پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻
به من مظلوم زور میگه!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
روش دخترا برای دانلود یک فیلم
فیش حقوق بابام اومده 16هزار تومن!! ینی اگه روزی 500تومن خرج کنیم، میتونیم هزارتومن پس انداز کنیم!!!!!:|
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.
واقعی واقعی چند شب پیش خواب دیدم دارم یه ماشین اتوماتیک میرونم. جاتون خالی چه حالی داد لامصب. عقده ای شدیم راستش نمیدونم مدل ماشین چی بود خدایا این خواب ها رو از ما نگیر
میخوام اقرار کنم ک با اینکه دانشجو ترم 6 ایم ( منو دوسآم ) هر ترم تو جشن معارفه ورودیا شرکت میکنیم, ولی نه بخاطر پکیج ( کیک و تکدانه و موز) :)) تازه یکی از دوستام خیلی ام شیک تو مسابقشونم شرکت کرده و فلش 8GB جایزه گرفته ^_^
اقا اوایل ترم بود استاد ما لیست حضور غیاب نداشت گفت اسماتونو روی یه برگه بنویسید بدید به من بعد از روی برگه شروع کرد اسمارو خوند تا اینکه بعد از یکم مکث کردن گفت اقای سیرابی حالا پسررو میگین ب رنگای بنفش و نارنجی دراومد گفت استاد میرابی نه سیرابی اول کل کلاس ساکت شد تا اینکه یکی از بچه ها زد زیر خنده و یدفه کلاس منفجر شد حالا نخند کی بخند حالا جالب اینجاست استاد که خودش از خجالت قرمز شده بود گفت سیرابی که معنیش بد نیست یعنی سیر از اب ولی تاثیری نداشت بچه ها کل صندلیای کلاسو گاز زدن قیافه ی بچه ها:))))))))) قیافه اقای میرابی :(((((((
رفتم خونه دائیم،زن دائیم داشت اتو میکرد اون دکمه اتو بخارو میزد صدا میداد منم فکر میکردم عطسه میکنه ای میگفتم عافیت باشه بعده چن بار گفتن نگاه که کردم دیدم بلهههه اتوشونه که باکلاسه، زن دائیمم فهمید منگولم به روم نیاورد
یادمه بچه که بودم بابام برام بستنی قیفی میخرید منم میخوردم اما به قیفش که میرسیدم انگشت میکردم توش بستنی در میاوردم فکرمیکردم قیفش خوردنی نیست ولی بزرگ که شدم فهمیدم قیفش خوردنی بود چ قیفایی که از دست ندادم من.هی روزگار دلم خونه قیفای عزیزم کجایین?
چند سال پیش با داییم اینا و خانواده رفته بودیم بیرون برا گردش.مسیر سرسبزو زیبا بود جاتون خالی.یه خره خوشکل هم در کنار جاده برای خودش میزیست و خوشحال بودو صفا میکرد. وقتی از کنارش رد شدیم پسر داییم که اون موقع حدود 5 سالش بود باباش رو صدا کردو گفت باباجون.دایی:بله پسرم.پسردایی:بابا این چیکار کرده که بهش میگن خر؟؟دایی ام از خنده نمیدونست چی جوابش رو بده.خره هم سری به نشونه تاسف تکون داد.......بهش گفتیم اسمش خره . چی بگیم بهش؟؟والا؟؟
انقد سر کلاسا موقه پرسش که میشد، ختم قرآن و صلوات نذر کردیم که الان باید مدرسه رو جم کنیم تا دو سال بریم جلسات ختم قرآن^___^
a.m یکی از بارزترین موقعیتهای که تو زندگی نصیب من شد این بود که راننده مینی بوس گف پاشو کرایه ها رو جمع کن بعد از اون هم چین موقعیت چش گیری که بتونم توانایییها واستعدادامو نشون بدم نصیبم نشد البته دستهای پشت پرده و لابی ها هم بی تاثیر نبودن اصن باید از مملکتی که قدر ادمو نمیدونن رفت ...
خواهرم رفته بود مغازه ساعت فروشی یه اقای میانسالی فروشندش بود خواهرم برا اینکه تخفیف بگیره گفت من همیشه مشتری شمام همش از شما خرید میکنمو اینا(الکی) حالا طرف برگشته میگه اره من همین که شمارو دیدم قیافتونو شناختم.... یعنی دروغ تا چه حد.. خواهرمم خودش مونده بود چی بگه...