلاله در استان گلستان به شهر تبدیل و به عنوان شهر فراغی نامگذاری شد.
جمعیت
براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲٬۶۳۲ نفر (۶۱۴خانوار) بودهاست.
شهر مزرعه کتول به عنوان بیست و هفتمین شهر گلستان رسما آغاز به کار کرد.
روستای مزرعه از توابع دهستان کتول بخش مرکزی شهرستان علی آباد در استان گلستان به شهر تبدیل و به عنوان شهر مزرعه شناخته می شود
دولت با توجه به بافت جغرافیایی منطقه و با هدف توزیع بهینه و عادلانه خدمات، با ایجاد شهر مزرعه در استان گلستان موافقت کرد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت، وزیران عضو کمیسیون سیاسی و دفاعی بنا به پیشنهاد وزارت کشور و به استناد ماده (13) قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری –مصوب 1362-تصویب کرد؛ روستای مزرعه از توابع دهستان کتول بخش مرکزی شهرستان علی آباد در استان گلستان به شهر تبدیل و به عنوان شهر مزرعه شناخته می شود.
شهر حلب به عنوان مركز بخش حلب از شهرستان ايجرود استان زنجان است كه فاصله 67 كيلومتري جنوب غربي شهر زنجان و در ميانه راه زنجان – بيجار استقرار يافته است. از ويژگيهاي اين شهر ميتوان به استقرار در كنار رودخانه حلب، تپه ماهوري بودن محل شكلگيري آن، عبور جاده ارتباطي زنجان – بيجار از وسط آن، دو تكه بودن محدود شهري آن، مركزيت خدماتي روستاهاي اطراف اشاره كرد.
اين شهر با جمعيت 1100 نفر محدودهاي حدود 43 هكتار را در برميگيرد. جمعيت اين شهر براي افق 1405 حدود 1200 نفر پيشبيني شده است.
نگینشهر شهری است در استان گلستان ایران. این شهر از توابع شهرستان آزادشهر این استان است.
جمعیت نگینشهر در سال ۱۳۹۰، برابر با ۷٬۸۵۸ (۲٬۰۷۶ خانوار) نفر بوده است. نگینشهر با ۷۰۰ هکتار وسعت در شرق شهرستان آزادشهر قرار دارد و از مرکز شهرستان حدود ۵کیلومتر فاصله دارد.
این شهر در دیماه سال ۱۳۸۳ خورشیدی با موافقت محمد خاتمی رئیس جمهور وقت، بنیاد شد.
شهر نگینشهر از ادغام چهار نقطه جمعیتی نظامآباد، ممی زیتونلی وهیوه چی (پورجان) بهوجود آمده و بنیانگذار این محله ها (محله هیوه چی (پورجان)) یکی از بزرگان طایفه هیوه چی بوده است و پیشهٔ بیشتر مردم آن کشاورزی ودامداری است.[۲]در این شهر طوایفی چون خمر، فراهی، ته کر، شهرکی، صیادی، کریم کشته، تکر، زور، نعیمی، کاغذلو، آذری، صادقلو، بذرافشان زندگی میکنند.
نگین شهر یکی از شهرهای تازه تاسیس شرق استان همیشه سبز گلستان است که دراسفند ماه ۱۳۸۳ ازسوی هیئت وزیران به شهر ارتقاءیافت از توابع شهرستان آزادشهر محسوب می شود که به لحاظ موقعیت جغرافیایی ازشمال به شهرستان گنبد کاووس ازشرق به زمینهای کشاورزی از جنوب به شهرستان آزادشهر واز غرب به دهستان قورچای وزمینهای کشاورزی منتهی می گردد.
فاصله این شهر تا مرکز شهرستان ۶ کیلومتر وبا مرکز استان ۸۵ کیلومتر می باشند قدمت این شهر ازجنگ جهانی دوم است که درآن زمان ارتش قوای خود را دراین منطقه متمرکز نموده ووجه تسمیه نظام آباد (نام سابق این شهر۹ ازجهت حضورنظامیان دراین محل گرفته شده است . همچنان که استان گلستان از جهت حضور قومیتهای مختلف ایرانی کوچک می باشد نگین شهر نیز گلستانی کوچک از جهت حضورقومیتهای متعدد ومذاهب مختلف می باشد که با صفا وصمیمیت درکنار هم زندگی می کنند.
ویژگی های طبیعی نگین شهر
نگین شهر با وسعت ۷۰۰ هکتار درشرق استان گلستان درفاصله ۵ کیلومتری رشته کوه البرز وشمال شهرستان آزادشهر وفاصله ۱۰کیلومتری جنوب شهرستان گنبد واقع شده وفاصله آن با مرکز استان ۸۰ کیلومتر می باشد.
ازنظر طبیعی در دشت واقع شده،عوارض طبیعی درشرق وجود یک رودخانه (کال مرده قره سو)ودرغرب نیز (کال مرده) قراردارد هر در هردوی آنها کشاورزی وکشت شالی انجام می گیرد.ازنظر موقعیت در۵۵٫۱۶۵۸ شرقی و۳۷٫۱۴۱۱ درجه شمالی واقع شده است.ارتفاع ازسطح دریا ۹۹متر وازنظر آب وهوایی درمنطقه معتدل ومرطوب قراردارد.درآمد اکثریت مردم ازطریق کشاورزی ودامپروری می باشد.که دربخش کشاورزی محصولاتی نظیر گندم،شالی،کلزا،محصولات باغی وصیفی جات کشت می شود.
منبع : شهرداری نگین شهر