پاسخ به:بزرگترین مشاعره آنلاین اینترنتی جهان
یارب به کریمی کریمانت بخش
بر آب دیده یتیمانت بخش
صد بار به لطف و کرمت بخشیدی
این بار به سلطان خراسانت بخش
شبی را با من ای ماه سحرخیزان سحر کردی سحر چون آفتاب از آشیان من سفر کردی
شهریار
یاد باد آنکه سر کوی تو ام منزل بود
دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود
دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند
خواجه ان است که باشد غم خدمتکارش
حافظ
شب مردان خدا روز جهان افروز است
روشنان را به حقیقت شب ظلمانی نیست
تا چند بسته ماندن در دام خود فريبي
با غير آشنايي، با آشنا غريبي؟
ساعد باقري
یک نظر کن در جهان آب و گل از روی لطف
هر سر موی تو را با زندگی پیوندهاست
با چنین دلبستگی از خود بریدن مشکل است
صائب تبریزی
تا شدم حلقه به گوش در میخانۀ عشق
هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم
ما آرزوی عشرت فانی نمی کنیم
ما را سریر دولت باقی مسخر است
تو در آب اگر ببینی حرکات خویشتن را
به زبان خود بگویی که به حسن بی نظیرم
امام علی علیه السّلام فرمودند:
غرر الحکم ، باب حرص آز
دلم رمیده شد و غافلم من درویش
که آن شکاری سرگشته را چه آمد پیش
شب و روز مونس من غم آن نگار بادا سر من بر آستان سر کوی یار بادا
اوحدی
آخرالامر گل كوزه گران خواهي شد
حاليا فكر سبو كن كه پر از باده كنى