0

☻☻☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻☻☻

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

عروسی یکی از آشناها بود من و دخترداییمم که افسرده از اینکه خواهرامون ازدواج کردن و عروس همسن ما بود ولی ما مجرد بودیم(دختریم دیگه چه میشه کرد)کلی به خودمون رسیده بودیم و رفتیم قسمتی که فامیلای مادری نشسته بودن سر میز اونا،یه خودی نشون خاله ها و زنداییا بدیم.شاید فرجی بشه واسه پسراشون بیان خاستگاری ما(آخه پسرای فامیل مادری لامصبا همه آدم حسابی اما مادرا سختگیر) خلاصه ما انقد خودمونو کشتیم که به چشم بیایم ،از تیپ و رفتار گرفته تا خوردن غذاها با صدتا گاز و نیم کلاج،محو بودیما همش هم به هم میگفتیم فلان کارو کنیم یا نکنیم که به چشم بیایم;-)چیه خودتو مسخره کنا!!!بقیشو نمیگما تا نیشتو نبندی!!!
عروسی یه تالار داغون با صندلیای باور کنید از حلب روغن ساخته شده بود؛
آقا انقد به خودمون فشار آوردیم که ولو نباشیم و محکم بشینیم یه دفعه زارت من افتادم تو صندلی عین سوسک دست و پا میزدم با کمک خواهرم اومدم بیرون و دختر داییم پهن شده بود از خنده که دیگه تو رو نمیگیرن واسه پسراشون،آقا انقد گفت که ناامید شدم و گفتم به جهنم حالا که اینطور شد بذار پرخوری کنم حداقل از عروسی لذت ببرم اما همیشه میگن تو اوج نا امیدی یه نقطه امید هست که یدفه زورت!
این بار دختر داییم افتاد تو صندلی که من انقد خندیدم نفسم بند اومده بود حالا اومدیم دخترداییمو دربیاریم آقا در نمیومد که مثل کتاب شده بود تا خورده بود تو صندلی،ماهم فقط میخندیدیم؛به زور در آوردیمش بعد که دوتایی میخندیدیم فامیلا گفتن عرضه هیچی نداریم ماهم در حین خندیدن تمام غذاها میوه ها و شیرینی رو در عرض چند لحظه نابود کردیم که بگیم آقا عرضه خوردن که داریم،الانم هردومون ازدواج کردیم:-D:-D
یادش بخیر.....چه روزی بود!

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

چهارشنبه 17 تیر 1394  5:20 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

اولي شكست عشقيمو وقتي خوردم ك شيش سالم بود عاشق3چرخه ي كوچولو موچولوم بودم ك هرعصر سوارش ميشدم ميرفتم تو كوچه هاي محلمون دور دور....ي روز وقتي از مهدكودك اومدم خونه.مامانم فروخته بودش ب نون خشكي

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

چهارشنبه 17 تیر 1394  5:20 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

بچه ها
بچه های الانم با تفنگ آتاری اون اردکا رو میکشن؟

بچه های الانم با کاغذ الگو و سریشم بادبادک میسازن و کلی گوشواره و دم بهش آویزیون میکنن؟

بچه های الانم پولاشون رو جمع میکنن و از بعد از امتحانا شانشی و راحتی و کاک میخرن.تا سرکوچه رو 1 جعبه گوجه بفروشن ؟

بچه های الانم با دوچرخه بچه پولدار فامیل یا محله 1 دور 1دور دوچرخه سواری میکنن؟

بچه های الانم مثل زمان ما این دلمشغولیا رو دارن یا فقط تبلت دارن؟؟؟؟؟


**************یاد باد آن روزگاران یاد باد**************

لایک: ظهر تابستون،فرار از خواب بعد از ناهار و بازی تو کوچه

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

چهارشنبه 17 تیر 1394  5:20 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

آقایون دادشام سام علیک
می خوام بدونم نظرتون چیه؟
به بابا میگم 2روز دیگه امتحانام شرو میشه بعده اونم کنکور دارم یه کمی تنقلات برام بیار
میگه: منظورت از تنقلات نکنه پسته س برو گمشو من از کجا بدون تو کنکور چیزی خوبی قبول میشی که برات زهر مار بگیرم هاااااااااا(همه واقفین که تو کنکور همه قبول میشن ولی .........)
خو حالا نظرتون چیه؟

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

چهارشنبه 17 تیر 1394  5:20 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

آقو چشمتون روز بد نبینه!ما ی بچه تو کلاس داریم بنده خدا خیلی زیاد تپله.فامیلی این بنده خدا هم چنگیزی هستش.ی روز سر کلاس اجتماعی داشت حرف می زد،معلم ما وسط درس داشت می گفت: «زمینی ب وسعت...»ک بی هوا ی هو فامیلی اینو گفت ک یعنی مثلا ساکت شو!در واقه جملش این جوری شد:زمینی ب وسعت چنگیزی!
یعنی یکی از باحال ترین سوتی های این معلم نازنین بود!این قدر خندیدیم ک روحمون شاد شد!
بچه های کلاس@_@
معلم اجتماعی^_^
چنگیزی:-(

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

چهارشنبه 17 تیر 1394  5:20 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

گودزیلای 6 سالمون اومده به بابابزرگش میگه:
بابایی بابایی حیییییییف:( بهش میگیم چی حیف: میگه هروقت من ازدواج کنم بابایی مامانی( بابابزرگ مامان بزرگ )دیگه مرده شدن و پیش ما نیستن (0!o)
عاقا دیگه همه دسته مبل ها رو داشتن گاز میزدن:)))
ما هم سن اینا بودیم همش فکر آدامس و پفک بودیم که اگه تموم شد چی کار کنیم؛ ) اونوقت اینا فکر چیا رو میکنند( 0!o) خدا به جمیع پدر و مادرها رحم و ما را از شر نسل 80 90 و بعد آنها حفظ فرما:) آمیییییین.
آمین گوهاش لطفا لایک رو بزنید بلکه مرحمی بر زخمهای ما باشد...والاااااااا

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

چهارشنبه 17 تیر 1394  5:21 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

دلم برای داییم تنگ شده بود زنگ زدم به گوشیش ازش پرسیدم کجاست گفت خونه است منم گفتم زنگ میزنم خونه دایی منم بدو بدو رفته بود گوشی برداشته بود قبل اینکه زنداییم گوشی برداره ازش پرسیدم چرا نفس نفس میزنه گفت دویدم زنداییت برنداره گوشی اونجا بود که یه فکر شیطانی به سرم زد
اولش کلی جوک و چرت و پرت گفتم داییم خندید بعدش شروع کردم
من:دایی عاشقتم پسرک
داییم:منم دوست دارم خل دختر
بعدشم یه چیزی پرسیدم داییم مجبور بشه توضیح بده
گوشیمو برداشتم زنگ زدم زن داییم
من:زن دایی با کی حرف میزنید دو ساعته اشغال تلفن خونه؟!
زن داییم:مگه تو با داییت حرف نمیزنی؟!!!!!!
من:نههههههه
هیچی بعدشم ریلکس با داییم اونور خداحافظی کردم
خخخخخخخخخخ
کلی بعدش هیجان انگیز بود
البته داییم و زن داییم برای سرم جایزه گذاشتن کاملا ارزششو داشت
من:-D
زن داییمo_O
داییم بعد قطع کردن تلفن@_@
هنوزم من:-D

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

چهارشنبه 17 تیر 1394  5:21 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

اولیـن سـری که رفته بودم مشهد؛از امام رضا خواستم چشمامو آبی کنه ، آبی نشد توسی ، توسی نشد ، سبز ، نشد عســلی...دیگه خیــــــلی نشد مکـــــی! ^ـــــ^
.
.
چیه خو؟شنیده بودم هر دعایی کنی اولین سری بر آورده میشه...خخخخ بماندش که بچه هم نبودمـــا، 14 15 سالم بود...
خدا شاهده هنوز که هنوزه نقل و نبات محفل فامیلم :(

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

چهارشنبه 17 تیر 1394  5:21 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

ديروز با همسايمون ميخواستيم بريم پارك،گودزيلاشون هي سر و صدا ميكرد،مامانش برا اينكه ساكتش كنه،گفت:اصلن عسلو نميبريم!عسل خانومم نه گذاشت نه برداشت گفت:بهـتررررر!من اصلن دلم نبود بيامممممم!!!!
ما O___o و بازم ما O__o و بازم ما o__O

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

چهارشنبه 17 تیر 1394  5:21 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

سلام
آقا این خاطره واسه خیلی وقت پیشه
وقتی که ۹ ، ۱۰ ساله بودم
با مادرم و خالم رفته بودیم بازار بعد از دور زدن و خرید کردن خواستیم که
برگردیم مادرم بهم گفت برو تاکسی بگیر
مسیر مون هم انتهای همون خیابونی که تاکسی ها ابتداش ایستاده بودن بود.
آقا منم شونه هامو انداختم بالا و مثل ی مرد رفتم جلو
رفتم پیش تاکسی و به راننده گفتم آقا راسته
یهو نگاه میکنم این راننده داره منو بروبر نگا میکنه
منم با اعتماد به نفس مضاعف حرفم رو تکرار کردم و هم چنان راننده من رو با تعجب
نگاه میکرد که مادرم اومد و به راننده گفت آقا مستقیم
اینجا بود که متوجه شدم چی سوتی دادم و مثل برف آب شدم رفتم زمین.
و در اینجا طبق سنت فور جوک

من :((
مادرم :))
راننده تاکسی :]]]
خالم :))
شما : بابا چقد اُشگول بودی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

چهارشنبه 17 تیر 1394  5:21 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

این خاطره من بر میگرده به 6 سال پیش ..اولین روزی که من با سایت 4جوک آشنا شدم یادمه 6سال پیش روزانه می تونستی 5تا پست بزاری بعد اینقدر سایت خلوت بود که طرف 5تا پست پشت سر هم گذاشته بود منم اون موقع با اینترنت دایل آپ میومدم تو سایت هی میخندیدم .یادمه اولین پستمو که میخواستم بزارم اینقدر فکر کردم که چی بزارم که داشت مخم سوت میکشید.یه چیزی از خودم در اوردم گذاشتم بعد از این که قبول شد خونرو گذاشتم رو سرم .6سال پیش کجا الان کجا .اون موقع اول راهنمایی بودم الان سوم دبیرستانم ...و بد ترین شکستمو وقتی خوردم که یکی از خاطرهام قبول نشد تا یه دو سه روزی تم افسرده بودم دی:
راستی اگه برین صفحه های آخر سایت یعنی 600 یا 700 جوک های اون موقع رو داره ...جوک هم جوکای قدیم..

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

چهارشنبه 17 تیر 1394  5:23 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

آی آقا پسرایی که به رانندگی دخترا گیر میدین...




خواستم بگم کار خوبی میکنین، من خودم تو امتحان رانندگی افسره بهم گفت بپیچ چپ به جای راهنما برف پاک کن رو زدم حالا بعد که متوجه اشتباهم شدم ،خواستم اصلاحش کنم مثلا و راهنمای سمت راست رو زدم.
البته گواهینامه رو گرفتم ها. ولی چون جون خودم و شما رو دوست دارم پشت فرمون نمیشینم.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

چهارشنبه 17 تیر 1394  5:24 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

یه روز نشسته بودم دستام رو چشام بود هیجا رو نمیدیدم

یه هو داداشم از در اومد داخل یه لگد به پام زد من چیزی بهش نگفتم

دوباره یکی زود تو پیشونیم بهش گفتم خیلی خری

دوباره یکی دیگه زد گفتم مریض

دیدم یکی زده پس گردنم

دیگه شاکی شدم اومدم بهش یه چیز بگم چشامو باز کردم

بابامو بالا سرم دیدم

دیگه قیافه منو تصور کنید دیگه

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

چهارشنبه 17 تیر 1394  5:24 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

امروز تو درمانگاه پوست نشسته بودیم منتظر بیمار(ریا نشه دانشجو پزشکیم)
یه پیرمردی با موهای کامل سفید خمیده و با عصا و خیلی ام بانمک و خوش اخلاق اومد تو.
بیمار ثابت استادمونه و هر چند وقت یکبار برای ریزش موهاش میاد درمونگاه(فکرشو بکنین 70 سالشه فکر ریزش موهاشه اونوقت من 22 سالمه کچل شدم از بس غذا خوابکاه خوردم عین خیالم نیس)
شکایت میکرد که داروهاتون تاثیری نداشته.استاد ازش پرسید چه طوری مصرف میکردی گفت والله نمیدونم حاج خانوم اینارو میزد به سرم.استاد بهش گفت خب پدرجان درست استفاده نکردی ، داروهاتو عوض میکنم برات.
با لهجه خوشگل یزدی گفت:غمی نیس اما دکتر داروها باکیش نیس خیلی خشه نمیشه حاج خانومو عوض کنین؟
همه حتی استاد داشتن زمینو گاز میزد...

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

چهارشنبه 17 تیر 1394  5:24 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

مادربزرگم گوشش مشکل داره،تازه نامزد شده بودیم رفته بودیم پیشش گفت اسم شوهرت چیه گفتم حسن؛گفت چی؟گفتم حسن؛گفت چی؟گفتم حسن ننه جون؛گفت علی؟من(با فریاد):حسسسسسسن؛بعد گفت آها علی؛با خودم گفتم چه فرقی میکنه علی یا حسن بذار بیچاره دلش خوش باشه بعد جلوش همسرمو صدا میکردم علی؛تو آشپزخونه که بودیم داشتم با حسن حرف میزدم صداش کردم حسن بعد مادربزرگم میگه اسمش که حسنه تو میگی علی
من:O:O
حسن::-D
مادربزرگم::-):-):-):-)
علی::-D:-D:-D
پدر بزرگ خدا بیامرزم از دیار باقی::-D:-D:-D:-D:-D:-D

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

چهارشنبه 17 تیر 1394  5:24 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها