پاسخ به:بزرگترین مشاعره آنلاین اینترنتی جهان
ما به امید عطای تو چنین بیکاریم کار ما را به امید دگران نگذاری
«صائب تبریزی»
واسه كسي خاك گلدون باش، كه اگه به آسمون رسيد، بدونه ريشهاش كجاست ...
یک بوسه دارم از لب شیرین او هوس
وز دل برون نمیرود این هوس مرا
ای که می گویی طبیب قلب های عاشقی کاش دردم را نیفزایی، مداوا پیشکش
شکر لله که نیم معتقد طاعت خویش آنقدر هست که گه گه قدحی مینوشم
من که اصرار ندارم تو خودت مختاری یا بمان یا که نرو یا نگهت میدارم!
من پاک باز عشقم تخم غرض نکارم
پشت و پناه فقرم پشت طمع نخارم
من پر از نورم و شن و پر از دار و درخت پرم از راه، از پل، از رود، از موج پرم از سایه برگی در آب چه درونم تنهاست
سهراب سپهری از شعر روشنی،من،گل،آب
امام على عليه السلام:
تيزهوشى و پرخورى با هم جمع نمى شوند لاَ تَجْتَمِعُ الفِطْنَةُ وَ البِطْنَةُ
ميزان الحكمه، جلد 1، صفحه 189
دل به من ده که گر به حق گویی
در غم من ز جان توان برخاست
عطار
تو ز دستش بدادهای، ورنه
دوست در عین دلنوازی بود
اوحدی مراغه ای
دستآورد حكمت، زيبا ساختن سخن و به كارگيرى مداراست
علم و حكمت ج 1، ص 144
ترا چه تحفه فرستم که دلپذیر شود؟
مگر همین دل مسکین چو ناگزیر شود
درونها تیره شد باشد که از غیب
چراغی برکند خلوت نشینی
حافظ
یکی از سواران رزمش هزار
یکی از گدایان بزمش بهار
آرتیمانی
روزگار است این که گه عزت دهد گه خوار دارد چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد