0

☻☻☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻☻☻

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

عاقا ما یه گودزیلا داریم خدا بخیر کنه فقط؛)
چند روز پیش یه نقاشی کشیده آورده میگه عمو ببین،دیدم یه عروس داماد کشیده.گفتم بابا مامانت هستن گفت:نخیلم این خودم هستم اونم خانم آیندم ( 0 ! O ) (اینم منم).گفتم عمو زوده واسه تو خوسجلم.برگشته بهم میگه نه بابا مدرسه که برم تموم بشه جوان شدم بزرگ شدم دیگه.تازشم خیلی هم دیره( 0!o ) خدا وکیلی من هم سن این بودم پت پت پت میکردم.
اینا دیگه کی هستن؛ )

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

چهارشنبه 17 تیر 1394  5:28 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

امروز تو مدرسه مون زنگ ریاضی معلم یه مسئله نوشت با این مضمون:
انتگرال سه گانه رادیکال بیست و پنج با فورجه چهار و توان دو به اضافه ده تقسیم بر انتگرال رادیکالی با فورجه سه و عدد زیر رادیکالی بیست و هفت به توان چهار را به دست آورید.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
منم گفتم ببخشید آقا مگه خودتون بلد نیستین؟
معلم هم گفت آره بلدم
منم گفتم پس چرا وقت کلاسا میگیری؟
جاتون خالی بچه ها که رفتن رو هوا
منم رفتم رو هوا فقط با لگد معلم:))
آقا به خاطر تک تک این کلمات کتک خوردم پس لایک کنید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

پنج شنبه 18 تیر 1394  9:06 AM
تشکرات از این پست
farshon
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

یادمه یکی از بچه های کلاس ما خیلی قشنگ میتونست ادای فردوسی پورو در بیاره .بعد ما شماره دبیر فیزیکمون رو پیدا کردیم رفتیم با تلفون عمومی زنگ زدیم بهش حالا دیالوگ رو نیگا:
دوستم:(با لحجه فردوسی پور)سلام خدمت شما .شما تو برنامه 90 برنده جایزه شدید
دبیر ما:اااا سلااااام آقای فردوسی پور وای خیلی خوسحالم من شما رو خیلی دوست دارمممممم.همیشههههه برنامه شما رو نگاه می کنم
دوستم دیگه نتونست تحمل کنه پا تلفن ترکید از خنده. قطع کرد......دبیرمون تا یه هفته قیافش شبیه کسایی بود که شکست عشقی خورده بود...

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

پنج شنبه 18 تیر 1394  9:06 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

خواهرشوهر عمه ام کتلت درس کرده گوجه نداشته واسه کنارش کیوی سرخ کرده!!!!
وقتیم ازش میپرسی کیوی چه ربطی به کتلت داره؟
میگه:وقتی سامان گلریز موز سرخ میکنه منم کیوی سرخ میکنم!!!!!
تازه این یه نمونه از ابتکاراتشه!!!!!!
ینی من دلم واسه شوهرش کبابه ها!!!!!!!!!!!!

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

پنج شنبه 18 تیر 1394  9:07 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

یه بار سرکلاس انقد تخس بازی در آوردم معلممون گفت:پاشو گمشو بیرون،تو با کارات به ساحت مقدس کلاس توهین میکنی
منم هرهرهر خندیدم وبا اعتماد به نفس کامل گفتم:شما انقد بی سوادی به ساعت میگی ساحت!!!:))))
شنیدم زیر لب زمزمه کرد خدایا زجرکشم میکنی؟!!!
بیچاره:D

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

پنج شنبه 18 تیر 1394  9:07 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

دیروز کنفرانس داشتم
از همون اول کلاس استرس داشتم , سه نفر ارائه دادن ,آخرای کنفرانسِ نفر سوم بود بعدش نوبت من بود
تو فکر یه راه بودم که استرسمو ندید بگیرمو اینا.. گفتم برم دستشویی شاید خوب شم.
رفتم جاتون خالی استرس و اضطراب و ...همه اش از بین رفت!!!
با روحیه ای توپ رفتم سرکلاس که ارائه بدم
دیدم استاد رفته!!!
هیچی دیگه منم ارائه ندادم.
.
.
.
.
.
.
.
نتیجه : در مواقع استرس برید دستشویی^_^
نکته آموزشی*_*

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

پنج شنبه 18 تیر 1394  9:07 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

این پست از زبون خواهرم
تو دانشگاه بعد از تشریح جنازه حیون زنده رو تشریح میکنن ی مدت قورباغه رو تشریح می‌کردیم برای اینکار باید اول
قطع نخاعش کرد ی روز ک نوبت من بود ک فلجش کنم غورباغه از دستم در رفت افتاد رو یکی اونم جیغ
زد بقیه ترسیدن غورباغه ها رو ول کردن اونام سریع فرار کردن و تو کل دانشگاه پخش شدن جالب اینکه چون پنجره‌ها باز بودن یکیشون رفته بود تو دستشویی ماهم نتونستیم پیداش کنیم یکی از اساتید عزیز ک رفته بود اتاق فکر فهمیده بود

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

پنج شنبه 18 تیر 1394  9:07 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

دوستم تعریف میکردچندوقت قبلا دوتاقمری داشتندجفت بودن...یهو شوهرش میفته میمیره اینام برا اینکه ماده تنهانباشه میرن یه جفت براش میخرن؛اینم ظاهراجفتشونپسندیده بیچاره رواینقدنوک زده توسرش که کچل میشه!!!!
اینام این قمری نگون بختو برمیدارن یکی دیگه میارن جاش
حالانگواین زنه عاشق این یکی جفتش میشه وحسابی دوستش داشته
میگم لابداین تحصیلاتش بیشتربوده وگرنه دلیل دیگه ای به ذهنم نمیرسه والا...!

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

پنج شنبه 18 تیر 1394  9:07 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

ازدواج داییم وزنداییم از اونجایی شروع شد که من دوم راهنمایی بودم ویه شاگرد فوق العاده شیطون ونسبتا درس خون یه معلم دینی داشتیم خانم شاهوردی که خیلی سر کلاسش بچه ها خسته میشدن ولی من همیشه با مزه پرونیهام جو کلاسشو عوض میکردمیبار که کلاسش داشت تموم میشد بچه ها دورش جم شده بودن منم رفتم بالا سرش شروع کردم اداشو درآوردن بچه ها هم میخندیدن یهو برگشت منو دید خیلی عصبانی شد سریع آمار منو به مدیر مدرسه داد اونم گفت فردا باید والدینت بیان مدرسه منم به بابا که جرات نکردم بگم به مامانم گفتم اونم اومد به معذرت خواهی و ..مدیر مدرسه گفت حالا معذرت خواهی کن منم با پررویی هر چه تمام گفتم من از کسی معذرت خواهی نمیکنم این شد که خانم مدیر گفت با رئیس آموزش پرورش صحبت میکنم واخراج میشی ولی من بازم کم نیاوردم گفتم مهم نیست کلی از مامانم معذرت خواهی کردن و گفتن فردا پدرش بیاد از اونجایی که بابا نبود داییم اومددایی هم قصد ازدواج داشت ولی وسواس داشت یه 60 جا هم خواستگاری رفته بود اومد که موضوع منو فیصله بده رفت با خانم شاهوردی صحبت کنه گفتیم الان میاد الان میاد رفتن همانو دل دادن همان دیدم هر دو شادمان اومدن خانم شاهوردی هم گفت عزیزم دیگه تکرار نشه منو بگی دایی گفت بریم بعد یه هفته که من هنوز تو شوک بودم شنیدم آقا دایی عاشق شدن وبعد یکماه رفتیم خواستگاری واسش و خانم شاهوردی شد زندایی من هنوز هم بعد سالها زنداییم ازدواجشو مدیون بی ادبی منه خدایی نه کسی به دایی زن میداد نه زندایی خواستگار داشت شما نخندید بهم بر میخوره ها این بود ماجرای ازدواج دایی وزندایی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

پنج شنبه 18 تیر 1394  9:07 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

سرم درد میکنه شدید طوریکه چشام باز نمیشه مامان و بابام از سرکار برگشتن
بابام:چی شدی بعبعی(همون بعبعی کلاه قرمزی)؟!
من:سرم درد میکنه طوریکه انگار مغزم داره تکون میخوره
بابام:اخی نازی مگه تو مغزم داری!!!؟
مامانم:بیا اینجا پیش مامان دخترم
رفتم پیشش برگشته میگه:حالا از اینجا بدو محکم سرتو بکوب به دیوار
مامان و بابام:-D
منo_O
دیوار:-)
بازم من@_@

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

پنج شنبه 18 تیر 1394  9:07 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

دیشب جایی مهمونی دعوت بودیم یه پسر بچه فضول داشتن هی هرچی میگفتن نمیشست تا اخر بابا ش بهش اشتبایی بجای پلیس گفت صدای ماشین گشته ارشاد میاد بعد پسره گفت مگه با دوست دفملم اومدم بیرون هیچی دیگه پدره سرشو کرده تو گچ دیوار فکرمیکنه برفه هی صدا کبک در میاره ماهم هنوز رد گازمون رو فرش هست :))))))
.
.
.
.
کی گفته رکورد فحش برای اپراتره اون دانش اموزایی که میگن :((اقا اجازه امتحان نمیگیرید)) رکورد دارن
.
.
.
.
.
یکی از دوستام تعریف میکرد یه روز تو هوای سرد عاشق و دلباخته یه نفر شدیم رفتیم دنبالش ادرس خونه رو یاد بگیرم بعد که داشتم برمیگشتم دختره یه دفعه صدام کرد امیر من با خودم گفتم یا پیغمبر اشنا در اومد بعد گفتم ببخشید شم گفت:( منم حمید تو یه مدرسه بودیم) به جانم بقیش برام سخته بگم خودتون حدس بزنید :))))))))))))))))))
.
.
.
خدایا اینهمه ازخودم جک مینویسم حقه تایید نشه یا لایک ندن
.
.
.
کجا میری لایک چی؟
.
.
بکوب لایکو

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

پنج شنبه 18 تیر 1394  9:09 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

رفتم خونه دیدم مامانم ترشی انداخته!
مامانم: هستی مامان این ترشی رو واسه تو انداختم! میدونستم ترشی کلم دوست داری!! ^___^
من: ماااامااانییی! !! چیکار کردی؟؟؟؟؟؟؟ ترشی انداختی؟؟؟؟؟ به اسم من؟؟؟؟؟؟ شما مگه نمیدونی تو خونه ای که دختر مجرد هست نباید ترشی انداخت؟؟؟؟؟ یا میترشه یا شوهر بد اخلاق گیرش میاد!!!!
مامانم: وااا؟؟؟ چه حرفا!!! تو که خرافاتی نبودی!!! ://
من: مامان چطور تونستی؟ ؟؟ والا واسه پریسان هی کیک و شیرینی میپختی به من که رسیده ترشی میندازی؟؟؟؟؟ هی کیک و شیرینی پختی که دامادت اینقد محترم و مهربونه!!! حالا ببینم ی کاری میکنی شوهر من بی اعصاب باشه!!!! :(((((((
مامانم: دختره خرافاتی!!! زخمت کشیدم واست!!! نمیخوای؟ ؟؟ یه جهنم!!!ببر بده به دوستت!
من: پریا خودش مجرده مامان این کار درست نیس!!! میبرم واسه عمو مهرداد!!! (شوهر خالم!!!) اونم ترشی دوس داره!!!
مامانم: باشه ببرش! :/// کلی زحمت کشیدم واست لیاقت نداری!!!!
.
من: خوشبختانه خطر رفع شد!!! از فردا تا وقتی من تو این خونم فقط مارمالاد و مربا درست کن مامان!!! -____-
مامانم: :||||||

نمیدونم چرا چند روزه مامانم بام حرف نمیزنه! !؟؟
خوب به من چه؟؟؟ بحث آینده ی منه شوخی که نیس!!!! والا با این ترشی انداختناشون! !!!! ://///

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

پنج شنبه 18 تیر 1394  9:09 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

6-5 سال پیش خونه ما مجتمع بود و تو هر مجتمع 15 واحد آپارتمان بود ما طبقه اول بودیم.
یه روز می خواستم برم بالای پشت بام آنتن ماهواره رو درست کنم الکی(رفته بودم سیب زمینی از انباری بیارم) طبقات خیلی شبیه هم بود، موقع برگشت منه داغون تو محاسباتم اشتباه کردم و به جای طبقه اول رفتم طبقه دوم زنگ واحد شبیه به خودمونو زدم.
از قضا خانم همسایه که منتظر کسی بود بنده خدا درو باز کرد و دیگه نگاه نکرد کیه پشت در....
رفتم تو یعنی دو تامون قبض روح شدیم یه جیغ بنفش از اونو یه جیغ خرکی از من....
بعدشم پریدم بیرون و دمپایی هامو گرفتم دستمو مثه بز کوهی از پله ها امدم پایین.
از اون روز به بعد سعی کردم دیگه اون خانومو کلا کلیه وابستگانشو نبینم
خواهشا بیشتر دقت کنید دوستااااااااااااان

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

پنج شنبه 18 تیر 1394  9:09 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

داشتم تو کلاس زبان یه مطلبی رو ترجمه میکردم کلی هم رفته بودم تو خط با کلاس بودن...
یهو معلمه در اومد گفت google translate هم بهتر از تو ترجمه میکنه!
خلاصه پودر شدم :|

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

پنج شنبه 18 تیر 1394  9:09 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

امسال عید رفته بودیم بازدید جلوم یک کاسه پسته بود که چند تا تخمه هم قاطیش بود، جالبه که منم به پسته ها دست نمی زدم و دنبال تخمه هاش می گشتم، فهمیدم شاید همیشه بهترینها لذت بخش نباشن و گاهی هم متفاوت بودن باعث عشق دیگران ميشه!

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

پنج شنبه 18 تیر 1394  9:09 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها