پاسخ به:بزرگترین مشاعره آنلاین اینترنتی جهان
تحمل و بردباری ، بالاترین جرات و جسارت است .
* لویی پاستور *
تا حادثه قصد آل عمران کردست
کس نیست که او حدیث احسان کردست
احسان ز کسان بوالحسن بود مگر
کو همچو کسانش روی پنهان کردست
تا به حال هيچ فيلسوفي قدم به عرصه خاك نگذاشته كه بتواند دندان درد را تاب آورد.
((ويليام شكسپير))
دریای خیالیم و نمی نیست در اینجا
جز وهم وجود و عدمی نیست در اینجا
رمز دو جهان از ورق آینه خواندیم
جزگرد تحیر رقمی نیست در اینجا
شب بخیر.
کاش میشد زمان چند سال، به عقب برگرده!!
اون وقت، حتماً یه راه دیگه رو میرفتم و الان اینجای زندگی نبودم!!
انسانها به دليل شخصيت هايشان آن چيزي هستند كه هستند، اما در كردار است كه آنها به خوشبختي و يا بدبختي دست مي يابند.
((ارسطو))
درین نه آشیان غیر از پر عنقا نشد پیدا
همه پیدا شد اما آنکه شد پیدا نشد پیدا
تلاش مطلب نایاب ما را داغکرد آخر
جهانی رنجگوهر برد جز دریا نشد پیدا
آن شیر دلاور که زبهر طمع نفس
در خوان جهان پنجه نیالود، علی بود
شاهی که وصی بود و ولی بود، علی بود
سلطان سخا و کرم و جود، علی بود
دلگمگشته میگفتند دارد گرد این وادی
به جست و جو نفسها سوختم اما نشد پیدا
فلک درگردش پرگارگم کردهست آرامش
جهان تا سر برون آورد غیر ازپا نشد پیدا
آقا نگاهت سوی آهوهاست می دانم
دستان پاکت مثل من تنهاست می دانم
آقا اگر تو بر نمی گردی دلیل آن
در دست های پرگناه ماست می دانم
مکن سراغ غبار زپا نشستهٔ ما را
رسیدهگیر به عنقا پر شکستهٔ ما را
گذشتهایم به پیری ز صیدگاه فضولی
بس است ناوک عبرت زهگسستهٔ ما را
امان از هجر بی پایان مهدی غروب جمعه و هجران مهدی امان از ان زمانیکه بیفتد به روی نامه ام چشمان مهدی دلش میگیرد و با چشم گریان بگوید این هم از یاران مهدی....
یارب این آتش که در جان من است
سرد کن، آن سان که کردی بر خلیل
لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار
این نفس را از سر صدق و صفا باید زدن
نبود به غیر نام تو ورد زبان ما
یک حرف بیش نیست زبان در دهان ما
چون شمع دم زشعلهٔ شوق تومیزنیم
خالی مباد زین تبگرم استخوان ما