پاسخ به:بزرگترین مشاعره آنلاین اینترنتی جهان
تاب بنفشه میدهد طره مشک سای تو پرده غنچه میدرد خنده دلگشای تو ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز کز سر صدق میکند شب همه شب دعای تو
مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه
وارستگان به دوست پناهنده گشته اند وابسته ای چو من به جهان بی پناه شد خودخواهی است و خودسری و خود پسندی است حاصل ز عمر آنکه خودش قبله گاه شد امام خمینی
دلْ جز ره عشق تو نپوید هرگز
جانْ جز سخن عشق، نگوید هرگز
صحرای دلم عشق تو شورستان کرد
تا مهر کسی در آن نروید هرگز...
ابوسعید ابوالخیر
ز احسان مي شود صاحب کرم را دولت افزون تر بلي هر چاه را آب از کشيدن بيش مي گردد کشميري
دل همچو سنگت ای دوست به آب چشم سعدی
عجب است اگر نگردد که بگردد آسیابی
سعدی
یارب چه ها به سینه این خاکدان در است
کس نیست واقف این همه راز نهفته را
دارايي، در دست كساني كه داراي اراده ي نيرومند و تملك [ =داراشدگي ] نفس نيستند و يا نميتوانند اميال و هواهاي نفساني خويش را اداره كنند، به منزلهي دام و سرچشمهي بلا و گرفتاري است.((اسمايلز))
تا کی می صبوح و شکر خواب بامداد
هشیار گرد که گذشت اختیار عمر
رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار
کار ملک است آنکه تدبیر و تامل بایدش
حافظ
تا به گوش او رسانم حال خویش
نالهای اوحدیوارم کجاست؟
اوحدی مراغه ای
تورا پرواز زود است و دشوار
زنوکاران که خواهد کار بسیار
رواق منظر چشم من آشیانه توست
کرم نما و فرود آ که خانه خانه ی توست
تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار
که توسنی چو فلک رام تازیانه توست