پاسخ به:بزرگترین مشاعره آنلاین اینترنتی جهان
تو را که گفت که من بیتو میتوانم بود
که مرگ بادا گر بیتو زنده دانم بود
اوحدی مراغه ای
دلا بگریز ازین خانه،که دلگیرست و بیگانه
به گلزاری و ایوانی که فرشش آسمان باشد
دانه بهتر در زمين نرم بالا مي كشد *** سرفرازي بيشتر چون خاكساري بيشتر
صائب تبريزي
روزی گرت غمی برسد تنگدل مباش
روشکر کن مبادا که بد بدتر شود
سعدی
دیده در ساق چو گلبرگ تو لغزد که ندید
مخمل اینگونه به کاشانه کاشانیها
اگر داري اي مرد فرزانه هوش به تعمير دل هاي ويرانه كوش
صباي كاشاني
شب هاي هجر را گذرانديم و زنده ايم ما را به سخت جاني خود اين گمان نبود
واسه كسي خاك گلدون باش، كه اگه به آسمون رسيد، بدونه ريشهاش كجاست ...
درك منظور دشوار است، به ويژه هر بار كه بسان رود كنگ بينديشيم و ميان انسانهايي زندگي كنيم كه دگرگونه مي انديشند و به شيوه "قورباغه ها" راه مي روند.((نيچه))
امام على عليه السلام :
الدنيا مُنتَقِلَةٌ فانيةٌ ، إن بَقِيَتْ لَكَ لَم تَبقَ لَها
دنيا رفتنى و نابود شدنى است؛ اگر آن براى تو بماند تو براى آن نمى مانى
ميزان الحكمه ج4 ص135
امام على علیه السّلام فرمودند:
ذكرالله سجية كل محسن وشيمة كل مؤ من؛
منتخب الغرر، ص 22.
تا بهار است دری از قفس من نگشاید
وقتی این در بگشاید که گلی نیست به گلزار
شهریار
روز محشر که سر از خاک لحد برداریم
نام نیکویتو نقش است به پیشانی ما
ضمیری اصفهانی
اگرچه بود زبانزد شجاعت پدرم شکست ضرب لگد ذوالفقار خانه ی ما
"سید حجت بحرالعلومی طباطبایی"