پاسخ به:بزرگترین مشاعره آنلاین اینترنتی جهان
در جود و کرم دست خدا هست حسن
دست همه را وقت عطا بست حسن
نومید نگردد کسی از درگه او
زیرا که کریم اهل بیت است حسن
نه در غربت دلم شاد و نه رویی در وطن دارم
الهی بخت برگردد ازین طالع که من دارم
مهمانی حق چه با صفا شد
میلاد امام مجتبی شد
دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم
با کافران چه کارت گر بت نمی پرستی
حافظ
یک ذره وفا را به دو عالم نفروشیم هر چند در این عهد خریدار ندارد
صائب تبریزی
در محیط علم و دانش آفتابی تابناک
بر سپهر حلم و بخشش کوکبی پرتو فکن
پرچم صلح و صفا افراشت سبط مصطفی
تا براندازد لوای کفر و آشوب و فتن
نه هرکه چهره برافروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سکندری داند
نه هرکه طرف کله کج نهادوتند نشست
کلاهدار ی و آیین سروری داند
دشمن دانا که غم جان بود
بهتر از آن دوست که نادان بود
ديدار ما قيامتيان، هيئتِ بهشت
اينجا برای سينه زدن، جايمان كم است
تا گنج غمت در دل ویرانه مقیم است
همواره مرا کوی خرابات مقام است
تا دامن کفن نکشم زیر پای خاک
باور مکن که دست زدامان بدارمت
ترسم از آن قوم که بر دردکشان می خندند
بر سر کار خرابات کنند ایمان را
آتش از برق نگاهت ریختی بر جان من
خواستی تا در میان شعله ها آبم کنی مهدی سهیلی
یاد باد آنکه سر کوی تو ام منزل بود
دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود
دست طمع چو پیش کسان میکنی دراز
پل بسته ای که بگذری از آبروی خویش
صائب