پاسخ به:بزرگترین مشاعره آنلاین اینترنتی جهان
دردا که اجل رسید و درمان نرسید
توفیق به غور شور بختان نرسید
مرگ آیت یأس خواند در شهر دلم
کفر آمده ساخت دیر، ایمان نرسید
تا در زده ام به دامن عفو تو دست
تا یافته ام غبار تکلیف الست
تقصیر عبادتم ندارد ایام
وز طاعت کرده ام پشیمانی هست
تك تك انديشههاي شما و هر سخني كه به زبان ميآوريد، پيامي را به جهان هستي ميفرستد؛ شما به گونهاي هميشگي، تجربههاي زندگي آيندهي خود را سفارش ميدهيد.
((جك كانفيلد))
دردا که دگر سخن ز فرزانگی است
چیزی که نه در شمار دیوانگی است
بیگانگی عافیتم ننگی بود
اکنون به وی ام نسبت هم خانگی است
تا ميتوانيد نيروي عشق را در وجود خود و ديگران، گسترش دهيد و انديشههاي برگرفته از خشم و دشمني و داروي را مهار كنيد.
((وين داير))
دنیا خانه کسی است که او را خانه ای نباشد .
*ابوذر غفاری *
در عهد من آن که لاف سنج سخن است
خونش هدر است، قاتلش نظم من است
گوسالهٔ سامری اگر بانگ زند
اعجاز مسیح لقمهٔ دندان شکن است
تا آرزوي مردان نسبت به زنان، حتي اندك ترين آنها، از ميان نرود، انديشهي مرد در بند است، چنان كه گوساله كه شير مادرش خورد، به او وابسته است.
((بودا))
تا عمر مرا فلک به غم پیموده است
گوشم به فغان اهل شیون بوده است
امروز شنیده ام ز عرفی، بی تو
در خواب که چرخ هم نشنوده است
توانايي خرد و انديشه بر پايه ي ديدن، پژوهيدن و آزمودن استوار است، نه بر پندار بافي و پيش داوري هاي پوچ و نادرست و شنيده ها.
((رستم شهزادي))
ای عشق که مدح تو همین عشق بس است
برقی ست که موسی اش یک مشت خس است
نی نی در مستی نزنم، گلزارست
کش موسی عمران گل مشکین نفس است
تدبير هميشه بر شمشير غالب است.
((ناپلئون بناپارت))
تا رنگ من از شراب رهبان کردند
بی رنگی ام آبروی ایمان کردند
صوفی بت هستیم به صد پاره شکست
دردا که تعلقم پریشان کردند